گول خوردن درباره مساله ای چیزی. . .
He's selling useless things and I don't want to fall for it
او درحال فروختن چیزای بدون استفاده است و من نمیخوام فریبشو بخورم
General is too smart to fall for the enemy ' s trick
ژنرال اونقدر باهوش است که فریب حقه دشمنو نخوره
او درحال فروختن چیزای بدون استفاده است و من نمیخوام فریبشو بخورم
ژنرال اونقدر باهوش است که فریب حقه دشمنو نخوره
گول خوردن، باور کردن چیزی که حقیقت نداره