کاربر پایینی تمام واژگان جهان را به مغولی ربط میده عجب
پاسخ به جناب "قوطوری"
۱. سنگ احتمالا با مصدر "سَختَن" در فارسی که مصدر قاعده مند آن "سنجیدن" است همریشه است. یعنی سنگ = سنج
به معنی اندازه گرفتن، سنگ ترازو هم همان سنجه در ترازو
سختن/سنجیدن = اندازه گرفتن/آزمودن
... [مشاهده متن کامل]
سخته/سنجیده = اندازه گرفته ( صفت مفعولی )
مثال های در ادبیات فارسی:
.
دو برد یمانی همه زرّبفت
بسختند هر یک بمن بود هفت
فردوسی
.
همه گنج ارجاسب در باز کرد
نگهبان درم سختن آغاز کرد ( درم سختن=وزن کردن و شمردن درهم ها )
فردوسی
.
جز سخته وپیموده مخر چیز که نیکوست
کردن ستد و داد به پیمانه و میزان
ناصرخسرو
( ناصرخسرو میگوید بجز کالایی که اندازه گیری و سنجیده شده چیزی نخر، که داد و ستد باید با پیمانه و ترازو انجام شود. )
.
چه بسا خود واژه "سخت" به معنی محکم هم از همین باشد. و معنای اصلی اش "سنجیده" باشد.
.
۲. آن "استخوان" هم که فرمودید، کی به شما گفته استخوان ترکی است؟ کدام ترک تا امروز در زبانش واژه استخوان داشته که حالا بخواهد به فارسی وامش دهد؟
ریشه "اُست" نه تنها ترکی نیست، بلکه از اشتراکات آشکار زبان های هندواروپایی است.
.
فارسی و لهجه هایش: اُست، اَستو ( لهجه مردم ) ، استخوان، استی و. . .
لری ( جنوبی ) : هَئس ( شنیدم، تایید نمیشود. )
کردی ( شمالی ) : hesti کردی ( میانی ) : iesk
یونانی: osto ( جالب اینجاست که در لهجه های فارسی هم بسیار از اَستو یا اُستو استفاده میشود، مثلا استودان همان جایی است که ایرانیان باستان پیکر مردگان را لاشخور میکردند. و تقریبا تمام شهرهای ایران بقایای یکی از این استودان هارا دارد. )
لاتین: ossis
ایتالیایی: osso
فرانسوی: os
روسی: kost
سانسکریت: asthi
.
آیا این شجاعت را دارید که بگویید "امپراتوری ترکان بر ایران" واژه استخوان و ریشه است را از هند تا اسپانیا به همه وام داده؟ اگر پاسختان مثبت باشد وارد مرحله تازه ای خواهیم شد. . .
چه شکرخواری میفرمایید
به نظر می رسد حاکمیت امپراطوری ترک زبانان بر ایران وجهان تاثیر بسیاری بر زبان آنها گذاشته است
احتمالا کلمه سنگ با کلمه سُنگ ترکی مرتبط است
کلمه سُنگ در ترکی به معنی استخوان است. سنگ مثل استخوان محکم و سفت وسخت است استخوان پایه وستون بدن است مثل سنگ که پایه و اساس ساختمان است
... [مشاهده متن کامل]
استخوان هم به نظر با اُستُقان ترکی مرتبط است اُستُ=رویش ( رویه اش، بالایش ) قان=خونین، خونی
همانطور که می دانیم گوشت روی استخوان را از هر جایی ببریم خونین میشود آنطور تداعی میکند که روی استخوان پوشیده از خون است
سنگ
سنگ بزرگ، نشونه ی نزدنه ( سنگ بزرگ علامت نزدن است ) ، نشونه ی ترسوندنه.
روسیه، پاکستان، هند، کره شمالی، فرانسه و انگلیس و اسرائیل بمب اتمی دارند کدام تا حالا ازش استفاده کردند؟! چرا آمریکا به کره شمالی حمله نمی کنه؟! چون می ترسه،
... [مشاهده متن کامل]
نداشتن بمب اتمی یعنی کشتن بچه های میناب توسط آمریکای کودک کش کودک خوار. . . .
دُسته = سنگ
دُسه = سنگ مناسب پرتاب ، گوله سنگ
سی. [ س َ ] ( اِ ) سنگ را گویند . ( آنندراج ) ( برهان ) ( جهانگیری ) .
لری بختیاری
بَرد، راک، کُلمات:سنگ معمولی
کُچُک:سنگ بزرگ
تاش، گَر:صخره
اَلتاش:تخته سنگ یا صخره ی بزرگی که تراشیده شده باشد
در این سروده گویا سنگ به چم نقد است جوری که اگر وازه نقد را بجای سنگ نهیم اشکار میشود
تا زر شعر من از سکه تو نام گرفت
هر در م سنگ مرا قیمت دیناری هست
هر درم نقد مرا قیمت بازاری هست
سیف فرغانی
... [مشاهده متن کامل]
ز گیلان هرآنکس که جنگی بدند
هشیوار و بارای و سنگی بدند.
فردوسی.
سنگ = برد = کاس = کاز = راک = لاک زین رو لاک پشت و کاس پشت نیز گویند.
سنگ را در پارسی پهلوی سگ/سج و به پارسی هخامنشی به گونه اثک است ( ن سپس افزوده شدهچون بجشگ/گجشک/گنجشک. تفگ/تفنگ ) .
صخره، کلوخ، گُوهر
جماد، جامد ، صخره، کلوخ، سنگ ریزه
برد فیلی لری
منبع. عکس فرهنگ ریشه های هندواروپایی زبان فارسی
این واژه در تمام واژه نامه فارسی گفت شده
زبان های ترکی�در چند مرحله بر�زبان فارسی�تأثیر گذاشته است. نخستین تأثیر زبان ترکی بر پارسی، در زمان حضور سربازان تُرک در ارتش�سامانیان�روی داد. پس از آن، در زمان فرمان روایی�غزنویان، �سلجوقیان�و پس از�حملهٔ مغول، تعداد بیشتری�وام واژهٔ�ترکی به زبان فارسی راه یافت؛ اما بیشترین راه یابی واژه های ترکی به زبان فارسی در زمان فرمانروایی�صفویان، که ترکمانان�قزلباش�در تأسیس آن نقش اساسی داشتند، و�قاجاریان�بر ایران بود.
... [مشاهده متن کامل]
• منابع ها. تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. اول و دوم، انتشارات ققنوس، ۱۳۷۴
• تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. سوم، انتشارات بدیهه، ۱۳۷۴
• حسن بیگ روملو، �احسن التواریخ� ( ۲ جلد ) ، به تصحیح�عبدالحسین نوایی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹. ( مصحح در پایان جلد اول شرح مفصل و سودمندی از فهرست لغات�ترکی�و�مغولی�رایج در متون فارسی از سده هفتم به بعد را نوشته است )
• فرهنگ فارسی، محمد معین، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۵
• غلط ننویسیم، ابوالحسن نجفی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۸۶
• فرهنگ کوچک زبان پهلوی، دیوید نیل مکنزی، ترجمه مهشید فخرایی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۹
سنگی به کلوخی بخورد؛تَقِّی به تُوقِی بخورد:علم شنگه ای. شلم شوربایی. غوغایی. سروصدایی. شلوغی. ریختنی؛ریخته بودند. آشوبی. ناآرامی. شورشی. سربرداشتنی.
لری بختیاری
بَرد. راک:سنگ
بَردین:سنگی
در زبان تالشی علاوه بر اینکه از واژه سنگ استفاده می شه واژه دیگه ای هم استفاده میکنیم. و اون واژه کاز هست. مکان های زیادی هم با کاز اسم گذاری شده.
سینیگ به معنی شکسته شده، سنگدان پرنده به معنی جای شکسته شدن مواد غذایی به نظر میرسد ریشه ترکی داشته باشد
سنگ
ما در زبان فارسی واژه های بسیاری با پسوند انگ ang
داریم که بیشتر حالت کوتاه سازی دارند مثل جنگ ، تنگ ، کنگ ، دنگ ، رنگ، پلنگ و، ، نگاه کنید به . گویش عبدویی su همچنین در گویش کلانی estu
S باقی مانده و پسوند ang گرفته
... [مشاهده متن کامل]
همچنین ببینید renAهمان نور و رنگ هست r به علاوه ang واژه رنگ رو درست کرده به شکلی خلاصه سازی شده نمونه های بسیاری زیادی هست که فکر میکنم درجای خودشون بهتر هست ریشه ها معرفی بشه در اینجا من رنگ رو برای مثال آوردم موارد دیگر رو هم ریشه ها رو معرفی میکنم
واژه سنگ
معادل ابجد 130
تعداد حروف 3
تلفظ sang
نقش دستوری اسم
ترکیب ( اسم ) [پهلوی: sang]
مختصات ( سَ ) [ په . ]
آواشناسی sang
الگوی تکیه S
شمارگان هجا 1
منبع واژگان مترادف و متضاد
دررزبان کردی به سنگ می گن کوچک
یک نوع سنگ که اول اسم آن م و پنج حرفی است برای حل جدول میخواهم
سلام یک سنگ که اول اسم آن م و پنج حرفی باشد
سنگ به ترکی میشه داش
سنگ واژه ای ایرانی
و در زبانهای ایرانی
کردی اوستایی ( کرمانجی ) . کویر&بَرد
پارسی. . . . سنگ
سنگ در کفش داشتن: کنایه از در تنگنا قرار گرفتن و مضطرب و مشوّش بودن.
( ( کله آنگه نهی که در فتدت
سنگ در کفش و کیک در شلوار ) )
( تازیانه های سلوک، نقد و تحلیل قصاید سنائی، دکتر شفیعی کدکنی، زمستان ۱۳۸۳، ص۳۷۱. )
سنگ :
مرا خواست کآرد به کاری بچنگ
دو دست اندر آورد چون سنگ تنگ
دکتر کزازی در مورد این واژه می نویسد: 《سنگ با همین ریخت ، در پهلوی ، به کار می رفته است؛ این واژه در اوستایی، اَسَنگ بوده است و ستاک در آن " اَس" است که در" آس" پارسی به معنی سنگ و در " آسمان " که معنای ریشه ای آن سنگ مانند ، به یادگار مانده است. 》
... [مشاهده متن کامل]
نامه ی باستان ، ج ۳ ، داستان سیاوش ، دکتر کزازی ۱۳۸۴، ص ۲۴۹.
در بیت زیر سنگ در معنی شکوه و وقار به کار رفته است .
( ( زمانه ندادش زمانی درنگ
شد آن هوش هوشنگ بافر و سنگ ) )
همان ص 252. )
در زبان کردی به سنگ ( Kevir ) گفته می شود
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ٢٩)