• (1)تعریف: (informal) costing or worth twenty-five cents.
• (2)تعریف: of little value; cheap; inferior.
انگلیسی به انگلیسی
• cheap, worth 25 cents
پیشنهاد کاربران
دم دستی بی ارزش بقول اون ور آبیا ۲۵ سنتی
پیزوری، دوهزاری، مفت، بی ارزش، بدردنخور
🔸 معادل فارسی: • ( بی ارزش، بی اهمیت ) بی مایه، پست، حقیر، درجه دو • ( ارزان، بی کیفیت ) نامرغوب، دم دستی، کم ارزش • ( ناچیز ) پیش پا افتاده، ناچیز 🔸 مثال ها ( با ترجمه فارسی ) : ( فرد درجه دو ) ... [مشاهده متن کامل]
"He’s a two - bit hustler who’s never pulled off a real scam. " اون یک کلاهبردار درجه دو و دوزاریست که هیچوقت یه کلاهبرداری واقعی نکرده. ( محل کار ارزان ) "I can’t wait to quit this two - bit job and find something better. " بی صبرانه منتظرم این شغل دوزاری و دم دستی رو رها کنم و یه کار بهتر پیدا کنم. ( لقب تحقیرآمیز در مکالمه ) "Who does that two - bit wannabe think he is, telling me how to do my job?" اون حقیرِ خودشیرین چه فکری کرده که به من بگه کارم رو چطور انجام بدم؟ ( در مقابل رقبای جدی ) "Forget about those two - bit competitors; we’re going after the big fish now. " اون رقبای پیش پا افتاده رو ول کن؛ الان ما دنبال ماهی بزرگ هستیم.