پیشنهادهای محمدشفیعی (١,٤٤١)
فاصله گرفتن_ سرد شدن روابط Lack of affection 🤧 causes growing distant from loved ones. بی محبتی دلیل فاصله گرفتن از عزیزان
در زمین حریف بازی کردن Being in a rush and getting angry only plays into your opponent's ha nds. عصبانیت و عجله کاری باعث میشه فقط در زمین حریف بازی ...
فریز شده Our football league has been frozen due to outbreak of war لیگ فوتبال برای جنگ فریز شده است
تا زمانیکه Your trip has been suspended, pending a thorough assessment of the situation تا زمان سنجیدن کامل جوانب، سفرتان معلق شده است.
چند تای دیگه How many more days are you going to be there چند روز دیگه هم قصد داری اونجا باشی؟
قدیمی ترا این کلمه را از گزارشگر قدیمی شنیدن مرحوم بهرام شفیع میگفت بازیکن اسطقس داریه یعنی محکمه
عمرا There's no way I would go to her. عمرا اگه من سراغ اون برم.
حرکت شکم The chld had a bowel movement after some hours of inactivity شکم بچه بعد از ساعاتی عدم فعالیت کار کرد ( حرکت کرد )
صحبت اثرگذار
تا اون موقع The lunch is ready at noon. Father will be here by then. ناهار ظهر آماده اس. پدر تا اونوقت اینجا خواهد بود. 🌼
معاشرت کردن I intend to socialize with my colleagues قصد دارم با همکارانم معاشرت کنم
خطاب به مسوول مربوطه To whom it may concern, is anyone thinking about the inflation خطاب به مسوول مربوطه. آیا کسی هم به تورم فکر میکند
در آستانه چیزی بودن On the brink of being targeted در آستانه هدف قرار گرفتن🗨
تا آخر گوش دادن ( out اینجا حرف اضافه نیست بلکه جزئی از فریزال ورب حساب میشه که معنی تا پایان کار را میده ) I know you consider me as a crazy, but h ...
باهمه جزئیات آن They know everything about me, down to the last detail اونا همه چیزو درباره من میدونن با همه جزئیات اون🙏
خردشدن. فرو ریختن A dedicated husband goes to pieces as his wife dies یه شوهر متعهد با مرگ همسرش فرو می ریزد
از نظر معنایی Which sentence is semantically correct? کدام جمله از نظر معنایی درست است؟
وقت آزاد داشتن Having some time to kill made Mandy think about hanging out with friends وقت آزاد داشتن باعث شد مندی به فکر گشتن با دوستان بیفته 🌼
ابهام . عدم وضوح Obscurement caused an accident 😳 عدم وضوح سبب تصادف شد
خودی نشان دادن You are too timid to assert yourself more شما کمروتر از اون چیزی هستید که خودی نشون بدید🤷
قاطعانه . مصمم His assertive tone is entirely encouraging لحن سرتاسر قاطعانه او دل گرم کننده است🫂
گیر افتادن We have been stuck by the professional bazaar dealers for years and years سالها و سالهاست که گیر دلالان حرفه ای بازار افتاده ایم
یکی مونده به آخری You got last but one point! Awful! تو نمره یکی مونده به آخر را گرفتی. افتضاحه🤔
تکیه کردن روی کسی This is a reliable friend on whom you can rely این دوستی قابل اتکاست که میشه روش تکیه کنی
دست کشیدن از کسی She's not the one who can get my work done I gave up on her ازش دست کشیدم او کسی نیس که بتونه کارمو راه بیاندازه
محدوده قیمتی This house is out of our price range این خانه در محدوده قیمتی ما نیست ( توان خرید نداریم )
چادرنشینان مهمان نوازند⚘ Nomadic people are hospitable البدو المضیافون
بر سر کسی سایه انداختن ( مثلا تهدیدی ) The treat of redundancy is still hanging over them. ترس تعدیل نیرو هنوز رو سرشون سایه افکنده🌼
مگراینکه It's not easy to hit children unless you are cruel 💔 زدن کودکان کار آسونی نیست مگه اینکه سیاه دل باشی
الزامی اجباری Military service mandatory خدمت سربازی اجباری🗨 متضاد این کلمه voluntary اختیاری
مو به تن سیخ شدن That unforgettable dialog got me goosebumps اون دیالوگ فراموش نشدنی موی تنم را سیخ کرد🙏
سرسری. سطحی . ظاهری I think your superficial dates will not end in a marriage فکر میکنم قرارهای عاشقانه سرسری شما به ازدواج ختم نشود🍁
ارائه کردن_ پیش رو نهادن Ideas were put forth maybe they'd be useful ایده هایی ارائه شدن شاید بدرد بخورن🙏
وارونه یا برعکس کردن Invert the position of subject and verb, then it becomes a question 🙏 جای فعل و فاعل را برعکس کن جمله پرسشی میشه
قفل و کلید I keep my diary under lock and key so no one can read it دفتر خاطرات ام را قفل و کلید میکنم تا کسی نتونه بخونش
معطوف کردن. منحرف کردن Divert your mind from fantasy to reality فکرتون را از خیال به واقعیت معطوف کنید🗨
آماده و مجهز We are fully locked and loaded to go against our rival ما کاملا مجهز و آماده ایم برای رفتن بر علیه حریفمون🍀
کشیده شدن به داخل. . . . . . . . I'm also drawn into the story پای منم به ماجرا کشیده شده Saudi is being drawn into the war سعودی هم داره به داخل ...
معتاد به کار The only word that adequately describes him is workaholic تنها کلمه ای که به شایستگی اونو توصیف میکنه خوره کار است🙏
کرایه رفت و برگشت I paid the driver 's return fare for his peace of mind کرایه دو سره راننده را پرداختم برای راحتی خیالش🗨
افزایش قیمت ها Missile and air attacks coincided with uncontrolled escalation prices حملات هوایی و موشکی مصادف با افزایش بی ضابطه قیمت ها شد
با آن برخورد خواهد شد. The spokesman of movement said any escalation of tension will be met with further tension 😬 سخنگوی جنبش گفت هر تشدید تنشی ب ...
به خود آمدن. سر عقل آمدن The price he pays will increase until he comes to the senses بهایی که او میپردازه بیشتر میشه تا اینکه بخودش بیاد🗨
مربوط بودن به Your group ' s successes have a lot to do with teamwork and unity 🤝 توفیقات گروهتان بیشتر مربوط به اتحاد و کارتیمی است
وقت گیر Annual decoration of the house is time consuming and costly دکوراسیون سالانه منزل هزینه بر و وقت گیره
صدور حکم Issuing an order should not consume so much time صدور حکم نباید اینقدر زمان بر باشه
کمربندهایتان را ببندید ( آماده باشید ) Buckle up! The final round is coming راند آخر بازیه. کمربنداتونو ببندین!💥
تحمل کردن . کنار آمدن با. . . . Major can't put up with irresponsibility سرگرد نمی تواند با بی مسئولیتی کنار بیاید🗨
گروه جدایی طلب The separatist group is demanding full autonomy گروه جدایی طلب خواستار خودمختاری کامل است
حقیقت همیشه آشکار میشود
تحمیل کردن هزینه بر. . . . . . At the commander ' s direction we will impose heavy costs on them بدستور فرمانده هزینه های سنگینی بر آنها تحمیل خواهی ...
پاسخگو کردن This strikes are to hold Taliban forces accountable این حملات برای پاسخگو کردن نیروهای طالبان هستند
Vague_ مبهم Vogue_ مد. رایج اشتباه نشوندشباهت زیاده
شیک بمانید To be seen, Laura tries to remain in vogue برای دیده شدن لورا سعی داره شیک وپیک بمونه
از رواج افتاده Pale colors are currently out of vogue در حال حاضر رنگهای کم رنگ از مد افتاده اند
برای آن مشقت بکش To achieve your awesome goals, sweat for it برای نیل به اهداف متعالی ات ، مشقت بکش💯
چلیک یعنی انگشت پِنگ یعنی ناخن نُفت یعنی بینی مازه یعنی کمر زونی یعنی زانو تیه یعنی چشم نخوند هم ناخنه کُم هم شکمه بُرگ هم ابرو لری کهگیلویه
رو به افزایش بودن Your total rankings are regularly on the rise مجموع رتبه های شما مرتبا رو به افزایش اند.
به کسی میل کردن From your point of view, half of the campus are lusting after her از دیدگاه تو نصف دانشگاه به او میل جنسی دارند
محصول . خرمن. دروکردن Having a harvest of friends was a chance that came my way داشتن دوستانی فراوان و پربار شانسی بود که بمن رو کرد
باعث افتخارمه It's credit to me to get familiar with you آشنا شدن با شما باعث افتخار منه
پول بدون پشتوانه Who doesn't know printing unbacked money causes back - breaking inflation? کیه که ندونه چاپ پول بی حامی سبب تورم کمرشکن میشه
روابط قوی و حسنه Turkey has a strong ties with Syrian rebel leaders ترکیه روابط نزدیکی با رهبران شورشی سوریه دارد
دقیقه نود. لحظه آخر The minister has called off his plans at the eleventh hour وزیر در دقیقه نود برنامه هاشو لغو کرده است
از یاد رفتن I intended to send this email earlier but it lastly slipped my mind 😅 قصدداشتم زودتر این ایمیل را بفرستم اما آخرش از یادم رفت
نگران نباش. فدای سرت. پیش میاد A: I dread going into your angry dad' s room B: don't sweat it. He'll soon lose his anger _ من میترسم از رفتن به اتاق ...
اقرار به جرم کردن They pleaded the guilty to fraud. آنها به جرم کلاهبرداری اقرار کردند
فورا. بی درنگ We used to create the same thing as routine at a moment ' s notice. ماقبلا بی درنگ همان چیز طبق روتین را درست میکردیم
پوشش دادن مخارج My earnings never cover my expenses. درآمدم هیچ وقت هزینه هام را پوشش نمیدن
در لاک خود فرو رفتن Despite all the efforts of those around him, Silas withdrew into himself more than before. سیلاس باوجود تلاش های اطرافیان بیش از ...
در ردیف یا زمره کسی بودن I would like to be in their number دوس دارم در زمره آنها باشم
در خود فرو رفتن. معاشرتی نبودن Hoda always keeps to herself and isn't communicative هدی همیشه در خودش فرو می رود و معاشرتی نیست
کاری را عقب انداختن Don't put off your work because of snow or rain بخاطر باران یا برف کارت را عقب ننداز.
خماری A night of wine is not worth a morning of hangover شب شراب نیرزد به صبح خمار
خلع سلاح Rebels' disarmament is on the agenda. خلع سلاح شورشیان در دستور کار قرارگرفت.
همزمان بودن با Pain in her back was unluckily coincidental with pain in the abdomen از شانس بد در کمر او همزمان شد با درد در شکم.
ادای احترام کردن به We paid our respects to the survivors of the accident مابه بازماندگان حادثه ادای احترام کردیم.
درخواست پناهندگی He had previously applied for asylum in Germany 🇩🇪. او قبلا درخواست پناهندگی در آلمان را داده بود
دراز کشیده به روی صورت
خو نگرفته. عادت نکرده Living in a rich family, Lucy is unaccustomed to be in a thrifty condition لوسی بعلت زندگی در خانواده ثروتمند عادت نداره به در ...
دوباره صدر راپس گرفتن Our popular team has a chance to retake the lead تیم محبوب ما شانس دوباره پس گرفتن صدرنشینی را دارد
بر طبق. . . In accordance with your advice you are buried in homeland مطابق با توصیه شمادر وطن به خاک سپرده میشوید کل نفس ذائقه الموت
دهنت سرویسه Don't say anything to me or my fiance will kick your ass. هیچی بمن نگو وگرنه نامزدم دهنتو سرویس میکنه!
کسی را به کاری واداشتن they got us to paint the kitchen table وادارمون کردن میز آشپزخانه را رنگ آمیزی کنیم
کسی را وادار به انجام کاری کردن Have you made your pupils pay more attention? آیا شاگردان ات را وادار به توجه بیشتر کرده ای؟
به کار گرفتن کسی You had those strangers work for the lowest wage. تو اون غریبه ها را با کمترین مزد به کار گرفتی
کسی را زیر بال خود گرفتن. حمایت کردن The gentleman took him under his wing since childhood. مرد نجیب اورا از دوران طفولیت زیر پر وبال خود گرفت
به اصل مطلب پرداختن Stop dodging and get to the point طفره نرو و به اصل مطلب بپرداز
سر محیط بان Arthur has served as a head ranger in national park since 2015. آرتور از سال ۲۰۱۵ بعنوان سر محیط بان در پارک ملی خدمت کرده است
منافع ملی Sometimes national interests required to establish lasting relationships گاهی اوقات برقراری روابط پایدار برای منافع ملی
سرگردانی
مطمئنا. قطعا We are sure as hell that we will be in touch with you after arrival ما مطمئن هستیم مثل روز روشن که باهات در ارتباط خواهیم بودبعد از رس ...
نسبت خونی برهرچیز ارجحیت داره I will be. My siblings ❤. Blood is thicker than water خواهربرادرام . من خواهم بود ( باهاتون ) . خون ارجحیت داره
برداشت من My take on this project is positive برداشت و دیدگاهم درباره پروژه مثبته
اوضاع بالا گرفت یا داغ شد. Firstly things got heated then the situation calmed down. اولش اوضاع بهم ریخت و داغ شد سپس شرایط آرام شد
تهیه کردن. منتشر کردن خبر ( دوتا از معانی ) She said, looking directly into their eyes, who is putting out this fake news او درحالیکه مستقیم تو چشم ...
اهل چیزی بودن Make the meeting fun . I'm not much of a talker. جلسه را باحال کن. من خیلی اهل حرف زدن نیستم
کمی. اندکی Sorry. Impossible to hospitality. our place is a bit of a mess. شرمنده. مهمان نوازی ممکن نیس. مکان مون کمی بهم ریخته است
در هیچ مقطعی. هیچ وقت At no point was that man in the gym هیچ وقت اون مرد در سالن ورزشی نبود
معنی دادن. دلالت کردن My silence doesn't imply consent سکوتم از رضایت نیست ( یه بابای خوش صدا ادامه میده ) دلم اهل شکایت نیست. . . .
سلب صلاحیت Anyone caught cheating will be disqualified هرکس رو تقلب گرفته بشه رد صلاحیت میشه
رئیس جمهور آمریکا POTUS may give his deputy a mission . رئیس جمهور ممکنه به معاونش ماموریت بده
بطور گروهی Departing en mass عزیمت دسته جمعی
زمین تا آسمون فرق داشتن Mexican extremists believe that this deal with drug cartels is far cry from what they have expected. تندروهای مکزیکی معتقدن ...
به جا. موجه. مدلل Respect your mothers. Their concern can be said is justified. رعایت مادران کنید دغدغه هاشون می شود گفت به جاست. احترموا الامهات.
سروسامانی به کارهادادن There's no reachable agreement at least for now . get your act together, I said to their CEO من به مدیرعاملشون گقتم حداقل فعل ...
گول خوردن درباره مساله ای چیزی. . . He's selling useless things and I don't want to fall for it او درحال فروختن چیزای بدون استفاده است و من نمیخوام ...
قابلیت مبادله یا معاوضه
توجه و اعتناکردن Don't take heed to the wrongdoers توجه نکن به آنان که اعمال نادرستی دارند لا تلتفتوا إلی المخربین.
ترکه . شلاق ( یکی از معانی ) His palms of hands are bruised because of not only being pulled on the ground but also being beaten by a switch. کف دست ...
تعیین تکلیف کردن. اعمال قانون کردن My father used to lay down the law for us at home and now I do for my children. قبلا بابام برامون در خانه قانون ...
بزرگوارانه He didn't at all bring my mistake up magnanimously او با آقامنشی هیچ وقت اشتباهمو به روم نیاورد ( مطرح نکرد )
یک لباس چسبان She's too old to wear a tight, revealing fit. او دیگه پیره برا پوشیدن یه لباس چسبان بدن نما
هیچ ربطی نداره به. . . Being tiny or small amount has nothing to do with some one's real value or potential اندازه کوچک داشتن هیچ ربطی نداره به ارز ...
فراخوان واضح The manager 's clarion call for dissatisfied workers to return to work blocked any wrongdoing فراخوان واضح مدیر برای برگشت به کار کا ...
مصمم بودن برای رسیدن به خواسته های خود، عدم تمایل به مصالحه بر سر اهداف خود ( این ترجمه بهتر و کاملتر از قبلیه که فرستاده بودم قبلا )
مصاحبت معاشرت کردن I don't know the people with whom you associate من نمیشناسم افرادیکه باهاشون معاشرت میکنی
سلام خدمت آقای معظمی که با کلمه لری برد چند عبارت گفتن بنده هم یک ترکیب با اجازه اضافه کنم از لری جنوب ( کهگیلویه ) جّرِ بّردی که معنی دعوابا سنگ می ...
مبلغی پول A charitable man anonymously delivers a sum of money to the poor. مردی نیکوکار ناشناس مبلغی پول را به دست فقرا میرساند
درپایان همه چیز خوب پیش خواهد رفت
تصور می شودکه افزایش می یابند Obesity and cancer are thought to increase during the coming seasons تصور میشه که در طی فصول آتی چاقی و سرطان روبه رشد ...
توضیح دادن توجیه کردن All of our assets are now accounted for. اکنون همه دارایی های ما حسابرسی شده هستند ( یعنی میدونیم کجا هستن تعدادشون دستمونه هم ...
صاحبخانه The noble landlord never increases his house rent annually صابخونه نجیب هرگز سالانه کرایه خونه اون مرد را افزایش نمیده
She�managed to pull off a remarkable feat by completing the marathon in under four hours. او موفق شد شاهکار قابل توجهی را انجام بده با ثبت دوی مارات ...
"We will deal with any armed force that posted a threat to our forces, " the Brigadier General added. سرتیپ افزود ما برخوردمیکنیم با هر نیروی مسلح ...
تهدیدی را ایجاد کردن
یک معامله توسط آنها مطرح و امضا شد
شاهکارهایی را به سرانجام رساندن
بدون We thought agreemt , nary a doubt, is closer than ever available مافکرکردیم توافق بدون شک نزدیکتر از هر زمانی در دسترسه
اختیارش دست من نیست کار به دست من نیست
I'm about to remarry من در شرف تجدید فراش هستم ( البته فقط مثاله کی جرات داره )
شیوع پراکنده It has been awhile since a sporadic outbreak of a disease is reported مدتیه که هرازگاهی شیوع پراکنده یه بیماری گزارش میشه
از بین بردن توانایی های. . . . .
سرهنگ We all lined up for colonel respectively باحترام سرهنگ همه به خط شدیم
Children should take this point into consideration. That's taking the burden off the parents بچه ها باید نکته رادر نظر بگیرن اونم برداشتن باری از د ...
دستور دادگاه برای جلوگیری از خروج ساکنان از مرزهای ایالتی
تناسب اندام داشتن One of your priorities should be staying in ideal shape. یکی از اولویت های تو باید ماندن در فرم ایده آل باشه
زیرک کاردان Only resources do not matter. How resourceful you are also matters صرفا موضوع منابع نیستن اونچه اهمیت داره اینه که چقدر شما خوش فکر هستید
غذای رایگان قسمت بیرون از آب کشتی
It's time to get myself scarce وقتشه فلنگو ببندم ( گم وکمیاب بشم )
کمیابی Due to the scarcity of workers. Acceptance of job seekers is on the agenda بخاطر کمیابی کارگران پذیرش افراد جویای کار در دستور کار قرار دارد
The food was great likewise the drink غذا عالی بود و همچنان نوشابه نیز.
شایستگی Science _loving students can gain and show competence in the presence of professors دانش آموزان علم دوست میتونن در محضر اساتید کسب شایستگی ک ...
دیگه شوخی نداریم!
مثل آب خوردن From there I know that exam was a breeze. Because all the students even the laziest got a passing score. ازونجایی میدونم امتحان مثل آب ...
