پیشنهادهای محمدشفیعی (١,٤٠٩)
ارائه کردن_ پیش رو نهادن Ideas were put forth maybe they'd be useful ایده هایی ارائه شدن شاید بدرد بخورن🙏
وارونه یا برعکس کردن Invert the position of subject and verb, then it becomes a question 🙏 جای فعل و فاعل را برعکس کن جمله پرسشی میشه
قفل و کلید I keep my diary under lock and key so no one can read it دفتر خاطرات ام را قفل و کلید میکنم تا کسی نتونه بخونش
معطوف کردن. منحرف کردن Divert your mind from fantasy to reality فکرتون را از خیال به واقعیت معطوف کنید🗨
آماده و مجهز We are fully locked and loaded to go against our rival ما کاملا مجهز و آماده ایم برای رفتن بر علیه حریفمون🍀
کشیده شدن به داخل. . . . . . . . I'm also drawn into the story پای منم به ماجرا کشیده شده Saudi is being drawn into the war سعودی هم داره به داخل ...
معتاد به کار The only word that adequately describes him is workaholic تنها کلمه ای که به شایستگی اونو توصیف میکنه خوره کار است🙏
کرایه رفت و برگشت I paid the driver 's return fare for his peace of mind کرایه دو سره راننده را پرداختم برای راحتی خیالش🗨
افزایش قیمت ها Missile and air attacks coincided with uncontrolled escalation prices حملات هوایی و موشکی مصادف با افزایش بی ضابطه قیمت ها شد
با آن برخورد خواهد شد. The spokesman of movement said any escalation of tension will be met with further tension 😬 سخنگوی جنبش گفت هر تشدید تنشی ب ...
به خود آمدن. سر عقل آمدن The price he pays will increase until he comes to the senses بهایی که او میپردازه بیشتر میشه تا اینکه بخودش بیاد🗨
مربوط بودن به Your group ' s successes have a lot to do with teamwork and unity 🤝 توفیقات گروهتان بیشتر مربوط به اتحاد و کارتیمی است
وقت گیر Annual decoration of the house is time consuming and costly دکوراسیون سالانه منزل هزینه بر و وقت گیره
صدور حکم Issuing an order should not consume so much time صدور حکم نباید اینقدر زمان بر باشه
کمربندهایتان را ببندید ( آماده باشید ) Buckle up! The final round is coming راند آخر بازیه. کمربنداتونو ببندین!💥
تحمل کردن . کنار آمدن با. . . . Major can't put up with irresponsibility سرگرد نمی تواند با بی مسئولیتی کنار بیاید🗨
گروه جدایی طلب The separatist group is demanding full autonomy گروه جدایی طلب خواستار خودمختاری کامل است
حقیقت همیشه آشکار میشود
تحمیل کردن هزینه بر. . . . . . At the commander ' s direction we will impose heavy costs on them بدستور فرمانده هزینه های سنگینی بر آنها تحمیل خواهی ...
پاسخگو کردن This strikes are to hold Taliban forces accountable این حملات برای پاسخگو کردن نیروهای طالبان هستند
Vague_ مبهم Vogue_ مد. رایج اشتباه نشوندشباهت زیاده
شیک بمانید To be seen, Laura tries to remain in vogue برای دیده شدن لورا سعی داره شیک وپیک بمونه
از رواج افتاده Pale colors are currently out of vogue در حال حاضر رنگهای کم رنگ از مد افتاده اند
برای آن مشقت بکش To achieve your awesome goals, sweat for it برای نیل به اهداف متعالی ات ، مشقت بکش💯
چلیک یعنی انگشت پِنگ یعنی ناخن نُفت یعنی بینی مازه یعنی کمر زونی یعنی زانو تیه یعنی چشم نخوند هم ناخنه کُم هم شکمه بُرگ هم ابرو لری کهگیلویه
رو به افزایش بودن Your total rankings are regularly on the rise مجموع رتبه های شما مرتبا رو به افزایش اند.
به کسی میل کردن From your point of view, half of the campus are lusting after her از دیدگاه تو نصف دانشگاه به او میل جنسی دارند
محصول . خرمن. دروکردن Having a harvest of friends was a chance that came my way داشتن دوستانی فراوان و پربار شانسی بود که بمن رو کرد
باعث افتخارمه It's credit to me to get familiar with you آشنا شدن با شما باعث افتخار منه
پول بدون پشتوانه Who doesn't know printing unbacked money causes back - breaking inflation? کیه که ندونه چاپ پول بی حامی سبب تورم کمرشکن میشه
روابط قوی و حسنه Turkey has a strong ties with Syrian rebel leaders ترکیه روابط نزدیکی با رهبران شورشی سوریه دارد
دقیقه نود. لحظه آخر The minister has called off his plans at the eleventh hour وزیر در دقیقه نود برنامه هاشو لغو کرده است
از یاد رفتن I intended to send this email earlier but it lastly slipped my mind 😅 قصدداشتم زودتر این ایمیل را بفرستم اما آخرش از یادم رفت
نگران نباش. فدای سرت. پیش میاد A: I dread going into your angry dad' s room B: don't sweat it. He'll soon lose his anger _ من میترسم از رفتن به اتاق ...
اقرار به جرم کردن They pleaded the guilty to fraud. آنها به جرم کلاهبرداری اقرار کردند
فورا. بی درنگ We used to create the same thing as routine at a moment ' s notice. ماقبلا بی درنگ همان چیز طبق روتین را درست میکردیم
پوشش دادن مخارج My earnings never cover my expenses. درآمدم هیچ وقت هزینه هام را پوشش نمیدن
در لاک خود فرو رفتن Despite all the efforts of those around him, Silas withdrew into himself more than before. سیلاس باوجود تلاش های اطرافیان بیش از ...
در ردیف یا زمره کسی بودن I would like to be in their number دوس دارم در زمره آنها باشم
در خود فرو رفتن. معاشرتی نبودن Hoda always keeps to herself and isn't communicative هدی همیشه در خودش فرو می رود و معاشرتی نیست
کاری را عقب انداختن Don't put off your work because of snow or rain بخاطر باران یا برف کارت را عقب ننداز.
خماری A night of wine is not worth a morning of hangover شب شراب نیرزد به صبح خمار
خلع سلاح Rebels' disarmament is on the agenda. خلع سلاح شورشیان در دستور کار قرارگرفت.
همزمان بودن با Pain in her back was unluckily coincidental with pain in the abdomen از شانس بد در کمر او همزمان شد با درد در شکم.
ادای احترام کردن به We paid our respects to the survivors of the accident مابه بازماندگان حادثه ادای احترام کردیم.
درخواست پناهندگی He had previously applied for asylum in Germany 🇩🇪. او قبلا درخواست پناهندگی در آلمان را داده بود
دراز کشیده به روی صورت
خو نگرفته. عادت نکرده Living in a rich family, Lucy is unaccustomed to be in a thrifty condition لوسی بعلت زندگی در خانواده ثروتمند عادت نداره به در ...
دوباره صدر راپس گرفتن Our popular team has a chance to retake the lead تیم محبوب ما شانس دوباره پس گرفتن صدرنشینی را دارد
بر طبق. . . In accordance with your advice you are buried in homeland مطابق با توصیه شمادر وطن به خاک سپرده میشوید کل نفس ذائقه الموت