leave out

/liv aʊt//liːv aʊt/

1- حذف کردن، قلم زدن 2- از قلم انداختن، نادیده انگاشتن، فروگذار کردن
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

عبارت ( phrase )
• : تعریف: to not put in or not include; omit.
متضاد: include

- She made a cake but left out the sugar by mistake.
[ترجمه F] او کیک درست کرد ولی اشتباها شکر را از قلم انداخت
|
[ترجمه ترگمان] کیک را درست کرد، اما از اشتباه بیرون رفت
[ترجمه گوگل] او یک کیک ساخت اما شکر را اشتباه ترک کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. Keep me in your memory, leave out all the rest.
[ترجمه A.A] منو در خاطرت نگهدار ، بقیه را نادیده بگیر
|
[ترجمه ترگمان]، منو تو حافظه خودت نگه داری بقیه رو هم خاموش کن
[ترجمه گوگل]من را در حافظه خود حفظ کن، تمام بقیه را ترک کن
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. If you prefer mild flavours reduce or leave out the chilli.
[ترجمه ترگمان]اگر طعم های ملایم را ترجیح می دهید، فلفل چیلی را کاهش یا ترک کنید
[ترجمه گوگل]اگر طعم ملایم را ترجیح می دهید چیلی را از بین می برد یا از آن خارج می شوید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Leave out the flannel and answer the question!
[ترجمه ترگمان]از فلانل برو بیرون و سوال را جواب بده!
[ترجمه گوگل]رختخواب را ترک کنید و به سوال پاسخ دهید!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Say that again, but this time leave out the swear - words.
[ترجمه یاسمن] دوباره بگو، اما این دفعه قسم خوردن را کنار بگذار
|
[ترجمه ترگمان] دوباره بگو، اما این دفعه قسم می خورم
[ترجمه گوگل]بگو که دوباره، اما این بار از کلمات قسم خورده ام
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. It didn't seem fair to leave out her father.
[ترجمه ترگمان]این منصفانه به نظر نمی رسید که پدرش را ترک کند
[ترجمه گوگل]به نظر نمیرسد پدرش را ترک کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. As a welcome, relatives and friends leave out food and drink on the altar.
[ترجمه ترگمان]به عنوان خوش آمد گویی، بستگان و دوستان غذا و نوشیدنی را در قربانگاه ترک می کنند
[ترجمه گوگل]به عنوان یک خوش آمدید، بستگان و دوستان غذا و نوشیدنی را در محراب بیرون می زنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. For single quotes or apostrophes leave out the Shift key.
[ترجمه ترگمان]برای یک نقل قول یا apostrophes، کلید تبدیل را ترک کنید
[ترجمه گوگل]برای نقل قول ها و یا آپوستروف ها کلید Shift را ترک کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Do we leave out dates to fox her?
[ترجمه ترگمان]آیا قرار است روزی از خانه بیرون برویم که او را روباه کنیم؟
[ترجمه گوگل]آیا تاریخ را به روباه او می گذاریم؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. I leave out many things that matter.
[ترجمه ترگمان]من خیلی چیزها رو از دست می دم
[ترجمه گوگل]من چیزهای زیادی را که مهم است را ترک خواهم کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. And leave out unrelated work experience.
[ترجمه ترگمان]و هیچ تجربه کاری نامربوط را رها نکنید
[ترجمه گوگل]و تجربه کاری غیر مرتبط را ترک کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. I have had to leave out some beautiful and important branches of combinatorial theory.
[ترجمه ترگمان]باید برخی شاخه های زیبا و مهم از نظریه ترکیبی را کنار بگذاریم
[ترجمه گوگل]من مجبور شدم شاخه های زیبا و مهم نظریه ترکیبی را ترک کنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Don't leave out the definite article.
[ترجمه ترگمان]مقاله مشخصی را بیرون نگذارید
[ترجمه گوگل]از مقاله قطعی نگذارید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. We can leave out the second sentence.
[ترجمه ترگمان]ما می توانیم جمله دوم را حذف کنیم
[ترجمه گوگل]ما می توانیم جمله دوم را ترک کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. In copying this document, be careful not to leave out any words.
[ترجمه ترگمان]در کپی کردن این سند، مراقب باشید که هیچ کلامی را رها نکنید
[ترجمه گوگل]در کپی کردن این سند، مراقب باشید که هیچ کلمه ای را ترک نکنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. They must decide what to leave out.
[ترجمه ترگمان]آن ها باید تصمیم بگیرند که چه باید بکنند
[ترجمه گوگل]آنها باید تصمیم بگیرند چه چیزی را ترک کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

به انگلیسی

• omit, skip, not include; not say, not do

ارتباط محتوایی

معانی متفرقه1 - حذف کردن، قلم زدن 2 - از قلم انداختن، ...بررسی کلمهعبارت ( phrase ) • : تعریف: to not put in or not include; omit. • متضاد: include - She m ...جمله های نمونه1. Keep me in your memory, leave out all the rest. [ترجمه A. A ] منو در خاطرت نگهدار ، بقیه را ...انگلیسی به انگلیسیomit, skip, not include; not say, not do
معنی leave out، مفهوم leave out، تعریف leave out، معرفی leave out، leave out چیست، leave out یعنی چی، leave out یعنی چه
برچسب ها: انگلیسی به فارسی، انگلیسی به فارسی با حرف l، انگلیسی به انگلیسی، انگلیسی به انگلیسی با حرف l، دانشنامه کاربران، دانشنامه کاربران با حرف l
کلمه بعدی: leave politics aside
اشتباه تایپی: مثشرث خعف
آوا: /لیو آوت/
عکس leave out : در گوگل
معنی leave out

پیشنهاد کاربران

محروم کردن
exclude
in everyday English, people usually say leave something or someone out rather than exclude something or someone:
Some information was left out of the report. .
to not include someone or something
نادیده گرفتن
Allowبه معنی
We painted the kite yellow. Then we left it Example : out to dry
رها کردن
صرف نظر کردن
To leave out is exclude شامل نشدن، حذف شدن
Not include, omit
حذف کردن، جدا کردن، بیرون کشیدن.
I want a hamburger but please , leave out the pickles
من یک همرگر میخام ولی لطفا خیارشورها شو جدا کن. ( قرار نده )
کنار گذاشتن
صرفنظر کردن
نادیده گرفتن
صرف نظر کردن از
از قلم انداختن
leave ( sth ) out of account

To ignore something=
Did u leave out a line
یه خط رو جاگذاشتی؟
Leave out یعنی عقب مانده بودن
For example :she feels left out
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما