باخواجه

لغت نامه دهخدا

باخواجه. [خوا / خا ج َ / ج ِ ] ( اِ مرکب ) جد اعلی :
نه بابا و نه باخواجه نه پور است
دراز و خشک و لاغر چون پنور است.
مبرایل ؟ ( از جهانگیری ).

پیشنهاد کاربران

در زبان نائینی ( شهری تاریخی در استان اصفهان، با زبان و بافت کهن ) ، باغاجه به معنی پدربزرگ و جد است. که شاید مخفف بابا خواجه است.