واژگان لری 3

پیشنهاد کاربران

چلیک یعنی انگشت
پِنگ یعنی ناخن
نُفت یعنی بینی
مازه یعنی کمر
زونی یعنی زانو
تیه یعنی چشم
نخوند هم ناخنه
کُم هم شکمه
بُرگ هم ابرو
لری کهگیلویه
کسی لینک صفحه آبادیس نداره که واژه لری بگم یه صفحه دیگه که همه میفرستادن و تبادل نظر میکردن قفل هست
در لری بختیاری =
جومِست: تکون خورد ، پرید
بِجُومنِس:تکونش بده
جونیمِس:تکونش دادم
بیشتر برای گهواره کاربرد داره ، مثال :
تَهرِه کُره بِجومن : گهواره پسر رو تکون ( تاب ) بده.
سلام خدمت آقای معظمی که با کلمه لری برد چند عبارت گفتن بنده هم یک ترکیب با اجازه اضافه کنم از لری جنوب ( کهگیلویه )
جّرِ بّردی که معنی دعوابا سنگ میده
عبارت بردینه پیا بمعنی مرد محکم که گفتید هم برام جالب بود
اوره هی avrehi : ترس
اورهیم ر َه:ترسیدم
اسم برخی حیوانات به زبان لری ( چندین گویش )
پَرپَروشک: پروانه
مروژ، میریژَه: مورچه
رمیز : موریانه
تِرکَه : راسو
تورَه : شغال
گُنج: زنبور
بیگ:بز
کِتُو : keto :سگ
کِرِنجال:kernjal:خرچنگ
...
[مشاهده متن کامل]

کلزرنگ:خرچنگ
بـَغ: قورباغه
تیشتَر : بز ماده بین دو تا سه سال
کـَووهkaveh: گوسفند بزرگ
چَپُش : بز نر
تِی تَکُم : نوعی سوسمار
جولَه : جوجه تیغی
شوک : جغد
کیسَل:لاک پشت
مُشک : موش
زوزوک=خارپشت
بِنگِشت:گنجشک

📒چند نمونه از مشتقات یا ترکیبات ساخته شده با واژه ی بَرد ( سنگ ) در لری مینجایی
بَردی: سنگی، از جنس سنگ
بردینَه: ۱_سنگی ۲_ محکم و مقاوم
بردینه پیا: مرد مقاوم و پرزور
بَردکو: سنگلاخ
...
[مشاهده متن کامل]

بردتاش: مجسمه ساز ( برد: سنگ تاش: تراش )
بردِه برد: محل عبور از عرض رودخانه های کم عمق از طریق سنگ ها
بردگِلَه: تخته سنگ
و. . . .
البته ممکن است برخی از این ترکیبات و مشتقات در گویش های دیگر هم وجود داشته باشد.
👈نکته: واژه ی برد به معنی سنگ واژه ای با ریشه ی کهن و گستره کاربرد وسیع می باشد به طوری که می توان گفت تقریبا در همه گویش های کردی و لری وجود دارد

صرف فعل مضارع دیدن در لری بالاگریوه ای
@donyaylor
#لری_را_خوب_بیاموزیم
🌷چند نکته:
🔶بن مضارع فعل دیدن در لری بالاگریوه ای "دین" است ولی در لری خرم آبادی "وین" یا "بین" است.
🔶 بالاگریوه ای و خرم آبادی دو گویش از لری مینجایی هستند.
...
[مشاهده متن کامل]

🔶در گویش بالاگریوه ای فعل مضارع هیچ نشانه پیشوندی ندارد مثل مئ ( خرم آبادی ) ، ا یا ای ( لر بزرگ ) ، مَه ( لکی )
@donyaylor
🔵دینم /dinəm/ می بینم
🔵دینی /dini/ می بینی
🔵دینه /dinə/ می بیند
🔵دینیم /dinīm/ می بینیم
به صورت dinīmo نیز صحیح می باشد
🔵دینیت /dinīt/ می بینید
به صورت dinīto نیز صرف می شود
🔵دینن /dinan/ می بینند
#زبان_لری

والا تمام صفاتی که گفتی در ایران فقط در قوم تورک دیده میشه