ایذه
/~ize/
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
پیشنهاد کاربران
در کتابهای زبده التواریخ، اخبار امراء و پادشاهان سلجوقی� تالیف 710ق ) ، تاریخ گزیده ( 730ق ) ، منتخب التواریخ معینى� ( 816ق ) و �شرفنامه� ( 1005ق ) به مهاجرت قبایلی از جبل السماق شام و دیگر بلاد به سرزمین لربزرگ در قرن ششم هجری اشاره شده است که شرح آن در �تاریخ گزیده چنین است در عهد او ) اتابک هزار اسف ) ملک لرستان رشک بهشت گشت و بدین سبب اقوام بسیاری از جبل السماق شام بدو پیوستند چون گروه عقیلی از نسل علی بن ابی طالب و گروه هاشمی از نسل هاشم بن عبد مناف و دیگر طوایف :چون آسترکی و مماکویه و بختیاری ، جوانکی، بیدانیان ، زاهدیان ، ، علائی کوتوند ، بتوند ، بوزاکی شوند ، زاکی ، جاکی و هارونی، اشکی ، کوی لیراوی ، مموئی ، یحفومی کمانکشی ، مماسنی ، ارملکی ، توانی ، کسدائی ، مدیحه ، اکورد ، کولارد و دیگر قبایل که انساب ایشان معلوم نیست ( م ) �. این موضوع سبب گردید تا برخی نویسندگان خارجی و وطنی برای
... [مشاهده متن کامل]
بختیاریها منشاء خارجی قایل شده و در اصالت آنان تردید نمایند.
،
... [مشاهده متن کامل]
بختیاریها منشاء خارجی قایل شده و در اصالت آنان تردید نمایند.
،
منبع:
n Lurs Genetic Diversity: An
AnthrIrani
aopological View Based on HLA
Class II Profiles 2006
( احتمالا مناطق کرد نشین سوریه ) به سمت ایران:
حمداله مستوفی در تاریخ گزیده از ایل جاکی نام می برد�نظریه حمدالله مستوفی پیرامون مهاجرت بختیاریها از شا
... [مشاهده متن کامل]
م. مستوفی اشاره به مهاجرت طوایف کرد از مناطق جبل السماق ( کردستان سوریه کنونی ) به مناطق لر بزرگ و لر کوچک می کند. حمداله مستوفی در سال ( ۷۳۰ ه. ق/۱۳۳۰م ) ، از ایل جاکی و لیراوی و ممسنی و بختیاری نام می برد که همراه با ۲۴ طایفه دیگر کرد از کردستان سوریه، به مناطق کهگیلویه و بختیاری و لرستان کنونی کوچ کردند. این رویداد در اوایل سده ششم هجری رخ داد.
وطاهر فضلوی کنیت داشت. جوانی شجاع بود . . . ابوطاهر به صلح و جنگ به وعد و وعید و فریب و شکیب توانست ملک لرستان در ضبط اورد و چون تمکین و استقرار یافت، هوس استقلال کرد و خود را اتابک خواند و عصیان نمود و کار ان ملک بر او قرار گرفت، در سنهٔ خمسین و خمس مایه. بعد از مدتی درگذشت و پنج پسر یادگار گذاشت: هزاراسپ و بهمن و عمادالدین پهلوان و نصرة الدین ایلواکوش و قزل. به حکم وصیت و اتفاق برادران. در سنهٔ خمسایه ( ۵۰۰ق. ) قریب صد خانه کرد، از جبل السماق شام ( کردستان سوریه کنونی ) ، به سبب وحشتی که ایشان را با مهتر قوم خود افتاده بود، به لرستان امدند و در خیل احفاد محمد خورشید که وزرا بودند نزول کردند، برسبیل رعیتی. بزرگ ایشان ابوالحسن فضلوی بود . . . او را پسری علی نام بود. چون علی درگذشت، از او پسری محمد نام بماند. چون او نیز نماند، پسری ا
ب
( احتمالا مناطق کرد نشین سوریه ) به سمت ایران:
حمداله مستوفی در تاریخ گزیده از ایل جاکی نام می برد�نظریه حمدالله مستوفی پیرامون مهاجرت بختیاریها از شا
... [مشاهده متن کامل]
م. مستوفی اشاره به مهاجرت طوایف کرد از مناطق جبل السماق ( کردستان سوریه کنونی ) به مناطق لر بزرگ و لر کوچک می کند. حمداله مستوفی در سال ( ۷۳۰ ه. ق/۱۳۳۰م ) ، از ایل جاکی و لیراوی و ممسنی و بختیاری نام می برد که همراه با ۲۴ طایفه دیگر کرد از کردستان سوریه، به مناطق کهگیلویه و بختیاری و لرستان کنونی کوچ کردند. این رویداد در اوایل سده ششم هجری رخ داد.
وطاهر فضلوی کنیت داشت. جوانی شجاع بود . . . ابوطاهر به صلح و جنگ به وعد و وعید و فریب و شکیب توانست ملک لرستان در ضبط اورد و چون تمکین و استقرار یافت، هوس استقلال کرد و خود را اتابک خواند و عصیان نمود و کار ان ملک بر او قرار گرفت، در سنهٔ خمسین و خمس مایه. بعد از مدتی درگذشت و پنج پسر یادگار گذاشت: هزاراسپ و بهمن و عمادالدین پهلوان و نصرة الدین ایلواکوش و قزل. به حکم وصیت و اتفاق برادران. در سنهٔ خمسایه ( ۵۰۰ق. ) قریب صد خانه کرد، از جبل السماق شام ( کردستان سوریه کنونی ) ، به سبب وحشتی که ایشان را با مهتر قوم خود افتاده بود، به لرستان امدند و در خیل احفاد محمد خورشید که وزرا بودند نزول کردند، برسبیل رعیتی. بزرگ ایشان ابوالحسن فضلوی بود . . . او را پسری علی نام بود. چون علی درگذشت، از او پسری محمد نام بماند. چون او نیز نماند، پسری ا
ب
مهاجرت انسان ها�از سوریه به زاگرس ( که در زمان خلافت بنی عباس صورت گرفت ) هم باعث پراکنده شدن هاپلوگروپ E شد. از هر ۵ نفر لر در ایران، یک نفر هاپلوگروپ E دارد. گرامر زبان های اروپایی تا حد زیادی متأثر
... [مشاهده متن کامل]
... [مشاهده متن کامل]
از مردم آفریقایی تبار E و شاید به علت تمدن اتروسکی باشد که نوادگان آن ها امروز تحت نام توسک ( آلبانیایی ) در بالکان زندگی می کنند. مسلمانان معتقد بودند سفیدپوستان شمال آفریقا که امروز به اسم بربر یا آمازیغ ( آدم، انسان ) شناخته می شوند در اصل همان کنعانیان و فنیقیان هستند. اروپاییان هم معتقدند که هاپلوگروپ E از سوریه به آفریقا راه پیدا کرده. فقط فرق این جاست که تاریخ نگاران مسلمان منشا کنعانیان و فلسطینیان را عربستان می دانستند ولی اروپاییان به یونانی بودن آن ها معتقدند. از نظر اروپاییان هاپلوگروپ E که در فراعنه ی زمان حضرت موسا پیدا می شود با حمله ی سکاها وارد مصر شده ( خانواده ی سلطنتی فراعنه زمان حضرت یوسف هاپلوگروپ R1b دارند. ناگفته نماند که مردم جنوب آفریقا هم اکثراً هاپلوگروپ E دارند. در�ایران�به طور متوسط ۴. ۵ درصد مردان از نوع E هستند. حتی ۴. ۷ درصد زرتشتیان هم از نوع E هستند.
بختیاریان چادر نشینانی بودند که با عشایر میانخیل از دره سند وسطی به مناطق کوهستانی افغانستان و بالعکس کوچ میکردند و معروف است که تخصص آنها
در دامداری بوده است همیلتن ص 204 ) .
بعد از آنکه چراگاههای زمستانی آنها به دست ایل گنڈاپورضافتاد شیر محمد خان همانجا ) چندین تیره آنها به یک جا نشینی در منطقه تابستانی قدیم خود در جنوب شرقی افغانستان روی آوردند به تخمین
... [مشاهده متن کامل]
رابینسون ص 176، یکصد خانوار ) . بدین سان نام ایشان بر چندین محل میان غزنه و قلعه قندهار گذاشته شده است ادامک ج5 ص78، ذیل بختیار، قاموس جغرافیای افغانستان ج 1 ص 225 ذیل بختیار قریههای افغانستان ج 1 ص 273، ج 3
ص ( 1320 ) تروبتسکوی و هنری فیلد میگوید بختیاران بین دره سند و افغانستان و زاگرس و شام و به العکس در حال کوچ و گذار بوده اند و در مقاطعی حاکمان آنها را در این مناطق ساکن کرده اند
شجرنامه ایلی محمد حیات خان ارائه کرده ( ص 280 ) که حاوی مطالبیست که مکمل اظهارات خواجه نعمت الله و شیر محمد خان است ( همان، ص 274 )
سردار اسعد بختیاری در کتابش آورده است که ایل بختیاری کوچ نشینانی بودند که از هند تا شام در
کوچ بودهاند و سلجوقیان آنها را از جبل السماق سوریه کوچاندند و در زاگرس ساکن کردند . مستوفی هم به کوچاند بختیاریها از سوریه به زاگرس اشاره
کرده.
در دامداری بوده است همیلتن ص 204 ) .
بعد از آنکه چراگاههای زمستانی آنها به دست ایل گنڈاپورضافتاد شیر محمد خان همانجا ) چندین تیره آنها به یک جا نشینی در منطقه تابستانی قدیم خود در جنوب شرقی افغانستان روی آوردند به تخمین
... [مشاهده متن کامل]
رابینسون ص 176، یکصد خانوار ) . بدین سان نام ایشان بر چندین محل میان غزنه و قلعه قندهار گذاشته شده است ادامک ج5 ص78، ذیل بختیار، قاموس جغرافیای افغانستان ج 1 ص 225 ذیل بختیار قریههای افغانستان ج 1 ص 273، ج 3
ص ( 1320 ) تروبتسکوی و هنری فیلد میگوید بختیاران بین دره سند و افغانستان و زاگرس و شام و به العکس در حال کوچ و گذار بوده اند و در مقاطعی حاکمان آنها را در این مناطق ساکن کرده اند
شجرنامه ایلی محمد حیات خان ارائه کرده ( ص 280 ) که حاوی مطالبیست که مکمل اظهارات خواجه نعمت الله و شیر محمد خان است ( همان، ص 274 )
سردار اسعد بختیاری در کتابش آورده است که ایل بختیاری کوچ نشینانی بودند که از هند تا شام در
کوچ بودهاند و سلجوقیان آنها را از جبل السماق سوریه کوچاندند و در زاگرس ساکن کردند . مستوفی هم به کوچاند بختیاریها از سوریه به زاگرس اشاره
کرده.
عزیزان لور ایذه اولیه نه ربطی به انشان داره نه عیلام
عیلام تمدنی بوده با زبان تک خانواده التصافی و منقرض شده بدست آشور هیچ منبع مق تحقیق علمی تاریخی نیومده بگه لورها عیلامی ن هیچی یک تفر به اسم والتر هیتنس تو کتابش اومده این احتمال داده و همین شخص مردمان دیگه هم به عیلام ربط داده! در هیچ کجای اوستا و هیچ کتیبه ای اسمی از واژه ایذه ابدا نیست
... [مشاهده متن کامل]
خود اتابکان لور بزرگ و کوچک هم کرد و عرب از شام سوریه بودن و والیان فیلی هم که عرب فیلی بوده تا دلتون بخواد کلی منبع سند موثق کهن هست! در لکی لور یعنی چراگاه و در تورکی یعنی مرض و بیماری لاعلاج تازه قرن پنج قمری بعد اسلام نخستین اشاره به واژه لور بود! اول تکلیف تون مشخص کنید پارس هستید یا کاسی یا عیلامی یا لولوبی کدومش؟
عیلام تمدنی بوده با زبان تک خانواده التصافی و منقرض شده بدست آشور هیچ منبع مق تحقیق علمی تاریخی نیومده بگه لورها عیلامی ن هیچی یک تفر به اسم والتر هیتنس تو کتابش اومده این احتمال داده و همین شخص مردمان دیگه هم به عیلام ربط داده! در هیچ کجای اوستا و هیچ کتیبه ای اسمی از واژه ایذه ابدا نیست
... [مشاهده متن کامل]
خود اتابکان لور بزرگ و کوچک هم کرد و عرب از شام سوریه بودن و والیان فیلی هم که عرب فیلی بوده تا دلتون بخواد کلی منبع سند موثق کهن هست! در لکی لور یعنی چراگاه و در تورکی یعنی مرض و بیماری لاعلاج تازه قرن پنج قمری بعد اسلام نخستین اشاره به واژه لور بود! اول تکلیف تون مشخص کنید پارس هستید یا کاسی یا عیلامی یا لولوبی کدومش؟
به "تاریخ جهان"
هم میهنان عرب حتی در خراسان جنوبی هم هستند و روستا دارند!!!!!!!!!!! در خراسان جنوبی گویش خاصی از عربی به نام عربی خراسانی وجود دارد!!!!!!!!!!!!! ولی هیچکس نمی گوید خراسان جنوبی عرب است چون تا نزدیک ترین سرزمین عرب زبان قاطع بیش از ۱۰۰۰کیلومتر راه دارد و ۹۹درصد مردم خراسان جنوبی به فارسی اصیل لهجه خراسانی یا تونی ( فردوسی ) سخن میگویند!
... [مشاهده متن کامل]
شما که قشقایی هستید باید خوب خوب بدانید که کوچروان می توانند اطراف شهری که هیچ اشتراک فرهنگی ای با ایشان ندارند چادر بزنند یا مبادله کنند، ولی این قرار نیست سند شهر را به نام ایشان بزند!
هم میهنان عرب حتی در خراسان جنوبی هم هستند و روستا دارند!!!!!!!!!!! در خراسان جنوبی گویش خاصی از عربی به نام عربی خراسانی وجود دارد!!!!!!!!!!!!! ولی هیچکس نمی گوید خراسان جنوبی عرب است چون تا نزدیک ترین سرزمین عرب زبان قاطع بیش از ۱۰۰۰کیلومتر راه دارد و ۹۹درصد مردم خراسان جنوبی به فارسی اصیل لهجه خراسانی یا تونی ( فردوسی ) سخن میگویند!
... [مشاهده متن کامل]
شما که قشقایی هستید باید خوب خوب بدانید که کوچروان می توانند اطراف شهری که هیچ اشتراک فرهنگی ای با ایشان ندارند چادر بزنند یا مبادله کنند، ولی این قرار نیست سند شهر را به نام ایشان بزند!
از برنامه ابادیس میخوام حساب تاریخ جهان رو مسدود کنه این شخص امده در صفحه ی ایذه ایا وبه توهین به قوم بزرگ لر می پردازد
ایذه قبلا جایی عرب نشین بوده که عشایر لور از چها محال و لرستان میان به اونجا هنوزم ایذه چندین روستا عرب نشین داره
و انسان نام قدیم بود در استان فارس امروزی نه ربطی به لور داره نه عیلام
عزیزان لور خودتون مسخره عالم نکنید و بی آبرو نکنید
ایده تنها زمانی بیابونی بیش نبود
ا
و انسان نام قدیم بود در استان فارس امروزی نه ربطی به لور داره نه عیلام
عزیزان لور خودتون مسخره عالم نکنید و بی آبرو نکنید
ایده تنها زمانی بیابونی بیش نبود
ا
ایذه پایتخت و مهد سنگ نگاره های ایران است، منطقه ای که همیشه بختیاری نشین بوده و تاریخ قوم لر را روایت میکند.
نام کهن ایذه ( آنزان یا آنشان ) بوده که محل تولد کوروش کبیر است.
( کوروش از قوم پارس در کتیبه خود نامی نیاورده فقط گفته من کوروش انزانی هستم )
... [مشاهده متن کامل]
کسانی که محل تولد کوروش کبیر را به روستایی در استان فارس با همین نام ربط میدهند باید بگم آنزان یکی از شهرهای مهم تمدن عیلام بوده تمدنی بسیار کهن تر از آریایی ها که خوزستان پایتخت تمدن عیلام بوده و جغرافیای تمدن عیلام ربطی به استان فارس ندارد.
یعنی آنزان تمدن عیلام با آنزان محل تولد کوروش کبیر یکی و ایذه کنونی است.
اگر پانفارس دست از تاریخ پرافتخار قوم لر بردارد خیلی خوب میشود.
نام کهن ایذه ( آنزان یا آنشان ) بوده که محل تولد کوروش کبیر است.
( کوروش از قوم پارس در کتیبه خود نامی نیاورده فقط گفته من کوروش انزانی هستم )
... [مشاهده متن کامل]
کسانی که محل تولد کوروش کبیر را به روستایی در استان فارس با همین نام ربط میدهند باید بگم آنزان یکی از شهرهای مهم تمدن عیلام بوده تمدنی بسیار کهن تر از آریایی ها که خوزستان پایتخت تمدن عیلام بوده و جغرافیای تمدن عیلام ربطی به استان فارس ندارد.
یعنی آنزان تمدن عیلام با آنزان محل تولد کوروش کبیر یکی و ایذه کنونی است.
اگر پانفارس دست از تاریخ پرافتخار قوم لر بردارد خیلی خوب میشود.
ایذه: این نام در اوستایی: ایذَه iża؛ و در سنسکریت: iha ( این جا ) بوده است. اینکه نگارش تاریخی آن حفظ شده و همچنان که در اوستایی ایذه نوشته شده مانده است و ایزه نوشته نشده، نشانگر آن است که این نام از
... [مشاهده متن کامل]
... [مشاهده متن کامل]
همان اوستایی گرفته شده و تنها گویش واج پایانی آن، که در اوستایی زَبَر ( فتحه ) بوده، زیر ( کسره ) شده است. اینکه چرا ایذه به معنی این جا نام این شهر شده است، باید این باشد که مردمان نخستینی که به این سرزمین آمده بودند، کسی از بزرگ آنها پرسیده کجا زندگی خواهیم کرد و او نیز به اوستایی گفته ایذه یعنی این جا؛ و این نام بر روی آن سرزمین مانده است. این گفتار در باره ی استامبول نیز هست؛ زمانی که شهر قسطنطنیه به دست ترکان عثمانی افتاد، پادشاه عثمانی ( شاه محمد دوم ) ممنوع کرد که کسی بگوید قسطنطنیه ولی نامی هم برای آن برنگزیده بود. روستاییانی که می خواستند به شهر بیایند، هنگامی که از آنان پرسیده می شد کجا می خواهید بروید، به رومی می گفتند: ایس تین پولین یعنی می خواهم به شهر بروم. و رفته رفته این جمله جایگزین قسطنطنیه شد و استامبول گشت. در عربی نیز روستاهایی با نام هُنا ( این جا ) و هناک ( آن جا ) دیده می شود.
ایذه ؛ به مفهوم نور روشنایی توانمندی دارای قدرت و. . . در حد و اندازه ی زیاد.
اگر از زاویه ی اولویت تلفظ و آوا نسبت به نگارش به کلمات نگاه کنیم مفهوم کلمه ی ایذه را در بسیاری از کلمات دیگر خواهیم دید.
... [مشاهده متن کامل]
مثل اصطلاح آذین کردن به مفهوم نورانی کردن
یا کلمه ی آذر به معنی نور آتش در کلمه ی آذرخش به معنی درخشش نور
مثل آزمایش به مفهوم انجام عملیاتی جهت روشن شدن میزان حقیقت در چیزی
مثل آزمون به مفهوم امتحان جهت روشن شدن میزان توانمندی در انسان ها
یا اصطلاح اذان که به معنی خواندن با صدای رسا می باشد
یا اصطلاح اذن دادن به معنی اجازه ی حرکت
مثل ایزانلو به معنی ایل و طایفه ی قدرتمند
مثل ایضاً به مفهوم چیزی به چیزی اضافه کردن تحت عنوان همچنین مکرر دوباره باردیگر
مثل استعاذه و اعوذ در اعوذ باﷲ من الشیطان الرجیم به معنی طلب نور و روشنایی و توانایی و قدرت از خداوند متعال
یا اصطلاح ایذائی به معنی اذیت کردن و فشار آوردن به کسی
یا اصطلاح اذعان به معنی تایید و تصدیق
اگر هم به کلمه ی ریشه ای ایذه، حروف دیگری را به عنوان یک افزونه در جهت ایجاد کلمات دیگر در جایگاه های کاربردی دیگر اضافه کنیم
مثل خیزش به مفهوم حرکت آهسته و کند که با افزونه ی برخیز به مفهوم بلند شدن دارای مفهوم دیگری می شود.
یا افزونه حرف ( م ) مثل میز و میزان به معنی تعادل انرژی
یا افزونه ی حرف ( ن ) در کلمه ی نیز به معنی همچنین در جمله ی او نیز به معنی او هم
و فراوان از این دست کلمات که در جریان پیچ و تاب حروف باعث ایجاد مفاهیم جدید می شوند.
مثل آذرنگ آذوغه آذرپاد و. . .
در واقع ریشه اصلی کلمه ی ایذه حرف ( ز ) می باشد و ذات آوایی حرف ( ز ذ ظ ض ) در کلماتی که معمولاً کمیت زیادی ندارند ولی کیفیت زیاد را دارا هستند. اصطلاح فلفل نبین چه ریزه بشکن ببین چه تیزه.
مقدار و کمیت و حجم کم ولی دارای قدرت و نفوذپذیری بالا و بُرد زیاد و رسا با سرعت زیاد را می رساند مثل زمان تیز بزرگ سوزن نیزه زبر و زرنگ زِبِل زبری خزان خزنده خیزش ظرف ظریف زیاد ذات زود زمان گذر زر زهر اذناب ضماد روز روزنه زمین زمان حَض زوج ریز زیاد زید مزه نزد نزدیک زدن زنده زندگی فیزیک فیض فضا ضیافت اضافه حذف.
اگر از زاویه ی اولویت تلفظ و آوا نسبت به نگارش به کلمات نگاه کنیم مفهوم کلمه ی ایذه را در بسیاری از کلمات دیگر خواهیم دید.
... [مشاهده متن کامل]
مثل اصطلاح آذین کردن به مفهوم نورانی کردن
یا کلمه ی آذر به معنی نور آتش در کلمه ی آذرخش به معنی درخشش نور
مثل آزمایش به مفهوم انجام عملیاتی جهت روشن شدن میزان حقیقت در چیزی
مثل آزمون به مفهوم امتحان جهت روشن شدن میزان توانمندی در انسان ها
یا اصطلاح اذان که به معنی خواندن با صدای رسا می باشد
یا اصطلاح اذن دادن به معنی اجازه ی حرکت
مثل ایزانلو به معنی ایل و طایفه ی قدرتمند
مثل ایضاً به مفهوم چیزی به چیزی اضافه کردن تحت عنوان همچنین مکرر دوباره باردیگر
مثل استعاذه و اعوذ در اعوذ باﷲ من الشیطان الرجیم به معنی طلب نور و روشنایی و توانایی و قدرت از خداوند متعال
یا اصطلاح ایذائی به معنی اذیت کردن و فشار آوردن به کسی
یا اصطلاح اذعان به معنی تایید و تصدیق
اگر هم به کلمه ی ریشه ای ایذه، حروف دیگری را به عنوان یک افزونه در جهت ایجاد کلمات دیگر در جایگاه های کاربردی دیگر اضافه کنیم
مثل خیزش به مفهوم حرکت آهسته و کند که با افزونه ی برخیز به مفهوم بلند شدن دارای مفهوم دیگری می شود.
یا افزونه حرف ( م ) مثل میز و میزان به معنی تعادل انرژی
یا افزونه ی حرف ( ن ) در کلمه ی نیز به معنی همچنین در جمله ی او نیز به معنی او هم
و فراوان از این دست کلمات که در جریان پیچ و تاب حروف باعث ایجاد مفاهیم جدید می شوند.
مثل آذرنگ آذوغه آذرپاد و. . .
در واقع ریشه اصلی کلمه ی ایذه حرف ( ز ) می باشد و ذات آوایی حرف ( ز ذ ظ ض ) در کلماتی که معمولاً کمیت زیادی ندارند ولی کیفیت زیاد را دارا هستند. اصطلاح فلفل نبین چه ریزه بشکن ببین چه تیزه.
مقدار و کمیت و حجم کم ولی دارای قدرت و نفوذپذیری بالا و بُرد زیاد و رسا با سرعت زیاد را می رساند مثل زمان تیز بزرگ سوزن نیزه زبر و زرنگ زِبِل زبری خزان خزنده خیزش ظرف ظریف زیاد ذات زود زمان گذر زر زهر اذناب ضماد روز روزنه زمین زمان حَض زوج ریز زیاد زید مزه نزد نزدیک زدن زنده زندگی فیزیک فیض فضا ضیافت اضافه حذف.
ایذه یعنی تاریخ چند هزارساله لر
ایذه یعنی اتابکان
ایذه یعنی شکوه و جلال
ایذج معرب شده ی ایذگ است در لری به ان گاهی نیز ایذَی میگویند ( ک و گ اگر در اخر باشند در بختیاری به ی تبدیل میشوند ) ) شهری لر نشین با قدمتی چندین هزارساله و مهد حکومت هایی از عیلامی تا ساسانی، شهری که نمایانگر هویت لر است
... [مشاهده متن کامل]
ایذه یعنی اتابکان
ایذه یعنی شکوه و جلال
ایذج معرب شده ی ایذگ است در لری به ان گاهی نیز ایذَی میگویند ( ک و گ اگر در اخر باشند در بختیاری به ی تبدیل میشوند ) ) شهری لر نشین با قدمتی چندین هزارساله و مهد حکومت هایی از عیلامی تا ساسانی، شهری که نمایانگر هویت لر است
... [مشاهده متن کامل]
ایذه شهری در شمال شرق استان خوزستان و مرکز شهرستان ایذه است، ایذه در مناطق نیمه کوهستانی قرار دارد این شهر در غرب ایران قرار گرفته است. ایذه قطب اکوتوریسم استان خوزستان محسوب می شود. مردم ایذه از ایل بختیاری هستند و به گویش بختیاری سخن می گویند. ایذه در گذشته مرکز اتابکان لر بزرگ بوده است. که به پایتخت سرزمین بختیاری هم مشهور است. این شهر از دوره ایلامیان تا کنون به طور متدوام سکونتگاه انسان بوده است. ایذه در زبان عیلامی به معنای شهرمیان آب است.
... [مشاهده متن کامل]
مردم ایذه لر بختیاری هستند و به زبان لری با گویش بختیاری گفتگو می کنند.
طوایف ساکنان ایذه، عمدتاً از طوایف ایل هفت لنگ بختیاری و بعضاً ایل چهارلنگ بختیاری طوایف دینارانی می باشند.
شهر ایذه از روزگار باستان تا امروز به نام های ایذج، اوجا، ایگه، اریگ، ایج، مالمیر یا مال امیر خوانده شده است. بعضی معتقدند نام قدیمی «اینز» و «ایزج» و «ایذه» تبدیل یافته است. به علاوه به دلیل وجود زیج های بسیار در این ناحیه، این شهر به نام اریگ یا ایج خوانده می شده است.
در لغت نامه دهخدا آمده: ایذج. ( اِخ ) نام قدیمی سرزمینی در ناحیه بختیاری که بعدها مال امیر ( مالمیر ) نامیده شد و در شهریور ۱۳۱۴ هَ. ش. نام آن به ایذه تبدیل شد.
شعر زیر از حافظ است که در آن به ایذج اشاره شده:
بعد از این نشگفت اگر با نکهت خلق خوشت
خیزد از صحرای ایذج نافه مشک ختن
در کتاب مُعْجَم البُلدان و سفرنامه ابن بطوطه آمده: ثم سافرنا من مدینة تستر… و وصلنا الی مدینة ایذج و تسمی ایضاً مال الامیر. ( ابن بطوطه ) ( ترجمه: سپس از شهر شوشتر سفر کرده و… به شهر ایذج می رسیم که به آن مال امیر یا مالمیر نیز گفته می شود )
ایدیده یا ایدیذ عیلامی با توجه به اینکه تمدن عیلام در منطقه کوهستانی فعلی بختیاری قرار داشته است و شهر ایدیده از شهرهای مهم آن بوده است و ایدیذه به معنای شهر کنار آب آمده است و به دلیل قرار گرفتن ایذه کنونی در کنار تالاب شط ( میانگران ) ممکن است ایدیده همان ایذه کنونی بوده است. شباهت میان حروف ایدیده با حروف ایذه نیز می تواند دلیل بر این مدعا باشد.
ایزج یا ایذج اکثر مورخان در آثار خود این شهر را با نام ایزج ذکر کرده اند چنان که ابن حوقل در صوره الارض ابودلف در سفرنامه، مقدسی در احسن التقاسیم حمدالله مستوفی در نزهه القلوب از این شهر با نام ایزج یاد کرده اند.






... [مشاهده متن کامل]
مردم ایذه لر بختیاری هستند و به زبان لری با گویش بختیاری گفتگو می کنند.
طوایف ساکنان ایذه، عمدتاً از طوایف ایل هفت لنگ بختیاری و بعضاً ایل چهارلنگ بختیاری طوایف دینارانی می باشند.
شهر ایذه از روزگار باستان تا امروز به نام های ایذج، اوجا، ایگه، اریگ، ایج، مالمیر یا مال امیر خوانده شده است. بعضی معتقدند نام قدیمی «اینز» و «ایزج» و «ایذه» تبدیل یافته است. به علاوه به دلیل وجود زیج های بسیار در این ناحیه، این شهر به نام اریگ یا ایج خوانده می شده است.
در لغت نامه دهخدا آمده: ایذج. ( اِخ ) نام قدیمی سرزمینی در ناحیه بختیاری که بعدها مال امیر ( مالمیر ) نامیده شد و در شهریور ۱۳۱۴ هَ. ش. نام آن به ایذه تبدیل شد.
شعر زیر از حافظ است که در آن به ایذج اشاره شده:
بعد از این نشگفت اگر با نکهت خلق خوشت
خیزد از صحرای ایذج نافه مشک ختن
در کتاب مُعْجَم البُلدان و سفرنامه ابن بطوطه آمده: ثم سافرنا من مدینة تستر… و وصلنا الی مدینة ایذج و تسمی ایضاً مال الامیر. ( ابن بطوطه ) ( ترجمه: سپس از شهر شوشتر سفر کرده و… به شهر ایذج می رسیم که به آن مال امیر یا مالمیر نیز گفته می شود )
ایدیده یا ایدیذ عیلامی با توجه به اینکه تمدن عیلام در منطقه کوهستانی فعلی بختیاری قرار داشته است و شهر ایدیده از شهرهای مهم آن بوده است و ایدیذه به معنای شهر کنار آب آمده است و به دلیل قرار گرفتن ایذه کنونی در کنار تالاب شط ( میانگران ) ممکن است ایدیده همان ایذه کنونی بوده است. شباهت میان حروف ایدیده با حروف ایذه نیز می تواند دلیل بر این مدعا باشد.
ایزج یا ایذج اکثر مورخان در آثار خود این شهر را با نام ایزج ذکر کرده اند چنان که ابن حوقل در صوره الارض ابودلف در سفرنامه، مقدسی در احسن التقاسیم حمدالله مستوفی در نزهه القلوب از این شهر با نام ایزج یاد کرده اند.






ایذه نام یک شهر خوزستان است به معنای شهر کنار آب .
نام ایذه یا همان ایزَج مُعرَّب ایزَگ است و ایزَگ در زبان پارسی پهلوی به چیم ( معنی ) عبادت کننده و یا ابزاری برای عبادت کردن است. درستی این سخن از آتشکده ایزَگ ( بهتر است نام درستتر شهر را بنویسم ) و نام پارسی رود کنار آن آشکار است.
ایذه، که در قدیم به آن آنزان گفته می شد. یکی از شهرستان های پر جمعیت و بختیاری نشین استان خوزستان ایران است. ایذه یکی از شهر های باستانی ایران است، که در زمان های عیلامی و اشکانی و اتابکان پایتخت بوده
... [مشاهده متن کامل]
... [مشاهده متن کامل]
است. این شهر آثار و کتیبه ها و نگاره های زیادی از دوران های عیلامی را در خود جای داده است، به دلیل تاریخ بسیار کهن، این شهر هم اکنون از طرف ایران در فهرست ثبت موقت جهانی در سازمان یونسکو ثبت شده است.
با سلام
شهرستان ایذه شهرستانی بختیاری نشین میباشد
مردمان این شهرستان به زبان لری ( گویش بختیاری ) سخن میگویند
نام باستانی ایذه ( آنزان ) بوده و بعدها مالمیر نیز گفته میشده
زنده باد ایران و ایرانی
شهرستان ایذه شهرستانی بختیاری نشین میباشد
مردمان این شهرستان به زبان لری ( گویش بختیاری ) سخن میگویند
نام باستانی ایذه ( آنزان ) بوده و بعدها مالمیر نیز گفته میشده
زنده باد ایران و ایرانی
درود بر همه مردم ایران بویژه مردم دلاور ایذه
چه تاریخی چه شکوهی چه بلوغی
اینده ایران ازان شماست.
چه تاریخی چه شکوهی چه بلوغی
اینده ایران ازان شماست.
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٨)