پیشنهاد‌های محمدشفیعی (١,٣٧١)

بازدید
١,٥٣٥
تاریخ
٩ ساعت پیش
پیشنهاد
١

در ردیف یا زمره کسی بودن I would like to be in their number دوس دارم در زمره آنها باشم

تاریخ
١٥ ساعت پیش
پیشنهاد
١

در خود فرو رفتن. معاشرتی نبودن Hoda always keeps to herself and isn't communicative هدی همیشه در خودش فرو می رود و معاشرتی نیست

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
١

کاری را عقب انداختن Don't put off your work because of snow or rain بخاطر باران یا برف کارت را عقب ننداز.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٢

خماری A night of wine is not worth a morning of hangover شب شراب نیرزد به صبح خمار

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٢

خلع سلاح Rebels' disarmament is on the agenda. خلع سلاح شورشیان در دستور کار قرارگرفت.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
١

همزمان بودن با Pain in her back was unluckily coincidental with pain in the abdomen از شانس بد در کمر او همزمان شد با درد در شکم.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٥

ادای احترام کردن به We paid our respects to the survivors of the accident مابه بازماندگان حادثه ادای احترام کردیم.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٥

درخواست پناهندگی He had previously applied for asylum in Germany 🇩🇪. او قبلا درخواست پناهندگی در آلمان را داده بود

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
١

دراز کشیده به روی صورت

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
١

خو نگرفته. عادت نکرده Living in a rich family, Lucy is unaccustomed to be in a thrifty condition لوسی بعلت زندگی در خانواده ثروتمند عادت نداره به در ...

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
١

دوباره صدر راپس گرفتن Our popular team has a chance to retake the lead تیم محبوب ما شانس دوباره پس گرفتن صدرنشینی را دارد

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
١

بر طبق. . . In accordance with your advice you are buried in homeland مطابق با توصیه شمادر وطن به خاک سپرده میشوید کل نفس ذائقه الموت

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
١

دهنت سرویسه Don't say anything to me or my fiance will kick your ass. هیچی بمن نگو وگرنه نامزدم دهنتو سرویس میکنه!

پیشنهاد
٦

کسی را به کاری واداشتن they got us to paint the kitchen table وادارمون کردن میز آشپزخانه را رنگ آمیزی کنیم

پیشنهاد
٧

کسی را وادار به انجام کاری کردن Have you made your pupils pay more attention? آیا شاگردان ات را وادار به توجه بیشتر کرده ای؟

پیشنهاد
٦

به کار گرفتن کسی You had those strangers work for the lowest wage. تو اون غریبه ها را با کمترین مزد به کار گرفتی

پیشنهاد
١٠

کسی را زیر بال خود گرفتن. حمایت کردن The gentleman took him under his wing since childhood. مرد نجیب اورا از دوران طفولیت زیر پر وبال خود گرفت

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١٠

به اصل مطلب پرداختن Stop dodging and get to the point طفره نرو و به اصل مطلب بپرداز

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٥

سر محیط بان Arthur has served as a head ranger in national park since 2015. آرتور از سال ۲۰۱۵ بعنوان سر محیط بان در پارک ملی خدمت کرده است

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١٥

منافع ملی Sometimes national interests required to establish lasting relationships گاهی اوقات برقراری روابط پایدار برای منافع ملی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١٢

سرگردانی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١١

مطمئنا. قطعا We are sure as hell that we will be in touch with you after arrival ما مطمئن هستیم مثل روز روشن که باهات در ارتباط خواهیم بودبعد از رس ...

پیشنهاد
١٠

نسبت خونی برهرچیز ارجحیت داره I will be. My siblings ❤. Blood is thicker than water خواهربرادرام . من خواهم بود ( باهاتون ) . خون ارجحیت داره

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١٠

برداشت من My take on this project is positive برداشت و دیدگاهم درباره پروژه مثبته

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٦

اوضاع بالا گرفت یا داغ شد. Firstly things got heated then the situation calmed down. اولش اوضاع بهم ریخت و داغ شد سپس شرایط آرام شد

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٥

تهیه کردن. منتشر کردن خبر ( دوتا از معانی ) She said, looking directly into their eyes, who is putting out this fake news او درحالیکه مستقیم تو چشم ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١١

اهل چیزی بودن Make the meeting fun . I'm not much of a talker. جلسه را باحال کن. من خیلی اهل حرف زدن نیستم

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١٠

کمی. اندکی Sorry. Impossible to hospitality. our place is a bit of a mess. شرمنده. مهمان نوازی ممکن نیس. مکان مون کمی بهم ریخته است

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٦

در هیچ مقطعی. هیچ وقت At no point was that man in the gym هیچ وقت اون مرد در سالن ورزشی نبود

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٥

معنی دادن. دلالت کردن My silence doesn't imply consent سکوتم از رضایت نیست ( یه بابای خوش صدا ادامه میده ) دلم اهل شکایت نیست. . . .

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١٠

سلب صلاحیت Anyone caught cheating will be disqualified هرکس رو تقلب گرفته بشه رد صلاحیت میشه

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٧

رئیس جمهور آمریکا POTUS may give his deputy a mission . رئیس جمهور ممکنه به معاونش ماموریت بده

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٦

بطور گروهی Departing en mass عزیمت دسته جمعی

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١٠

زمین تا آسمون فرق داشتن Mexican extremists believe that this deal with drug cartels is far cry from what they have expected. تندروهای مکزیکی معتقدن ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٧

به جا. موجه. مدلل Respect your mothers. Their concern can be said is justified. رعایت مادران کنید دغدغه هاشون می شود گفت به جاست. احترموا الامهات.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٥

سروسامانی به کارهادادن There's no reachable agreement at least for now . get your act together, I said to their CEO من به مدیرعاملشون گقتم حداقل فعل ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٥

گول خوردن درباره مساله ای چیزی. . . He's selling useless things and I don't want to fall for it او درحال فروختن چیزای بدون استفاده است و من نمیخوام ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١٠

قابلیت مبادله یا معاوضه

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٢٥

توجه و اعتناکردن Don't take heed to the wrongdoers توجه نکن به آنان که اعمال نادرستی دارند لا تلتفتوا إلی المخربین.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١٠

ترکه . شلاق ( یکی از معانی ) His palms of hands are bruised because of not only being pulled on the ground but also being beaten by a switch. کف دست ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١٠

تعیین تکلیف کردن. اعمال قانون کردن My father used to lay down the law for us at home and now I do for my children. قبلا بابام برامون در خانه قانون ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١٠

بزرگوارانه He didn't at all bring my mistake up magnanimously او با آقامنشی هیچ وقت اشتباهمو به روم نیاورد ( مطرح نکرد )

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١٥

یک لباس چسبان She's too old to wear a tight, revealing fit. او دیگه پیره برا پوشیدن یه لباس چسبان بدن نما

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١٠

هیچ ربطی نداره به. . . Being tiny or small amount has nothing to do with some one's real value or potential اندازه کوچک داشتن هیچ ربطی نداره به ارز ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١٠

فراخوان واضح The manager 's clarion call for dissatisfied workers to return to work blocked any wrongdoing فراخوان واضح مدیر برای برگشت به کار کا ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١٥

مصمم بودن برای رسیدن به خواسته های خود، عدم تمایل به مصالحه بر سر اهداف خود ( این ترجمه بهتر و کاملتر از قبلیه که فرستاده بودم قبلا )

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٦

مصاحبت معاشرت کردن I don't know the people with whom you associate من نمیشناسم افرادیکه باهاشون معاشرت میکنی

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٥

سلام خدمت آقای معظمی که با کلمه لری برد چند عبارت گفتن بنده هم یک ترکیب با اجازه اضافه کنم از لری جنوب ( کهگیلویه ) جّرِ بّردی که معنی دعوابا سنگ می ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٥

مبلغی پول A charitable man anonymously delivers a sum of money to the poor. مردی نیکوکار ناشناس مبلغی پول را به دست فقرا میرساند