ذله شدن. بیزار شدن Don't sing that song because I'm completely fed up with it. اون آوازو نخون چون ذله شدم کاملا ازش
تشخیص دکتر The doctor 's final diagnosis left me in a tough situation. Whether to continue treatment or not. تشخیص نهایی دکتر مرا در شرایط سختی گذاش ...
بی خوابی Incurable insomnia is usually accompanied by severe headaches 😩 بی خوابی بی علاج معمولا با سردردهای شدیدی همراهی میشه
Mike has been into her since last February مایک از فوریه گذشته به او علاقمند بوده
شش بخش بر دو میشه سه
Fearing the dog's loose rope, we do not dare cross the alley ازترس طناب شل سگ جرات نمی کنیم از کوچه عبورکنیم
دهان بی چفت وبست کشتی ها یت را غرق میکند معنی اصطلاح میشه زبان سرخ سرسبز می دهد برباد
Does this name ring a bel? آیا این اسم بنظرتون آشنا میاد
یه ذره زودتر از موعد بقول جوونا یه چ سه زودتر
کج سلیقه
تابلوی اعلانات
حرب دوستی جنگ افروزی
تعدیل نیرو
برای آرام کردن او
مستاجر Don't give a tenant notice. May God bless you خدا خیرتون بده به کرایه نشین اخطار تخلیه ندهید
این موضع ما است.
Need to mention that I resist pairing her off with unsuitable menلازم بذکره من مخالفت دارم با کنار هم قرارگرفتن او با مردای نامناسب. معنی کلمه می شو ...
مقابله با اتهامات. . .
دم دستی بی ارزش بقول اون ور آبیا ۲۵ سنتی
انبوهی از ری اکشن ها سیل واکنش ها
مرا از قبل در جریان بذار Before commencing the first rally, please brief me about what should be done by this week Beforehand پیش از شروع رالی اول لط ...
حاضرجوابی کردن Don't talk back to your parents or I'll hit you جلو روی والدینت پررو نشو وگرنه می زنمت!
پشت سرکسی حرف زدن He went to my employer and talked impolitly behind my back او رفت پیش صاحبکارم و بابی ادبی پشت سرم حرف زد
سیاتیک عضلات مربوط به نشیمنگاه
هوشیاری دائم Working with these tools requires constant alertness and attention کار با این آلات نیازمند هوشیاری و توجه دائمی است
I was shaken and pierced to the core by his speech با صحبتاش تکان خوردم و تا عمق وجودم نفوذ کرد
کمتر مرفه
چنان زیبا است که ناگفتنی است ( درکلام نمیگنجد )
غرور ، بادسر، باد کله After hitting her opponent in the match ring, she got a swelled head. بعد از زدن حریفش تو رینگ دختره سرش باد کرده ( مغرور شده )
ورزا در کهگیلویه گاو نر است درسته
حضرت اجل! عالیجناب!
ترخیص محترمانه از خدمت سربازی
تعهد شرافتمندانه
چقدر به وقت!
چقدر زود دیر می شود ( زمان سریع میگذره )
ببخشید معذرت میخوام
Pursuant to your valuable letter. We expressed consent on the case of the complaint متعاقب نامه ارزشمندتون در پرونده شکایت رضایت دادیم
نه خیلی The salary They pay retired people is none to high حقوقی که به بازنشستگان میدن نه چندان زیاده
وزیر خزانه داری ( دارایی )
درخواست آزادی
خلوص زیاد
The workers to whom we were sending the message. Went to homeland اشاره به پیام پایین از خودم در چند سال پیش👇
I pursue the same thief with whom your friend likes to be همون دزدی را دنبال میکنم که دوستت دوس داره باهاش باشه معنی ترکیبمون میشه با کسیکه
حبس ابد
What are the points Following which the wars are being formed چه نکاتی هستن که بدنبال آنها جنگها شکل میگیرند
نه مرده میدونه و نه زنه
به هر طریق. . .
اتاق کار فرمانده ارتش
سپهسالار نیروهای رزمی
بینش خردمندانه
محکم مهروموم شد بسته شد!
عنفوان جوانی
هیأت تحریریه روزنامه
اوج حرفه ( کریر ) کسی
اوج حرفه کسی
اوج بار ( برق )
Now isthe peak hour of commuting ساعت اوج رفت و آمده الان
عرشه جلویی
کارگران راهسازی
آب و روغن یکی نمی شوند ( قاطی نمیشوند )
فردی که چنددستگی ایجاد میکند
مواجه نشدن با ناراحتی و سختی
زندان انفرادی He was being held three months in a solitary confinement because of attacking to another jailers
مواجه نشدن با سختی و ناراحتی
دردت را کم میکنه
احضارکردن ( طلبیدن ) شورا
If you have a cold 🥶 🤧 stay put اگه سرما خوردی جم نخور ( هیچ حرکتی نزن )
عامل طولانی تر کردن یک رویداد
طولانی شدن اقامت
تصفیه خانه آب شیرین کن
No one did something to stay the bloodshed هیچکس جنایت را متوقف نکرد
لکه ای ننگ بر اعتبارش
لکه بدنامی
مرتبط بودن با
درگیر موادمخدر بودن
بیایید به سرانجام برسونیمش!
شکست دادن همچنین نام فیلمی مهیج محصول ایالات متحده و استرالیا
ماترک املاک
فرار کردن
I'll be surely waiting for you in and around the same place دور وبر همون مکان حتما منتظرت خواهم بود
از نظر و توجه ام دور ماند
دارایی های مسدودشده
تنظیم اشتباه سرور
در سریال فرندز مونیکا به راس میگهtonight you stole my thunder شما امشب توجه ها را از من گرفتین و بسوی خودتون جلب کردید
متوسل شدن به تهدید
بی اعتنابودن به خواهش و التماس. . .
نیروهای کمکی امدادی تقویتی
در یک زمان خاص در یک مکان یا بیرون آن باشیدیا حتی دورتر از آن مکان
The victorious team returned home in triumph بازگشت ظفرمندانه
یارو رفت زن بگیره گفتند شغل نداری رفت دنبال شغل و حرفه ای چیزی گفتن به عذب کار نمیدیم این مثالی برایcatch 22 است
سخت در تعقیب
سیاستمداری
باما باشید گوش به زنگ باشید روی همین موج بمانید
counting in reverse شمارش معکوس
همسر رهاشده ترک شده
هراس از انجام کاری یا چیزی
منتهی شدن به. . . ختم شدن به. . .
ختم شدن به مصالحه و سازش
رهاکردن بخشی از چیزی که فرد معتقد به آن است
تمایلی به بخطر انداختن اهداف خود نداشتن
در شرف انجام کاری بودن
سالم و سلامت بودن
مشتاق بودن به
دچار شکستگی شدن
سینما] پدال نگهدارنده صدا
متضرر شدن
صدمه دیدن
Infrastructure میشه زیرساخت قبلی اشتباه شد پیشم
زیر ساخت
عصر حجر
قدری شجاعت از خود نشون بده هرچند با تاخیر و نابهنگام باشه. شجاعت تاخیری به این میگن
قیمت ها سربه فلک کشیده
تا زحمت نباشه . راحتی هم نیست نابرده رنج گنج میسر نمی شود
بدون پایان
تخفیف تحریم ها
پشیز پول سیاه
به یک پول سیاه هم نمی ارزه پشیزی ارزش نداره
سعی بیهوده کردن
جلب توجه کردن
وارث بلافصل و مستقیم
یه مشت چرت و پرت
این ایده به جایی نمی رسه
برنزه کردن
ایراد پذیری
اعتراض وارد نیست
تلافی کردن از کسی حال کسی را گرفتن
They are twin children but the former is shorter than the latter. اون بچه ها دوقلواند اما اولی کوتاهتر از دومی است
شخصی که زمانی رئیس ستاد بود
صبرهم حدی داره
پیگرد پذیر
روغن های فرار
خلق و خوی دمدمی
گمان می رود که. . .
There is a pay rise in the offing افزایش حقوقی در راه است
حصول پذیر بودن
عفو بین الملل
عفو عمومی
حکم دستگیری گواهی جلب
داروی ترامایسین
ترمیم یک رابطه با وقفه و استراحتی دادن به آن
قتل تحقیرآمیز قتل نفرت انگیز
افسر زیر دستی
افزایش ارزش دلار
تشنه محبت
بازیابی اطلاعات
قورباغه مانند
چشمانی که منحرفه دید میزنه زیاد به اطراف!
ذهن سرگردان حواس پرت
پیچ و خم بازار
باید ازت احتراز کنم
Steer away from windows دور بمونید از هرچه ویندوزه
منتظر دستورالعمل های بعدی ( بیشتر ) باشید
شروع مخاصمات
تنش های مداوم
عقل کسی را زیرسوال بردن
استقرار مستقرشدن
اصرار برتمرکز روی چیزی
نگرانی رابررسی و برطرف کردن
خودشو به نشنیدن زد
رای موافق داد
پدرسالاری
چرامارا زیر نظر دارید؟
بازیگران ناشناخته
تلاش بیهوده
اوقات سختی را سپری کردن
تازه کار
پدر فداکار
مهارکردن قیمت ها
کنترل خشم
زوجی با زندگانی درکنارهم
روز به روز
یه پاسخ محتاطانه
ولخرجی
حالت و کیفیت ویرانی
اثرات مخرب
شعر جفنگ و بی معنی
طرح مضحک
پیاده کردن تجهیزات
دلال فروش
پرزیدنت شماره ۱۶یو. اس
درکمین نشستن
شکار غاز وحشی که همون دنبال نخود سیاه فرستادن است
پرداخت عوارضی را به تعویق انداختن
His conduct is not consistent with what he believes. رفتارش مشابه ( منطبق ) نیست با اعتقاداتش
بازیکنان ثابت
تصمیم منسجم و منطبق بر شرایط
درامتداد پیاده رو
پیاده فرارکردن
اصطلاح بکار رفته برای افرادیکه در طول هولوکاست به یهودیان کمک می کردند
سریع و باعجله به تصمیمی رسیدن
مادران خانه دار
دلال املاک و مستغلات
پول بادآورده
آسان گیر مخالف سختگیر
دروغ مصلحت آمیز
کند ذهن
قطعات مختلف لاشه گوشت گاو
عصاره گوشت گاو
بیماری مزمن
عفونت عودکننده، عفونتی که مکرراً برمی گردد یا دائماً وجود دارد
ذخیره سازی برای روز مبادا
حمایت بی دریغ
شخص پارسا
ومپایر دایریز
تعهد تزلزل ناپذیر
تقلب. حیله. فریب
رسید فیک و متقلبانه
قصد فریب و خدعه
ورشکستگی متقلبانه
اختلاس
انتقال مال بقصد کلاهبرداری
باعرض شرمندگی Son of a bitch
کمی بعد
It certainly is and will be so
بخش سالمندان بیمارستان
طب سالمندی
لطفا روی پروفایل خود فشار دهید بعدش کلمه داشبورد را انتخاب کنید وارد اونجاکه داشبورد خودتون است شدید روی کلمه امتیاز کل کلیک کنید بعدش صفحه امتیازات ...
پیوند قلب
هاکی روی چمن سومین ورزش محبوب در جهان بعد از فوتبال و کریکت است
ورود برای عموم آزاد است
روز پذیرش ( روزی در آمریکا )
Admission fee is a dime ورودیه یک دایم ( ده سنت ) است
مغازه ای که لوازم استعمال دخانیات می فروشد ( به خصوص برای کشیدن ماری جوانا )
طرفهای ما میگن تک اسپیک
معامله ناجوانمردانه
کنترل و سرکوب خشم خود آرام کردن خود
رای مثبت دادن به . . .
خوراکی
ناشی شدن از. . . نشأت گرفتن از. . .
راست رشدکردن
حالت ایستاده
کلمه ناهماهنگ را مشخص کنید ( سوال امتحانی )
پرهیزگار بودن
حمل زغال سنگ به نیوکاسل
قطع شدن متوقف شدن تعلیق شدن
همون طرفا همون دوروبر
همین جاها همین دور وبر
جهت یابی منظره
طراح آرشیتکت
سرکیسه را شل کردن دست از خساست برداشتن
کنترل هزینه ها راداشته اختیار بند کیسه پول ( بخوانید امور مالی ) راداشتن
بند کیسه پول نیفه همیان
همه چیز بستگی دارد به . . .
سرکیسه راشل کردن
حساب های ناقص روایت های ناقص
مقابل همدیگر قراردادن به جان همدیگر انداختن
قلقش را پیداکن
آزمونگر کوشا
نتیجه گیری کردن
آزموده شده. مورد وثوق است
خفه ام کن با یه بالشت. !
ابزار کهنه
برای هر یک از خود، هر فرد و ترجیحات فردی خودوتفاوت سلایق
موانع گمرکی
برداشت پول از حساب بانکی
طیف وسیعی از علائم روانشناختی و فیزیولوژیکی که عموماً بر فردی که عادت اعتیاد آور را متوقف کرده است ( به ویژه استفاده از مواد مخدر را تحت تأثیر قرار م ...
عورت نمایی نمایاندن اندامهاییی که حتما باید مستتر باشند. در برابر دیدگان ملت
بطور مسلم ناشایست
ریاضیات] استخدام غیرمتمرکز
زبان نزاکت آمیز کلمات مناسب و شایسته
کلمات رکیک
کسی را پاییدن She may be on to us اون خانمه ممکنه مارا بپاد
نام اول پسرانه انگلیسی میگه سباستین آمریکایی میکه سباسشن
نیشگون گرفتن پنی این معنای تحت اللفظی است و استنباط می شود که عمل خرج کردن پول به مقدار کم و خساست گونه میباشد کاربرد اسم و حتی صفت را می تواند بگیرد
وادار به جهد و کوشش کردن
سوال یا مشکل بی اهمیت و حاشیه ای
به ویژه گیاه و جانور ) نام عامیانه، نام غیرعلمی
تشخیص بموقع
حالا دیکه موقعشه الان دیگه وقتشه تایم مناسب کار الانه
Time is passing quickly
وقتی میشه که . . . . موقعی می رسد که. . . .
تا آخرین دم ( لحظه ) ممکن. . .
به محض اینکه شما ملاقات کردید
به مجرد اینکه اون خانم را دید. . .
پرورش توانایی ها
تقویت دوستی تشویق رفاقت
مشمول نظام وظیفه
بهم پیوستن قلبها
کارگران رسمی و استقراریافته
کلیسای ملی
با دعوای قضایی
تهدید کرده است که در صورت عدم تحقق خواسته هایش، ادعای قانونی خواهد کرد
حقوق] اصل حاکمیت قانون، حکومت قانون
برتری دادن
فریاد شوم جغد
وقتی ساعت دوازده ضربه میزند ( به ساعت دوازده میرسد )
یک سکوت شوم
رد کردن مسوولیت
دندان یا نیش جانوری را ) کشیدن، بی آزار کردن
متحدکردن
شوفو الحلو سبحان الله
شخصیت برون گرا و خوش مشرب
شطرنجی خانه خانه
پاسخ مفیدومختصر
شورشیان تحریک شده
ممکن است تحریک شود ممکن است ترغیب به عملی گردد
تحریک تهییج محرک
شوالیه
دریک سخنرانی جنجالی
استاد بی خاصیت
از شدت تعجب شاخ درآوردم
خلا امنیتی
تنبلی باعث نابودی تو خواهدبود
حسابداری] مجموعه ای از پروژه های سرمایه ای
دفاع از نمونه کارها برای فارغ التحصیلی
تلفظش میشهbarfor
راهبه مجرد
درپایان نمایش. . . .
نفوذ عمیق
خودکشی با مساعدت دکتر
پزشک مسئول
دانش قلب و کارکردها و بیماری هایش
این متخصص کمی فرق داره با بقیه زیرا متخصص قلب عاشق است
تشخیص پزشکی
معاینات پزشکی
پایدار بودن در ترقی و تعالی
پول پیش پرداخت
او نظریاتی مطرح کرد
شعر لری معروفی میگه نومه ای بسی کنم سی دحترونم یعنی برا دخترام نامه ای بفرستم
فروشنده معتبر نمایندگی معتبر
مراجع معتبر
منطقی حرف زدن متضادش استtalk nonsense چرت گفتن. شعر گفتن
خبرنگار تلویزیونی که بیشتر به ظاهر خود اهمیت می دهد و نگران آن است تا به جوهره مادی
سخنگو
بعنوان متکلم وحده صحبت کردن
تشکیل دادن نظم بنیادی
After half century living. I realized that only health matters
در طول شب قبل از خود تعطیلات؛ در طول شب اول تعطیلات؛ در طول روزهای قبل از تعطیلات
در شرف بازنشستگی
راستش هم معنی میده قهوه دوس داری، ؟ راستش چای را ترجیح میدم اینجا نظرمون با انتظار طرف مقابل یکی نیس و میخوایم مودبانه تصحیح کنیم
زرق و برق فریبنده
خط زدن پاک کردن
کلمه ناهماهنگ را خط بزنید
دورگه ی عجیب و غریب
قصد وهدف متضاد همدیگر
سندروم آشیانه تهی برای والدین بعداز رفتن فرزند به دانشگاه یا خدمت یامحل دیگری پیش میاد
تهدیدهای توخالی
قول های توخالی
دارا و ندار مساله این است!
رئیس سردسته
بزرگ فامیل
بایک خوش شانسی ناگهانی. . . .
