1. I picked up a hitchhiker on our way back.
[ترجمه زینب سرامد] یک مسافر بین راهی را در راه برگشت به خانه سوار کردم|
[ترجمه محمدشفیعی] یک مسافر سرراهی را درراه برگشتن مان سوار کردم|
[ترجمه حمیدرضاخوش قامت آزاد] سرراه برگشت ، یه مسافر تو راهی رو سوار کردم.|
[ترجمه حمیدرضاخوش قامت آزاد] Hitchhiker شخصی است که بین راه سوار می شود و پولی نمی پردازد. معمولا با بالا گرفتن انگشت شست اشاره می کند.|
[ترجمه گوگل]در راه بازگشت، یک خودروی سواری سوار کردم[ترجمه ترگمان]یه مسافر سر راه برگشت پیدا کردم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
2. He picked up two hitch-hikers on the road to Salisbury.
[ترجمه منصور] در بین راه به سالزبری دو نفر مسافر بین راهی را سوار کرد|
[ترجمه حمیدرضاخوش قامت آزاد] سرراه سالزبوری، دو تا مسافر بین راهی را سوار کرد.|
[ترجمه گوگل]او دو نفر از کوهنوردان را در جاده سالزبری سوار کرد[ترجمه ترگمان]او دو کوهنورد را در جاده به سال زبری انتخاب کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
3. They used a girl hitch-hiker as the decoy to get him to stop.
[ترجمه گوگل]آن ها از یک دختر کوهنورد به عنوان طعمه استفاده کردند تا او را متوقف کنند
[ترجمه ترگمان]اونا از یه دختر پیاده به عنوان طعمه استفاده کردن تا جلوش رو بگیره
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
[ترجمه ترگمان]اونا از یه دختر پیاده به عنوان طعمه استفاده کردن تا جلوش رو بگیره
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
4. The hitchhiker keeps showing up, like a bad dream, like the devil himself.
[ترجمه حمیدرضاخوش قامت آزاد] مسافران بین راهی دائم مثل یک خواب بد، مثل خود شیطان، ظاهر می شوند.|
[ترجمه گوگل]سوارهرو مدام ظاهر میشود، مثل یک رویای بد، مثل خود شیطان[ترجمه ترگمان]مسافر سر راه، مانند یک خواب بد، مانند خود شیطان، ظاهر می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
5. Hitchhikers pulled a gun and shot at him.
[ترجمه حمیدرضاخوش قامت آزاد] مسافربین راهی اسلحه ای کشید و اورا کشت.|
[ترجمه گوگل]سواران یک اسلحه بیرون کشیدند و به سمت او شلیک کردند[ترجمه ترگمان]Hitchhikers اسلحه کشید و بهش شلیک کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
6. After the case he was asked by a reporter if he would offer advice to other hitch-hikers.
[ترجمه حمیدرضاخوش قامت آزاد] بعد ازاین قضیه، یک خبرنگارا او پرسید که آیا توصیه ای برای دیگر مسافران سرراهی دارد یا خیر.|
[ترجمه گوگل]پس از این پرونده توسط یک خبرنگار از او پرسیده شد که آیا او به سایر کوهنوردان توصیه می کند[ترجمه ترگمان]بعد از این پرونده، یک خبرنگار از او پرسیده شد که آیا او توصیه هایی را به راهپیمایان دیگر پیشنهاد خواهد کرد یا نه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
7. Jack often picks up hitchhikers.
[ترجمه حمیدرضاخوش قامت آزاد] "جک" اغلب مسافران سرراهی را سوار می نماید.|
[ترجمه گوگل]جک اغلب سوارکاران را سوار می کند[ترجمه ترگمان]جک غالبا hitchhikers را برمی دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
8. But as one breed of hitchhiker vanished into folk legend, another kind has appeared.
[ترجمه حمیدرضاخوش قامت آزاد] ولی با ناپدید شدن یک نسل از مسافران بین راهی، گونه ای دیگر پدیدار شد.|
[ترجمه گوگل]اما با ناپدید شدن یک نژاد از سواران در افسانه های عامیانه، نوع دیگری ظاهر شد[ترجمه ترگمان]اما همچنان که یکی از hitchhiker سر راه خود در افسانه مردم ناپدید شد، یک نوع دیگر ظاهر شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
9. The hitchhiker came into town looking for trouble.
[ترجمه زینب سرآمد] یه مسافر بین راهی درحالی وارد شهر شد که دنبال دردسر میگشت|
[ترجمه حمیدرضاخوش قامت آزاد] مسافرسراهی وارد شهر شد، دنبال دردسر می گشت.|
[ترجمه گوگل]سوارکار به دنبال دردسر به شهر آمد[ترجمه ترگمان]مسافر سر وقت به شهر آمد و دنبال دردسر می گشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
10. A hitchhiker flagged me down on the highway.
[ترجمه حمیدرضاخوش قامت آزاد] مسافرسرراهی، در اتوبان به من علامت داد.|
[ترجمه گوگل]یک مسافر سوار من را در بزرگراه نشاند[ترجمه ترگمان]یه مسافر سر جاده منو پیدا کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
11. That hitchhiker looks dangerous. Don't pick him up.
[ترجمه منصور] اون مسافر خطرناک به نظر میرسه . سوارش نکن|
[ترجمه حمیدرضاخوش قامت آزاد] اون مسافربین راهی، خطرناک بنظر میآد، سوارش نکن.|
[ترجمه گوگل]آن مسافر خطرناک به نظر می رسد او را بلند نکن[ترجمه ترگمان]این مسافر سر وقت خطرناک به نظر می رسه بلندش نکن
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
12. It was then that he noticed the hitchhiker by the road.
[ترجمه حمیدرضاخوش قامت آزاد] آن وقت بود که متوجه مسافر بین راهی کنار جاده شد|
[ترجمه گوگل]در آن زمان بود که او در کنار جاده متوجه خودرو سوار شد[ترجمه ترگمان]آن وقت بود که متوجه مسافر سر جاده شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
13. Gucci: I've heard Hitchhiker would be on next week. I want to see it.
[ترجمه حمیدرضاخوش قامت آزاد] گوچی: شنیدم فیلم مسافربین راهی هفته دیگه میآد، میخوام ببینمش.|
[ترجمه گوگل]گوچی: من شنیده ام که Hitchhiker هفته آینده خواهد بود من می خواهم ببینمش[ترجمه ترگمان]من شنیدم هفته دیگه \" اس اس \" میاد میخوام ببینمش
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
14. He picked up two hitchhiker s at the entrance to the motorway.
[ترجمه حمیدرضاخوش قامت آزاد] سر ورودی اتوبان، دو مسافر بین راهی را سوار کرد.|
[ترجمه گوگل]او در ورودی بزرگراه دو تا سوار سوار شد[ترجمه ترگمان]او دو مسافر سر راه را در ورودی اتوبان انتخاب کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید