time to kill

پیشنهاد کاربران

🔸 نکته:
• این عبارت معمولاً با زمان های کوتاه مانند "An hour to kill" یا "A few minutes to kill" همراه می شود.
• در مکالمات غیررسمی، "Kill time" نیز به عنوان یک عبارت رایج برای گذراندن زمان استفاده می شود.
...
[مشاهده متن کامل]

• هم معنی های آن عبارتند از:
• "Free time" ( زمان آزاد )
• "Spare time" ( اوقات فراغت )
• "Down time" ( زمان استراحت )

🔸 معادل فارسی:
• وقت اضافی / وقت آزاد زیاد
• زمانی که باید به نحوی پر شود
• ( به صورت طنز ) اوقات فراغت بسیار
🔸 مثال ها:
• "I have an hour to kill before my next meeting. "
یک ساعت وقت اضافی دارم تا جلسه بعدی.
...
[مشاهده متن کامل]

• "Since we arrived early, we had time to kill at the airport. "
از آنجا که زود رسیدیم، در فرودگاه وقت اضافی داشتیم.
• "He was bored and had time to kill, so he started scrolling through social media. "
او حوصله اش سر رفته بود و وقت اضافی داشت، بنابراین شروع کرد به گشتن در شبکه های اجتماعی.

وقت آزاد داشتن
Having some time to kill made Mandy think about hanging out with friends
وقت آزاد داشتن باعث شد مندی به فکر گشتن با دوستان بیفته 🌼
وقت آزاد داشتن