کاربرد سهم در فارسی به معنی ترس و باک و بیم:
.
دمنه را گفتا که تا این بانگ چیست
با نهیب و سهم این آوای کیست
( ( باقی مانده کلیله و دمنه رودکی ) )
.
چو از دور دیدش بر آن سهم و خشم
... [مشاهده متن کامل]
پر از خاک روی و پر ازگرد چشم
( ( فردوسی ) )
.
کاربرد آسیمه به معنی ترسیده و آشفته و مشوش
.
بدان تن در آسیمه گردد روان
سپه چون بود شاد بی پهلوان
( ( فردوسی ) )
.
به ره گیو را دید [ دستان ] پژمرده روی
همی آمد آسیمه و پوی پوی
( ( فردوسی ) )
.
به عبدالرضا
چرا فکر میکنید افعال ترکی نمی توانند ناترکی باشند؟
ترکی استانبولی خود مثلا از فارسی "از بَر کردن" ( بَر یا ویر در فارسی به معنی سینه یا به طور کنایه ای به معنی حافظه است. ) را وام گرفته و از آن "اِزبِرلاماک" را ساخته!
یا سپردن یا سپاریدن ( به خداوند ) را از فارسی گرفته و "اسمارلاماک" را ساخته!
آرزو که اصلا فعل نیست، به معنی دور و دراز و نارسیده است را گرفته و آرزولاماق را ساخته!
البته فارسی هم مصدرهایی مانند بلعیدن، طلبیدن، رقصیدن و قاپیدن را از ترکی و عربی گرفته و منکر نمیشویم، ولی سراسیمه بی هیچ شک و شبهه ای فارسی است.
یاحق
سرآسیمه از بخش های
۱. سر به معنی کَلِّه
۲. آ پیشوند تاکیدی و فعل ساز
۳. سام یا سهم به معنی ترس یا شدت، در سهمناک هم به کار رفته
۴. ه اسم ساز
ساخته شده است.
این واژه به شکل آسیمه سار به معنی ترسیده و آشفته هم در ادب فارسی به کار رفته که سار تغییر یافته سر است.
... [مشاهده متن کامل]
حوزه تخصصی اقای پرویز زارع شاهمرسی هم زبان شناسی نیست، ایشان اینجور انگاشته که هرچه در ترکی و فارسی مشترکا به کار رود ترکی است و انگار اصلا به ذهنشان خطور نکرده که ترکی هم وام واژگانی از فارسی دارد.
زبان های ترکی�در چند مرحله بر�زبان فارسی�تأثیر گذاشته است. نخستین تأثیر زبان ترکی بر پارسی، در زمان حضور سربازان تُرک در ارتش�سامانیان�روی داد. پس از آن، در زمان فرمان روایی�غزنویان، �سلجوقیان�و پس از�حملهٔ مغول، تعداد بیشتری�وام واژهٔ�ترکی به زبان فارسی راه یافت؛ اما بیشترین راه یابی واژه های ترکی به زبان فارسی در زمان فرمانروایی�صفویان، که ترکمانان�قزلباش�در تأسیس آن نقش اساسی داشتند، و�قاجاریان�بر ایران بود.
... [مشاهده متن کامل]
• منابع ها. تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. اول و دوم، انتشارات ققنوس، ۱۳۷۴
• تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. سوم، انتشارات بدیهه، ۱۳۷۴
• حسن بیگ روملو، �احسن التواریخ� ( ۲ جلد ) ، به تصحیح�عبدالحسین نوایی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹. ( مصحح در پایان جلد اول شرح مفصل و سودمندی از فهرست لغات�ترکی�و�مغولی�رایج در متون فارسی از سده هفتم به بعد را نوشته است )
• فرهنگ فارسی، محمد معین، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۵
• غلط ننویسیم، ابوالحسن نجفی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۸۶
• فرهنگ کوچک زبان پهلوی، دیوید نیل مکنزی، ترجمه مهشید فخرایی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۹
درجواب شما ها
👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇
▪️انسان کور را می توان درمان کرد اما نادان متعصب را هرگز. . . !
تعصب کور کورانه انسان بینا را کودن می کند. تعصب یک امر اشتباه است، حال فرقی نمی کند که این تعصب نسبت به دین، مذهب، نژاد، قوم، رنگ و حتی فردی باشد. تعصب، تعصب نام دارد. انسان متعصب برای مخفی کردن ضعف اجتماعی خود همواره در حال فرافکنی، تهمت، افترا، دروغ پردازی و جعل سازی نسبت به منتقدان خویش است.
غافل از اینکه برجسته ترین راه شناخت یک انسان بزرگ، اعتراف شجاعانه او به اشتباهات گذشته ی خویش است. از تعصب بپرهیزیم؛ تعصب، بیجا و بجا ندارد. تعصب، تعصب است. هر کس به وسعت تفکرش آزاد است. . . !
✍کریستوفر هیچنز
واژه ی سرا سیمه از ریشه ی واژه ی سرا و سیم فارسی هست
سراسیمه کلمه ای تورکی بوده که از فعل سارساماق به معنی لرزیدن و تکان خوردن گرفته شده ریشه آن سارسام بوده وقتی پسوند مه که به خاطر قانون هماهنگی اصوات تورکی به صورت ما بدان اضافه شود به شکل سارساما و به
... [مشاهده متن کامل] معنی لرزش در می اید و به خاطر اضظراب شدید انسان دچار لرزش و رعشه می شود و به خاطر همین به صورت سراسیمه و به معنی دستپاچگی شدید وارد فارسی شده است در تورکی اسانبولی به شکل سارسینتی و به معنی زمین لرزه های خفیف به کار می رود لغت سارساما لغت نامه شاهمرسی
مدهوش
سراسیمه واژه ای ترکیبی از �سر� فارسی همراه با �آسیمه� سغدی و به معنای دستپاچگی و آشفتگی می باشد .
شتاب زده
هنارسان
فروکاهشِ " سرآسیمه" به تکواژها و ریشه یِ آنها:
1 - سَر
واژه یِ " سَر" در اوستایی به دیسه یِ " سارَ" بوده است.
2 - پیشوندِ ( آ ) :
پیشوندی برای نشان دادنِ " ورود به یک حالت تازه و جدید" در واژگانی همچون " آ. شُفتَن"، " آ. گاهی" و. . .
... [مشاهده متن کامل]
3 - ( سیمه/سیم ( پسوند:ه ) ) :
در زبانِ اوستایی و ایرانیان باستان، واژه یِ " سیمَ" به چمِ
3. 1. - " هراس انگیز، ترسناک، بیم آفرین، هراسان" /
3. 2 - " ترس، هراس"
بوده است.
پَسگشتها ( references ) :
1 - بخشِ 1580 از نبیگِ " فرهنگنامه یِ ایرانیِ کهن Altiranisches Woerterbuch" نوشته یِ " Christian Bartholomae"
2 - رویه یِ 1423 از نبیگِ " فرهنگِ واژه های اوستا"
آشفته ، باعچله، سرگردان
متضاد سراسیمه چی میشه میشه جوابمو بدید
بیتاب
آشفته ☆هراسان😊👌👍
اشفته
شیباندل
چو از خنجرروز بگریخت شب
همی رفت شیباندل و خشک لب.
فردوسی.
مضطرب الاحوال
۱. مضطرب
۲. پریشان
۳. هراسان
دل نگران، آشفته، شوب
سرا سیمه همان سراسیمه است
یعنی هراسان😨پریشان
سراسیمه:ترسان؛ پر هیاهو؛نگران
هراسان، با ترس و وحشت😬
ملتهب
آشفته، عجله، دست پاچه
سر پیچیده
سراسیمه . پریشان آشفته
آشفته
عجله - شتاب
حول شدن
دستپاچه
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ٣٠)