pit against

پیشنهاد کاربران

🔸 مثال ها:
• The new policy pits environmentalists against big corporations.
سیاست جدید، فعالان محیط زیست را در برابر شرکت های بزرگ قرار می دهد.
• The tournament pits the two best teams in the league against each other.
...
[مشاهده متن کامل]

مسابقات، دو تیم برتر لیگ را رو در روی هم قرار می دهد.
• He felt like he was pitted against the whole system.
حس می کرد در برابر کل سیستم قرار گرفته است.

مقابل همدیگر قراردادن
به جان همدیگر انداختن
مقابل هم قرار دادن
رو در روی هم قرار دادن
تست کردن
آزمودن
امتحان کردن
سنجیدن
به چالش کشاندن
به مبارزه طلبیدن
رویاروی رقیب/حریف قرار دادن
به میدان جنگ فرستادن
definition : to cause one person, group, or thing to fight against or be in competition with another
It was a bitter civil war, that pitted neighbor against neighbor.
جنگ داخلی تلخی بود که همسایه را به جان همسایه انداخته بود
قدرت و توانایی فردی را در مقابل فرد دیگر در مسابقه سنجیدن
به جان هم انداختن