مجموعه ای از پرکاربردترین ادعاهای پان ترکیستی است که متأسفانه در فضای مجازی رواج یافته اند. در ادامه، هر کدام از این شبهات را با استناد به منابع تاریخی معتبر ( که در نتایج جستجو نیز به آن ها اشاره شده ) بررسی می کنیم.
... [مشاهده متن کامل]
- - -
❌ ادعای اول: �توروک ها / توروکی ها از چند هزار سال پیش در صحنه تاریخ بودند�
واقعیت تاریخی: بله، قومی به نام �توروک که ها� ( Turukkaeans ) در متون آشوری باستان ( حدود ۱۸۰۰ تا ۱۷۰۰ پیش از میلاد ) ذکر شده اند. اما هیچ ارتباط قومی و زبانی اثبات شده ای بین �توروک که ها� و �ترک های امروزی� وجود ندارد.
بر اساس مقاله ویکی پدیا در این باره:
� سکونتگاه اصلی توروک که ها در حوزه دریاچه ارومیه و شمال باختری رشته کوه زاگرس بوده است .
� درباره تبار آنان، پژوهشگران بر این باورند که آن ها با وجود تأثیراتی از سامی های خاوری، وابسته به هوری ها بوده اند ( هوری ها یک تمدن کهن در شمال میان رودان بودند ) .
� نام های هندوآریایی ( نه ترکی ) این قوم، هویت هندو - آریایی آنان را آشکار می سازد و به نظر می رسد مهاجران هندوآریایی از شمال شرق وارد این منطقه شده اند .
� توروک که ها سرانجام حدود ۱۷۶۰ پ. م توسط حمورابی تسخیر شدند و در توده جمعیت هوری ها ادغام شدند .
نتیجه: �توروک که ها� یک قوم هندو - آریایی یا هوری بودند، نه ترک. نام �توروک� صرفاً شباهت ظاهری با �ترک� دارد و دلیل علمی برای ارتباط آن دو وجود ندارد. یک منبع معتبر نیز تأکید می کند: �ناسیونالیست های ترک هرجا نامی را مشابه تُرک دیده اند، آن را ترک خوانده اند� .
- - -
❌ ادعای دوم: �زبان ترکی با قاعده ترین زبان دنیاست / بیش از ۳۰۰ لغت مشترک با سومری دارد�
واقعیت علمی: زبان های سومری ( منقرض شده و ایزوله ) و ترکی ( زنده و از خانواده آلتایی ) هیچ ارتباط خویشاوندی ثابت شده ای با یکدیگر ندارند. برخی شباهت های واژگانی که میان زبان های مختلف دیده می شود، عمدتاً از نوع وام گیری یا تصادف زبانی هستند. در زبان شناسی ادعای �۳۰۰ واژه مشترک� بدون ارائه فهرست دقیق و بررسی تطبیقی، سندی بی اعتبار است. هیچ منبع دانشگاهی معتبری این آمار را تأیید نمی کند.
- - -
❌ ادعای سوم: �۱۵ امپراتوری و یکصد سلسله تشکیل دادند�
این جمله یک شعار تبلیغاتی بدون پشتوانه آماری است. اگر منظور تمام حکومت های ترک تبار در طول تاریخ ( از گوک ترک ها تا عثمانی ) باشد، این عدد اغراق آمیز است و هیچ فهرست مصداقی برای آن ارائه نشده است.
- - -
❌ ادعای چهارم: �مغول ها صدها سال تابع ترک ها بودند�
واقعیت تاریخی: مغول ها ( به رهبری چنگیزخان ) در قرن ۱۳ میلادی یک امپراتوری مستقل و قدرتمند建立 کردند و هرگز تابع ترک ها نبودند . این گفته برعکس است: پس از فروپاشی امپراتوری مغول، بسیاری از قبایل ترک ( مانند تاتارهای ولگا ) تحت سلطه مغول ها بودند . کلمه �تاتار� ( که گاهی به اشتباه معادل �مغول� استفاده شده ) در اصل �نامی برای جمعیت های گروه اردوی زرین سابق در اروپا� بود و برخی از این اقوام ترک تبار بودند، اما این ارتباطی به �تابعیت� مغول ها از ترک ها ندارد .
- - -
❌ ادعای پنجم: �فارابی، ابن سینا، بیرونی، خوارزمی، سهروردی، مولوی، صفی الدین ارموی، نظامی، صائب تبریزی، عبدالقادر مراغه ای از ترک ها بودند�
این ادعا با ساده انگارانه ترین شکل تحریف تاریخ روبروست. بیایید این فهرست را بر اساس منابع معتبر بررسی کنیم:
۱. ابوعلی سینا ( ابن سینا ) :
طبق گزارش باشگاه خبرنگاران جوان ( خبرگزاری رسمی کشور ) ، وی در سال ۹۸۰ میلادی در بخارا متولد شد که در آن زمان بخشی از ایران بزرگ و زیر نظر حکومت ایرانی سامانیان بود. پدرش از بلخ ( شهری در خراسان بزرگ ) و از صاحب منصبان سامانیان بود. ابن سینا علاوه بر عربی، به زبان فارسی کتاب نوشته است ( بیش از ۳۰ کتاب به فارسی ) و هیچ مدرکی دال بر ترک بودن او وجود ندارد. این خبر همچنین تأیید می کند که ترکیه مدعی ثبت این چهره به نام خود در یونسکو بود، اما این ادعا رد شده است .
۲. صفی الدین ارموی ( موسیقیدان ) :
طبق دانشنامه ویکی پدیا، برخی از مورخان از او با لفظ �افضلِ ایران� یاد کرده اند که به ایرانی بودن تبار او اشاره دارد . او در ارومیه ( شهری در آذربایجان ایران ) متولد شد، اما در بسیاری از منابع به عنوان دانشمند و هنرمندی ایرانی و مسلمان شناخته می شود، نه �ترک� .
۳. سایر بزرگان ( فارابی، بیرونی، خوارزمی، مولوی، نظامی، صائب ) :
� فارابی: متولد فاراب ( در قزاقستان امروز ) اما در تمدن ایرانی - اسلامی پرورش یافت.
� بیرونی و خوارزمی: هر دو در خوارزم ( واقع در آسیای مرکزی ) متولد شدند اما در دوران طلایی ایران اسلامی می زیستند و آثار خود را به عربی و گاهی فارسی می نوشتند.
� مولوی ( جلال الدین بلخی ) : متولد بلخ ( افغانستان امروزی ) و اشعارش به زبان فارسی است. اگرچه در قونیه ( ترکیه امروزی ) زندگی می کرد، اما هویتش ایرانی و فارسی است.
� نظامی گنجوی: متولد گنجه ( جمهوری آذربایجان امروز ) اما به فارسی می سرود.
� صائب تبریزی: شاعر بزرگ ایرانی در دوره صفوی.
نتیجه: فهرست کردن این اسامی به عنوان �ترک� یا �ازبک� یا �عرب�، یکسان سازی بر اساس مرزهای سیاسی امروزی است، در حالی که آن دوران این مرزها وجود نداشت. این بزرگان در تمدن ایرانی - اسلامی می زیستند که زبان علمی آن عربی و زبان فرهنگی آن فارسی بود. انحصار آن ها در یک هویت قومی امروزی تحریف تاریخ است .
- - -
❌ ادعای ششم: �اکثر ابنیه ایران در دوران ترک ها ساخته شده�
این جمله نادرست و ناقص است. ایران دارای آثاری از دوران هخامنشی ( تخت جمشید، پاسارگاد ) ، ساسانی ( طاق کسری، نقش رستم ) ، اشکانی و دوران اسلامی ( که برخی از حکام آن ترک بودند ) می باشد. بسیاری از بزرگ ترین آثار معماری ایران هرگز توسط ترک ها ساخته نشده اند. معماری ایران یک تداوم ۷۰۰۰ ساله از پیش از آریایی ها تا دوران معاصر است.
- - -
❌ ادعای هفتم: �۱۵۰۰ سال حکومت ایران توسط ترک ها�
واقعیت تاریخی: سلسله هایی مانند مادها، هخامنشیان، اشکانیان و ساسانیان ( بیش از ۱۰۰۰ سال ) ایرانی بوده اند. برخی از حکومت های پس از اسلام مانند غزنویان، سلجوقیان و خوارزمشاهیان، پادشاهانی ترک تبار داشتند، اما:
� فرهنگ و زبان دیوانی و علمی آن ها فارسی بود.
� این حاکمان خود را پادشاه ایران و وارث سنت هخامنشی و ساسانی می نامیدند.
� مدت حکومت آنان ۱۵۰۰ سال نیست، بلکه حدود نیمی از این مدت هم نمی شود.
حتی در آن سلسله ها، مردم عادی و نخبگان اداری و فکری ( مانند وزرا، نویسندگان، دانشمندان ) عمدتاً ایرانی بودند و هویت �ترک� فقط به طبقه نظامی محدود بود.
- - -
❌ ادعای هشتم: �لفظ کولی و لولی به کدام قوم نزدیک است؟�
این جمله حاوی اهانت و توهین قومی به مردم کولی/رومانی است و اتهامات نژادپرستانه ای دارد. این ادعاها ارزش پاسخ علمی ندارد و صرفاً برای تحقیر سایر اقوام مطرح شده اند.
- - -
جمع بندی نهایی برای پاسخ به دوستتان
در مقابل چنین ادعاهایی، دو راهکار دارید:
۱. پاسخ کوتاه و محکم: �تمامی ادعاهای متن شما پیش تر در منابع معتبر تاریخی و زبان شناسی بارها رد شده است. ادعای "توروک ها" بر اساس شباهت اسمی است و توسط کاشفان الواح آشوری ( مانند Laess�e و مجیدزاده ) تکذیب شده است. ادعای مالکیت مشاهیر علمی و فرهنگی نیز یکسان سازی مرزهای امروزی بر گذشته است. �
۲. پاسخ بلند و مستدل ( نکات کلیدی ) :
� توروک ها هوری یا هندوآریایی بودند، نه ترک .
� مشاهیری چون ابن سینا در تمدن ایرانی - اسلامی می زیستند و هیچ مدرک قطعی برای �ترک بودن� آنان وجود ندارد .
� زبان ترکی اصلی باستانی و مستقل دارد و نیازی به اثبات هویت خود با دزدیدن مشاهیر دیگران نیست.
� معماری ایران یک پیوستگی هفت هزار ساله دارد و مختص یک قوم و یک دوره نیست.
� قوم مغول مستقل بودند و هرگز توسط ترک ها اداره نمی شدند .
تاریخ علمی یعنی: مشخص کردن حقایق با ذکر منبع و سند، نه بزرگ نمایی یک قوم و تحقیر دیگران با توسل به شعار. دوست شما در این متن، در هر سطر از قواعد تاریخ علمی خارج شده است.
خدا وکیلی تاریخ جهان نتونی دمت بونی
طایفه مدهنی در زبان خودمون که نام اصلیش هست مدنی یا متنی هست در زبان فارسی می شود مَدهَنی نه مَد هندی خیلی فرق مدنی و مدهنی با مدهندی که از خودتون در آوردید هست تازه روستای دره هندیون فارسیش دره خندیون هست چون در لری خ به ح تبدیل میشه مانند خونه به حوزه تو ویکی پدیا هم زده بعد کتاب فارسنامه رو میگی اسمش روشه در مورد استان فارس هست نه لرستان و خوزستان یابو
... [مشاهده متن کامل]
اون پانی های قشقایی هستند که هندی هستند نه پاپی های لر پس دیگه حرف نزن
دو سند کوچک از کتاب دکتر رجبی
پاسخ به کاربر بیرانوند
۱. فردوسی نه به ترکان و نه تورانیان ( که البته این دو را به اشتباه یکی میدانسته ) توهین نکرده، نسخه هایی که ما از شاهنامه در دست داریم از ۴۹هزار بیت آغاز میشوند و تا ۶۱هزار بیت ( ! ) نیز هستند! علت این اختلاف میان نسخه ها، سترگ بودن کار شاهنامه و فردوسی است، بدیهی بود که کاتبان خلاق، دوست داشتند خودشان نیز اشعاری بسرایند و بدان بیفزایند، برای نمونه این ابیات الحاقی هستند:
... [مشاهده متن کامل]
۱. شعر معروف "فریدون فرخ فرشته نبود. . . " با اینکه بسیار زیبا و پرمعناست ولی الحاقی است.
۲. بیت طنز "که رستم یلی بود در سیستان" الحاقی است.
۳. شعر معروف "چو ایران نباشد تن من مباد" زمان رضاشاه سروده شده بود، بعدها به اشتباه آن را به فردوسی نسبت دادند.
۴. بیت معروف "بیا تا جهان را به نسپریم"
۵. بیت معروف "به گیتی به از راستی پیشه نیست"، در برخی نسخه ها آمده ولی در برخی نه، پس شاید الحاقی باشد.
۶. بیت بسیار معروف "بسی رنج بردم اندرین سال سی" در شاهنامه نه، بلکه در هجونامه فردوسی آمده، در اصالت این اثر به کل شک وجود دارد.
اینها ابیات خوب هستند و الحاقی!
ابیات بد هم هستند
۱. بیت معروف "عرب هرچه باشد مرا دشمن است" صددرصد الحاقی است و احتمالا در همین سده سروده شده باشد.
۲. بیت معروف "که آن ترک بدریشه و اهریمن است" در هیچکدام از نسخه های شاهنامه نیامده .
۳. بیت معروف "عرب در بیابان ملخ میخورد" صددرصد ساختگی است.
و چند مورد دیگر
دشمنان فردوسی پاک اندیش با دروغ بستن به او و تحریف سروده هایش می خواهند اورا نژادپرست نمایند، ولی هرکس که شاهنامه را کامل بخواند به حکمت ژرف آن اذعان میکند.
۲. شاید دشمنان لران به لران توهین کنند، ولی درست نیست شما خود را به سان آنان کنید، بیشتر آذربایجانی ها هیچ دشمنی ای با دیگر اقوام ندارند، همان سردار اسعد بزرگ هم به خاطر مقاومت مرحوم ستارخان و باقرخان قیام نمود و با کمک محمدولی خان تنکابنی تهران را گرفته و مشروطه را نجات دادند.
اینها تفاله هایی هستند که تاریخ همه آنها را دفن خواهد کرد، کسانی یادشان زنده می ماند که راه درست را بروند.
زنده باد ایران و همه اقوامش
در کتابهای زبده التواریخ، اخبار امراء و پادشاهان سلجوقی� تالیف 710ق ) ، تاریخ گزیده ( 730ق ) ، منتخب التواریخ معینى� ( 816ق ) و �شرفنامه� ( 1005ق ) به مهاجرت قبایلی از جبل السماق شام و دیگر بلاد به سرزمین لربزرگ در قرن ششم هجری اشاره شده است که شرح آن در �تاریخ گزیده چنین است در عهد او ) اتابک هزار اسف ) ملک لرستان رشک بهشت گشت و بدین سبب اقوام بسیاری از جبل السماق شام بدو پیوستند چون گروه عقیلی از نسل علی بن ابی طالب و گروه هاشمی از نسل هاشم بن عبد مناف و دیگر طوایف :چون آسترکی و مماکویه و بختیاری ، جوانکی، بیدانیان ، زاهدیان ، ، علائی کوتوند ، بتوند ، بوزاکی شوند ، زاکی ، جاکی و هارونی، اشکی ، کوی لیراوی ، مموئی ، یحفومی کمانکشی ، مماسنی ، ارملکی ، توانی ، کسدائی ، مدیحه ، اکورد ، کولارد و دیگر قبایل که انساب ایشان معلوم نیست ( م ) �. این موضوع سبب گردید تا برخی نویسندگان خارجی و وطنی برای
... [مشاهده متن کامل]
بختیاریها منشاء خارجی قایل شده و در اصالت آنان تردید نمایند.
،