پیشنهاد‌های محمدشفیعی (١,٤٤١)

بازدید
٢,٥٧٤
تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١٠

سلب صلاحیت Anyone caught cheating will be disqualified هرکس رو تقلب گرفته بشه رد صلاحیت میشه

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١٠

رئیس جمهور آمریکا POTUS may give his deputy a mission . رئیس جمهور ممکنه به معاونش ماموریت بده

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١٠

بطور گروهی Departing en mass عزیمت دسته جمعی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١٥

زمین تا آسمون فرق داشتن Mexican extremists believe that this deal with drug cartels is far cry from what they have expected. تندروهای مکزیکی معتقدن ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١٠

به جا. موجه. مدلل Respect your mothers. Their concern can be said is justified. رعایت مادران کنید دغدغه هاشون می شود گفت به جاست. احترموا الامهات.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٧

سروسامانی به کارهادادن There's no reachable agreement at least for now . get your act together, I said to their CEO من به مدیرعاملشون گقتم حداقل فعل ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٦

گول خوردن درباره مساله ای چیزی. . . He's selling useless things and I don't want to fall for it او درحال فروختن چیزای بدون استفاده است و من نمیخوام ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١٥

قابلیت مبادله یا معاوضه

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢٧

توجه و اعتناکردن Don't take heed to the wrongdoers توجه نکن به آنان که اعمال نادرستی دارند لا تلتفتوا إلی المخربین.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١٠

ترکه . شلاق ( یکی از معانی ) His palms of hands are bruised because of not only being pulled on the ground but also being beaten by a switch. کف دست ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١٠

تعیین تکلیف کردن. اعمال قانون کردن My father used to lay down the law for us at home and now I do for my children. قبلا بابام برامون در خانه قانون ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١١

بزرگوارانه He didn't at all bring my mistake up magnanimously او با آقامنشی هیچ وقت اشتباهمو به روم نیاورد ( مطرح نکرد )

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١٥

یک لباس چسبان She's too old to wear a tight, revealing fit. او دیگه پیره برا پوشیدن یه لباس چسبان بدن نما

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١٠

هیچ ربطی نداره به. . . Being tiny or small amount has nothing to do with some one's real value or potential اندازه کوچک داشتن هیچ ربطی نداره به ارز ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١١

فراخوان واضح The manager 's clarion call for dissatisfied workers to return to work blocked any wrongdoing فراخوان واضح مدیر برای برگشت به کار کا ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١٥

مصمم بودن برای رسیدن به خواسته های خود، عدم تمایل به مصالحه بر سر اهداف خود ( این ترجمه بهتر و کاملتر از قبلیه که فرستاده بودم قبلا )

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٧

مصاحبت معاشرت کردن I don't know the people with whom you associate من نمیشناسم افرادیکه باهاشون معاشرت میکنی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٧

سلام خدمت آقای معظمی که با کلمه لری برد چند عبارت گفتن بنده هم یک ترکیب با اجازه اضافه کنم از لری جنوب ( کهگیلویه ) جّرِ بّردی که معنی دعوابا سنگ می ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٥

مبلغی پول A charitable man anonymously delivers a sum of money to the poor. مردی نیکوکار ناشناس مبلغی پول را به دست فقرا میرساند

پیشنهاد
١٠

درپایان همه چیز خوب پیش خواهد رفت

پیشنهاد
١٠

تصور می شودکه افزایش می یابند Obesity and cancer are thought to increase during the coming seasons تصور میشه که در طی فصول آتی چاقی و سرطان روبه رشد ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١٥

توضیح دادن توجیه کردن All of our assets are now accounted for. اکنون همه دارایی های ما حسابرسی شده هستند ( یعنی میدونیم کجا هستن تعدادشون دستمونه هم ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١١

صاحبخانه The noble landlord never increases his house rent annually صابخونه نجیب هرگز سالانه کرایه خونه اون مرد را افزایش نمیده

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١٥

She�managed to pull off a remarkable feat by completing the marathon in under four hours. او موفق شد شاهکار قابل توجهی را انجام بده با ثبت دوی مارات ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١٢

"We will deal with any armed force that posted a threat to our forces, " the Brigadier General added. سرتیپ افزود ما برخوردمیکنیم با هر نیروی مسلح ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١٠

تهدیدی را ایجاد کردن

پیشنهاد
٧

یک معامله توسط آنها مطرح و امضا شد

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١٥

شاهکارهایی را به سرانجام رساندن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٧

بدون We thought agreemt , nary a doubt, is closer than ever available مافکرکردیم توافق بدون شک نزدیکتر از هر زمانی در دسترسه

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٧

اختیارش دست من نیست کار به دست من نیست

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٥

I'm about to remarry من در شرف تجدید فراش هستم ( البته فقط مثاله کی جرات داره )

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١١

شیوع پراکنده It has been awhile since a sporadic outbreak of a disease is reported مدتیه که هرازگاهی شیوع پراکنده یه بیماری گزارش میشه

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١٠

از بین بردن توانایی های. . . . .

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٥

سرهنگ We all lined up for colonel respectively باحترام سرهنگ همه به خط شدیم

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٧

Children should take this point into consideration. That's taking the burden off the parents بچه ها باید نکته رادر نظر بگیرن اونم برداشتن باری از د ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٧

دستور دادگاه برای جلوگیری از خروج ساکنان از مرزهای ایالتی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٧٥

تناسب اندام داشتن One of your priorities should be staying in ideal shape. یکی از اولویت های تو باید ماندن در فرم ایده آل باشه

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١٠

زیرک کاردان Only resources do not matter. How resourceful you are also matters صرفا موضوع منابع نیستن اونچه اهمیت داره اینه که چقدر شما خوش فکر هستید

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٧

غذای رایگان قسمت بیرون از آب کشتی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٥

It's time to get myself scarce وقتشه فلنگو ببندم ( گم وکمیاب بشم )

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٥

کمیابی Due to the scarcity of workers. Acceptance of job seekers is on the agenda بخاطر کمیابی کارگران پذیرش افراد جویای کار در دستور کار قرار دارد

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١٢

The food was great likewise the drink غذا عالی بود و همچنان نوشابه نیز.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٥

شایستگی Science _loving students can gain and show competence in the presence of professors دانش آموزان علم دوست میتونن در محضر اساتید کسب شایستگی ک ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١٠

دیگه شوخی نداریم!

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١٠

مثل آب خوردن From there I know that exam was a breeze. Because all the students even the laziest got a passing score. ازونجایی میدونم امتحان مثل آب ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١٠

ذله شدن. بیزار شدن Don't sing that song because I'm completely fed up with it. اون آوازو نخون چون ذله شدم کاملا ازش

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١٥

تشخیص دکتر The doctor 's final diagnosis left me in a tough situation. Whether to continue treatment or not. تشخیص نهایی دکتر مرا در شرایط سختی گذاش ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١٣

بی خوابی Incurable insomnia is usually accompanied by severe headaches 😩 بی خوابی بی علاج معمولا با سردردهای شدیدی همراهی میشه