assert oneself

/əˈsɜːrtˌwənˈself//əˈsɜːtwʌnˈself/

حقوق و امتیازات خود را بزور بدیگران قبولاندن

جمله های نمونه

1. Customer oriented, credibility, communication abilities and ability to assert oneself .
[ترجمه گوگل]مشتری مداری، اعتبار، توانایی های ارتباطی و توانایی ابراز وجود
[ترجمه ترگمان]مشتری محور، اعتبار، توانایی های ارتباطی و توانایی دفاع از خود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Ability to assert oneself, Integrity, independence, team work and willing to work under pressure.
[ترجمه گوگل]توانایی ابراز وجود، صداقت، استقلال، کار تیمی و تمایل به کار تحت فشار
[ترجمه ترگمان]توانایی دفاع از خود، تمامیت، استقلال، کار تیمی و تمایل به کار تحت فشار
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. It then becomes difficult to assert oneself as a sex worker or to speak openly about what there is to like about this work without being judged.
[ترجمه گوگل]پس از آن دشوار می شود که خود را به عنوان یک کارگر جنسی مطرح کنید یا آشکارا در مورد آنچه در این کار دوست دارید بدون قضاوت صحبت کنید
[ترجمه ترگمان]سپس به سختی می توان خود را به عنوان یک کارگر جنسی معرفی کرد و یا در مورد آنچه که در مورد این کار وجود دارد بدون اینکه داوری شود، صحبت کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. It also shows us the general vitality and the ability to assert oneself, it describes a general tone of being which colors everything else.
[ترجمه گوگل]همچنین سرزندگی کلی و توانایی اثبات خود را به ما نشان می‌دهد، لحن کلی وجود را توصیف می‌کند که همه چیز را رنگ می‌دهد
[ترجمه ترگمان]هم چنین آن سرزندگی عمومی و توانایی بیان خود را به ما نشان می دهد، و یک لحن کلی از این که رنگ ها همه چیز را رنگ می کنند، توصیف می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. You have the image of the cutting off, the castration, of the power of generativity. All poetic potency, all power to assert oneself in the world, can be severed and that's it.
[ترجمه گوگل]شما تصویری از قطع، اخته شدن، قدرت زایش را دارید تمام قدرت شاعرانه، تمام قدرت برای ابراز وجود در جهان، می تواند قطع شود و بس
[ترجمه ترگمان]شما تصویر بریدن، آخته کردن، یا قدرت of را دارید تمام توان شاعرانه، که قدرت بیان خود را در دنیا دارد، می تواند از بین برود و همین است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

انگلیسی به انگلیسی

• prove oneself, show oneself worthy; stand up for ones own opinions

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• از خود دفاع کردن / حق خود را گرفتن
• ابراز وجود کردن / قاطعانه رفتار کردن
• ( در کاربرد روانشناسی ) ابراز عقاید و احساسات به شیوه ای محترمانه
🔸 مثال ها:
You need to assert yourself in meetings if you want to be noticed.
...
[مشاهده متن کامل]

اگر می خواهی مورد توجه قرار بگیری، باید در جلسات ابراز وجود کنی ( از خود دفاع کنی ) .
She has learned to assert herself without being aggressive.
او یاد گرفته است که بدون پرخاشگری، قاطعانه رفتار کند.
He never asserts himself, even when he is treated unfairly.
او هرگز از خود دفاع نمی کند، حتی زمانی که با او ناعادلانه رفتار می شود.
Asserting yourself is a key skill for effective leadership.
ابراز وجود قاطعانه، یک مهارت کلیدی برای رهبری مؤثر است.

خودی نشان دادن
You are too timid to assert yourself more
شما کمروتر از اون چیزی هستید که خودی نشون بدید🤷
خودی نشان دادن