دیکشنری
جدیدترین پیشنهادها
گیر افتادن We have been stuck by the professional bazaar dealers for years and years سالها و سالهاست که گیر دلالان حرفه ای بازار افتاده ایم
یکی مونده به آخری You got last but one point! Awful! تو نمره یکی مونده به آخر را گرفتی. افتضاحه🤔
تکیه کردن روی کسی This is a reliable friend on whom you can rely این دوستی قابل اتکاست که میشه روش تکیه کنی
دست کشیدن از کسی She's not the one who can get my work done I gave up on her ازش دست کشیدم او کسی نیس که بتونه کارمو راه بیاندازه
محدوده قیمتی This house is out of our price range این خانه در محدوده قیمتی ما نیست ( توان خرید نداریم )
جدیدترین ترجمهها
او دو یارد پیش تر از شوهرش راه می رفت
یه آدم خوشبین گل رز را میبینه یه بدبین خار و خسک را میبینه
سرانجام دانش آموز کله شق شروع به تسلیم شدن کرد
از میان مه ما طرح مبهمی از یک کشتی را دیدیم
جدیدترین پرسشها
Our teacher lives in a ____ cottage in the countryside. الف) lovely old stone English ب) lovely English old stone ج) English lovely stone old د) lovely old English stone
کدام ترتیب درسته؟ A- a beautiful antique Persian wool carpet B- a beautiful antique wool Persian carpet
She found a ____ box in the attic. الف) small square black wooden ب) black small square wooden ج) wooden small black square د) square small black wooden
Many students find it difficult to...........to the new teaching methods used in high school. A- adopt B- affect C- comply D- adapt
The government has decided to make military service.............for all young citizens. A- voluntary B- mandatory C- permanent D- adequate
جدیدترین پاسخها
-"او همسرِ پیشین من است" اگر کسی این را بگوید،آیا به این معناست که او اکنون همسر دیگری و "تازه ای" دارد،یا تنها می توان گفت که "او دیگر همسرِ گوینده نیست" ؟
برای اینکه در نوشتار بدرد بخور باشه از کاما استفاده کنیم اگر بعد از کلمه او کاما بگذاریم یعنی او دیگر همسر گوینده نیست اما اگر کاما را بعد از کلمه من بگذاریم و است را با کمی فاصله ادا کنیم ( درگفتاری) مثل اینه که داره میگه همسر جدیدی هم دارم نظر کارشناسی نیست فقط گمانه زنی است وشاید نادرست باشدبا تشکر
به جمعی داد خلعتها و فرمود که باتشریف تشریف آورد زود پی تعظیم تشریف از زمین خاست بدن از خلعت شاهانه آراست ✏ وحشی بافقی
تشریف اولی خلعت و لباس است تشریف دوم یعنی با افتخار بیاییدتشریف سوم هم با تعظیم اومده یعنی به حاکم یا مسوول اونجا کرنش کنید
دو سر هرگز نگنجد در کلاهی دو شه را جا نباشد تختگاهی ✏ وحشی بافقی
دو پادشاه در یک اقلیم نگنجد
بسا شاهان که دور از کسوت هوش زمانه خرقهشان افکنده بر دوش بسا درویش را کز هوشمندی سریر جاه بخشد سربلندی ✏ وحشی بافقی
گزینه سوم...........
به زنجیر جنون چون گشت پا بست سری بر زانوی اندوه بنشست چو آیین جنونش برد از کار به زنجیر از جنون آمد به گفتار که ای چون زلف خوبان دلارا اسیر حلقههایت اهل سودا بسی منت بگردن از تو دارم که یادم میده ...
تصحیح میشود جواب زنجیر است