پنجول

/panjul/

معنی انگلیسی:
claw, paw

لغت نامه دهخدا

پنجول. [ پ َ ] ( اِ ) در تداول کودکان و زنان ، صورتی از پنجه با ناخنهای تیز و دراز.

فرهنگ فارسی

( اسم ) پنج. گربه و مانند آن .

فرهنگ معین

(پَ ) (اِمر. ) ناخن دست انسان یا پنجة برخی از حیوانات مانند گربه ، پلنگ و مانند آن .

فرهنگ عمید

۱. چنگال.
۲. پنجۀ درندگان.
۳. پنجۀ گربه.

گویش مازنی

/panjool/ پنجه - چنگ انداختن

واژه نامه بختیاریکا

( پنجول * ) پنجه دست؛ گیاهان پهن برگ

پیشنهاد کاربران

این واژه گاهی پنگول هم تلفظ میشود که به خاطر مانستگی حرف ج و گ به یکدیگر است.
پنجول در گفتار عامی مردم از دو بخش پنج که اشاره گر به ۵ انگشت دست انسان است، اوله کوچکساز ساخته شده.
اوله را میتوان در کوتوله ( از ریشه کوت به معنی خرد و ریز، کوتگ/کودک، کوتاه هم از همین ریشه اند ) ، زنگوله ( زنگ کوچک ) روله ( رود به معنی فرزند و اوله کوچک ساز، این واژه در کردی و لری کاربرد دارد ) ، قندوله، مشکوله هم دید.
...
[مشاهده متن کامل]

پسوند اوله در لاتین به ریخت اولا یا ائلا بسیار کاربردی است، گلوبول، فرمول ( فرم یعنی ریخت و فرمول یعنی ریخت کوچک، در ریاضیات و فیزیک ) ، و حتی کشور ونزوئلا هست، ونزوئلا در زبان اسپانیولی یعنی ونیز کوچک.