hangover

/ˈhæŋˈoʊvə//hæŋˈəʊvə/

معنی: خماری، اثر باقی مانده، خمار، اثر باقی از هر چیزی
معانی دیگر: باقیمانده (بقایا)، اثر، یادبود، یادگار، 1- سایه افکن بودن بر، (طاق وار) روی محلی را گرفتن، (برفراز چیزی) آویختن 2- آویزان بودن، معلق بودن (برفراز چیزی) 3- (ازآینده ی شوم) نوید دادن، نشانه بودن، اثر باقی مانده، اثر باقی از هر چیزی، حالت خماری باقی مانده

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: the unpleasant aftereffects, such as headache or nausea, of drinking too much alcohol, usu. experienced after sleep.

جمله های نمونه

1. I had one hell of a hangover the next morning.
[ترجمه گلی افجه ] بنظر میرسد کت وشلوار باید تا جلسه بعدی اویزان بماند
|
[ترجمه ترگمان] صبح روز بعد یه دونه از خماری داشتم
[ترجمه گوگل]صبح روز بعد من یک جهنم از خم شدن داشتم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. I had a terrible hangover the next day.
[ترجمه علی اکبر منصوری] ابرهای جنگ بر فراز شرق سایه می افکنند!
|
[ترجمه ترگمان] روز بعد یه خماری وحشتناک داشتم
[ترجمه گوگل]روز بعد یک روز خماری وحشتناک داشتم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. I had a terrible hangover the next morning.
[ترجمه ترگمان] صبح روز بعد یه خماری وحشتناک داشتم
[ترجمه گوگل]صبح روز بعد یک خم شدن وحشتناک داشتم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. He had an infallible cure for a hangover.
[ترجمه ترگمان] اون یه درمان اشتباه برای خماری داشت
[ترجمه گوگل]او یک درمان مخرب برای یک خماری داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Whiskey always gives me a terrible hangover.
[ترجمه ترگمان]ویسکی همیشه به من یه خماری وحشتناک میده
[ترجمه گوگل]ویسکی همیشه به دنبال خماری وحشتناک است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. This feeling was a hangover from her schooldays.
[ترجمه ترگمان]این احساس از مدرسه آموخته بود
[ترجمه گوگل]این احساس خفگی از روزهای مدرسه بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. As a hangover from rationing, they mixed butter and margarine.
[ترجمه ترگمان]به عنوان خماری از جیره بندی، آن ها کره و مارگارین را با هم مخلوط کردند
[ترجمه گوگل]به عنوان یک پیروزی از جاذب، آنها مخلوط کره و مارگارین
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. I have a hangover.
[ترجمه گلی افجه ] قبل از طوفان پکن در چین ابر ها بر اسمان سایه افکنده بودند
|
[ترجمه ترگمان] من خماری دارم
[ترجمه گوگل]من خماری دارم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. His poor sight is a hangover from a bad illness he had.
[ترجمه سولماز] دادگاه تصمیم گرفت که بزاره درخواست تا جلسه ی بعدی معلق بمونه
|
[ترجمه ترگمان]او از بیماری بدی که داشت، خماری است
[ترجمه گوگل]چشم های ضعیف او یک خماری از بیماری بد او بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. She woke up with a terrible hangover.
[ترجمه ترگمان] اون با یه خماری وحشتناک بیدار شد
[ترجمه گوگل]او با خماری وحشتناک بیدار شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. The present political system is a hangover from the nineteenth century colonial era.
[ترجمه ترگمان]سیستم سیاسی کنونی a از دوران استعمار قرن نوزدهم است
[ترجمه گوگل]سیستم سیاسی فعلی خیزش دوران استعماری قرن نوزدهم است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. This procedure is a hangover from the old system.
[ترجمه گلی افجه ] بگذار موضوع تا جلسه بعد معلق بماند
|
[ترجمه ترگمان]این روند از سیستم قدیمی hangover
[ترجمه گوگل]این روش یک خم شدن از سیستم قدیمی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. He appeared at breakfast bleary-eyed and with a hangover.
[ترجمه ترگمان]با چشم های پف کرده و با خماری سر میز صبحانه ظاهر شد
[ترجمه گوگل]او در صبحانه به نظر میرسید و با پنهان شدن
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. He's still sleeping off yesterday's hangover.
[ترجمه ترگمان]او هنوز از خماری دیروز در حال خواب است
[ترجمه گوگل]او هنوز بیدار دیوانه است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. It seems that the suit has to hang over till its next session.
[ترجمه ترگمان]به نظر می رسد که کت و شلوار باید تا جلسه بعدی خودش به دار آویخته شود
[ترجمه گوگل]به نظر می رسد که کت و شلوار باید تا جلسه بعدی خود را متوقف کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

16. The clouds of war hang over the east.
[ترجمه ترگمان]ابره ای جنگی در سمت شرق می چرخند
[ترجمه گوگل]ابرهای جنگ بر روی شرق آویزان هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

17. However, a question mark continued to hang over Kaliningrad, which was not specifically mentioned in the agreement.
[ترجمه ترگمان]با این حال علامت سوال همچنان از Kaliningrad که به طور خاص در توافق نامه ذکر نشده بود ادامه داشت
[ترجمه گوگل]با این حال، یک علامت سوال همچنان بر کلینینگادور آویزان شد، که به طور خاص در توافق نامه ذکر نشده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

18. The excess should hang over the sides of the dish.
[ترجمه ترگمان]بیش از حد باید از طرف ظرف آویزان شود
[ترجمه گوگل]بیش از حد از طرف ظرف باید آویزان شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

19. In the Chouf now, the Druze holy colours hang over the militia checkpoints.
[ترجمه ترگمان]در ناحیه ناحیه الان، رنگ های مقدس Druze بالای ایست های بازرسی شبه نظامیان آویزان می شوند
[ترجمه گوگل]در حال حاضر Chouf، رنگ های مقدس درواز، بر روی ایستگاه های بازرسی شبه نظامیان آویزان است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

20. It was a picture, but not one you'd hang over the fireplace.
[ترجمه ترگمان]عکس بود، اما نه کسی که روی بخاری دیواری اویزان بود
[ترجمه گوگل]این یک عکس بود، اما هیچکدام از شما در بالای شوم آویزان نبودید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

21. They expect this situation to hang over till Saturday.
[ترجمه ترگمان]آن ها انتظار دارند که این وضعیت تا شنبه ادامه یابد
[ترجمه گوگل]آنها انتظار دارند که این وضعیت تا روز شنبه قطع شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

22. Cloudy skies hang over the city before a rainstorm in Beijing, China.
[ترجمه ترگمان]آسمان ابری قبل از رگبار باران در پکن، چین بر فراز شهر آویزان است
[ترجمه گوگل]آسمان پوشیده از ابرها در سراسر شهر قبل از باران در پکن، چین
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

23. The court decided to let the suit hang over till next session.
[ترجمه ترگمان]دادگاه تصمیم گرفت تا این دادخواست تا جلسه بعدی ادامه یابد
[ترجمه گوگل]دادگاه تصمیم گرفت تا کت و شلوار را تا جلسه بعدی متوقف کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

24. They will probably let the final decision hang over until next year.
[ترجمه ترگمان]آن ها احتمالا اجازه خواهند داد تا تصمیم نهایی تا سال آینده به تعویق بیفتد
[ترجمه گوگل]آنها احتمالا تصمیم نهایی را تا سال آینده قطع خواهند کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

25. The wet air then forms clouds, which hang over the tree tops smoke.
[ترجمه ترگمان]هوای مرطوب بعد از آن ابره ای تیره رنگی تشکیل می دهند که بالای درختان بالای درختان آویزان است
[ترجمه گوگل]هوا مرطوب سپس ابرها را تشکیل می دهد، که در بالای دود درختان آویزان است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

26. Let that matter hang over until our next meeting.
[ترجمه ترگمان]بذار این موضوع تا جلسه بعدی ادامه پیدا کنه
[ترجمه گوگل]اجازه دهید که مطلب تا جلسه بعدی ما قطع شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

27. A pall of mystery seems to hang over it all.
[ترجمه ترگمان]به نظر می رسد که یک راز اسرارآمیز بر همه چیز سنگینی می کند
[ترجمه گوگل]به نظر می رسد یک توپ از رمز و راز بر همه چیز حلق آویز است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

28. Other question marks still hang over industry.
[ترجمه ترگمان]علائم دیگر هنوز در حال آویزان شدن از صنعت هستند
[ترجمه گوگل]سایر علامت های سوال هنوز در صنعت وجود دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

خماری (اسم)
drunken state, crapulence, hangover

اثر باقی مانده (اسم)
remain, hangover

خمار (اسم)
veil, screen, toile, hangover, vintner, wine merchant

اثر باقی از هر چیزی (اسم)
hangover

به انگلیسی

• headache and other effects caused by heavy consumption of alcohol; something that stays the past
a hangover is a headache and feeling of sickness that people have after drinking too much alcohol.
a hangover from the past is something which results from ideas or attitudes which people had but which are no longer generally held.
be imminent; dangle from; suspend; stay suspended

پیشنهاد کاربران

حالت بعد از مستی ( خماری )
گذشته
می زدگی
افراط در مشروب
معلق بودن
متوقف کردن
به هم خوردگی مزاج
Hangover : حالت پسا مصرفی مشروب و یا مواد گاها در صبحگاهِ بعد از عشق و حالای شب قبل/خماری/حالتی که دوست داری سرتو بزاری روی متکا و تا سیزده چهارده ساعت کپه مرگتو بزاری
چیزی که ریشه در گذشته دارد
هوار شدن
تحت تأثیر قرار دادن
The influence of the decayed house hung over him
https://worldfolklore. net/index. php/2020/10/18/the - phantom - woman/
خماری
خُمارَستی = خماریِ مستی
خمارست = کسی که خماریِ بعد از مستی دارد.
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما