پیشنهاد‌های محمدشفیعی (١,٤١٠)

بازدید
٢,٢٧٠
تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٧

اختیارش دست من نیست کار به دست من نیست

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

I'm about to remarry من در شرف تجدید فراش هستم ( البته فقط مثاله کی جرات داره )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١١

شیوع پراکنده It has been awhile since a sporadic outbreak of a disease is reported مدتیه که هرازگاهی شیوع پراکنده یه بیماری گزارش میشه

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١٠

از بین بردن توانایی های. . . . .

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

سرهنگ We all lined up for colonel respectively باحترام سرهنگ همه به خط شدیم

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٧

Children should take this point into consideration. That's taking the burden off the parents بچه ها باید نکته رادر نظر بگیرن اونم برداشتن باری از د ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٦

دستور دادگاه برای جلوگیری از خروج ساکنان از مرزهای ایالتی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥٠

تناسب اندام داشتن One of your priorities should be staying in ideal shape. یکی از اولویت های تو باید ماندن در فرم ایده آل باشه

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١٠

زیرک کاردان Only resources do not matter. How resourceful you are also matters صرفا موضوع منابع نیستن اونچه اهمیت داره اینه که چقدر شما خوش فکر هستید

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٧

غذای رایگان قسمت بیرون از آب کشتی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

It's time to get myself scarce وقتشه فلنگو ببندم ( گم وکمیاب بشم )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

کمیابی Due to the scarcity of workers. Acceptance of job seekers is on the agenda بخاطر کمیابی کارگران پذیرش افراد جویای کار در دستور کار قرار دارد

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١١

The food was great likewise the drink غذا عالی بود و همچنان نوشابه نیز.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

شایستگی Science _loving students can gain and show competence in the presence of professors دانش آموزان علم دوست میتونن در محضر اساتید کسب شایستگی ک ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١٠

دیگه شوخی نداریم!

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١٠

مثل آب خوردن From there I know that exam was a breeze. Because all the students even the laziest got a passing score. ازونجایی میدونم امتحان مثل آب ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١٠

ذله شدن. بیزار شدن Don't sing that song because I'm completely fed up with it. اون آوازو نخون چون ذله شدم کاملا ازش

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١٣

تشخیص دکتر The doctor 's final diagnosis left me in a tough situation. Whether to continue treatment or not. تشخیص نهایی دکتر مرا در شرایط سختی گذاش ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١٢

بی خوابی Incurable insomnia is usually accompanied by severe headaches 😩 بی خوابی بی علاج معمولا با سردردهای شدیدی همراهی میشه

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١٠

Mike has been into her since last February مایک از فوریه گذشته به او علاقمند بوده

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٧

شش بخش بر دو میشه سه

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٥

Fearing the dog's loose rope, we do not dare cross the alley ازترس طناب شل سگ جرات نمی کنیم از کوچه عبورکنیم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٥

دهان بی چفت وبست کشتی ها یت را غرق میکند معنی اصطلاح میشه زبان سرخ سرسبز می دهد برباد

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٦

Does this name ring a bel? آیا این اسم بنظرتون آشنا میاد

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٥

یه ذره زودتر از موعد بقول جوونا یه چ سه زودتر

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٥

کج سلیقه

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٥

تابلوی اعلانات

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٥

حرب دوستی جنگ افروزی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٥

تعدیل نیرو

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٧

برای آرام کردن او

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٦

مستاجر Don't give a tenant notice. May God bless you خدا خیرتون بده به کرایه نشین اخطار تخلیه ندهید

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٥

این موضع ما است.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٧

Need to mention that I resist pairing her off with unsuitable menلازم بذکره من مخالفت دارم با کنار هم قرارگرفتن او با مردای نامناسب. معنی کلمه می شو ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٥

مقابله با اتهامات. . .

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٥

دم دستی بی ارزش بقول اون ور آبیا ۲۵ سنتی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٦

انبوهی از ری اکشن ها سیل واکنش ها

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٥

مرا از قبل در جریان بذار Before commencing the first rally, please brief me about what should be done by this week Beforehand پیش از شروع رالی اول لط ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٦

حاضرجوابی کردن Don't talk back to your parents or I'll hit you جلو روی والدینت پررو نشو وگرنه می زنمت!

پیشنهاد
٥

پشت سرکسی حرف زدن He went to my employer and talked impolitly behind my back او رفت پیش صاحبکارم و بابی ادبی پشت سرم حرف زد

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٥

سیاتیک عضلات مربوط به نشیمنگاه

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٦

هوشیاری دائم Working with these tools requires constant alertness and attention کار با این آلات نیازمند هوشیاری و توجه دائمی است

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٥

I was shaken and pierced to the core by his speech با صحبتاش تکان خوردم و تا عمق وجودم نفوذ کرد

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٥

کمتر مرفه

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٦

چنان زیبا است که ناگفتنی است ( درکلام نمیگنجد )

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٢١

غرور ، بادسر، باد کله After hitting her opponent in the match ring, she got a swelled head. بعد از زدن حریفش تو رینگ دختره سرش باد کرده ( مغرور شده )

پیشنهاد
٥

ورزا در کهگیلویه گاو نر است درسته

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٧

حضرت اجل! عالیجناب!

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٥

ترخیص محترمانه از خدمت سربازی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٥

تعهد شرافتمندانه