ailment

/ˈeɪlmənt//ˈeɪlmənt/

معنی: درد، ناراحتی، بیماری مزمن
معانی دیگر: ناخوشی (ممتد)، بیمار گونگی، علیلی، کسالت، رنجوری، آزار، طب بیماری مزمن
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: a sickness or disorder, usu. physical; illness.
مترادف: disorder, illness, infirmity, malady, sickness
مشابه: affliction, complaint, condition, disability, disease, ill, indisposition, infection, trouble, weakness

- This tonic was claimed to cure all sorts of ailments such as headache, toothache, rashes, and itching.
[ترجمه گوگل] ادعا می شد که این تونیک انواع بیماری ها مانند سردرد، دندان درد، بثورات و خارش را درمان می کند
[ترجمه ترگمان] ادعا می شود که این داروی نیروبخش تمام انواع بیماری ها مانند سردرد، درد دندان، خارش و خارش را درمان می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. the symptoms of that ailment are irritation, anxiousness, and restlessness
علائم آن بیماری زودرنجی،اضطراب و بی قراری است.

2. He got timely treatment for his ailment.
[ترجمه گوگل]او به موقع برای بیماری خود درمان شد
[ترجمه ترگمان]او برای بیماری اش به موقع درمان شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. He's always complaining of some ailment.
[ترجمه گوگل]او همیشه از برخی بیماری ها شاکی است
[ترجمه ترگمان]اون همیشه از درد شکایت می کنه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. An old back ailment flared up, and he had to miss work for several days.
[ترجمه Amirabbas] 4. یک بیماری قدیمی کمر شعله ور شد و او مجبور شد چندین روز کار را از دست بدهد
|
[ترجمه گوگل]یک بیماری قدیمی کمر شعله ور شد و او مجبور شد چندین روز کار را از دست بدهد
[ترجمه ترگمان]یک بیماری قدیمی به درد آمد و او مجبور شد برای چند روز کار را از دست بدهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Colds, flu or any ailment that diminishes vocal stamina and luster are potentially disastrous.
[ترجمه گوگل]سرماخوردگی، آنفولانزا یا هر بیماری که استقامت و درخشندگی صدا را کاهش می‌دهد، بالقوه فاجعه‌بار است
[ترجمه ترگمان]تب، انفلانزا و یا هر بیماری که بنیه و luster را از بین می برد، به طور بالقوه فاجعه آمیز هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. He had some minor heart ailment, and then a kidney problem which could probably have been treated.
[ترجمه گوگل]او یک بیماری جزئی قلبی داشت و سپس یک مشکل کلیوی داشت که احتمالاً قابل درمان بود
[ترجمه ترگمان]او یک بیماری قلبی کوچک و سپس یک بیماری کلیوی داشت که احتمالا می توانست درمان شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Whatever he knew about his ailment, my father made no concessions to it.
[ترجمه گوگل]پدرم هر چه از بیماری خود می دانست، هیچ اغماضی برای آن قائل نبود
[ترجمه ترگمان]هر چیزی که او در مورد بیماری او می دانست، پدرم هیچ امتیازی به آن نداد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Neither ailment had been positively identified when she arrived at the Royal and it was decided to transfer her for further investigation.
[ترجمه گوگل]هنگامی که او به سلطنتی رسید هیچ یک از این بیماری ها به طور مثبت شناسایی نشد و تصمیم گرفته شد که او را برای تحقیقات بیشتر منتقل کنند
[ترجمه ترگمان]هیچ یک از این دو بیماری هنگام رسیدن به رویال تعیین نشده بودند و تصمیم گرفته شد که او را برای تحقیقات بیشتر منتقل کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. The most commonly reported ailment among VDU operators is eye-strain.
[ترجمه گوگل]شایع ترین بیماری گزارش شده در بین اپراتورهای VDU، خستگی چشم است
[ترجمه ترگمان]رایج ترین ناخوشی گزارش شده در بین operators VDU، فشار چشم است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. There is one ailment where learning to relax is of special importance, and that is asthma.
[ترجمه گوگل]یک بیماری وجود دارد که یادگیری آرامش در آن از اهمیت ویژه ای برخوردار است و آن آسم است
[ترجمه ترگمان]یک بیماری وجود دارد که در آن یاد گرفتن استراحت از اهمیت ویژه ای برخوردار است و این بیماری است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. She always knits her brows because of the ailment.
[ترجمه گوگل]همیشه به خاطر بیماری ابروهایش را گره می زند
[ترجمه ترگمان]همیشه به خاطر بیماری، ابرو درهم می کشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. That kind of ailment it's better to cure in the early stages. "
[ترجمه گوگل]این نوع بیماری بهتر است در مراحل اولیه درمان شود "
[ترجمه ترگمان]این نوع بیماری برای درمان در مراحل اولیه بهتر است \"
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Yet is there really any ailment to cure?
[ترجمه گوگل]اما آیا واقعاً هیچ بیماری برای درمان وجود دارد؟
[ترجمه ترگمان]هنوز هیچ دردی برای درمان وجود نداره؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Erectile dysfunction ( ED ) is a common ailment in middle - aged and old men.
[ترجمه گوگل]اختلال نعوظ (ED) یک بیماری شایع در مردان میانسال و مسن است
[ترجمه ترگمان]اختلال عملکرد کلی (تصادفات)یک بیماری شایع در مردان میانسال و مسن است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

درد (اسم)
ache, pain, agony, distress, affliction, ailment, dregs, shoot, teen, pang

ناراحتی (اسم)
ailment, irritation, discomfort, turmoil, worriment, inconvenience, disturbance, discomfiture, disquietude, inquietude, discommodity, incommodity, malaise

بیماری مزمن (اسم)
ailment

تخصصی

[زمین شناسی] بیماری مزمن، درد، ناراحتی

به انگلیسی

• illness, sickness; pain, ache, suffering
an ailment is an illness, especially one that is not very serious.

پیشنهاد کاربران

بیماری غیر جدی
بیماری _ مرض _ آلام _ درد
ناخوشی
کسالت ناخوشی
An illness or health problem

بیماری یا مشکل سلامتی
بیماری سطحی و نه چندان جدی
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما