in advance

/ɪn ədˈvæns//ɪn ədˈvɑːns/

معنی: پیش
معانی دیگر: از قبل، از پیش
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

عبارت ( phrase )
• : تعریف: beforehand.
مترادف: beforehand, previously
مشابه: early

- Please call in advance.
[ترجمه علیرضا رحمتی] لطفا از قبل تماس بگیرید
|
[ترجمه A.A] لطفا قبلش تماس بگیرید
|
[ترجمه P.PARNIA] لطفا از قلبش تماس بگیرید
|
[ترجمه ترگمان] لطفا پیش من تماس بگیر
[ترجمه گوگل] لطفا قبل از تماس بگیرید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. People pay in advance for a coffee meant for someone who cannot afford a warm beverage.
[ترجمه ترگمان]مردم از قبل برای یک قهوه یعنی کسی که توان خرید یک نوشیدنی گرم را ندارد، پول پرداخت می کنند
[ترجمه گوگل]مردم برای قهوه ای که برای کسی که نمی تواند از یک نوشیدنی گرم استفاده کند، پیش پرداخت می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. You must pay for the ticket in advance.
[ترجمه حسن] شما باید پول بلیط رو قبلش پرداخت کنید.
|
[ترجمه مریم] شما باید پول بلیط را پیش پرداخت کنید
|
[ترجمه ترگمان]شما باید پول بلیط را در پیش بگیرید
[ترجمه گوگل]شما باید برای بلیط پیش پرداخت کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Tickets must be purchased two weeks in advance.
[ترجمه ترگمان]بلیط ها را باید دو هفته قبل خریداری کرد
[ترجمه گوگل]بلیط ها باید دو هفته قبل خریداری شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Tickets must be bought seven days in advance, with outward and return journey dates specified.
[ترجمه ترگمان]بلیط ها باید هفت روز قبل خریداری شوند و تاریخ سفر بازگشت و بازگشت مشخص شود
[ترجمه گوگل]بلیط ها باید هفت روز قبل از خرید، با تاریخ های سفر و سفر بازگشت مشخص شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The advantage of booking tickets in advance is that you get better seats.
[ترجمه ترگمان]مزیت بلیط ثبت نام از قبل این است که شما صندلی های بهتری پیدا می کنید
[ترجمه گوگل]مزیت رزرو بلیط در پیشبرد این است که شما صندلی های بهتر را دریافت می کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. We had had the forethought to book places in advance.
[ترجمه ترگمان]ما هم پیش از پیش پیش هم رفته بودیم
[ترجمه گوگل]ما پیش بینی کرده بودیم که مکان ها را پیش ببریم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. She walked 2 yards in advance of her husband.
[ترجمه ترگمان]دو متر جلوتر از شوهرش راه می رفت
[ترجمه گوگل]او پیش از شوهرش 2 متر پیش رفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. I'd advise buying your tickets well in advance if you want to travel in August.
[ترجمه ترگمان]توصیه می کنم اگر می خواهید در ماه آگوست سفر کنید، بلیط های شما را به خوبی خریداری کنید
[ترجمه گوگل]اگر می خواهید در ماه اوت سفر کنید، توصیه می کنم خرید بلیط خود را به خوبی پیش ببرید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Customers are advised to make seat reservations well in advance.
[ترجمه ترگمان]به مشتریان توصیه می شود که رزرو جا را پیشاپیش انجام دهند
[ترجمه گوگل]مشتریان توصیه می شود که رزرو های صندوق را پیش از آن رزرو کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. She was in advance throughout the race.
[ترجمه ترگمان]او در طول مسابقه از قبل پیشرفت کرده بود
[ترجمه گوگل]او در طول مسابقه پیشرو بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. I should warn you in advance that I'm not a very good dancer.
[ترجمه ترگمان]از پیش به شما اخطار می کنم که من یک رقاص خیلی خوب نیستم
[ترجمه گوگل]من باید به شما هشدار بدهم که من رقصنده بسیار خوبی نیستم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Passengers should tell the airline in advance if they have any special dietary needs.
[ترجمه ترگمان]مسافران باید در صورتی که نیازهای رژیم غذایی ویژه ای داشته باشند از قبل به این شرکت هواپیمایی اطلاع دهند
[ترجمه گوگل]مسافران باید به طور پیشفرض به هواپیمایی بپردازند در صورتی که نیاز خاصی به رژیم غذایی داشته باشند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Please ensure that you purchase your ticket in advance.
[ترجمه ترگمان]لطفا مطمئن شوید که بلیط خود را پیشاپیش خریداری می کنید
[ترجمه گوگل]لطفا اطمینان حاصل کنید که بلیط خود را پیش خرید می کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. I like to map out the whole week in advance.
[ترجمه ترگمان]من دوست دارم کل هفته رو از قبل برنامه ریزی کنم
[ترجمه گوگل]من دوست دارم کل هفته را پیش ببرم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. It is essential to book in advance.
[ترجمه شاهين] ضروری است که از قبل رزرو کنید
|
[ترجمه ترگمان]این کتاب از قبل برای کتاب ضروری است
[ترجمه گوگل]ضروری است که در پیشبرد کتاب بروید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

پیش (قید)
near, beside, forward, ahead, forth, ago, past, in advance, beforehand, along, fore

تخصصی

[ریاضیات] از پیش، پیشاپیش

به انگلیسی

• ahead of time, earlier than expected

ارتباط محتوایی

معنی اصلیپیشمعانی متفرقهاز قبل، از پیشبررسی کلمهعبارت ( phrase ) • : تعریف: beforehand. • مترادف: beforehand, previously • مشابه: early ...جمله های نمونه1. People pay in advance for a coffee meant for someone who cannot afford a warm beverage. [ترجم ...مترادفپیش (قید) near, beside, forward, ahead, forth, ago, past, in advance, beforehand, along, foreبررسی تخصصی[ریاضیات] از پیش، پیشاپیشانگلیسی به انگلیسیahead of time, earlier than expected
معنی in advance، مفهوم in advance، تعریف in advance، معرفی in advance، in advance چیست، in advance یعنی چی، in advance یعنی چه
برچسب ها: انگلیسی به فارسی، انگلیسی به فارسی با حرف i، مترادف انگلیسی به فارسی، مترادف انگلیسی به فارسی با حرف i، انگلیسی به انگلیسی، انگلیسی به انگلیسی با حرف i، دانشنامه کاربران، دانشنامه کاربران با حرف i
کلمه بعدی: in advance of
اشتباه تایپی: هد شیرشدزث
آوا: /این ادونس/
عکس in advance : در گوگل
معنی in advance

پیشنهاد کاربران

Before something happens, used especially when talking about the arrangements for something. synonym:previously, beforehand
پیشاپیش
Before a particular time or event
Before something happens or is expected to happen
پیش از آنکه
قبل از
means before
به معنا از گذشته ، از قبل

مساعده
پیش پرداخت
Can i buy tickets in advance ، میتونم از قبل بلیت بخرم؟
Happy new year in advance
پیشاپیش سال نو مبارک
If you do something in advance, you do it before a particular date or event.
Syn: beforehand, earlier, ahead, previously
از پیش، از قبل
از قبل ، از پیش
We will pay the rent one month in advance
ما اجاره رو یک ماه از قبل پرداخت خواهیم کرد ◻️◻️
زودهنگام
Earlier =از قبل✅

پیشاپیش ، مقدم بر

خط مقدم، جلو تر از بقیه
از پیش / از قبل
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما