• : تعریف: the forward part of a ship's main deck.
جمله های نمونه
1. The foredeck man snubbed it on the cleat.
[ترجمه گوگل]مرد عرشهدار آن را روی قیچی رد کرد [ترجمه ترگمان]کشتی foredeck به آن اشاره کرد [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
2. A quick visit to the foredeck revealed the truth.
[ترجمه گوگل]یک بازدید سریع از پیشرو حقیقت را آشکار کرد [ترجمه ترگمان]یک بازدید سریع به عرشه کشتی حقیقت را آشکار کرد [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
3. Prevents wet feet when working on the foredeck or on the lee rail in rough weather.
[ترجمه گوگل]از خیس شدن پاها هنگام کار بر روی عرشه جلویی یا روی ریل در هوای سخت جلوگیری می کند [ترجمه ترگمان]هنگام کار روی عرشه کشتی، در عرشه کشتی، روی عرشه کشتی، روی عرشه کشتی روی عرشه کشتی دیده می شد [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
4. We lined up on the foredeck to give the traditional three cheers for her Majesty at the appropriate moment.
[ترجمه محمدشفیعی] ما برروی عرشه جلو به خط شدیم تا در دم مناسب سه تشویق سنتی برای اعلیحضرت انجام بدیم
|
[ترجمه محمدشفیعی] در ترجمه ام باید علیا حضرت مینوشتم که حالا تصحیح میکنم
|
[ترجمه گوگل]ما روی عرشه جلو صف کشیدیم تا در لحظه مناسب سه تشویق سنتی را برای اعلیحضرت انجام دهیم [ترجمه ترگمان]ما در the صف کشیدیم تا در لحظه مناسب سه هورا به نفع اعلی حضرت برگزار کنیم [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
5. Foredeck plates pulled down against camber of deck beams.
[ترجمه گوگل]صفحات جلویی در برابر تیرهای عرشه به سمت پایین کشیده شدند [ترجمه ترگمان]plates که از beams های عرشه به camber بسته بودند، از بین رفتند [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
6. It shows clearly the heavy mortars in the foredeck,[sentence dictionary] the rigging adapted to them and the firm framing of the hull.
[ترجمه گوگل]به وضوح خمپارههای سنگین در عرشه جلویی، [فرهنگ جملات] دکلهای تطبیقشده با آنها و چارچوب محکم بدنه را نشان میدهد [ترجمه ترگمان]این نشان می دهد که the سنگین در the، [ فرهنگ لغت [ جمله ] the که با آن ها تطبیق داده شده اند و ساختار محکم بدنه را نشان می دهد [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
7. The remains of the foredeck are obscured by smoke.
[ترجمه گوگل]بقایای عرشه جلویی توسط دود پوشیده شده است [ترجمه ترگمان]بقایای of در اثر دود پنهان شده اند [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
8. Unable to break them free, waves thrashed the jagged tubes of aluminium over the foredeck.
[ترجمه محمدشفیعی] امواج که قادر به آزادکردن لوله های دندانه دار آلومینیومی نبود آنها را بر عرشه جلویی کشتی کوبیدند
|
[ترجمه گوگل]امواج که قادر به آزاد کردن آنها نبود، لوله های دندانه دار آلومینیومی را بر روی عرشه جلویی کوبیدند [ترجمه ترگمان]آن ها که قادر به شکستن آن ها نیستند، لوله های دندانه دار آلومینیوم را در بالای the درهم شکستند [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
9. Lights from the Mir 2 submersible illuminate the port anchor winch on the foredeck of the sunken Titanic.
[ترجمه گوگل]نورهای زیردریایی Mir 2، وینچ لنگر بندر را در عرشه جلوی کشتی غرق شده تایتانیک روشن می کند [ترجمه ترگمان]چراغ های from ۲ در درون شناور، جرثقیل بندرگاه لنگر را بر روی کشتی تایتانیک غرق شده روشن کردند [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
10. The crew lashed down the cargo of timber stowed on the foredeck.
[ترجمه گوگل]خدمه محموله الواری را که روی عرشه پیشانی انبار شده بود، ریختند [ترجمه ترگمان]جاشو ان در عرشه کشتی که در عرشه کشتی دیده می شد، شلاق می زدند [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
انگلیسی به انگلیسی
• forward deck, deck located near the front of a ship