لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
پاره گوشت در درون حیوان که ماد. سود است و اهل هند آن را تلی خوانند .
۱ - راهی که اسب بیک روز تواند پیمود . ۲ - ( اسم ) عرصه ای که اسب در آن تاخت کند میدان اسب دوانی اسب رس اسب رز اسپ ریس . ۳ - میدان چوگان بازی و نمایش و رژه ۴ - میدان جنگ .
فرهنگ معین
فرهنگ عمید
گویش مازنی
مترادف ها
طحال، سپرز، اسپرز، تخم ماهی نر
جسارت، طحال، سپرز، اسپرز
پیشنهاد کاربران
اِسپِرِز نام یک کلاته در کیلومتر ۲ مسیر تاریخی چاشم به سوادکوه در شمال استان سمنان و در دهستان چاشم می باشد از دیگر کلاته های مجاور آن، تِله ، لَجیمِرت، لاپِرت، گُنگادِر، چشمه بِن و با کمی فاصله کِلیس،
... [مشاهده متن کامل]
... [مشاهده متن کامل]
سولا و اِزنابن می باشد شاید اسپرز از دو کلمه ( اسپه رِز ) باشد به معنای جایی که زمینش شن و ماسه ای ( خاک درشت دانه ) و سفید رنگ ( آهکی ) باشد البته شاید معانی دیگری نیز داشته باشد.
در گویش روزانه یزد و بسیاری جاهای دیگر واژه اسبل و در پارسی ادبی واژه اسپرز یا سپرز را داریم، چه کسی مارا مجبور کرده که از واژه بیگانه طحال بهره ببریم؟
یا معده به جای شکم و شکمبه؟
یا کبد به جای جگر؟
... [مشاهده متن کامل]
یا صورت به جای رخ؟
بزرگترین دشمنان پارسی نهاد زبان سامانی ماست که خیر کله اش خود را فرهنگستان زبان و ادب "فارسی" میخواند!
یا معده به جای شکم و شکمبه؟
یا کبد به جای جگر؟
... [مشاهده متن کامل]
یا صورت به جای رخ؟
بزرگترین دشمنان پارسی نهاد زبان سامانی ماست که خیر کله اش خود را فرهنگستان زبان و ادب "فارسی" میخواند!