May we come into a good fortune 🙏
برهنه به دنیا می آییم وبرهنه می رویم
بانویی تا کمر عریان
قراردادی بی اعتبار
باچشم غیر مسلح قابل دیدن نیست
مشکلات را پیش بینی نکن بذار تا پیش بیان بعدش فکرشو بکن
موهامو بهم نریز
میخانه ی دائمی
تازگی همیشگی
عامیانه ) مفقود، شکسته؛ ( عامیانه بریتانیایی ) سرنگون شده، مرده
بربادرفته نام فیلمی قدیمی و معروف سینما
انبوهی از استخوانهاan animal friendly butcher assembled a stack of bones for the homeless animals
یه عالمه پول
نایابی شکر
طیف وسیع صدای انسان از زیر تا بم
سرویس پاسخ صوتی
جلوه های صوتی
منتقد جدی
Why and who has lowered the height of my ambitions
عمران و معماری] ارتفاع چشمی
ارتفاع سد
بلندی ساختمان ( عمران و معماری )
اوج پوچی
گویش محلی
در گویش محلی به معنی بینی یا همون دماغ میباشد
این شغل بدرد عمه ات میخوره تمومش کن
ساعات آفتاب سوزان
یافته اخیر
همیشگی نیست موقتیه
سرپناه دادن حمایت دادن
برق و الکترونیک] داده های ضروری
درخواست مهم و ضروری
رسیدگی فوری ( دادگاه )
خوراک و طعام
کمی دیر
تشکیلات خودگردان
دولت خودگردان
ارتباط چندانی ندارد
غیرقابل توسعه و پیشرفت
افترا و تهمت
The cruel slander against the chaste woman became a stain of shame for the one who claimed تهمت بی رحمانه
کلمات زائد و اضافی
آب مازاد بر مصرف
His brothers were rude and careless. His father ditto برادراش بی ادب و بی دقت بودند. پدرش هم همینطور
سرسخت بمان
مقاومت کردن
میتونی با من در بیفتی؟
When sporadic gunfire every one in the area experiences immediate panic and no one is fully safe شما جناب العطار از دوستان ندیده عزیز من هستید
The special police force was also unable to do anything against the rebels, leaving the city in chaos. شهر را در هرج ومرج رهاکردن
اسیران جنگی آزادشده
عمران و معماری] سازه آزاد شده
آزادی در ازای وثیقه تعیین شده توسط قاضی تا زمان دادگاه فرد
عیب گاه بگاه
تیراندازی پراکنده
نقاش پرکار
بسته بندی چترنجات
وضعیت ستیزه جویانه
راه و روشی ناشناخته
جایی رادر هرج ومرج رهاکردن
سرمیز شام و غیره ) برای رساندن چیزی ( مثلا نمکدان ) از کسی خواهش کردن، مزاحم شدن
به طور آزاردهنده ای
دردسرسازی
عمران و معماری] ضوابط تابلوی احتیاط
نساجی] ناحیه تسلیم ( لیف )
عمران و معماری] بازدهی بتن [زمین شناسی] بازدهی بتن
ریاضیات] حاصل سرمایه، بازده سرمایه
تسلیم کردن خاک و قلمرو
خاک شناسی] عملکردهدف
نساجی] ازدیاد طول در نقطه تسلیم
آب و خاک] منحنی آبدهی - افت
عمران و معماری] معیار تسلیم و شکست
عمران و معماری] شرایط تسلیم
عمران و معماری] تقاطع کنترل شده به وسیله تابلوی احتیاط - تقاطع مجهز به تابلوی احتیاط
عمران و معماری] لنگر جاری شدن - لنگر تسلیم [زمین شناسی] لنگر جاری شدن، لنگر تسلیم
صنایع غذایی] نیروی تسلیم : نیرویی که به مواد دارای خاصیت پلاستیک وارد میشود قبل از آنکه حرکت و جریان آغاز گردد
عمران و معماری] تئوری خط تسلیم - تئوری لولای گسیختگی - تئوری خط جاری شدن
نساجی] تغییر بعد تسلیم - تغییر ابعادی در نقطه تسلیم - کرنش در نقطه تسلیم
حق تقدم دادن در رانندگی
به شکست خود معترف شدن
نفس راتسلیم حق کردن رفتن به منزلگه ابدی
حیوان چهارپا ستور
در گویش محلی وقتی طفل کوچکی خیلی گریه کنه که سیاه و کبود بشه میگن بچه به تاسه رفت
ارادتمند شما با احترامات
وراث قانونی
فریاد شادی سردادن
جاری شدن اشک از چشم
رویش دندان عقل
ملک مشاع
امریکا ) کمک هزینه ی بیکاری ( که برای مدت معین به افرادی که از کار بیکار شده اند پرداخت می شود )
نا آشنایی غریبگی
یک قرار ملاقات برای دونفری که تاکنون باهم آشنا نشده اند مثل قرار آشنایی اولین بار
ما میگیم ارزون خر، همبون خره همبون یعنی چیز بدردنخور
یابو
برگ آماده به خدمت درآمریکا
کسیکه از خدمت سربازی طفره میره
دندان عقل نهفته
دندان نهفته
سر ظهر
پستی رذالت
من کیم؟فیلمی محصول هالیوود با شرکت جکی چان
یه مشکل جزئی
به کرات بیشتر اوقات
مسئول جذب و استخدام
ارتشبد
حساب جاری
بازنی درحال گشت وگذار بودن ( رابطه داشتن )
میرم واسه همیشه
gfn یعنی الان نیستم عبارتی است که در چتهای مجازی موقع نبودن استفاده می شود
در کهگیلویه هم به معنی عروسی است
وام بدون بهره
تسلیم بلاشرط
استثنائات مدیریت نشده
شیمی] طول موج گزین
کاراکتر غالب
عمران و معماری] جریان موثر [آب و خاک] جریان غالب
ویژگی غالب
چشمان پر از اشک
دست بردار از اون
سلام علیک توخالی
تایید حکم دادگاه
جفت گیری فصلی
ریاضیات] دندانه ی نوع زیرخالی
سیم خاردار
شیرین کاریهای او
You got 8 out of 10 هشت از ده نمره گرفتی
نادیده گرفته شده
بی توجه به عواقب آن
شرایط را رعایت کنید
If they like their head. They should abide by my ruling تبعیت کنند از قوانین من اگر به سرشان علاقمند هستند
نمیتونه خاک راتحمل کنه ( یعنی بهداشتیه )
نگهبان کله خر
یه مشکل فنی
اعداد زوج
اکثریت قاطع
غیرقابل مقاومت با تلفظ ایرزیس تبل
انگیزه و تمایل غیرقابل پیشگیری
چه سنگ زیبایی است در تصویر
کاهش کلسترول
سبوس جو دوسر
We reserve the right to refuse service to anyone ما این حقو داریم که برای هرکسی که خواستیم ارائه خدمات نکنیم
Idle talks موهومات
خرافات
برق و الکترونیک] رنگ اشباع شده رنگ خالص که با سفید مخلوط نشده است
چربی اشباع شده
Mr so and so آقای فلانی
فرم درخواست پاسپورت
عکس کوچک صورت برای پاسپورت
پاسپورت اقامت
درس و دوره پیش نیاز
Try your best to pass the prerequisite courses with a passing grade. درس های پیش نیازتو پاس کن
ایزد متعال
تلاش های بزرگ و عالی
1 - هشدار عالی ۲ - نگهبان آماده و ایستاده برای محافظت
شهادت
قوه مقننه یا پارلمان شوروی سابق
ستاد عالی
میوه پیوندی
سربالایی جاده
ظلمت نیمه شب
وسط زمستان شور زمستان
شیک مد روز
رگبار ناسزاها
نسنجیده صحبت یا عمل کردن
مسوولان ناتوان
پرگویی پرچانگی
با اشاره دست پیامی را رساندن
تاکید بر یک نظر
در آزادی مشروط
سوسیالیست دو آتشه
حساب چیزی یا کاری را در دست داشتن I keep track of how much you expense
حساب چیزی را از دست دادن
مسیر مستقیم مسابقه دومیدانی
به او سخت نگیر بهش ارفاق کن
متوقف کردن
عاقلانه
مسیر درست
من ازو گذشته ام بیخیالش شدم
تا تنور داغه نون را بچسبان
مشتعل کردن
صرف غذا درپایان روز سبت ( شنبه تعطیل یهود )
حقوق] دیون منفور
رژیم نفرت انگیز
یه نتیجه مساوی
The distinctive twins next door. They're the kind of people you want to squeeze their lips with. دلت میخواد لپ شون را فشار بدی
The law is not retroactive قانون عطف به ماسبق نمیشود
این دست و اون دست نکن!
وارث بلافصل
با کراهت
باسرعت ومهارت
لنگه ات پیدا نمیشه
دراصل اساسا اصلا
اصالت یعنی : دلت نمیاد خیانت کنی دلت نمیاد دل بشکونی دلت نمیاد دو رو بشی دلت نمیاد آدمارو بازی بدی این سادگی نیست� اصالته !
اینقدر بی قراری نکن
دست از سرم بردار
توقف کامل
۱ - از جات تکون نخور ۲ - تقلا نکن
فرود آمدن به باند فردوگاه
سرخوردن به پایین
قدرت تسلیم
کشش ذهنی
روشن برانگیخته شده ( جنسی )
آماده بودن برای بازی کردن
Schools remain open. Nonetheless air pollution warnings مدارس بازه علیرغم آلودگی هوا
صنعت] مهندسی تنگناها
What is your bottom line حرف آخرت چیه؟
شعر تعلیمی
آهسته بران!
برو دور شو!
کامپیوتر] تشخیص حامل، کشف حامل . [برق و الکترونیک] اشکار سازی حامل سیگنال مربوط به مودم در استاندارد RS - 232C که به پایانه ی متصل نشان می دهد . مود ...
کامپیوتر] سیستم حامل . [برق و الکترونیک] سیستم حامل سیستمی که با استفاده از یک مدار عملیات متعدد مخابراتی و مستقل از هم را انجام می دهد .
برق و الکترونیک] تقویت کننده ی حامل نوعی تقویت کننده ی جریان مستقیم که سیگنال ورودی ( دی سی ) آن پس از پالایش توسط پالایه ی پایین گذر، برای مدوله کنن ...
سکوی حامل ( ریاضیات )
کبوتر نامه رسان
در ریاضیات میشه اجرا کردن
زیره به کرمان بردن
بار و مسولیت داشتن
خیالتون راحت باشه!
استراحت در بستر تجویز می شود
یک مشت بخوابون تو . . . . . . . .
گیرایی ندارد ( کتاب ) معنی دیگه میشه فاقد قدرت زدن است
آب و جارو کردن میشه در مسابقات ورزشی معنی درو کردن حریف یا مدال ها هم میده
به نقطه ضعف کسی زدن
درمسیر مبارزات انتخاباتی فعالیت کردن
به مطالب عمده پرداختن
خرخونی کردن
زدی تو خال!
باچتر نجات پریدن از هواپیما
برای میانجیگری وارد عمل شدن
خطرناکی
خطر دائمی
سفر خوش!
در تبعید
بیرون رفتن وگشتن
یک شانس برابر
شانس پنجاه پنجاه داشتن
اونا را شگفت زده کن باهاش
نوازنده رسیتال
گفتن درباره تاریخ
از برخوانی قرائت قرآن
آپارتاید جداسازی نژادی Racial segregation
جداسازی نژادی
تبعیض نژادی
بلیطت برده
چیز میز وقتی اسم ابزاری یادمون نیس ازین کلمه استفاده می کنیم
شقایق آسیایی
زمان فراغت و آسودگی
مسابقه نهایی یا حذفی را برگزار کردن بجان هم انداختن هم معنی داره
بمب کار گذاشتن
استدعا میکنم. . .
ساعتها صحبت کردن بی وقفه
زمینه مفصل و مشروح
سفر با لباس مبدل
فرزند ارشد چنگیزخان مغول و شریک در جنگ با سلطان محمد خوارزمشاه
تجهیزات فرسوده
تقلب دور از شأن شماس
به سیم آخر زدن
بازهای رنگ ثابت در نساجی
رنگ ثابت
کاملا خواب
جرمی را به گردن کسی انداختن
سبیل چخماقی
زیردست پارچه مربوط به نساجی
دوترکه سوار شدن
صندلی جلو نشستن صندلی کنار شوفر
عقیده ناموافق
متفکر دگراندیش
رسوبی
پیچی را پیچاندن
پل های پشت سر را خراب کردن
تصویری ایده آل گرایانه
استدلال آرمان گرایانه
یک اونس یک ذره از
بادبان های گسترده
We 've run out of sugar ما شکر را تموم کردیم
وقت کشی در اواخر مسابقه ورزشی
دیگه به اینجام رسیده یعنی بحرانی شدم
تبدیل به هیچ کردن
خراب کردن
یه مشت احمق
تنگنای موجود درپل
موجود دوپا
چین خوردگی غیر طبیعی ( نساجی )
ضایعات فوق العاده در حسابداری
بازده فوق العاده در حسابداری
For now, try harder to deal with her bad temper to advance your goals. کنار بیا با اخلاق بدش
کسب احترام کردن
به اندازه چیزی که. . . .
In an equilateral triangle, all three sides are equal. sسه ضلع برابرند
سنگ چینی زمین شناسی
قرص سقط جنین
اتاق کار رئیس جمهور آمریکا که به شکل بیضی است
بیضی کردن
بیضوی
شش ضلعی تلفظ هکسِ گان
متساوی الساقین
متساوی الاضلاع
تو ناامیدم کردی
روبند بر چهره داشتن
به سلیقه ی شخصی
We wear no makeup for the strangers. The noble girl says بزک نمی کنیم
گره بزن
متوسل شدن بع داوری و دادگاه ( حقوق )
در جستجوی قدرت و نیرو بودن
به مکانی پناه بردن درخواست تحصن کردن
دنبال انتقام بودن کینه توزی کردن
همینی که هست
لقد کانت طفولتی سعیده للغایه
کاری خوبه که آخرش بخندی منظور اینه که درنهایت موفقیت نصیب بشه
مسیر را گم کردن
کار او توجیه نمیشه با این
درخواست تمدید کمک هزینه ها را داشتن
دادن یک دادخواست رسمی
اعطای پناهندگی سیاسی
قهرمان زال سابق تنیس آلمان و جهان در دهه هشتاد و نود میلادی
Bribery رشوه گیر
بتن تقویت شده
اعزام نیروی کمکی به نبرد
این ایده را تقویت می کند که. . . . .
Strengthen with added support
بچه پایینم از کف خیابون اومدم I came from the roadbed of the downtown
جذب کردن مایعات
در بن بست قرار گرفتن
مهمان پرحرف و وراج
تلاش های مذبوحانه
استدلال های غلط
شخصیتی دوس داشتنی در سریال پایتخت
اعضای ترغیب شده
پل زیرگذر
محرومیت تغذیه ای
تغذیه شناس
جراح شکسته بندی
سلسله قاجاریه
خوش و خرم
بازار کالای لوکس
به زحمت افتادن
انتظار برآورده نشده
مطالبات برزمین مانده
دهستان دودانگه بهبهان
تشان. [ ت َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان مرکزی بخش حومه شهرستان بهبهان که در 28 هزارگزی شمال باختری بهبهان و 28 هزارگزی شمال راه اتومبیل رو بهبهان به ...
متخصص رگ نگاری
شریان کرونر
ناتوانی سرخرگ های قلب در خونرسانی به عضلات قلب
عروق کرونر
To have a head and one thousand desires یک سر و هزار میل و سودا در سر داشتن
وادی بیداران Valley of the awakened
کج خلقی های نوجوانانه
ذات سرکش
گینه استوایی کشوری بین گابن و کامرون
خط استوا
محاکمه انقلابی
پادشاه افسرده The dejected monarch handed over the throne to his eldest sonواگذار کرد
سازه برداشت آب ( آب و خاک )
چانه داخل رفته
حکم مجرمیت
داری قبر خودت را میکنی کنایه از اینکه داری کلک خودتو میکنی یا داری خودتو کله پا میکنی
کلاهبرداری از سرمایه گذاران
اعتنا و توجهی نکردن
خرابکارنوجوان The adolescent vandal shipped the luxury goods with the help of his friends
در گویش لری کهگیلویه هم مشتلق به معنای مژدگانی بکار میره مثلا میگن مشتلق بده تا خبر خوبی بهت بگم
دکتر کشیک
پاسخهای دست نیافتنی
مشتاقانه
زیاد طول نکشید
از موضوع منحرف شدن
سخنرانی فریبنده It is seen more and more. . .
بامشکل مواجه شدن
Put a lid on the pan
شروع یک جنجال
واجد شرایط برای
واجد شرایط دریافت غرامت
ضرب المثل به یاد ماندنی
دفع لجن هضم شده مربوط به عمران
اراضی تخلیه گاه و دفع
نزاع طولانی مدت
تحت حفاظت وحمایت. . . تحت اسپانسوری. . .
بس است تمومش کن
The identical twins were exactly like an apple cut in half. دوقلوهای همسان
بیهوده بودنAll the efforts to revive the victim were tragically in vain
بلوک های فشرده و تحت فشار
واقعا دچار آشفتگی شدن
همراه با. . . . با همکاری. . . .
Mike:I'm still on the toilet Kate:Enough. Skip itکیت میگه کافیه تمومش کن
حذف کردن صبحانه
شکایت کردن شکایتی را به ثبت رساندن
Tribalism has always existed and will survive in some parts of the world. زندگی ایلیاتی زنده خواهد ماند
after his crude and thoughtless behavior . Tommy passaged into manhood تامی بعد از رفتارهای خام و نسنجیده بالاخره به مردانگی رسید
If smoke rises, it does not diminish the dignity of the flame. دود اگر بالا نشیند کسر شأن شعله نیست
راه گذر بسوی مردانگی
Punishment
لُب مطلب
زبان تندوتیز یا تلخ
آیتم یا مورد تکان دهنده
پایانه مرزی
نوار مرزی
موجبات افزایش قیمت ها شدن
هیات مدیره آ. پ
چاپ پشت ورو
درانجام کارها دست وپاچلفتی بودن
My insistence made her reconsider leaving. اصرار زیاد من باعث شد او تجدید نظر کند در رفتن.
یهودی معتقد
موج تنها و منفرد ( عمران و آب وخاک )
یادش بخیر قاعده I wish سالها پیش می شنیدیم سه حالت داره. . . . .
Who seeds wind. shall harvest stormهرکس باد بکارد طوفان درو میکند
موجبات تهدید بودن برای . . . . .
چرخ های حجیم و بزرگ
برگ جریمه های پلیس
یه ذره عقل و هوش
کاملا خیالی و داستانی
حس دیدن
به سختی قابل شنیدن
سلول انفرادی
طرح و برنامه های باشکوه
شکاک سرسخت خدا نصیب هیچ کس نکنه ازین نوعش
در دوراهی انتخاب بودن
سرگرمی مورد علاقه Favorite hobby
ضرر بازار سهام
دیدگاه پخته و بالغ
شهرت ومعروفیت پس از مرگ
جایزه ای که پس از مرگ نصیب صاحبش شود
کمتر محتمل است
شهربرلین پایتخت آلمان
ایستادن درمقابل. . . . Oppose
نارضایتی سراسری
نقض حقوق
Joe got dumped by his friend Matt and now he is depressed مت دوستش جو را پیچوند و اکنون پسره دپرسه
انبار مهمات
کاروکاسبی راه انداختن
برپاکردن راه بندان در جاده
کمین برپاکردن
در مسابقات ورزشی معنی در زمین حریف میده
زنان یائسه
قلمروهای اشغال شده
بدبختی به بار آوردن
اشک آوردن گریه درآوردن
هزینه های تحصیل
مناظره گران پرت وپلا
مخاطبان فربه
گفتار منسجم
نیش مخفیانه
تومور خوش خیم
رویکرد مشتاقانه
افراد مرفه
نگاه اجمالی
شیوه شیطنت آمیز
غریبه ی کوفتی و ترسناک
تبرئه کردن از جرم
قلمرو وابسته
درسایه حق تعالی
تلاش سرسختانه
گرو برای اجاره
The economic recession has made people's hope for the future weaker than ever. رکود اقتصادی
مطرح کردن یک پیشنهاد
مطرح کردن یک نظریه
Court is now in session دادگاه اکنون در حال برگزاری است
شاکی متکبر و خودنما
Watching a movie where the sound and picture don't match and the sound is a few seconds ahead of the picture is a headache. عدم تطابق صدا و تصویر در ...
برق گیر در صنعت برق و الکترونیک
بخش نور در سینما وتلویزیون
نورپرداز
مدیر فیلمبرداری
آژانس استخدامی
مشاور استخدامی
حکم کارگزینی
فشارخون بالا
نگاه دزدی
چشم از کسی برداشتن Stop looking at someone
از خجالت سرپایین انداختن
نفس راحتی کشیدن
According to online polls, the Republican candidate is currently leading in many states.
مداخله نظامی
عوامل پشت صحنه
ادعای خسران
باید در حالت متعادل باشند
کمیساریای عالی پناهندگان
Award a penalty against the running of gameاعلام ضربه پنالتی برخلاف جریان بازی
اعطای یک ضربه پنالتی
عرق فروشی
Distance yourself from foolishness and snub itفاصله بگیر از حماقت و نادیده اش بگیر
به پهلو هم میشه گفت در جملاتی
I'm a veteran in the education system of my country کهنه سربازی هستم از سیستم آموزش و پرورش کشور
I am waiting for you to arrange the transfer of shares in a timely manner. منتظرم بموقع کار انتقال سهام راسامان دهی
اول و آخر چیزی بودن
عمل آمدن رشد کردن
تاریخی مشتمل بر اطلاعات کامل برای سالیان متمادی
صدای لاینقطع
باران ادامه دار
به یک طرح وبرنامه ای رسیدن
ببین پاتو کجا میذاری
عهد عتیق
We saw some accounting books in the closet that went back to the previous boss timeچندتا دفترچه حساب در گنجه دیدیم که برمیگشتن به عهد رئیس قبلی
امور مالی حسابداری
Unable to be avoided حتمی
میگساری پیوسته و ادامه دار
بارانهای پی درپی
صحبت کردن بی وقفه
Continue without pause
پرتوهای فرابنفش
رنگرزی مقاوم در نساجی
خمیر اسیدی برای کاربرد در صنعت چاپ و چاپخانه
تن ندادن به خدمت سربازی
Thanks for giving me a shot ممنونم که یه فرصت بمن دادی برای نشان دادن خودم
Giving students unrealistic grades results in incompetent administrators and employees. نتیجه کیلویی نمره دادن به دانش آموزان کا شوربختانه چند سالیست ...
