تکبر: بزرگ مَنِشی
وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِکَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِیسَ أَبَىٰ وَاسْتَکْبَرَ وَکَانَ مِنَ الْکَافِرِینَ ( بقره - ۳۴ )
و چون گفتیم فریشتگان را که: سجده کنید آدم را، پس سجده کردند مگر ابلیس، که بازایستاد و بزرگ منشی کرد و بود از کافران.
... [مشاهده متن کامل]
( ترجمه پارسی تفسیر طبری )
فخر فروشی
خود بزرگ بینی بهترین معادله. چون کبر یعنی بزرگ
تکبُّر: از ریشه ی �کبر�، به معنی خودبزرگ بینی است؛ کسی که خود را از کسی دیگر برتر ببیند، به او احترام نکند و از او انتظار احترام داشته باشد.
تواضع:فروتنی، تذلل:کوچک نمایی، تکبر:بزرگ نمایی
در لری بختیاری
پز:تکبر
پزین:متکبر
تکبر: احساس فراتر از واقعیت در باره ی ارزش ویژگی های خویش که باعث می شود فرد خود را بالاتر یا برتر از دیگران بداند و انتظار دارد احترامی که دلخواه اوست برایش قائل شوند. ( le petit Robert 1 ) .
همتای پارسی این واژه ی عربی اینهاست:
... [مشاهده متن کامل]
پنکار penkār، دیمیاد dimyād، نیوتور nivtur ، فیس fis ( دری )
کاباد ( لکی: kabāda ) .
خودبینی
خودپسندی
مُتَکَبِّر یعنی معلولیت ذهنی دارد یا مغز پوکی دارد و با هیچی دیگران را تحقیر میکند.
إِنَّ الَّذینَ یُجادِلُونَ فی آیاتِ اللَّهِ بِغَیْرِ سُلْطانٍ أَتاهُمْ إِنْ فی صُدُورِهِمْ إِلاَّ کِبْرٌ ما هُمْ بِبالِغیهِ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمیعُ الْبَصیرُ56
نَبّ
ما و منی. [ وُ م َ ] ( حامص مرکب ) تکبر. خودپسندی.
آنانیت
بزرگ خویشتنی . [ ب ُ زُ خوی / خی ت َ ] ( حامص مرکب ) تکبر کردن . خود را بزرگ دیدن : اگر کلب غضب را طاعت داری در تو تهور و ناپاکی . . . و بزرگ خویشتنی . . . پدید آید. ( کیمیای سعادت ) .
برتری
خود را برتر از دیگری دیدن و دیگری را کوچک دیدن و خود را بزرگ دیدن
افاده
پُغار
بن مایه: لغت نامه دهخدا
غرور . . . . خودخواهی . . . . . . . .
نخوت . . . . نب. . کبر . . . غرور . . . . استکبار . . . . . . .
برتنی
باد و دم، غرور، نخوت، نب، افاده، برتنی، تبختر، تفرعن، خودبزرگ بینی، خودبینی، خودپرستی، خودپسندی، خودخواهی، صلف، فیس، کبر، گردن کشی، لاف، نازش، افاده کردن، کبر ورزیدن، بزرگ منشی کردن
فره
نب
نخوت
انانیت
باد و دم
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ٢٧)