out of

/ˈaʊtʌv//aʊtɒv/

معنی: در خارج، بیرون از، بواسطه
معانی دیگر: 1- از درون (به برون)، از داخل 2- ورای، از آن سوی، ماورا، خارج از 3- (ساخته شده) از 4- به خاطر، به سبب، به علت، از روی 5- بی -، عاری از، تمام، 6- خراب، از کار افتاده، بی -، نا -
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

عبارت ( phrase )
(1) تعریف: esp. of horses, descended from; born to.

(2) تعریف: as a result of.

- He gave it out of generosity.
[ترجمه زهرا] او آن را از روی بخشندگی داد
|
[ترجمه ترگمان] آن را از سخاوت بیرون کشید
[ترجمه گوگل] او آن را از سخاوتمندانه داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. Better be out of the world than out of fashion.
[ترجمه ترگمان]بهتر از این بود که از دنیا بیایم بیرون
[ترجمه گوگل]بهتر از جهان بیرون بیایید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Falling out of lovers is the renewing of love.
[ترجمه مریم] مشاجره ی عاشقان تجدید عشق است
|
[ترجمه ترگمان]از عاشق شدن، تجدید عشق است
[ترجمه گوگل]افتادن از عاشقان تجدید عشق است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Always taking out of the meal-tub and never putting in, soon comes to the bottom.
[ترجمه ترگمان]همیشه از وان بیرون بروید و هرگز وارد نشوید، به زودی به پایین می آید
[ترجمه گوگل]همیشه از ظرف غذا بیرون می آید و هرگز داخل آن قرار نمی گیرد، به زودی به پایین می رسد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. If you can't stand the heat get out of the kitchen.
[ترجمه ترگمان]اگر طاقت تحمل گرما را نداری از آشپزخانه بیرون بیا
[ترجمه گوگل]اگر نمیتوانید گرما را از آشپزخانه بیرون بیاورید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Success grows out of struggles to overcome difficulties.
[ترجمه Edward] موفقیت از دل تلاش برای غلبه بر دشواری ها بیرون می آید
|
[ترجمه ترگمان]موفقیت برای غلبه بر مشکلات بزرگ می شود
[ترجمه گوگل]موفقیت از مبارزه برای غلبه بر مشکلات ریشه دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. You cannot make a silk purse out of a sow’s ear.
[ترجمه ترگمان]تو نمی تونی یه کیسه ابریشمی از گوشت خوک درست کنی
[ترجمه گوگل]شما نمی توانید یک کیف پول ابریشمی را از گوش شن
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Don't halloo till you are out of the wood.
[ترجمه ترگمان]خبرم نکن تا از بیشه خارج شدی
[ترجمه گوگل]تا زمانی که بیرون از چوب نباشید، نشوید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Nothing comes out of the sack but what was in it.
[ترجمه ترگمان]هیچ چیز از کیسه بیرون نمی آمد، اما چیزی در آن بود
[ترجمه گوگل]هیچ چیز از کیسه بیرون نمی آید، اما آنچه در آن بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. A good maxim is never out of season.
[ترجمه ترگمان]یک ماکسیم خوب هرگز از فصل بیرون نمی رود
[ترجمه گوگل]حداکثر خوب هرگز از فصل نیست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Hunger fetches the wolf out of the woods.
[ترجمه ترگمان]گرسنگی بود که گرگ را از جنگل بیرون می آورد
[ترجمه گوگل]گرسنگی گرگ را از جنگل می برد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. The falling out of lovers is the renewing of love.
[ترجمه ترگمان]سقوط عشاق، تجدید تجدید عشق است
[ترجمه گوگل]افتادن از عاشقان تجدید عشق است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Habit is habit, and not to be flung out of the window by any man, but coaxed downstairs a step a time.
[ترجمه ترگمان]عادت عادت به عادت است، و هیچ مردی از پنجره به بیرون پرتاب نخواهد شد، اما سر تکان می دهد
[ترجمه گوگل]عادت عادت است و نمی شود از هر مردی از پنجره بیرون رانده شود، اما گام به گام در طبقه پایین قرار دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Out of debt, out of danger.
[ترجمه ترگمان]از خطر، خارج از خطر
[ترجمه گوگل]از بدهی خارج از خطر نیست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Don't whistle until you are out of the wood.
[ترجمه ترگمان]سوت نکش تا از جنگل بیرون بیایی
[ترجمه گوگل]تا زمانی که از چوب بیرون بیایید سوت نزنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. Never tell tales out of school.
[ترجمه ترگمان]هیچ وقت از مدرسه قصه ها تعریف نکن
[ترجمه گوگل]هرگز داستان را از مدرسه نپرسید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

در خارج (قید)
out of

بیرون از (حرف اضافه)
out of, forth of

بواسطه (حرف اضافه)
from, by, through, for, thru, because of, out of

به انگلیسی

• outside of; from the inside of; as a result of, because of; from; without

پیشنهاد کاربران

بیش از
بیان یک مقدار از کل یا یک عدد کسری
مثال⬇
Two out of ten : دو تا از ده تا
زیاد خودتون رو اذیت نکنید چرا که یکی از معانی پر کاربرد و آسون این کلمه /از آن/ است برای مثال:
polypropylene is what we make plastic bottles and etc out of
پلی پروپیلن همان چیزیست که/ از آن/ بطری های پلاستیکی و . . . ساخته میشه!. . . . . . . . . . . به همین سادگی!!!!!!!

برخوردار نبودن
از پی. از دنباله ی، از درونِ، توسطِ. . .
What something made from
1 - از روی، به خاطرِ
2 - خارج از
not have something anymore
تمام شدن
We were running Out of gas
بنزینمون داشت تموم می شد
out of love به خاطر عشق ، از روی عشق
FROM AMONG
دربین
تهی از، خروج از
خارج شدن
به خاطرِ، بابتِ
فراتر از
used as a function word to indicate direction or movement from within to the outside of ( ibid )
دور بودن
از میانِ. . .
Out of every book you had read. . . .
به معنای خارج شد

از
Out of these he composed the intelligible cosmos
which served him as a model when he also completed the senseperceptible
cosmos.
ten out of ten
ده از ده
بیرون از، سر جای خود قرار نداشتن
out of ice
ساخته شده از یخ
out of 48 lightning detected,
از 48 رعدوبرق شناسایی شده،
out of = از
ناشی از
از سر
از روی
به خاطر
دور از
out of son
دور از خورشید
از روی، به خاطر
I did it ou of fear
من اون کار را از روی ترس انجام دادم.
برای مثال :
three out of four
3/4
یعنی به صورت کسر می نویسیم و ترجمه می کنیم
از بین . . .
Out of presents , his favorite was from his older brother
Out of : because of
یعنی بخاطر اینکه . . . .
ساخته شده از، منشا گرفتن از چیزی
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما