پیشنهادهای محمدشفیعی (١,٤٠٩)
دهنت سرویسه Don't say anything to me or my fiance will kick your ass. هیچی بمن نگو وگرنه نامزدم دهنتو سرویس میکنه!
کسی را به کاری واداشتن they got us to paint the kitchen table وادارمون کردن میز آشپزخانه را رنگ آمیزی کنیم
کسی را وادار به انجام کاری کردن Have you made your pupils pay more attention? آیا شاگردان ات را وادار به توجه بیشتر کرده ای؟
به کار گرفتن کسی You had those strangers work for the lowest wage. تو اون غریبه ها را با کمترین مزد به کار گرفتی
کسی را زیر بال خود گرفتن. حمایت کردن The gentleman took him under his wing since childhood. مرد نجیب اورا از دوران طفولیت زیر پر وبال خود گرفت
به اصل مطلب پرداختن Stop dodging and get to the point طفره نرو و به اصل مطلب بپرداز
سر محیط بان Arthur has served as a head ranger in national park since 2015. آرتور از سال ۲۰۱۵ بعنوان سر محیط بان در پارک ملی خدمت کرده است
منافع ملی Sometimes national interests required to establish lasting relationships گاهی اوقات برقراری روابط پایدار برای منافع ملی
سرگردانی
مطمئنا. قطعا We are sure as hell that we will be in touch with you after arrival ما مطمئن هستیم مثل روز روشن که باهات در ارتباط خواهیم بودبعد از رس ...
نسبت خونی برهرچیز ارجحیت داره I will be. My siblings ❤. Blood is thicker than water خواهربرادرام . من خواهم بود ( باهاتون ) . خون ارجحیت داره
برداشت من My take on this project is positive برداشت و دیدگاهم درباره پروژه مثبته
اوضاع بالا گرفت یا داغ شد. Firstly things got heated then the situation calmed down. اولش اوضاع بهم ریخت و داغ شد سپس شرایط آرام شد
تهیه کردن. منتشر کردن خبر ( دوتا از معانی ) She said, looking directly into their eyes, who is putting out this fake news او درحالیکه مستقیم تو چشم ...
اهل چیزی بودن Make the meeting fun . I'm not much of a talker. جلسه را باحال کن. من خیلی اهل حرف زدن نیستم
کمی. اندکی Sorry. Impossible to hospitality. our place is a bit of a mess. شرمنده. مهمان نوازی ممکن نیس. مکان مون کمی بهم ریخته است
در هیچ مقطعی. هیچ وقت At no point was that man in the gym هیچ وقت اون مرد در سالن ورزشی نبود
معنی دادن. دلالت کردن My silence doesn't imply consent سکوتم از رضایت نیست ( یه بابای خوش صدا ادامه میده ) دلم اهل شکایت نیست. . . .
سلب صلاحیت Anyone caught cheating will be disqualified هرکس رو تقلب گرفته بشه رد صلاحیت میشه
رئیس جمهور آمریکا POTUS may give his deputy a mission . رئیس جمهور ممکنه به معاونش ماموریت بده
بطور گروهی Departing en mass عزیمت دسته جمعی
زمین تا آسمون فرق داشتن Mexican extremists believe that this deal with drug cartels is far cry from what they have expected. تندروهای مکزیکی معتقدن ...
به جا. موجه. مدلل Respect your mothers. Their concern can be said is justified. رعایت مادران کنید دغدغه هاشون می شود گفت به جاست. احترموا الامهات.
سروسامانی به کارهادادن There's no reachable agreement at least for now . get your act together, I said to their CEO من به مدیرعاملشون گقتم حداقل فعل ...
گول خوردن درباره مساله ای چیزی. . . He's selling useless things and I don't want to fall for it او درحال فروختن چیزای بدون استفاده است و من نمیخوام ...
قابلیت مبادله یا معاوضه
توجه و اعتناکردن Don't take heed to the wrongdoers توجه نکن به آنان که اعمال نادرستی دارند لا تلتفتوا إلی المخربین.
ترکه . شلاق ( یکی از معانی ) His palms of hands are bruised because of not only being pulled on the ground but also being beaten by a switch. کف دست ...
تعیین تکلیف کردن. اعمال قانون کردن My father used to lay down the law for us at home and now I do for my children. قبلا بابام برامون در خانه قانون ...
بزرگوارانه He didn't at all bring my mistake up magnanimously او با آقامنشی هیچ وقت اشتباهمو به روم نیاورد ( مطرح نکرد )
یک لباس چسبان She's too old to wear a tight, revealing fit. او دیگه پیره برا پوشیدن یه لباس چسبان بدن نما
هیچ ربطی نداره به. . . Being tiny or small amount has nothing to do with some one's real value or potential اندازه کوچک داشتن هیچ ربطی نداره به ارز ...
فراخوان واضح The manager 's clarion call for dissatisfied workers to return to work blocked any wrongdoing فراخوان واضح مدیر برای برگشت به کار کا ...
مصمم بودن برای رسیدن به خواسته های خود، عدم تمایل به مصالحه بر سر اهداف خود ( این ترجمه بهتر و کاملتر از قبلیه که فرستاده بودم قبلا )
مصاحبت معاشرت کردن I don't know the people with whom you associate من نمیشناسم افرادیکه باهاشون معاشرت میکنی
سلام خدمت آقای معظمی که با کلمه لری برد چند عبارت گفتن بنده هم یک ترکیب با اجازه اضافه کنم از لری جنوب ( کهگیلویه ) جّرِ بّردی که معنی دعوابا سنگ می ...
مبلغی پول A charitable man anonymously delivers a sum of money to the poor. مردی نیکوکار ناشناس مبلغی پول را به دست فقرا میرساند
درپایان همه چیز خوب پیش خواهد رفت
تصور می شودکه افزایش می یابند Obesity and cancer are thought to increase during the coming seasons تصور میشه که در طی فصول آتی چاقی و سرطان روبه رشد ...
توضیح دادن توجیه کردن All of our assets are now accounted for. اکنون همه دارایی های ما حسابرسی شده هستند ( یعنی میدونیم کجا هستن تعدادشون دستمونه هم ...
صاحبخانه The noble landlord never increases his house rent annually صابخونه نجیب هرگز سالانه کرایه خونه اون مرد را افزایش نمیده
She�managed to pull off a remarkable feat by completing the marathon in under four hours. او موفق شد شاهکار قابل توجهی را انجام بده با ثبت دوی مارات ...
"We will deal with any armed force that posted a threat to our forces, " the Brigadier General added. سرتیپ افزود ما برخوردمیکنیم با هر نیروی مسلح ...
تهدیدی را ایجاد کردن
یک معامله توسط آنها مطرح و امضا شد
شاهکارهایی را به سرانجام رساندن
بدون We thought agreemt , nary a doubt, is closer than ever available مافکرکردیم توافق بدون شک نزدیکتر از هر زمانی در دسترسه
اختیارش دست من نیست کار به دست من نیست