پیشنهاد‌های محمدشفیعی (١,٤٤١)

بازدید
٢,٥٧٣
تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢٦

تحمیل کردن هزینه بر. . . . . . At the commander ' s direction we will impose heavy costs on them بدستور فرمانده هزینه های سنگینی بر آنها تحمیل خواهی ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢٠

پاسخگو کردن This strikes are to hold Taliban forces accountable این حملات برای پاسخگو کردن نیروهای طالبان هستند

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢٥

Vague_ مبهم Vogue_ مد. رایج اشتباه نشوندشباهت زیاده

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢٠

شیک بمانید To be seen, Laura tries to remain in vogue برای دیده شدن لورا سعی داره شیک وپیک بمونه

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١٥

از رواج افتاده Pale colors are currently out of vogue در حال حاضر رنگهای کم رنگ از مد افتاده اند

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢٩

برای آن مشقت بکش To achieve your awesome goals, sweat for it برای نیل به اهداف متعالی ات ، مشقت بکش💯

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١٥

چلیک یعنی انگشت پِنگ یعنی ناخن نُفت یعنی بینی مازه یعنی کمر زونی یعنی زانو تیه یعنی چشم نخوند هم ناخنه کُم هم شکمه بُرگ هم ابرو لری کهگیلویه

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١٥

رو به افزایش بودن Your total rankings are regularly on the rise مجموع رتبه های شما مرتبا رو به افزایش اند.

پیشنهاد
٤٧

به کسی میل کردن From your point of view, half of the campus are lusting after her از دیدگاه تو نصف دانشگاه به او میل جنسی دارند

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٣٤

محصول . خرمن. دروکردن Having a harvest of friends was a chance that came my way داشتن دوستانی فراوان و پربار شانسی بود که بمن رو کرد

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٥٢

باعث افتخارمه It's credit to me to get familiar with you آشنا شدن با شما باعث افتخار منه

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٣٠

پول بدون پشتوانه Who doesn't know printing unbacked money causes back - breaking inflation? کیه که ندونه چاپ پول بی حامی سبب تورم کمرشکن میشه

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٢٧

روابط قوی و حسنه Turkey has a strong ties with Syrian rebel leaders ترکیه روابط نزدیکی با رهبران شورشی سوریه دارد

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١٠

دقیقه نود. لحظه آخر The minister has called off his plans at the eleventh hour وزیر در دقیقه نود برنامه هاشو لغو کرده است

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٦٤

از یاد رفتن I intended to send this email earlier but it lastly slipped my mind 😅 قصدداشتم زودتر این ایمیل را بفرستم اما آخرش از یادم رفت

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٤٦

نگران نباش. فدای سرت. پیش میاد A: I dread going into your angry dad' s room B: don't sweat it. He'll soon lose his anger _ من میترسم از رفتن به اتاق ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١٨

اقرار به جرم کردن They pleaded the guilty to fraud. آنها به جرم کلاهبرداری اقرار کردند

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١٥

فورا. بی درنگ We used to create the same thing as routine at a moment ' s notice. ماقبلا بی درنگ همان چیز طبق روتین را درست میکردیم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٢١

پوشش دادن مخارج My earnings never cover my expenses. درآمدم هیچ وقت هزینه هام را پوشش نمیدن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١٥

در لاک خود فرو رفتن Despite all the efforts of those around him, Silas withdrew into himself more than before. سیلاس باوجود تلاش های اطرافیان بیش از ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١٠

در ردیف یا زمره کسی بودن I would like to be in their number دوس دارم در زمره آنها باشم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١٢

در خود فرو رفتن. معاشرتی نبودن Hoda always keeps to herself and isn't communicative هدی همیشه در خودش فرو می رود و معاشرتی نیست

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١٢

کاری را عقب انداختن Don't put off your work because of snow or rain بخاطر باران یا برف کارت را عقب ننداز.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٨

خماری A night of wine is not worth a morning of hangover شب شراب نیرزد به صبح خمار

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٧

خلع سلاح Rebels' disarmament is on the agenda. خلع سلاح شورشیان در دستور کار قرارگرفت.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٥

همزمان بودن با Pain in her back was unluckily coincidental with pain in the abdomen از شانس بد در کمر او همزمان شد با درد در شکم.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٥

ادای احترام کردن به We paid our respects to the survivors of the accident مابه بازماندگان حادثه ادای احترام کردیم.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٦

درخواست پناهندگی He had previously applied for asylum in Germany 🇩🇪. او قبلا درخواست پناهندگی در آلمان را داده بود

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٥

دراز کشیده به روی صورت

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٩

خو نگرفته. عادت نکرده Living in a rich family, Lucy is unaccustomed to be in a thrifty condition لوسی بعلت زندگی در خانواده ثروتمند عادت نداره به در ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٦

دوباره صدر راپس گرفتن Our popular team has a chance to retake the lead تیم محبوب ما شانس دوباره پس گرفتن صدرنشینی را دارد

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٧

بر طبق. . . In accordance with your advice you are buried in homeland مطابق با توصیه شمادر وطن به خاک سپرده میشوید کل نفس ذائقه الموت

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٩

دهنت سرویسه Don't say anything to me or my fiance will kick your ass. هیچی بمن نگو وگرنه نامزدم دهنتو سرویس میکنه!

پیشنهاد
٧

کسی را به کاری واداشتن they got us to paint the kitchen table وادارمون کردن میز آشپزخانه را رنگ آمیزی کنیم

پیشنهاد
١٠

کسی را وادار به انجام کاری کردن Have you made your pupils pay more attention? آیا شاگردان ات را وادار به توجه بیشتر کرده ای؟

پیشنهاد
١٠

به کار گرفتن کسی You had those strangers work for the lowest wage. تو اون غریبه ها را با کمترین مزد به کار گرفتی

پیشنهاد
١٠

کسی را زیر بال خود گرفتن. حمایت کردن The gentleman took him under his wing since childhood. مرد نجیب اورا از دوران طفولیت زیر پر وبال خود گرفت

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١٣

به اصل مطلب پرداختن Stop dodging and get to the point طفره نرو و به اصل مطلب بپرداز

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٥

سر محیط بان Arthur has served as a head ranger in national park since 2015. آرتور از سال ۲۰۱۵ بعنوان سر محیط بان در پارک ملی خدمت کرده است

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١٥

منافع ملی Sometimes national interests required to establish lasting relationships گاهی اوقات برقراری روابط پایدار برای منافع ملی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١٧

سرگردانی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١٥

مطمئنا. قطعا We are sure as hell that we will be in touch with you after arrival ما مطمئن هستیم مثل روز روشن که باهات در ارتباط خواهیم بودبعد از رس ...

پیشنهاد
١٠

نسبت خونی برهرچیز ارجحیت داره I will be. My siblings ❤. Blood is thicker than water خواهربرادرام . من خواهم بود ( باهاتون ) . خون ارجحیت داره

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١٢

برداشت من My take on this project is positive برداشت و دیدگاهم درباره پروژه مثبته

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١٢

اوضاع بالا گرفت یا داغ شد. Firstly things got heated then the situation calmed down. اولش اوضاع بهم ریخت و داغ شد سپس شرایط آرام شد

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٥

تهیه کردن. منتشر کردن خبر ( دوتا از معانی ) She said, looking directly into their eyes, who is putting out this fake news او درحالیکه مستقیم تو چشم ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١٩

اهل چیزی بودن Make the meeting fun . I'm not much of a talker. جلسه را باحال کن. من خیلی اهل حرف زدن نیستم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١٠

کمی. اندکی Sorry. Impossible to hospitality. our place is a bit of a mess. شرمنده. مهمان نوازی ممکن نیس. مکان مون کمی بهم ریخته است

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٧

در هیچ مقطعی. هیچ وقت At no point was that man in the gym هیچ وقت اون مرد در سالن ورزشی نبود

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٥

معنی دادن. دلالت کردن My silence doesn't imply consent سکوتم از رضایت نیست ( یه بابای خوش صدا ادامه میده ) دلم اهل شکایت نیست. . . .