pairing

/ˈperɪŋ//ˈpeərɪŋ/

(تیم ها یا ورزشکاران را به دستجات دوتایی که باید با هم مسابقه بدهند تقسیم کردن) تعیین حریف، همداو گزینی
شبکه مترجمین ایران

جمله های نمونه

1. I knew she wouldn't be able to resist pairing me off with someone.
[ترجمه ترگمان]می دانستم که او قادر نخواهد بود در مقابل کسی که مرا با یک نفر از هم جدا کند مقاومت کند
[ترجمه گوگل]من می دانستم که او قادر به مقاومت در برابر جفت کردن من با کسی نخواهد بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. It seemed that all her friends were pairing off.
[ترجمه ترگمان]به نظر می رسید همه دوستانش از هم جدا می شوند
[ترجمه گوگل]به نظر می رسید که تمام دوستانش جفت شده بودند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Tonight they take on a Chinese pairing in their bid to reach the final tomorrow.
[ترجمه ترگمان]امشب آن ها با پیشنهاد یک جفت چینی برای رسیدن به مسابقه نهایی شرکت می کنند
[ترجمه گوگل]امشب آنها در تلاش خود برای پیوستن به فردا نهایی به یک جفت چینی می روند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. In first place we now find the Belgian pairing of Nancy Feber and Laurence Courtois.
[ترجمه ترگمان]در ابتدا ما زوج بلژیکی نانسی Feber و لارنس Courtois را پیدا می کنیم
[ترجمه گوگل]در ابتدا ما جفت بلژیکی Nancy Feber و Laurence Courtois را پیدا می کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. All the others were pairing off and I was left on my own.
[ترجمه ترگمان]همه دیگران از هم جدا می شدند و من تنها ماندم
[ترجمه گوگل]تمام دیگران از هم جدا شدند و من خودم باقی مانده بودم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. All my friends seem to be pairing off and getting married.
[ترجمه ترگمان]همه دوستان من به نظر می آیند که با هم ازدواج کنند و ازدواج کنند
[ترجمه گوگل]همه دوستان من به نظر می رسد جفت شدن و ازدواج
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. My aunt was forever pairing me off with unsuitable men.
[ترجمه ترگمان]خاله ام همیشه مرا با یک مرد نامناسب از هم جدا می کرد
[ترجمه گوگل]عمه من برای همیشه من را با مردان نامناسب جفت کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Accordingly, two entire trials for each pairing were subjected to detailed analysis.
[ترجمه ترگمان]بر این اساس، دو مجموعه کامل برای هر جفت جفت در معرض تحلیل دقیق قرار گرفتند
[ترجمه گوگل]بر این اساس، دو آزمایش کامل برای هر جفت به تجزیه و تحلیل دقیق انجامید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. It can replicate because the specificity of base pairing ensures that the daughter molecules are identical to the original one.
[ترجمه ترگمان]می تواند به این دلیل تکرار شود که ویژگی جفت کردن پایه تضمین می کند که مولکول های دختر با اولی یک سان هستند
[ترجمه گوگل]این می تواند تکثیر شود زیرا خاصیت جفت پایه تضمین می کند که مولکول های دختر یکسان هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Continued presentation of the scenes within the pairing phase is extremely unlikely to result in an unconditioned response.
[ترجمه ترگمان]ادامه نمایش صحنه ها در مرحله جفت گیری بسیار بعید به نظر می رسد که منجر به پاسخ غیر شرطی شود
[ترجمه گوگل]ادامه دادن صحنه های درون فاز متحرک بسیار غیرممکن است که منجر به پاسخ بی قید و شرط شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. The Mains-Kirton pairing may seem odd, for Mains played all his major rugby at fullback and Kirton as an inside back.
[ترجمه ترگمان]جفت جفت شدگی Mains ممکن است عجیب به نظر برسد، زیرا Mains تمام راگبی اصلی خود را در fullback و Kirton به عنوان یک پشت بازی می کرد
[ترجمه گوگل]جفت شدن Mains-Kirton ممکن است عجیب و غریب باشد، زیرا Mains تمام راگبی اصلی خود را در پشت بازو و Kirton به عنوان پشت درون بازی می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. You are repeatedly pairing tension followed by relaxation, which you hope ultimately occurs naturally over time.
[ترجمه ترگمان]شما مکررا تنش را جفت می کنید، که امید دارید در نهایت به طور طبیعی در طول زمان اتفاق بیفتد
[ترجمه گوگل]شما بارها و بارها تنش زوج را دنبال کرده اید و به آرامش می رسید، که در نهایت به طور طبیعی در طول زمان به طور طبیعی رخ می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Try to use a mixture of ribbons, pairing plain and patterned ones of the same or differing widths.
[ترجمه ترگمان]سعی کنید از ترکیبی از نوار استفاده کنید، ترکیبات ساده و تقلیدی از یک یا عرض متفاوت داشته باشید
[ترجمه گوگل]سعی کنید از مخلوطی از روبان استفاده کنید، جفت کردن ساده و الگوی آنها با یک یا چندین عرض
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Lynch and Weisz make a stellar pairing, while every bloke in it is either abusive, a sleazeball or a perv.
[ترجمه ترگمان]لینچ و Weisz جفت ستاره های درخشان می کنند، در حالی که همه کسانی که در آن هستند، یا توهین آمیز هستند، یک sleazeball یا a
[ترجمه گوگل]لینچ و ویزز یک جفت ستاره ای ایجاد می کنند، در حالی که هر بلوک در آن، سوءاستفاده می کند، یک sleazeball یا یک perv
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. This gives better tonal contrast than any other pairing.
[ترجمه ترگمان]این باعث ایجاد کنتراست بهتری نسبت به زوج های جفت دیگر می شود
[ترجمه گوگل]این کنتراست تونال بهتر از هر جفت دیگر است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

تخصصی

[شیمی] زوج شدن
[برق و الکترونیک] جفت شدگی درهم رفتن نادرست میدانهادر تصویر تلویزیونی که در آن خطوط یک میدان درست بین خطوط میدان قبلی نمی افتند . اگر این اشکخال جدی باشد، خطوط میدانهای متناوب تمایل به جفت شدن و افتادن روی یکدیگحر پیدا می کنند و وضوح عمودی را به نصف می رسانند . گ
[ریاضیات] دو خطی

به انگلیسی

• act of putting in pairs; coupling; mating

پیشنهاد کاربران

جفت سازی ، جفت گذاری
جفت شدن
Pairing with the knee palatal
جفت کردن با کام
با هم
توامان
با همدیگر
پیوند دهنده
جور کردن
جفت شدن
مخروط کردن
جفت شدگی
جفت کردن= پیرینق
pairing ( رمزشناسی )
واژه مصوب: زوج نگاشت
تعریف: فرمولدار|||نگاشتی مانند با ویژگی های دوخطی بودن و ناتباهیدگی ( non - degeneracy ) و محاسبه پذیری
ست کردن
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما