لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
( صفت ) آنکه ظرفهای مسین را سفید کند .
فرهنگ معین
فرهنگ عمید
مترادف ها
سفیدگر
سفیدگر، ابکار فلزات، رویگر
پیشنهاد کاربران
سفیدگری پیشه ای قدیمی است که در آن درون دیگ ها و دیگر ظروف مسی را سفید/قلع اندود میکردند.
رویگر ( سر و کار با روی یا روه )
مسگر ( با مس )
آهنگر ( با آهن )
زرگر ( با زر )
سیمگر ( با نقره یا سیم )
سفیدگر ( با قلع )
رویگر ( سر و کار با روی یا روه )
مسگر ( با مس )
آهنگر ( با آهن )
زرگر ( با زر )
سیمگر ( با نقره یا سیم )
سفیدگر ( با قلع )
برای مسگر و یا سفید کلمه " سفار " استفاده میشود