قفل و کلید
I keep my diary under lock and key so no one can read it
دفتر خاطرات ام را قفل و کلید میکنم تا کسی نتونه بخونش
دفتر خاطرات ام را قفل و کلید میکنم تا کسی نتونه بخونش
🔸 معادل فارسی:
• قفل و کلید ( به معنای تحت اللفظی )
• در امنیت کامل / در حفاظت شدید
• کاملاً بسته / در انحصار ( در مفهوم انتزاعی )
• با دقت و کنترل کامل
🔸 مثال ها:
• "The classified documents are kept under lock and key at all times. "
... [مشاهده متن کامل]
اسناد محرمانه همیشه در امنیت کامل ( زیر قفل و کلید ) نگهداری می شوند.
• "The company holds the patent under lock and key, refusing to share it with competitors. "
شرکت حق اختراع را در انحصار کامل خود نگه داشته و از به اشتراک گذاری آن با رقبا خودداری می کند.
• "The recipe for the famous sauce is a secret kept under lock and key. "
دستور تهیه ی سس معروف، رازی است که در حفاظت شدید نگهداری می شود.
• قفل و کلید ( به معنای تحت اللفظی )
• در امنیت کامل / در حفاظت شدید
• کاملاً بسته / در انحصار ( در مفهوم انتزاعی )
• با دقت و کنترل کامل
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
اسناد محرمانه همیشه در امنیت کامل ( زیر قفل و کلید ) نگهداری می شوند.
شرکت حق اختراع را در انحصار کامل خود نگه داشته و از به اشتراک گذاری آن با رقبا خودداری می کند.
دستور تهیه ی سس معروف، رازی است که در حفاظت شدید نگهداری می شود.