hold accountable

پیشنهاد کاربران

مجازات کردن
to consider someone responsible for something; to blame something on someone
مسئول شناختن
متهم شناخته شدن، مجرم شناخته شدن
• مسئول یا پاسخگو شناختن

مثال:

The union council hold accountable executive officers.

مشاوران اتحادیه مسئولان اجرایی را پاسخگو ( مسئول ) می دانند.
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما