پیشنهادهای محمدشفیعی (١,٤٢٧)
باهمه جزئیات آن They know everything about me, down to the last detail اونا همه چیزو درباره من میدونن با همه جزئیات اون🙏
خردشدن. فرو ریختن A dedicated husband goes to pieces as his wife dies یه شوهر متعهد با مرگ همسرش فرو می ریزد
از نظر معنایی Which sentence is semantically correct? کدام جمله از نظر معنایی درست است؟
وقت آزاد داشتن Having some time to kill made Mandy think about hanging out with friends وقت آزاد داشتن باعث شد مندی به فکر گشتن با دوستان بیفته 🌼
ابهام . عدم وضوح Obscurement caused an accident 😳 عدم وضوح سبب تصادف شد
خودی نشان دادن You are too timid to assert yourself more شما کمروتر از اون چیزی هستید که خودی نشون بدید🤷
قاطعانه . مصمم His assertive tone is entirely encouraging لحن سرتاسر قاطعانه او دل گرم کننده است🫂
گیر افتادن We have been stuck by the professional bazaar dealers for years and years سالها و سالهاست که گیر دلالان حرفه ای بازار افتاده ایم
یکی مونده به آخری You got last but one point! Awful! تو نمره یکی مونده به آخر را گرفتی. افتضاحه🤔
تکیه کردن روی کسی This is a reliable friend on whom you can rely این دوستی قابل اتکاست که میشه روش تکیه کنی
دست کشیدن از کسی She's not the one who can get my work done I gave up on her ازش دست کشیدم او کسی نیس که بتونه کارمو راه بیاندازه
محدوده قیمتی This house is out of our price range این خانه در محدوده قیمتی ما نیست ( توان خرید نداریم )
چادرنشینان مهمان نوازند⚘ Nomadic people are hospitable البدو المضیافون
بر سر کسی سایه انداختن ( مثلا تهدیدی ) The treat of redundancy is still hanging over them. ترس تعدیل نیرو هنوز رو سرشون سایه افکنده🌼
مگراینکه It's not easy to hit children unless you are cruel 💔 زدن کودکان کار آسونی نیست مگه اینکه سیاه دل باشی
الزامی اجباری Military service mandatory خدمت سربازی اجباری🗨 متضاد این کلمه voluntary اختیاری
مو به تن سیخ شدن That unforgettable dialog got me goosebumps اون دیالوگ فراموش نشدنی موی تنم را سیخ کرد🙏
سرسری. سطحی . ظاهری I think your superficial dates will not end in a marriage فکر میکنم قرارهای عاشقانه سرسری شما به ازدواج ختم نشود🍁
ارائه کردن_ پیش رو نهادن Ideas were put forth maybe they'd be useful ایده هایی ارائه شدن شاید بدرد بخورن🙏
وارونه یا برعکس کردن Invert the position of subject and verb, then it becomes a question 🙏 جای فعل و فاعل را برعکس کن جمله پرسشی میشه
قفل و کلید I keep my diary under lock and key so no one can read it دفتر خاطرات ام را قفل و کلید میکنم تا کسی نتونه بخونش
معطوف کردن. منحرف کردن Divert your mind from fantasy to reality فکرتون را از خیال به واقعیت معطوف کنید🗨
آماده و مجهز We are fully locked and loaded to go against our rival ما کاملا مجهز و آماده ایم برای رفتن بر علیه حریفمون🍀
کشیده شدن به داخل. . . . . . . . I'm also drawn into the story پای منم به ماجرا کشیده شده Saudi is being drawn into the war سعودی هم داره به داخل ...
معتاد به کار The only word that adequately describes him is workaholic تنها کلمه ای که به شایستگی اونو توصیف میکنه خوره کار است🙏
کرایه رفت و برگشت I paid the driver 's return fare for his peace of mind کرایه دو سره راننده را پرداختم برای راحتی خیالش🗨
افزایش قیمت ها Missile and air attacks coincided with uncontrolled escalation prices حملات هوایی و موشکی مصادف با افزایش بی ضابطه قیمت ها شد
با آن برخورد خواهد شد. The spokesman of movement said any escalation of tension will be met with further tension 😬 سخنگوی جنبش گفت هر تشدید تنشی ب ...
به خود آمدن. سر عقل آمدن The price he pays will increase until he comes to the senses بهایی که او میپردازه بیشتر میشه تا اینکه بخودش بیاد🗨
مربوط بودن به Your group ' s successes have a lot to do with teamwork and unity 🤝 توفیقات گروهتان بیشتر مربوط به اتحاد و کارتیمی است
وقت گیر Annual decoration of the house is time consuming and costly دکوراسیون سالانه منزل هزینه بر و وقت گیره
صدور حکم Issuing an order should not consume so much time صدور حکم نباید اینقدر زمان بر باشه
کمربندهایتان را ببندید ( آماده باشید ) Buckle up! The final round is coming راند آخر بازیه. کمربنداتونو ببندین!💥
تحمل کردن . کنار آمدن با. . . . Major can't put up with irresponsibility سرگرد نمی تواند با بی مسئولیتی کنار بیاید🗨
گروه جدایی طلب The separatist group is demanding full autonomy گروه جدایی طلب خواستار خودمختاری کامل است
حقیقت همیشه آشکار میشود
تحمیل کردن هزینه بر. . . . . . At the commander ' s direction we will impose heavy costs on them بدستور فرمانده هزینه های سنگینی بر آنها تحمیل خواهی ...
پاسخگو کردن This strikes are to hold Taliban forces accountable این حملات برای پاسخگو کردن نیروهای طالبان هستند
Vague_ مبهم Vogue_ مد. رایج اشتباه نشوندشباهت زیاده
شیک بمانید To be seen, Laura tries to remain in vogue برای دیده شدن لورا سعی داره شیک وپیک بمونه
از رواج افتاده Pale colors are currently out of vogue در حال حاضر رنگهای کم رنگ از مد افتاده اند
برای آن مشقت بکش To achieve your awesome goals, sweat for it برای نیل به اهداف متعالی ات ، مشقت بکش💯
چلیک یعنی انگشت پِنگ یعنی ناخن نُفت یعنی بینی مازه یعنی کمر زونی یعنی زانو تیه یعنی چشم نخوند هم ناخنه کُم هم شکمه بُرگ هم ابرو لری کهگیلویه
رو به افزایش بودن Your total rankings are regularly on the rise مجموع رتبه های شما مرتبا رو به افزایش اند.
به کسی میل کردن From your point of view, half of the campus are lusting after her از دیدگاه تو نصف دانشگاه به او میل جنسی دارند
محصول . خرمن. دروکردن Having a harvest of friends was a chance that came my way داشتن دوستانی فراوان و پربار شانسی بود که بمن رو کرد
باعث افتخارمه It's credit to me to get familiar with you آشنا شدن با شما باعث افتخار منه
پول بدون پشتوانه Who doesn't know printing unbacked money causes back - breaking inflation? کیه که ندونه چاپ پول بی حامی سبب تورم کمرشکن میشه
روابط قوی و حسنه Turkey has a strong ties with Syrian rebel leaders ترکیه روابط نزدیکی با رهبران شورشی سوریه دارد
دقیقه نود. لحظه آخر The minister has called off his plans at the eleventh hour وزیر در دقیقه نود برنامه هاشو لغو کرده است