Incapable ناتوان ناکارآمد
There should be good incentives to motivate employees, but unfortunately, they are rarely seen. کمتر دیده میشه متاسفانه اما باید مشوقهای خوبی برای ای ...
A reason to do something دلیلی برای انجام کاری یاچیزی
To worsen بدتر کردن خراب کردن ازکار انداختن
In Iran, teachers are divided into five levels of hierarchy. رتبه های پنج گانه معلمان در وطن
A ranking system
مسافران سرراهی اتو زن
The gap between the haves and the have - nots is widening every day.
اصدقا محترمین
عمل خوابیدن. خفتن
روکش مخملی
در زبان محلی ما به این پوزیشن کَهریَکی می گوییم یعنی شبیه کهره بز روی چهار دس پا است
لقد عشت فی ظل الفقر لسنوات
تحت تصدی یا مسوولیت کسی بودن
داروی بدون نسخه
خانواده مراقب خانواده سنتی دنباله کر قوانین یهود
قتل عمدی
متهم شدن به . . . .
موقعیت پایین تر
کاشتن گندم
خستگی شدید
باهمدیگر ترکیب شدن
او اعتصاب کرد
او ترک خوابگاه کرد
زمانی جلب توجه میکرد
اعدام های در معرض عموم
بازرسی جامع
طبق قوانین اصلاح شده
تجدید دوستی
راه و روش حساب شده
هوای مه آلود
تخلیه بار یا محموله
صاحبخانه حریص
پارگی رگهای خونی
جناب به اصطلاح متخصص
در خشمی وحشتناک
بسیار پیشی می گیرد پیشی گرفتن منظور گربه گرفتن نیس
دید دقیق و صحیح
بازنده و توسری خور بودن
بسیار جذاب
خوب تغذیه شده
چقدر سپاسگذار. . . .
جمعیت خشمگین
تمایل به مبالغه گویی
رفتار معمولی
تخصیص بودجه
دموکراسی نخواهد مرد
محوطه پارکینگ یخزده
درخواست مجازات سبک
سرپرست ناظر نگهبان مراقب
عهد وفاداری
مجاورت شهر
وزیر دفاع
حالت ایستاده
برقی در چشمان ایجاد شدن
کارمند بله قربان گو
زلمه پاره گوشتی که از گوش بز بریده و آویخته است اگه اشتباه نکنم
زندگی تعاونی
حیا کل ایمان است
روال امور چگونه است
Due to the avalanche and road closure, we were forced to take a detour to get to work sooner. بخاطر سقوط بهمن و راه بندان ناچار به مسیر انحرافی رفتیم ...
هدف آسیب پذیر
اشخاص موجه و موثق
منابع مورد وثوق
شهادت دادنی که در دادگاه قابل قبول واتکا باشه
He was into her. اون تو نخش بود
یا خالق از اعماق وجود
All the dishes are slipping out of my hands as if I'm butter finger today همه ظرفها از دستم سر میخورن انگار امروز دس پا چلفتیم
موجودی حساب پشتیبان
Preventing hunger
اشاره به عقاب آسیا ناصرخان حجازی
I send my best regards to my departed onesسلام و درود به رفتگان عزیز
جون بکن! د یالا بنال
در گویش محلی لری به کمد های آهنی دولاب میگوییم
تعامل مناسب
اتاق دادستانی
فرجام خواهی دادستان
شورای استیناف
انجام اقدامات احتیاطی جدی
تنها ذینفع . . .
کلی شلوغی و سروصدا
درخواست و خواهش جدی
اوراق قرضه تبت شده
شرکت ثبت شده
چیزی را نزد کسی به امانت گذاشتن
گزینش استصوابی
Craziness for some time
کمیساریای عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان
ادعای جنون ادواری یا موقت
لنگیدن و تلوتلو خوردن
لباس های چروکیده
کسی که در جستجو و آرزوی شکار است
As if many disasters are descending on your life انگار بلایای زیادی نازل میشن روی زندگی شما
Job hunting جستجوی شغل
He is so football junkie that he will not leave the match field چنان خوره فوتباله که از زمین مسابقه بیرون نمیاد
Detective tried to decipher the owner of that scrawlکاراگاه در پی کشف صاحب خط خرچنگ قورباغه بود
Finding the meaning of یافتن معنی چیزی
دروسی که از طرف دانشگاه ارائه می شود
1_central 2_of main importance
وکیل اضطراری در حقوق
بانک عامل
پدافند عامل
کافت های بین قاره ای در زمین شناسی
موشک قاره پیما
Her sense of humor is more dominant than any other emotion. حس شوخی در او غالب است بر دیگر احساس
The blind man had the potential to fall on anyone due to his poor sense of direction. مرد نابینا بخاطر ضعف حس جهت گیری پتانسیل خراب شدن روی هرکسی را ...
حس همدردی
بارورسازی ابرها
احساس خوبی بکسی دادن حال کسی را خوب کردن
Monogamy is better than the bigamy
رویکرد مسالمت آمیز
هماهنگ کنندگی بدلکاری
ابر بدهکاران بانکی
خطوط عابر پیاده
تزریقات داخل وریدی
عفونت های جلدی
بزرگداشت و تجلیل از مقام معلم
ترکیبات آلی
ترکیبات وصفی
عهدنامه مودت مبحث حقوقی
رئیس دپارتمان داوری
سناتور جمهوری خواه
انتخابات شوراها
انقلاب سفید انقلابی بر پایه دوری از خشونت و خونریزی
اصلاحات ارضی
اصلاحات پیشنهادی
شب عروج
احضار روح
بیماری های لاعلاج
روزنامه های وزین
اصطلاحات جامعه شناسی
میزان رطوبت حجمی در آب و خاک
کنتور حجم در نفت
جرم حجمی
همگرایی حجمی در معدن
تریاس میانی در نفت
نشانه میانی مبحث عمران و معماری
نشانه میانی مبحثی در معماری
نوعی از آشپزی محبوب در خاورمیانه
بزرگراه اطلاعاتی خاورمیانه
طرح ابتکاری صلح خاورمیانه بین اسرائیل فلسطین و دیگر ملل عرب زبان
معاهده صلح ۱۹۷۹ بین اسرائیل و مصر
توقف مذاکرات صلح
آش کشک خالته بخوری پاته نخوری پاته
شدت و تلخی ناامیدی
۱_آبلیمو و مشروب الکلی ۲_لیموی تلخ
بسیج کردن نیروها
خواری
تثبیت اقتصاد
ترکیب وصفی اجلی که مدت و زمانش مقدر شده و مشخص باشد
نام سریالی طنز با بازی رضا عطاران
Deliberate council. Prompt in action مشورت آگاهانه سپس اقدام سریع
خود آزاری عامدانه
هدف گیری سنجیده و باقصد قبلی
بی تفاوتی سنجیده شده
شلیک عمدی یا آگاهانه
زیرنویس نامحبوب
I'm expert in launching new business for not havesمتخصص راه اندازی کار برای ندارها هستم
Spectators stand and acclaim تماشاگران ایستاده تشویق میکنند
He has been on the wagon for some days but he fell off it last night 🌙 چند روزی زوی گاری بود اما دیشب از گاری افتاد توبه شکست
He liked to remarry. but lastly settled for the monogamy دوس داشت تجدید فراش کنه اما نهایتش به تک همسری رضایت داد
Hope raining will not be as usual for these years امیدوارم بارندگی طبق معمول این سالها نباشه
When possible better than When required عند الاستطاعه بهتره تا عند المطالبه
Opponent رقیب هماورد
I suppose a vain of lunacy runs and rules حدسم اینه که یه رگ دیوونگی ساری و جاریه در خونه هم اتاقیمin my roommate's
Health competition is on the agenda for the classmates رقابت سالم برای همکلاسی ها در دستور کار است
Bring together مونتاژ کردن
Lack of focus causes fugitive and unfounded ideas نتیجه عدم تمرکز ایده های بی پایه و اساس
Word of honor قول شرف Conditional freedom آزادی مشروط
ضرب و شتم شدید
سارس
خشکسالی سخت
Physical illness
One who treats ailments by massage and manipulation
Opting out procedure رویه انصرافی
انصراف دادن
Administrator
School of both sex Male and female
محتوی واگیردار
بچه اندازی مسری موردی در دامداری
توزیع های واگیر مبحث در آمار
Easily spreading by contact بآسانی باتماس همه گیر میشهyawning can be contagious خمیازه هم میتونه سرایت کنه به اطرافیانhaving cold is a contagious dis ...
A prominent clergy figure چهره برجسته مذهبی
شخصیت برجسته سیاسی
گوش برجسته ( بَلبَلی ) منظور گوش فیلی است
Associated with social prominent people معاشرت با افراد برجسته اجتماعی
Holding company
گدازه های آتشفشانی
معنی تحت الفظی میشه خم شدن به عقب که کاریست بسیار سخت و کنایه از تلاش و کوشش بسیار برای نیل به هدف است
فرصت طلب
فاصله گذاری اجتماعی یاد دوران کرونا بخیر نباشه
آموزش رانندگی
ضریب خمش پذیری در عمران و ساختمان
طوفان مستقیم
بازگشت سرمایه
برگشتن به تنظیمات کارخانه
تنظیمات مربوط
راندمان پایین
موشک مافوق صوت
سفالکاری منقوش
کمد دیواری نامیزان ( لرزان )
جواب رک و راست
تعیین تکلیف کردن روشن کردن تکلیف
Arranged in order of time or date
Talk with excessive pride 😤
Becoming one
معنی لغوی میشه هفت خفیف اما اسم یک برند سیگار خارجی که قبلا هم در بازار ایران بود ودر هفت مرحله تولیدمیشد و خفیف و سبک بود
ان ربک لبالمرصاد
Hot debates are pursued مذاکرات داغ دنبال میشن
لری کهگیلویه وِرَ یعنی شعور بی وِرَ یعنی بی شعور
Strengthen Growing up
The skier tried to regain his balance but he did nt اسکی سوار موفق به بازیابی تعادلش نشد علیرغم سعی اش
Appropriate
Happy Optimistic
تشخیص نهایی
Easy to see through شفاف
Where some thing is obtained
Alone Without others
توزیع کردن
You can not flee from your responsibilities نمیتونی از مسوولیتهات فرارکنی
طریقت و روش جوینده
راه و روش و طریقت عارفان
تغییر ایجاد کردن
سرنخ اساسی
افسر بخش
موضوع و مشکل ناشناخته
Exaggerate مبالغه کردن
Bellman
Not verified
Guess
دارای علامت و نشان شیر مثل کالایی که علامت شیر مشخصه برند آن میبود
Uncanny
بهترین خلق اشاره به پیامبر اسلام محمد مصطفی ص
شبیه ماهی
شخصی که طبیعت و نهادش اصیل و مرجع باشد
مانند شخصی غریب
مردم بد ذات
به همراهی
در جا پلیمرشدن
Marvelous Fabulous
تایمر ماندگار برق و الکترونیک
استمرار دید از اصول لازم در سینما است
پایداری تطابق رنگها که این مورد در نساجی و پارچه بافی از مسائل لازمه است
لذت مداوم
احساس مداوم
خواستگاری مداوم
عوامل پایدار
Persistent unbelievable coughs confined him in his home سرفه های مداوم باورنکردنی اونو تو خونه اش حبس کرد
Your soil has been impoverished by the persistent planting of different crops خاک فقیر شده بعلت کاشت مکرر محصولات مختلف ) بی خاصیت شده (
من اشتباه کردم جمله دوستمون هم درست بود
دوستمون باید مینوشتl am qualified to go abroad
Quality is more essential than quantity کیفیت لازم تره تا کمیت
Spinning چرخیدن
The burden of responsibility for the company is weighing on his shoulders بار مسوولیت سنگینی میکنه روی دوش او
Traveller مسافر هرروزه
I was just given concerning news about brutal behavior in the orphanage اینجا صفت است و معنی نگران کننده میدهد
Warring countries have initiated the negotiations concerning peace کلمه مورد نظر معنی درباره میده اینجا
Let's terminate this agreement once and for all بیا یکبار برای همیشه این توافق را خاتمه دهیمbecuse it's just a torn paper
It costs too much
A little glimpse doesn't bother anyone
Never came to his mind
Disasters coming each one on the heels of another
It came to my mind
گربه وحشی گربینه هم کلمه بدی نیست اگه وجود داشت
Circle of our friends includes only reputable ones حلقه دوستان ما جای خوشنامان است
موجه
باعقل جور درمیاد
Release of new series exclusively on our channel
شبه جزیره قطب جنوب
صفحه قطب جنوب
The werewolf had undergne significant changes
Overlook از قلم انداختن
سنجیدنی
درخت کاج پاندروسا
Ponder definitely not to keep your positive manners buried
Evaluate _deliberate _consider
Efficiency
صفحه بیرونی
بیرونی هدایت شده
الکترون لایه بیرونی
Dictatorship must be removed from every where
ما لرهای بهبهان و کهگیلویه میگیم ترتلیس میشی
شیب زیرین کناره
بخش زیرین
قیمتهایی که زیر قیمت بازار ارائه می شوند به قصد شکستن بازار . همون که میگن آتیش زدم به مالم
بعضیا داغشو می پسندن
یک شخصی یا دیگری
مقداری کم
برخی مواقع
In good and healthy form
Terminator نابودگر
بعد از کلمهwhetherبایدto می نوشتم که جا افتاد
Conformity تصدیق تطابق
Something that causes delay or resistance
I'm in a dilemma whether study my lessons or write my essay. معضل و دوراهی
Difficulty مشکل سخت . دوراهی
A man s belly is his enemy
It doesn't make sense باعقل جور در نمی آید
Meaningless چرت و بی معنی مثلا میگن یارو شعر میگه چرت میگه
جای من پشت میز کجاست
کی میپزه؟
کی هزینه آن را میپردازه؟
What to me?
کی اومد؟یا کیا اومدن؟
تو درحال اشاره کردن به چه کسانی هستی
چه کسانی مرجع شما هستند
Avoid fleeing your responsibility دوری کن از فرار از مسولیتت
که اینطور نیست
که به نمایش در می آید
What a pleasure
سوسوزن_درخشنده
به طور درخشان
از شادی برق زد
A gleam of hope shone in our hearts درخشش بارقه امید
Get rid of strangers who have a gleam in their eyes دوری کن از غریبه هایی که چشمانشان درخشش دارند
Glint درخشش
Mullah
Reduce to the poverty فقیر کردن بی خاصیت کردن
Misrepresent بد نشان دادن
مالک اشیای رهاشده
اعلام رهاکردن چیزی
No pain. no gain نابرده رنج گنج میسر نشود
Reduce unpleasantness تسکین دادن راحت کردن کاستن ناخوشایندی ها
Assess ارزیابی کردن
Evaluateارزیابی کردن
On the verge of worker's day. We went to visit the exemplary worker'
Audience حضار
هرگاه شرایط ایجاب میکند
وقتی او داشت در ایران تور برگزار میکرد
عبادت تو
لباست را ستایش میکنم
Went in person and resolved the issue حضوری رفتم مورد را حل کردم
بزن به چاک
او از حرفهای شما رنجید
مال شما بخوبی مال او نیست
دایره لغت شما محدود است
ظرفیت خازنی بدن
حالت خم شدن بدن
حمایت بدنی
من در باره. . . .
It's absurd to underestimate the importance of raising children کم اهمیت شمردن تربیت کودکان نامعقول است
Loser بازنده
Dowry is on demand مهریه عندالمطالبه است
من مریضتم
همینی ام که میبینید
I'm baffled
حالم ازت بهم میخوره
من فولم از غذا
من ورشکست شدم
من فقط تو را اذیت میکنم
Recline by this fireplace and make sure you are doing well
The corpse was found lying on its side جسد به پهلو درازکشیده یافت شد
Quran is a miracle for sure
Spinning چرخیدن
Divert your landline number to your mobile phone تلفن ثابت را به موبایل دایورت کردن تغییر دادن
Convert my account to a savings account تغییر حساب به پس انداز
A promise made. Is a debt to be paid قولی که داده میشه قرضیه که باید ادا بشه
بسرعت درس راقاپیدنBright pupils seized the le ssons quickly.
Your reputation preceded you آوازه ات پیچیده ( یعنی زودتر از خودت اومد )
He inherited poverty from his parents that they had inherited from their own parents وارث فقر
Give _grant_donate
My daughter is competent to choose a field in the entrance exam. مجاز به انتخاب رشته
We continue to stand for our blue teamاینجا معنی طرفدار بودن U. N stands for united Nations اینجا معنی نشانه بودن میدهد
Stunning picture تصویر مدهوش کننده
Cross out the circle of deceitful friends حلقه دوستان دغل را خط بزن ( ول کن )
Unfortunately
OH signifies surprise اه دلالت دارد بر تعجب
Signify معنی دادن
Beckon اشاره کردن
Take serious steps to carry out the ongoing works قدمهای جدی بردارید برای انجام دادن کارهای جاری
Bring together =مونتاژ کردن Gather together =جمع آوری کردن
Assemble جمع آوری
Calling ghost احضار روح
In accordance to the powers that granted to me as a representative of municipality. I declare you husband and wife
Confirm تاییدکردن
Your exemplary page encourages everyone to follow through the web
Not allowing راه ندادن به
Worthy of imitation سزاوار تقلید
From this date onward ازین تاریخ به بعد
The two bullies always pick on the smaller and weaker kids دوتا قلدرخان همیشه بچه های کوچکتر و ضعیفتر را اذیت میکنن
کله خر
Prior to پیش ازاینکه
قرضی
No entreaty التماس نکن!
Exhaust تمام کردن
Impose تحمیل کردن وادارکردن
Do sustain your optimism during this crisis. This is the last thing I can say about. آخرین چیزی که میتونم درباره اش بگم اینه که در طول بحران خوش بینی ...
در سریال ومپایر دایریز دیمن به استفان پیام میدهElina is AWOL. need help
My nonchalant behavior toward his retirement caused my family made another decision رفتار سهل انگارانه من نسبت به بازنشستگی او باعث شد خانواده ام تصم ...
فوق دیپلم associate
Some objects contract when cold and expand when warmبعض اجسام با سرما منقبض وبا گرما منبسط میشن
The contract between you and your Afghan workers must be implemented before their departure to their country قرارداد بین تو و کارگران افغانت باید قبل ...
Peter was reluctant to speak about his uncle who had long since departed پیتر بی میل بود برای صحبت درباره عمویش که مدتها پیش رهسپار ( خانه ابدی ) شده ...
The messengers came to redeem nations from the sins پیامبران برای نجات ملت ها از گناهان آمدند. اینجا معنی کلمه نجات دادن میشه. I try to redeem the m ...
Thrifty اقتصادی
Go and bring رفتن و آوردن همچنین کلمه دیگری میشه گفت retrieve
Fetch رفتن و آوردن
سو استفاده misuse
اabandonment the only way to solve the problems. . . . . . my friend said دوستم گفت رها کردن تنها راه حل مشکلاته
My new Buick was sent to the factory because of steering defect. بیوک تازه من به دلیل نقص فرمان به کارخانه عودت داده شد
Launch a website راه اندازی یه وبسایت
My son was sent to compulsory military service this June پسرم همین ماه ژوئن به خدمت سربازی اجباری اعزام شد
Give up تسلیم شدن
Attempt تلاش و کوشش
Commit means appropriate اختصاص دادن Commit a crimeمرتکب جرمی شدن
Commit means appoint اختصاص دادن Commit a crime مرتکب جرمی شدن
Fulfilling needs برآورده کردن احتیاجات
Economical اقتصادی
Be able to purchase something توانایی خریدن چیزی
Continue doing sth ادامه دادن به انجام عملی
Demanded مطلوب خواسته شده
Desired subscriber is not reachable مشترک مورد نظر در دسترس نیست