put aside

/pʊt əˈsaɪd//pʊt əˈsaɪd/

1- ذخیره کردن، برای روز مبادا گذاشتن، اندوختن 2- دور انداختن، دل کندن، کنار گذاشتن، صرفنظر کردن
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

عبارت ( phrase )
• : تعریف: to save for a future time.
مشابه: leave, reserve, save, shelve

- We finished the cake, but I put a piece aside for you.
[ترجمه Fateme Aminian] ما کیک رو تموم کردیم ، ولی من یه تیکه واست کنار گذاشتم: )
|
[ترجمه ترگمان] ما کیک رو تموم کردیم اما یه تیکه از تو گذاشتم کنار
[ترجمه گوگل] ما کیک را به پایان رسانده ایم، اما برای شما قطعه ای گذاشته ام
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- She put aside the book she was reading when her visitor entered the room.
[ترجمه ترگمان] کتاب را کنار گذاشت که وقتی مهمان وارد اتاق شد، کتاب می خواند
[ترجمه گوگل] او کتابی را که خواندن او در اتاق بود، کنار گذاشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- We don't have time to discuss that issue today, so let's put it aside for now.
[ترجمه ترگمان] امروز وقت نداریم که در مورد این موضوع صحبت کنیم، پس بیایید آن را برای الان کنار بگذاریم
[ترجمه گوگل] ما وقت نداریم که امروز بحث کنیم، بنابراین بگذارید آن را کنار بگذاریم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. We should put aside and postpone all other reforms; that we have but one task-----the istruction of the people, the diffusion of education, the ecourgement of science----on that day a great step will have then been taken in our rgenerion.
[ترجمه ترگمان]ما باید همه اصلاحات دیگر را کنار بگذاریم و به تعویق بیاندازیم، که ما یک وظیفه داریم - - the مردم، انتشار آموزش، علوم سیاسی - - در آن روز یک گام بزرگ در rgenerion ما گرفته خواهد شد
[ترجمه گوگل]ما باید تمام اصلاحات دیگر را کنار بگذاریم؛ که ما فقط یک وظیفه داریم ----- از بین بردن مردم، انتشار آموزش و پرورش علم ---- در آن روز، گام مهمی در رگه های ما برداشته خواهد شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. He's put aside a tidy sum for his retirement.
[ترجمه ترگمان]مبلغی را هم برای بازنشستگی خودش کنار گذاشته
[ترجمه گوگل]او برای تکمیل بازنشستگی، مبلغی کامل به او داده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. For you, I can put aside all the.
[ترجمه ترگمان]برای تو، من می توانم همه را کنار بگذارم
[ترجمه گوگل]برای شما، من می توانم همه چیز را کنار بگذارم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Put aside all Facing the misunderstanding to keep cool.
[ترجمه ترگمان]همه رو در مقابل سو تفاهم قرار بده تا خونسرد باشی
[ترجمه گوگل]کنار گذاشتن همه در کنار سوء تفاهم برای نگه داشتن سرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Facing the sea, put aside all the bad mood, to see would be his white.
[ترجمه ترگمان]روبرو شدن با دریا، تمام حالت بد را کنار گذاشت تا سفیدی او را ببیند
[ترجمه گوگل]در مواجهه با دریا، تمام خلق و خوی بد را کنار بگذارید، تا سفید شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. You must put aside your pride and call her.
[ترجمه ترگمان]باید غرورت را کنار بگذاری و به او زنگ بزنی
[ترجمه گوگل]شما باید غرور خود را کنار بگذارید و او را صدا بزنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. They decided to put aside their differences.
[ترجمه ترگمان]آن ها تصمیم گرفتند اختلاف های خود را کنار بگذارند
[ترجمه گوگل]آنها تصمیم گرفتند تفاوتشان را کنار بگذارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. She's put aside a tidy sum for her retirement.
[ترجمه ترگمان]مبلغی را که برای بازنشستگی او تهیه کرده بود کنار گذاشت
[ترجمه گوگل]او برای تکمیل بازنشستگی مبلغی را به همراه دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. He put aside the papers after a cursory study.
[ترجمه ترگمان]کاغذها را پس از یک مطالعه سرسری به کناری نهاد
[ترجمه گوگل]او پس از مطالعه دقیق، مقالات را کنار گذاشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Every week I put aside a few pounds for a new TV.
[ترجمه ترگمان]هر هفته چند پوند برای یه تلویزیون جدید کنار گذاشتم
[ترجمه گوگل]هر هفته چندین پوند برای تلویزیون جدید گذاشتم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Encourage children to put aside some of their pocket-money to buy Christmas presents.
[ترجمه ترگمان]کودکان را تشویق کنید که مقداری از پول توجیبی خود را کنار بگذارند تا هدایای کریسمس بخرند
[ترجمه گوگل]کودکان را تشویق کنید که برخی از جیب های خود را برای خرید هدایای کریسمس کنار بگذارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. My father wanted me to have some money put aside for a rainy day.
[ترجمه ترگمان]پدرم از من خواست که مقداری پول برای روز مبادا کنار بگذارم
[ترجمه گوگل]پدرم می خواست من پولی برای روز بارانی بپردازم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. The Senate and the Assembly put aside political differences to pass the aid package.
[ترجمه ترگمان]مجلس سنا و مجلس اختلافات سیاسی را کنار گذاشتند تا بسته کمکی را تصویب کنند
[ترجمه گوگل]مجلس سنا و مجلس برای کنار گذاشتن بسته های کمک های سیاسی اختلافات سیاسی را کنار گذاشتند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. I put aside a little every month for a deposit on a house.
[ترجمه ترگمان]من هر ماه یه کمی پول خرج خونه کردم
[ترجمه گوگل]من هر ماه برای سپردن یک خانه به منزل کنار گذاشتم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. You must put aside your pride and apologise to him.
[ترجمه ترگمان]باید غرورت را کنار بگذاری و از او عذرخواهی کنی
[ترجمه گوگل]شما باید غرور خود را کنار بگذارید و از او معذرت بخواهید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

به انگلیسی

• save; store; set aside

پیشنهاد کاربران

کنار گذاشتن
ذخیره کردن
طفره رفتن
Put all your doubts aside
دور ریختن
صرف کردن
مثلاto put aside enough time
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما