پیشنهاد‌های صمد توحیدی (٢,١٥١)

بازدید
٢,١٨٤
تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" راهور. راهگار ": بلودزر .

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

صعود؛ کَرد به کوه. کردن به کوه. کردش به کوه. کردانش به کوه. کردشانیت به کوه. کردشش به کوه. کردشایی به کوه. کردشانیت به کوه. [ داد به کوه. دادن به کو ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

صعود؛ " زدبه کوه. زدن به کوا. زنندهء به کوا. زنندگان به کوه . زنش بهکوه. زنشیت به کوه. زنشانی به کوه. زنانش به کوه. زنشان به کوه. زنشانش به کوه. زنان ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

موسم. موعد. موقع ( . مورد ) فردا پس فردا. فردا. صبح دو صبح. امروز فردا. امسال. اینک. آنک. [ ایسهِ. ایسنا. اسناکُنه. اُوسهِ. اوسنا. اوسناکنه. هیسهِ ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وقت ؛ " هنگام ": وقت .

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مهمان را میشود بر شهراوردی افزود زیرا؛ تنت بر تک رخش مهمان کنم. شاهنامهء فردوسی، که مهمان به دریافت و پنداشت ( معنی و مفهوم ) . هماورد است که شهراو ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پوش را بپوش": لباس را بپوش. پوشت را بپوش": لباست را بپوش. پوشهایت را بپوش": لباسهایت را بپوش.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تخصص: باغ دانستنی های چهار گانهء ؛ ۱_دانشها. ۲_ فرزانشها. ۳_آیینها. ۴_رازوریها. دانش. فرزانش. آیین. راز. ؛ علم. فلسفه. دین. عرفان.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

" یابشگر جَنبی . یابشگر نزدی": حسگر مجاورتی.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آیا میتوان دوچرخه ای ساخت که چرخهای سه گانه ء آن چرخن وار دور بزنند و دور بزند و پیش برود چند چرخ زیر آن دوچرخه چرخنی بزنند و به روند پیش برود تا سبک ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" بد بخت. بی چاره ": فقر .

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" دست بریده. دست بریدگی. دچار. ناچار. گرفتار. کم دست. بی دست. بی هیچ. بی چیز. ناچیز. کم چیز": فقر.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بسا گاهی الف ( ا ) نمونا و نمونایی در میان واژه بیاید مانند زناشویی که گره و عقد دو کس، دختر و پسر را میرساند.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چهر و چِهربان و چهربانی و چهربانیت. مانند؛ مهر و مهربان و مهربانی و مهربانیت.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مهر و چهر. مِهربانی و چِهربانی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" درویش تاریخیگر. درویش تاریخیگری. درویش تاریخیگرایی": فقر تاریخیگری .

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

" عرش ": شاید تازیدهء ارگ باشد. " تازیده. ": تعریب ؛ " فارسیده ": تفریس. ( فارسیده = پارسیده ) .

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" بازگشت پذیر ": قابل بازگشت. " بازگشت ناپذیر. نابازگشت پذیر ": غیرقابل بازگشت.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" برنامه ":شاید بارنامه به پنداشت و به دریافت کسی یا چیزی که دارای برگ و باری هست میباشد.

پیشنهاد
٠

" ارزشش ناشناخته است. ناشناخته ارزش است ": قدرش مجهول است .

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" هواتابخشی ابری . هواتابخشی بارانی. هوا تا بخشی صاف ":هوا تا قسمتی ابری. بارانی یا صاف است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پزشکی مینوی. مینوی پزشکی. مینوی پزشک. پزشک مینوی مینو پزشک. پزشک مینو. ": طب روحانی .

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" کانش الهی و خدایی ": طبیعت الهی .

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" باخترشناس ": مستغرب # خاورشناس: مستشرق.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" مستشرقین ": خاورشناسان # مستغربین ": باخترشناسان.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پیروش ها. پیرو. پیروی. پیروش. دنبال. دنباله. دنبالگی. دنبالش . دنباله رو. دنبال رو. دنبال گرد": تتبعات .

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" بَدتِراش ": باروک .

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" روشناسی ": جمال شناسی .

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" ناچار ": ضرور . " ناچار است ": ضرورت است . " ناچار از آن هستیم ":ضروری است. ضرور است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" درکار ": لازم .

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" درخورهم ": لازم و ملزوم هم . " درخور ": لازم و ملزوم.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تیز. تیزنمایی. تندنما. تندنمایی. تندایی. تندایش. تندش. تندمند. تندگرا. تندگرایی. تندگرایانه. تندگرایانگی. واداشت. واداشتش. واداشتشیت. واداشتمنی. وادا ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" باورمند به دین ": متدین به دین . " باورمند به رستاخیز ": متدین به قیامت. " باورمند به خدا ": متدین به خدا.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" ناروا زاده # روا زاده. تخم پاک # تخم ناپاک. تخم حلال# تخم حرام. حرام زاده # حلال زاده ": ولدزنا. ولد زنا را تخم هَشت هم میگویند.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" کوک بر وزن پوک ": گِت به لری و به لکی گفته میشود. که در درزیگری و خیاطی است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" کوک بر وزن پوک ": گِت به لری و به لکی گفته میشود. که در درزیگری و خیاطی است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" پَرو ": وصله، به لکی و لری

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

این سرودهای من نموداری از واژه پردازیها هم میباشند.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

با دغدغه ها دلهره ها باید دید. با دلهره اش دغدغه را یاد آرید. تا دغدغه و دلهره با هر کار است. تادغدغه شددلهره آید به پدید. شهرام. ص.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" فراوده :" تولید شده. " فرآورده های ": تولید شده های .

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

۱_" فرآوری ": تولید. ۲_" پخش ": توزیع . ۳_" درکار ": مصرف. ( درکارکردن. درکارنمودن. درکارنمایی =مصرف ) .

پیشنهاد
٠

" سَلِّه توپ. سَلتوپ ": بسکتبال . سبد را به زبان لری و لکی سله میگویندکه فارسی کهن است. سبدتوپ و توپ سبد هم میتوان گفت .

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" ابررسان ": ابرانتقال .

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" اَبَربَرندِه . ابربرند ": ابَرناقِل .

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" پای ویژان ": پای تخصصی. پای ناویژان ": پای ناتخصصی. در توپا ( فوتبال ) . " پای ویژه ": پای تخصصی. " پای ناویژه ": پای نا تخصصی. پای ویژست ": پ ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" آیین ها :الشرایع. شریعت ها ": " آیین ": شرع . شرع را در عرف و شناس همه فقه گویند و فقه را به فارسی دینکرد میگویند. شرع=فقه=دینکرد. شرعش کنید :" ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" انگیزهء آیین ها ": علل الشرایع .

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پیشرفت مانند حرفهای الفبا و شمارگان از یک تا صفر است که با همهء اینها مینویسند و شمار می ورزند پیشرفت دانستها نیز در هر روز ودر هر سوز ودر هر سبک و ر ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" آبران. راههء آبی. آبرانه. آبرانک. آبرانی . آبرانا. آبرانش ": ترانزیت.

پیشنهاد
٠

" آبران. راههء دریایی ": ترابری دریایی .

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" آبران ": ترانزیت دریایی .

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

": زورفن. زورفنی. فنزور. توپازورفن. زورفن توپا. توپازورفن. توپافنزور. توپای زورفنی. توپای فنزوری ": فوتبال قدرت و تکنیک.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" سندی بُرّا. سندی بُرّشدار. سندی برُّنده":سندی قاطع.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گزارش روزگاهی # گزارش شبگاهی. خبر صبحگاهی # خبر شامگاهی. گزارش بامدادی # گزارش شامگاهی. گزارش شبانه # گزارش روزانه.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" مسلح ": " چشم ناابزاریده. ناابزاریده چشم ": چشم غیر مسلح .

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" چشم": " چشم ناابزار. چشم بی ابزار. ناابزار چشم. بی ابزار چشم ": چشم غیر مسلح.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کهن کاهن دیر شهر کهن. ز بگذشته ها باز گوید سخن. جوانان فرا گوش دارند آن. ز آموزه گان یا از آن باستان. سراسر روند همه این بود. به رشک و به آیین و ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" نو آرمانشهر # نو کاربرد شهر .

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آرمانشهر شهر ؛ کارگردانیِ ۱_ تکایه ۲_دیواره ۳_ همایه بر پایهء ۱_ سیاست شناسی ۲_فرهنگ شناسی ۳_ سرمایه شناسی در دانستنی های چهارگانهء۱_ دانشها ۲_ فرزان ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تندرو سُنگ رو. کندرو. در گزینش ها در سیاست و دیگر چیزها. سُنگ رو را به جای میانه رو به کار برده ام

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بنگر که چگونه نقش خود بازی کرد. آنی که کلاه خویش را قاضی کرد. چندی به روند خویش آسودی تا. نقشی که نمود تا که خود رازی کرد. شهرام. ص.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" گذر بانک ": عابر بانک .

پیشنهاد
٠

باور و عقیده در پنداشت و دریافت یکی هستند باور فارسی و عقیده تازی است. باور و عقیدهء به خدا و عقیده و باور نداشتن به خدا. هر چند در پنداشتها ودریافت ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" آیین ": به دین و آیینهای دیگر مانند رسمها و ادبیات و دیگر رشته ها که هر کدام آیین خودرا دارند به کار گرفته گردد. باآنکه؛ باور به باوردینی گفته می ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

۱_آیینهای ادبی. ۲_ سبکهای ادبی. ۳_مکتبهای ادبی. ۴_روشهای ادبی. ۵_روندهای ادبی. ۶_نمودهای ادبی. ۷_نمادهای ادبی. ۸_نمودارهای ادبی. ۹_نمونه های ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" ویژیست ": متخصص. ویژستار. ویژان. ویژانا. ویژانه. ویژانیت. ویژانش. ویژانگر. ویژانگری. ویژانگرا. ویژاندروید. ویژانگرویت. ویژانگرایش. ویژانکر. ویژان ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" ناترسناک. ناترسناکانه. ناترس. ناترسمند. ناترسمندانه. ناترسمندانگی، وار، مندانه، گی، وار ": بی مهابا . بی ترس. بیترسانه. بیترسناک. بیترسایه. بی ترسا ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" ناپنداشت. نادریافت. نامعنی ": بی معنی ".

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

با جان بجنگید که نان را به کف آرید. بنگر که به هر کار که باشد به چه کارید. وارونه نباید بنمود نقشهء ره را. دیواره تکایه و همایه نیک دارید. شهرا ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" بیهوده. بیخود. بی معنی. ول. غور. غور و لند ": absurd .

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" محال بودن تحصیل حاصل ": نشدنی بودن آموزش آموخته.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ناشو است. ناشوست. نشدنی است. ناشودنی است. نشد است":محال.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معطل؛ ول ول است. ولِ ول است. ول ایستاده است. ول است. ول میگرده. ول رها است ( ول رهاست ) . ول آزاد است. ول را است. ول مانده است. ول رانده است. ول باش ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" با بند سو گند ": با قید قسم .

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" سربست ": تخمین .

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" نزدیک ": تقریب.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" لایی. لاپا. لای پا. میانپا. بینپا. دَرپا ": دریبل .

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" داشتن سِمَت ": حفظ سمت . " با داشتن سِمَت ": باحفظ سمَت .

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" نِفت ": عاج فیل و برخی جانوران مانند گراز را گویند.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" دریافت و نمود ": کشف و شهود . " دریافت ": کشف . " نمود ": شهود .

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" هوازده ": جَوّزَده .

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" پنداشت ( دریافت ) رونمایی در فرزانش ": معنی برهان در فلسفه . دریافت ( پنداشت ) رونمایی در فرزانش. رونماییِ فرزانگان":برهان فرزانگان. " رونمای ف ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" رُک ": بُرهان. " رُ ک ها ": برهان ها . " پوست کَندها ": برهان ها . " روکُنش": برهان . " روکُنشها ": بُرهانها .

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" رونماییها ": برهان ها .

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" رونما ": برهان . " رونمایی ": برهان. " رونمایش":برهان. " روکرد ": برهان. " روکردن ": برهان . روکرد ( ها ) = برهان ( ها ) . برهان=برهنگی. بَ ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" درویشی تاریخیگری ": فقر تاریخیگری . درویشیت تاریخی. درویشیت تاریخیگری. درویشیگر تاریخی. درویشگیری تاریخی. درویشیگر تاریخیگری. درویشیگری تاریخ ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" هَمایهء باز و دشمنان آن . دیوارهء باز و دشمنانش. تکایهء باز و دشمنانش": جامعهء باز و دشمنانش . همایه ( ۱ ) : جامعه. دیواره : خانواده. تکایه : ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" دیباچهءایستاها ": تمهیدالقواعد . " دیباچهء ایستا ": تمهیدالقاعده . آمادش ایستاها ": تمهید القواعد. آمادش ایستا ": تمهیدالقاعده. آمادگی ایستاها ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" کاردرستی در خور ": تمهیدات لازم . دیباچه سازی در خور. دیباچه مندی. دیباچه مان. دیباچه مانی. دیباچه خوانی. دیباچه خوان. دیباچک. دیباچش. دیباچشک. د ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آمادگی درخور. آمادگی شایست. آمادگی بایست. آمادگی شایسته. آمادگی بایسته. آمادش. آمادشیت. آمادشا. آمادشایی. آمادشاییت. آمادشی. آمادشوَر. آمادشوَری. آما ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در خیابان و در راه در کار رانندگی و پشت فرمان هستی و آیین نامه و تابلوهای آن و نشانهای آن همه جا هستند با اینهمه سرایندگی کمتر مانند آیین نامه و راه ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" پیش نیاز. آمادگی. آمادش ": تمهیدات .

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" دویانه های نظامی گنجوی": مثنویهای نظامی گنجوی. " دویانه های سنایی ": مثنویهای سنایی .

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" کجاوه ": به لری و لکی تَلمیت بروزن تسبیح است.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" تَرم بر وزن شَرم ": تابوت به لری و لکی ( هر چند تابوت را به لکی و لری تاویت هم می گویند ) .

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" کمانه ": ابطال . کمانه پذیر ": ابطال پذیر. و؛ " گمانه ": حدس . " گمانه پذیر ": حدس پذیر. " گمانه ها و کمانه ها ": حدسها و ابطالها . " ابطالها ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

علم؛ " فرزانش نزدیک ": علم حضوری. " فرزانش نانزدیک ": علم حصولی. " دانش نزدیک ": علم حصولی. " دانش نانزدیک ": علم حصولی. فلسفهء نزدیک ": علم حضور ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بنگر که ز واژگان تو سیر شویم. مانندهءدارندهء اکسیر شویم. زین روی به آیین کهن شیر شویم. هم نیز به آیین نوین چیر شویم. شهرام. ص.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خاکم به دهن مگر تو مستی فانکو شهرام. ص.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اخ و لاق.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

الاخلاق: moral: " ethic ": اخلاق . رفتار=رفتر. رویده=رویژه.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

" فرزانش برین ": حکمت اولی .

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" foreword " : پیشگفتار.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" دیباچه ":perface.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" درآمد ": introduction

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تناقض:نانما#ناتناقض: نانانما. " نانمای آشکار. آشکارا نانما. نانما آشکار. نانما آشکارا. آشکارانه نانما. نانمایی آشکارایی. نانمایانه آشکارانه. آشکارای ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وجدان که خداپسندانه بود وجدان است. قانون که خداپسندانه بود چونان است. دینی که خدا پسندانه بوَد ایمان است. هر کس که چنین نماید او انسان است. شهرا ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آنجا که خرد باشد خدا هم پیداست. هر جا که خدا هست آیین رواست. از دانش و فرزانش و آیین وز راز. هر چیز به جای خود بنگر که به جاست. شهرام. ص.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بنگر که خود و خلق و خدا میدانیم. بنگر که تمدن را به پیش می رانیم. بنگر به فراوان دانش و بی پایان. بنوشته و هم پژوهش و می خوانیم. شهرام. ص.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دین را بنگر که از سوی یزدان است. تفسیر بدش اندر خور شیطان است. تفسیر درست راهبر انسان است. بنگر تو به باورت کدامینشان است. شهرام. ص.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ای دوست بیا که ما به هم خوش باشیم. همواره به هم با خوش و با دش باشیم. هر گز چو نباید بی ازینان گردیم. بایست همی که خاوری هُش باشیم. شهرام. ص. خ ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

من باشم و چشمان سیاه و مستت. تا هست بوم هستی من از هستت. می شد اگر قلب مرا نیمه کنند. یک آینه می باشد و دیگر عکست. شهرام. ص.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بنگر تو به باورت چنین است و چنان. چون نیک نگر کنی نه این است و نه آن. سوراخ به سنبه هست دستور روا. نه از سوی من و تو خود ز کوی یزدان. شهرام. ص.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یک چند فلاطون را گرامی داریم. یک چند به کانت تا نیچه رو می داریم. از فارابی تاسبزواری خویشیم. زیگار نگر که این چنین درکاریم. شهرام. ص.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

می گوی کدامین خود نویس بی نیش است. می گوی کدامین مردمی بی کیش است. بسیارگرایی هنر جامعه است. از فرد و به اجتماع کدام دل ریش است. شهرام. ص.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

فردی که به دانشوری اش پوی کند. فردی است که کوی عشق را کوی کند. آنک بنمایید کدامین برتر. هرکو که همایش به یک سوی کند. شهرام. ص.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پرسش؛ گربهء مسکین اگر پر داشتی. تخم گنجشک از میان برداشتی. سعدی. پاسخ؛ گر نبودی گربه های تیز چنگ. فضلهء گنجشک کردی خاک رنگ. شهرام. ص. *** ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آنک مه روزه رفت آوازه دهید. آوازهء بر بط و می تازه دهید. یک پیر خروشید و چو افسون افزود. افسانه کدام است به اندازه دهید. شهرام. ش.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

این می که بنوشی و بگویندش ناب. یا می بودش نام و یا نیز شراب. چون دوغ بود گر نبود یار به دست. چون آب بود گر که نباشد مهتاب. شهرام. ص.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زان می که بود هزار رگ و ریشه بزن. زان می تو کنون بیا و یک شیشه بزن. اینک چو که مردمان فرا میباشند. چون شیر برون آمده از بیشه بزن. شهرام. ص.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رباعی. آنانکه به گیتی هنر روی کنند. باید که به اشک و خون دل خوی کنند. هر روز ز روز پیش بدتر گردند. هر چند روندِ به و نیکوی کنند. شهرام. ص.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ای دوست چگونه دشمنی پیشه کنی. باید که از این روند اندیشه کنی. نیک است که زندگی به نیکی باشد. چون شیر کنام تو دراین بیشه کنی. شهرام. ص.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اینک که رباعی سه هزار یا بیش است. ماننده نوش می بود یانیش است. مانندهء زندگی بود یا بازی. خود مات کدام بود کدامین کیش است. شهرام . ص.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مشکوی تو این بود تویی ماه منی. خورشید به روز و ماه شبهای منی. درکاخ گمانه های خود شادی کن. استاره و آسمان و هم رای منی. شهرام. ص.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سر گرمی ما به راه آینده بود. دلگرمی ما برای پاینده بود. بنگر که کدام راه شاینده بود. سر چشمه کدام است که زاینده بود. شهرام. ص.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هر فرد به کار آرمان زنده بود. پس نیک و بدش نگاه آینده بود. تا آنکه به خشتی پوزه اش را مالند. اینک بنگر چه راه شاینده بود. شهرام. ص.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آنانکه بخوابند و سپس برخیزند. باید که ز آنچه بدی است پرهیزند. وآنانکه گمان برند نمی خواهند خاست. هرگز که نباید جز به نیک آمیزند. شهرام. ص.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هرگز که کسی به ما ریالی ندهد. یا گر که دهد بی مشت مالی ندهد. گر اینکه بود با گوشمالی ندهد. ای وای اگر به ماه و سالی ندهند. شهرام . ص.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آنانکه به جاودان روندی دارند. از کرده و ناکرده گزندی دارند. آنانکه بدیده یا که نا دیده بوند. بیشک که چرندی و پرندی دارند. شهرام. ص.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ای دوست بیا و زندگی از سر گیر. راهی بگزین دانشوری در بر گیر. خواهی که روند زندگی آموزی. آن راه همین است از زمینش برگیر. شهرام. ص.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چامه. . . چار نرخ بود که زندگی زان باشد. ۱_نرخ فساداست که فراوان باشد. ۲_بهرهء ارز است که ارزان باشد. ۳_نرخ بیکاری که به دوران باشد. ۴_بهرهء پیش ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آنانکه امید زندگانی دارند . و آنانکه نوید جاودانی دارند. مانند گلابند که در بازارند. مانند گلی بوند در گلزارند. شهرام. ص.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تا زنده بویم قید وبندیم همه. چون مرده بویم همه پندیم همه. در کار همانیم که خندیم همه. هرچند ندانیم که چندیم همه. شهرام. ص.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ای جان بیا جوانی از سر گیریم. وآن راه جوانی هرچه بهتر گیریم. بنگر که روند روزگاران تند است. این برگهء زندگی به چون زر گیریم. شهرام. ص.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آنانکه گناه زندگانی کردند. برنامهء دوزخ جاودانی کردند. اکنون جوان و پیر گردند یکی است. زآن راه که پیدا و نهانی کردند. شهرام. ص.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چامه. . آن روز گذشت که بر همه سر بودیم. وز آنچه نمود و بود برتر بودیم. و امروز فرا را به فرا می یابیم. همواره به راه یار و یاور بودیم. شهرام. ص.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چامه. آنی که به دانشوری اش روی کند. باید که می ناب در اسبوی کند. تا نوش بود هر آنکه نوشش بادا. نز بهرهء دریوزگیش جوی کند. شهرام. ص.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چامه. . باید که به جای خویشتن چیره شوی. نی در قفس جهان چو یک سیره شوی. چون دام بود به دست بادش می ده. نی چون فتاده دل به آن خیره شوی. شهرام. ص.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رنسانس است در آن کوش که عالم باشی. ور نه برخویش و به خویشاوند ظالم باشی. از پیایند نگر آنچه که بر ما بگذشت. حالیا چاره نمایی چو که عالم باشی. آرم ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" چه درش ": ما فیه .

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" دَرَش ": فیه .

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" هواپَر . هوادور. هوارو. هواگَردا ": پاراگلایدر .

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سرود. دگر چه مانده اید که چرخ شتابان است. روند زندگی ما به رای یاران است. اگر چه پا به کنده دست بسته بوند . نگر که گردش چرخ به پای ایشان است. س ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سرود. خبرت هست خبر هیچ ز هیچ جایت نیست. یا اگر هست بجز رزمگه آرایت نیست. من نگویم که خبر هیچ ز هیچ چیزت نیست. و آنچه ات هست مگر سنجش آرایت نیست. ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نگر که بلبل دستانسرا چامه را تازد. چنانکه جان و روان مهر را نازد. به روز رویداد غبارم به نزد یار سپار. که بی نگار نتوانم به دشت و دریا زد. رُوان ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اینک نگر کنید به زیگار مردمان. باشند چو مردها و یا خود بود زنان. زنها به نزد مردها می بوند عزیز. مردان به نزد زنانشان بوده مهربان. یک سرو قد نگاه ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" روزی مند ": منعَم . " ناروزی مند ": منعِم .

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" رنگ رنگ. رنگی. رنگ وارنگ. رنگ رنگی. رنگارنگ ": مزخرف .

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اجرا: انجام نام. انجامگام. انجام کان. انجام پام. انجام بام انجام شام. انجام سام. انجام جام . انجام دام . انجام وام. انجام تام. انجامفام. انجامرام. ا ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اجرا: انجام رَند. انجام رِندانه. انجام رِند. انجام رَندان گی وار های اینها و آنها.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" اجرا ": انجامخانه. انجامجانه. انجامچانه. انجام گانه. انجامکانه. انجامیار . انجام یارانه. انجام دارانه. انجام سارانه.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اجرا: انجامین. انجامینه. انجامانه. انجامانگی. انجامانش. انجامانشگر. انجامانشگری. انجامانش وری. انجامانشورز. انجامانشورزی. انجامانشناک. انجامناشگار. ا ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اجرا :انجام. انجاما. انجامور. انجامورز. انجامورزانه . انجام ورزانگی. انجام وار. انجاموارگی. انجام ورانه. انجامدار. انجامکار. انجانگار. انجام دار. انج ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

راهیست که جاودانگی می خواهد. همواره به جاودانگیش می باید. اندیشه و زندگی روندش بایست. جاوید نباشد به روندش ناید. شهرام. ص.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" آمیزه ": شائبه. مُردَم و در دلم آمیزهء حتی ماند. که؛ ۱_آیا حتی اسم است. ۲_آیا حتی حرف است. قول سیبویه؛ متّ و فی قلبی شائبه حتی.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مردم با آنکه در دلم شک حتّی است:متّ و فی قلبی شائبه حتّی؛ ۱_آیا اسم است. ۲_آیا حرف است. بنگر که یک ابر فرا ویژان و ابر فوق تخصص در پیمان به رشتهء د ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" حَرف و دَرف ": حَرف و حَدیث .

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بیمه؛ آنچه به ۱_پندار ، ۲_گفتار . و، ۳_کردار، آید.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ما؛ ما ساده ایم می پنداریم زرنگیم، آنها زرنگند ما می پنداریم ساده اند. شهرام. ص. ص. شهرام. صمد شهرام شهرام. صمد. صمد توحیدی.

پیشنهاد
٠

فلسفه و حکمت اسلامی که پس از ماندگاری ( استقرار ) اسلام نمودار یافت و با کندی پدیدار شد و بنیاد آن از فارابی که آموزگار دوم است به شمار می رود و رفته ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نفس ":خویش. خود. خویشتن. من. منش. سرشت. خمیره. بُن. بُنمایه. تَه. درخت ". خویش را خود عادتی است کهن. شهرام . ص. ویا؛ نفس را خود عادتی است کهن. ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

scene:صحنه. صحنه" آورد. آوردگاه. روی. رویه. تخت. تخته. ساف. سافه. سافی. گاه. جا. جایگاه. پهنه. پهنش . پهنجا. پهنجای. گستر. گستره. گسترش. گسترگ. گستر ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" دَرَش یادِ گونه های شدگان و بخشهای هستی ":فیه ذکر انواع الحدوث و تقاسیم الوجود.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" چُمَتها ": قبسات. " چُمَت ": قبس. به لری و لکی چمت و چمتها قبس و قبسات را می گوییم.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" دانسته ": مربوط. سرود دانسته از اوست. " بسته " : منسوب. سرود بسته به اوست.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

افلاس گِردِ فلس که کیک فلسی ندارد یعنی پول سی و پول سیاهی هم ندارد، پس فلس فارسی است.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" گشتار و گشتوار = رفتار و آمدوار ( رفت و آمد ) .

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

متفکر "اندیشگر. خِرَدگَر. اندیشکار. اندیشکاره . اندیشکارگان. اندیشکاره ها. خردکار. خردکاره. خردکارگان. خردکاره ها. اندیشکاو. خردکاو. اندیشگار. خردگار ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

۱_ واگر کارگردانی کند کارگردانی اندیشهء در آفرینش نیمروز و . . . . . " ۲_ واگر اندیشه کند اندیشمندی اندیشه ای در آفرینش نیمروز. و لو تدبر متدبر متف ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" دنباله دار و شکوه وار ": ادوم و اعظم.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" نمای مانا ": نشأت الباقیه. نشأت الباقیه # نشأت الفانیه . نمای مانا # نمای نامانا. " نمای نامانا ": نشأت الفانیه.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" ونگاهشان در امرهای روانی بسیارتر است ":و عنایتهم بالامور الروحانیه اوفر.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" دم فرزانگان در کششهای خردی بیشتر میباشد. ":تنافس الحکما فی الرغائب العقلیه اکثر.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" بُرده و مانده ": فانی و باقی.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" امرهای نبودی ": امور عدمی . امورعدمی#امور وجودی. امرهای نبودی#امرهای بودی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" خوشیهای خردی ":اللذّات العقلیه.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" گرسنه ": گشنه. گُشن. فروپاشی. فروپاشیدن. گشودن.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تشنگی ( تشنه ) :آتشناک. آتشناکی.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" تشنگی دورغی. تشنگی دروغین ": عطش کاذب.

پیشنهاد
٠

" همواره بودن و ماندن ": ابداً موبد و مخلد .

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زندانی زندگی. زندانی زندگانی ": حبس موبد. مانند حلال زندگانی.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" مرگ نافرجام ": موت اخترامی .

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" مایشگری " :" واکسیناسیون ".

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" پیر مرد برانگیخته ": پیر مرد مبعوث شده.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گلزنی ها آغاز شد گلزن نخست و پایانی گلزنیهای خود را گل کردند و برخی نیز گلزنی های خود را گل نکردند. گلزن اول . . . . . . . . گلزن دوم. . . . . . . ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اسامی؛ برخی نام ها نرینه ( مذکر ) هستند ومادینه ( مؤنث ) به کار می روند. برای نمونه، اعظم. اشرف. اکرم با آنکه برای مادینگی ( تأنیث ) باید عُظمی. شُرف ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

می شود. می تواند. تواند بود. هست. دَرَش هست. هم چنین. باید. شاید. آری. اینک. آنک. نزد؛نزد. من. تو. . . . . الآن. بلکه ":" perhaps

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

شاید؛ شایسته است. باید؛ بایسته است. آید؛ آیسته است. ناید ؛ نایسته است. زاید؛ زایسته است. پاید ؛ پایسته است. کاید؛ کایسته است. خواید؛ خوایسته ا ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" شاید ": شودآید. چه آید=شاید.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" از آن ویژگی بیرون شدم ": از آن حالت خارج شدم.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" افسوس خوری ": مواسات .

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

۱_خود بَرِ هوایی. ( هواخودبر ) . ۲_خودبَرِ زمینی. ( زمین خودبر ) . ۳_خودبَر ِدریایی. ( دریاخودبر ) . ۴_خودبرِکوهی. ( کوه خودبر ) . ویا؛ ۱_خودرو ه ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

روان شد آفرینش ازبن وی. بدان صدقی که راهی می نهد پی. به خود با این همه لرزید و پیچید. تب و تاب است می بایند از وی. زیاد کودکی و عهد پیری . به بر ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بهاران می رسد دیگر بگو بلبل چه فرمایی. سپاهی زندگی آمد ز نوروزان به خوش آیی. چو پنداری خداجویی روان تا اوج گیرد پر. ز سبکش روشنی اکنون دل انگیزی ب ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جان هوا در هوایی جان آدم لغزید. جان آدم با هوایی جان هوا رنجید. شادم از دل کز هوایی عالمی برهم زد. دست بی دل زان خبر تا دهر هستی لرزید. ایزدان از ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

افسانه و آیتی که خود می سازند. وین نام و نشانی که می پردازند. مردم به روند و به روا اینهایند. این مردم خود فرا چنین می تازند. شهرام. ص. صمد شهر ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

افسانه و آیتی که در یافته اند. وین نام ونشانی که بپرداخته اند. مردم به سرشت و به منش آنهایند. این مردم خود فرا چه ها ساخته اند. شهرام. ص.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در باغ دلم زبان چو بلبل گردد. وان باغ همه سبوی و سنبل گردد. یا آنکه همه سوسن و بُنگُل گردد. بلبل بنگر که در پی گل گردد. شهرام. ص. ص. شهرام. ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اصطلاحات در؛ فرهنگ بهاران. فرهنگ بهار. فرهنگ بهاری. فرهنگ بهاران. فرهنگ بهارش. فرهنگ بهارانه. فرهنگ بهارانگی. فرهنگ بهارانک. فرهنگ بهاریت. فرهنگ به ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فرهنگ واژگان فرزانشی . رازوری . اندیشی. دینی. آیینی. هنری.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وحدت و کثرت: " یکا و چندا . یکش و چندش. یکشه و چندشه. یکانه و چندانه. یکی و چندی. یک و چند. یکه و چنده. یکینه وچندینه. یکشا و چندشا. یکشایی ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ایاب و ذهاب: آمد رفت. آمدن رفتن. آمد و رفت. آمدن و رفتن. رفت و آمد. رفتن آمدن. رفتن و آمدن. رفتامد. وریس. بنشی. نشس و برخاس. نشس وریس. وری ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کانش:طبیعت، که بستر بسیار است. . بستر بسیارانهاست و بسیاریهاست. بستر افزونگانهاست. تخت افزونی است. تخت و بستر بیشمار و بیشماری و بیشماران است. بستر ف ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" نما دار. نما داری ":حفظ ظاهر.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

" همواره. هموارگی. هموارش. هموارا. هموارییت. هی. همی ": دایمی.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" تا این چندی ": تااین اواخر. " تا این چندی ": تااین آخرها. " سرانجام": آخر. واژهء آخر فارسی است. ودر نقشهء جهانی واژگان است . اُغُر. ogoric. الآ ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آمار و بسا:آمار واحتمال. آمار و شاید. آمار و شا. آمارییت. و بساییت. آمارش و بسایش. آمارها و بساها. آمارمان و بسایمان. آمارمان و شایمان. آمارها ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
-١

احتمالی. بیانیا دارد. بیا و نیا. بیاد نیاد دارد. بیاد و نیاد. بیاید نیاید دارد.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
-١

احتمالی ": شایدی. شایدیت. " احتمالی ": آری و نه.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

به احتمال زیاد:بیشتر از. بیشتر به. بیستر با. بیشترها. بایست. شایست. بسا. آیا. تنها. نه:بی احتمال. آری :بااحتمال. هرگز:احتمال نمیرود. همه باشاید ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آمدیم. گاس، به لکی و لری. میشاید. می تواند. شاید باشد. شاید شد. شاید بود. شاید نمود. شاید فزود. شاید ربود. شاید کبود. شایدغنود. شایدپود. ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نژادگی.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در نمایشگاه بزرگ آفرینش. ما میان بیم و امیدیم. پلید هرگز نمی باشیم. و اینک پاک نمی باشیم. در میان امیدیم و بیمیم. باشما یاران و آشنایان. به رون ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بنگر تری شاخه ها. هم سروری سروها. و آن دلبر فر گل نما. برترنمون شدجان ما. شهرام. ص.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

ازدواج: هنگامی که همهء پسران و دخترانت را زناشویی دادی: وقتی که همهء فرزندانت را ازدواج دادی. " وقتی و زمانی که همه زناشویی کردند ":هنگامی که همه از ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ارج آوری. ارجاوری. ارجاوریها. ارجاوریگی. ارجاورگیانگیمندانه واریهای او. ارجاورز. ارجاورزی. ارجاورزیها. ارجاورزیگری. ارجامند. ارجا. ارجام. ارجان ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" تصحیح ": درستش. درستگری. درستگاری. درستمندی. درستینه. درستین. درستمند. دراستانه. درستوارانه. درستگرانه. درستا. درستایانه. درستایانگی. درستوران. درس ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" پی ": عصب . " پیکار ": اعتصاب . به پیکار پرداختند:به اعتصاب پرداختند. به پیکار؛ سیاسی. سرمایه شناسی. فرهنگی ، تکایه و دیواره و همایه دست زدند ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" دست بردار. دستبرداری ": اعتصاب ". از کاردست بردار شدند. ار کار دست برداری کردند. از غذادست برداری نمودند. از غذادست برداری کردند. مانند؛ از خوراک ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اعتصاب:دستکش. دستکشی": اعتصاب، دست از کار کشیدن. دست از خوراک کشیدن. ناخوراک. ناخوراکی. ناخوراکش:اعتصاب غذا و اعتصاب خوراک. به دست کشی پرداختند از ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دلِ خرد رازورترینهاست.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" دینکرد و زندگی ": فقه و زندگی .

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" هیزم ": از رشد و خیز و خیزش مانده، هیزم لکی است و لری آن هیمه میباشد که هیمه یعنی ما مارا از آن ماست مانند ثمر که آن را سهم حور و یا سهم خور میگوین ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" جنایت و مکافات ": تباهی و داد. واژگان فارسی هم چند پنداشت و دریافت و هم چند وجهی می باشند. ( هم چند معنی و هم چند وجهی هستند. پس معنی و دریافت و پ ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آسیب. آسیب رسان. آسیب رسانی. آسیبها. آسیب زنی. آسیب پذیری. آسیب زن. آسیب زنان. آسیب دیده. آسیب دیدگان. آسیب آور. آسیب دار. آسیب گر . آسیب آور. آسیب آ ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آسیب انگار :" جنایت.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" گواهش ها ": شهادات . گواه. گواه ها. گواهی ( ها ) . گواهان. گواهش. گواهش ها. شهادات. شهادت. شهود. شهاد.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

احکام دعوی " : دستور قِی . احکام دعاوی ": دستورات قِی. قِی بروزن پی ( پیِ گوشت ) . جنگ و دعوا و ستیز و زد و خورد و پیکار و مِرّان و ضِرپ وتُوپ و کم ...

پیشنهاد
٠

" دینکردِ کِرِش ها و سرزنش ها ": فقه الحدود والتعزیرات ". کِر و کِرِش خط و حد را گویند. کِرّ ( ها ) ": حَد ( ها ) .

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" سرزنش ": تعزیر . سرزنشها گر کند خار مغیلان غم مخور.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" لقیط ":سرراهی =حلالزاده و یا حرامزاده. آدم سرراهی یا حرام زاده است و یا حلال زاده. که دانستهای پزشکی و دینی آن را شناسه می کنند.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" بُورِه ": بیا در لکی ( ودر لری همان بیا است مانند فارسی. ) " بُورَه ": در لری و لکی زمینی کشاورزی است که یکسال یا بیشتر بخوابد و کشاورزی بر روی آن ...

پیشنهاد
٠

" خوردنی ها و آشامیدنی ها ": اطعمه و اشربه.

پیشنهاد
٠

" آیین های اسلام ": شرایع الاسلام . " للمحقق الحلی ": از پژوهشگر حلی.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" نوشتهء بازار ": کتاب التجاره. " در گره خرید ": فی عقد البیع. " نوشتهء خرید میوه ها ": کتاب بیع الثمار".

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" بازداشت از ناشناخته ( ها ) ":نهی از منکر ( ات ) . " واداشت به شناخته ( ها ) ": امر به معروف ( ات ) .

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
-٢

" پاکش و پاکیزش ": التطهیر و التغسل.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" شهراوردی و تیر اندازی ": السبق و الرمایه.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" ژئوپلتیک ":سیاست بوم. بوم سیاست.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" ساختار سیاسی بومی . ساختار سیاست بوم": نظم ژئوپلیتیک:

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" تلاش. کوشش. انجام ": عمل .

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" پخشواره ها. پخشوارها. پخشنده. پخشنده ها. پخشندگان. پخشند ": انتشارات. " چاپ و پخش ": طبع و نشر. " چاپه ": طبع. " چاپه ها ": مطبوعات " چاپ شده ": ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" ماندگاه ": انستیتو.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" پیماینده . درنوردنده. نوردنده": صعود کننده.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

coleman:سردگر.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" تئوری و عمل ": دیدگاه وکارگاه. دیدایی و کارایی. دیدوکار. دیدورزی و کارورزی. دیدوری و کاروری. دیدگاه و کاربرد. دیدبرد و کار برد.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عکس عمل:بازنمود. بازنماد . بازنمایی. بازنمادش. بازنمودش. بازنموییت. بازنماییت. وانمود. وانمودیت. وانمودِشای. وانمودِشایش. وانموداییوانمودا. وانمادا. ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ماساژور" ورز و ولا دهنده. ورز و ولا ده. ورز و ولا گر. ورز و ولا کن. ورز و ولاکننده. ورز ولا نما. ورز و ولا نمایی. ورز و ولا نما ": ماساژور دهنده ".

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"وانما. وانمایی. وانماش. بازنما. بازنمایی. بازنماش ": انعکاس.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" پاکش و نابش ": سبوح و قدوس.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ابزار رهایی#ابزار گرفتاری. ابزار رستگاری:ابزارگیرایی.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تاباهم:مانعه الخلو. ناباهم:مانعه الجمع. چونان:تساوی. ناچونان:تباین. همه و ویژه رها:عموم و خصوص مطلق. همه و ویژه در هم :عموم و خصوص من وجه.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هیچ کس ناز مرا نکشید . هر کسی را ناز کشی باید. شهرام.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

استار. هستار. نیستار ( است. نیست. هست ) ، واژگانی برای کاربرد

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ماساژور" ورز و ولا دهنده. ورز و ولا ده. ورز و ولا گر. ورز و ولا کن. ورز و ولاکننده. ورز و ونما. ورز و ولا نمایی. ورز و ولا نما ": ماساژور دهنده ".

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" وَرز و وَلا ": ماساژور .

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" وَرز و وَلا. ورزولا ": ماساژور.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سمبَل را سمبُل نمودن. مانند؛ الکی را الگو کردن است. سر بارها را شایسته نمودن.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نقد وسنجش نیز می بایست . تا نیفتیم از فراز به پست. شهرام. ص.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بد و نیک را چون نمی دانند. در پلشتی نموددارانند. خود به دوزخ بوند همواره. بارکشهایند و سگساره. بانیک نیکند و بابد بد. باصفر صفرند و باصد صد. چو ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مگوش را سخن نیست و هست مگذارید. اگر که نیست و هست بست مگذارید. به زیر صفر ار نگاه می کنند همه را. برای خودتان بیست رست مگذارید. اگر به بیست که تا ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" measurement ": اندازه مند. اندازه مندی. اندازه مندش. اندازه مندشیت. اندازه مندشا. اندازه مندایش. اندازه مندایا. اندازه مندیگرویانه سار هایمان. اندا ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" زِدِّشِکافت. زدای شکافت. شکافت زدا. ضد شکافت ": ضد انفجار.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه های فارسی را که خودِ بین به دست می دهد را در رسانه ها کاربردی نمایید. روزافزون و سال افزون واژگان بیگانه در رسانه ها باید کمتر گردد.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" شکافت ": انفجار . بر اثر شکافت بمب ": بر اثر انفجار بمب. هر شکافت جای خود را دارد شکافت بمب. شکافت. موشک. شکافت زودپز. شکافت سد. شکافت آتشفشان و ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" شکافتنده ": منفجره. که سَبکِ کُننده و شَونده ویا کُنندگی و شوندگی را به دست می دهد.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" یافتگر . یافتکار . یابشگر. یابشکار ": مکتشف . " یافت. یافتن. یابش. یابشتن ": اکتشاف .

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
-١

" آفرید . آفریدن ": اختراع. " آفریدگر ": مخترع. اختراع.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" اعلان ": آگاهی. آگاهشی. آگاهشی. آگاهشیدن. آگاهشش. آگاهشیت. آگاهور. آگاهورش. آگاهوری. آگاهوریت. آگاهوران. آگاهورانیت.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اخطار " : یادآورد. یادآوردن. یادآوردش. یادآوردگی. یادآوردگیها. یاداورد. یاداوردش. یاداوردشی. یاداوردشیت. یاداوردشها.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" احضاریه ": فراخواند. فراخوانده. فراخواندگان فراخوانش. فراخوانشی. فراخوانشیها.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" احظاریه " : آمدگی. " آمدگی نمودن ": احظار نمودن. " آمدگیت ": احظاریت . آمدش. آمدشیت. آمدشایی. آمدشاییت. آمدشها. ( آمدشان=آمدگان ) . آمده ها. آمد ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کان یکون کوناً و . . . . : "بود. میباشد. شد. هست. است ".

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دستور زبان فارسی فراساختار است و دستوزبانها چه؛ دستورزبان فارسی ؛ فراساختار ( ی ) است. و چه صرف و نحو عربی که ابر ساختار ( ی ) است که نمونهء آن الکت ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ای که استادی و هم بر اوستادان اوستادی. اوستادان اوستادی اوستادی نیز و رادی . همچو خورشیدی در خشان در میان اهل دانست. اهل دانش سر فراز از نام و از ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

روادید. پاس برد. گذرنامه. سفرنامه. پژوهش نامه. گردش نامه. جهانگرد نامه. کشور گرد نامه. استان گرد نامه. شهر گردنامه. روستا گرد نامه. جنگل گ ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

۱_" روادیدگردشگری ": ویزای توریستی. ۲_" روادید ":رفت و آمد ( . رفتامد. ) ":ویزای ترانزیتی ". ۳_" روادید بازرگانی ( روادیدبازاری ) ": ویزای تجاری ( ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" مایه زنی ": واکسن زنی. " مایه کوبی ": واکسن کوبی. " داروزنی ": واکسن زنی. " داروکوبی ": واکسن کوبی. " داروکوبی ":آمپول کوبی. " داروزنی ":آمپول ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" رشتهء سازندگی ": رشتهء عمران.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" اصطلاح عمران ": واژهء سازندگی.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یک طرفه: " یک سویه. یک سویان. یک سویانه. یک سویش. یک سویشه. یک سویشانه . یک سویشانگی. یک روی. یکرویی. یک رویش. یکرویشی. یکرویشانگی. یک رویانه. یک روی ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بیست و چهار ساعت شبانه روز چهار بخش است؛ ۱_بامداد، ۲_پیشین، تا نیمروز؛ ۳_پسین، ۴_شامگاه. تا نیم شب.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تا ریا پیشه ز مامور فتن کار کشد. مثل آن است کشیک آدم بیمار کشد. تا نه سرمایه شناسی دانش سرمایه است. سبک آن است که کار آدم بیکار کشد. گر که برنامه ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رازینه شد که تا شود به هر گل نشانه ای. آورده دل ودیده عشق زد شبانه ای. گویند تیر عشق را نباشد خطا از آن. برخاک تن نشست دل شد آتش فشانه ای. در کوی ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مرموز شد که تا شود به هرگل نشانه ای. آورده دل ودیده عشق زد شبانه ای.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مشاهده: " تماشایی. تماشایی پذیر. تماشا شونده. تماشا پذیر . نگاهی. نگاه پذیر. نگاهشی. نگاهش. نگاهمند. نگاهمندی. نگاهمندانه ور. نگاه منش. نگاه منشی ": ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از چشمه تا زمین. از چشمه تا باغ. از چشمه تا کشت. از چشمه تا حوز. از چشمه تا استخر. از سرچشمه تا جو. ار سرچشمه تا بهر. ازسرچشمه تاسد. از سرچشم ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" اتفاق ": بختی. ناگاه. ناگه. نوگاه. که بر پایهء ؛ ۱_جزها بررسی. ۲_جزهای مرزی. ۳_جزهای خردی. ۴_ جزهای اندازه ای، که در هم ودرهمش ذهنی و یا برپای ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

استقساط: " استخوان بندی های قاتی ": استقساط ممتزجه. بناهای برهم. ساخت های ریختانه.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

موجودات:هستیدگان. هستشها: هستشها را پوش بندی نماییم به جدایه های خردی و خودی و یا خویشی و چرخه ها و بنپارها از سویهء بستگی به شدشها می باشد. برخی به ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

منبسط ": نخست آنچه سر زده است از خدا هستی گسترده ( و گسترشی است ) . ". اول ما صدر عن حق تعالی وجود منبسط.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وحدت": تَکش هستی و اَفزشِ هستیده ( و یا هستش ) ": وحدت و جود و کثرت موجود.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تشخص؛" که از شخص و شاخه و شاخَص و شاخه است به دست می آید و به روند زبان شناسی به مرز پنجاه هزار سال ساختار نهایی خودرا یافته است.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تعلق:بسته و وابسته. وپیوند چیزی به چیز ی. و پیوند این به آن. و پیوستگی چند چیز.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زمینی که یک سال ویا بیشتر شخم نخورد را در لری بُورَه گویند.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" گرفته و گزارش نشده است ":اتخاذ و اعلام نشده است.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" دهانه " : دهانه گرایی. دهانه شناسی. دهانه پردازی. دهانه نمایی. دهانه نما. دهانه نمایی. دهانه نما. دهنه نمایی. دهنه نما. دهنه پردازی. دهنه شناسی. ده ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قلّه؛ زِبَر ( ظفر ) بالا. بالانشین. والاوالانشین. اوج. اوجِ اوج. نَر. نَرِکوه مانند سر کوه. بِرگ. سرآن برگ و یا روی آن قله. تیزی. تیزی کوه. تیز. سرِ ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هرگز بنگر راه درک را تو مپوی. بِهِم شده است و دیده ام نیز مگوی. حساس بود زورش دارد مر کیک است. بهداشت زندگی است به هر برزن و کوی. شهرام. ص.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٣

" درهم و برهم . درهم و برهم. تلاشی. متلاشی. پراکند. پراکندگی. پراکنش. پراکند. بی هم. ناهم. ناپیوند. ناپیوست. ناجور. بیجور. نادر خور. نالازم. ناروا. ن ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" ویار ": بِیزه به لری .

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" دلتنگایی. دلتنگای. دلتنگا . دلتنگی های. دلتنگینا. دلتنگینگی. دلتنگینش. دلتنگا. دلتنگان. دلتنگانه. دلتنگانگی. دلتنگانش. دلتنگانشی. دلتنگانشیت. دلتنگ ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" شکار ": شکّه. شکار به چیزی در آمدن و در روی آن ایستادن و یا پیش از به کار گیری ابزار ها برای شکار در برابر شکار می ایستاده و به آن شکار در می آمده ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دیگه: دیگر.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نجات :رستن. رست. رستا. رستایی. رستایش. رستنی. رستشایی. رستشا. رستشایی. رستایش. رستایش. رستششی. رستایش. رستایی. رستشایی. رستشاییت. رستشانش. رستشانییت. ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نجات:رستن. رها. رهای. رهایش. رهایشی. رهایشیت. رهایشییتمندانگیوارشمندانوارششاییتهایشان.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نجات:رست. رست خودرو. خودرورست. خودرو رستی. خودرورستست. خودرورستایی. خودرورستن. خودرورستینه. خودرورستینگیوارمندانگیوارگیمندانگیوارییتهای آن و ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" افت. افتییَت. افتها. افتییتها. افتی. افتی ها. افتگر. افتگرها. افتیتگرها. افتش. افتشها. افتشی ها. افتشگ. افتشگران. افتشیَت. افتشش. افتشه. افتشا. افت ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" آشفت. آشفتن. آشفتش. آشفتگی. آشفتا. آشفتایی. آشفتین. آشفتینه. آشفتایی. آشفتگان ": اختلال.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" شایستهء شایستگی ": قابل قبول. شایان = شایسته.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" شایسته ": قابل.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

درکار # بیگار. مرد کار است # مردکار نیست. آدم کار است # آدم کار نیست. آدم این کار است # آدم این کار نیست. اهل کار است # اهل کار نیست. اهل این کا ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پویا # ناپویا.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

سخت کوش# سست کوش. کوشا # ناکوشا.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

" کاری. پرکار. زرنگ. تیز. تند. به کار . کارا . کارکن. کارآمد ": فعال. #کاری نیست. کم کار. تنبل. کند. به کارنیست. ناکارا. کارکن نیست. کار آمد نیست ": ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" نجات اُمَت ":رستگاری بابا. " اَبَت ": پدر ، گفتنش سنگین است پس به نام مادر که اُم و سپس اُمت گفته می شود خویش و قوم را اُمَت می گویند. ( این گرو ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" رستگاریهای شعبان ":مناجات شعبانیه. " رستگاریهای ماه شعبان ": مناجات شهر شعبان

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شدش ها ": ابداع. شدش در برابر بودش میباشد ": ابداع در برابر تکوین. سرزدن انگیخته از انگیزهء اول که سرزدن انگیختگی آن از سمت کندشِ کنندهء آن است بی ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" تنهای دیگری " :" ابدان اخروی. " دنیایی و دیگری ": دنیوی و اخروی. " این جهانی و آن جهانی ": دنیوی و اخروی. " اینی و آنی ": دنیوی و اخروی.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" یکش اندیشه و اندیشمند و اندیشیده ": اتحادعقل و عاقل و معقول.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" واژگان فرزانشی ملا صدرا ": اصطلاحات فلسفی ملا صدرا.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گَزَر : هویچ. گزر کیلویی چند. گزر چه رنگی دارد. گزر خام و پخته. بزر گزر کیلویی چند.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" گَر دِشِه ": پمپ. " دستگاه گردشه ": دستگاه پمپ.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" بیرون کش ": تلمبه. با بیرون کش ": آب و نفت و گازوئیل و . . . . را بیرون کشیدن .

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دستگاه آب رسانی. دستگاه خون رسانی. دستگاه. . . . . رسانی:دستگاه پمپاژ؛ برای خون رسانی. آب رسانی. نفت رسانی. گاز رسانی. و هر چیزی را که رسانی نم ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" خواهش میکنم ": تقاضا میکنم.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" خواسته ام میدهد ": تقاضایم میدهد.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" خواسته نامه " : تقاضا نامه. " خواسته ای بنویسید ": تقاضا ای بنویسید. " خواسته بنویس ": تقاضا بنویس. " خواسته بدهید ": تقاضا بدهید.

پیشنهاد
٠

" پیش بینی ناپذیر . ناپیش بینانه . پیش بینانه نیست ": غیر قابل پیش بینی. #پیش بینانه. پیش بینی پذیر. پیش بینی شونده.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" گُدارات ": خاطرات. خواطر.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" گدار . گداره ":خاطر. خاطره. " گدارها . گداره ها ":خاطره ها.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" دیداری و برخورداری واژگان . دید و بازدید واژه ها. دیدار و برخورد واژها و واژشها. برخورد و بازخورد واژگان ": ملاقات و تلاقی کلمات.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" پایه های دینکرد ": اصول فقه. " دینکرد پویا ": فقه پویا. " دینکرد خودبه خود پویاست ": فقه خود به خود پویاست. " دینکرد روندی پویاست ": فقه سنتی پو ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" عوام کالانعام کجا علمای سوء کجا ": بیسودان زمایه کجا دانستیان بد کجا.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" با همهء گرا. با همهء گرایش. مانند جان. چون جام می. " :با کمال میل.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" دشمن . دشمنی. دشمن ناک. دشمن ناکی. دشمنی ورزی. دُشمنش. دشمنا. دشمنایی. دشمناک. دشمناکی " : مخالف. مخالفت. اختلاف.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بوم سیاسی. بومی سیاسی. سیاسی بومی. سیاسی بوم. سیاست بومی. بوم سیاست " :" ژئوپلیتیکی.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اسکن؛ " گُداره ": اسکن . " گُدارهء رمزینه ": اسکن رمزینه . گُدار رمزینه. گُدارش رمزینه. انجام شد. تماشا ی دِگَرِه ها پس از کلیک کارگردان

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قائل؛ حرف، حرف ما این نیست : ما به این قائل نیستیم. سخن، سخن شما این است : شما به این سخن قائل هستید. گفته، این گفتهء ما نمیباشد:ما به این قائل ن ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

استنساخ :" نسخَوِش. نُسخَوِیَت. نُسخِش. نسخا. نسخه ای. نُسخانِه. نسخینِه. نسخونه. نسخَنِش. نسخان. نسخین. نسخشه.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دانشگاه؛ " ورودی دانشگاه ": کنکور دانشگاه. ورودی دانشگاه سال ۱۴۰۵ برگزار شد. ورودی دانشگاه پذیرفته شد. ورودی دانشگاه پذیرفته نشد. ورودی پذیرفته ش ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" دنبال. دنبال هم. پیونددار. پیوند. گره. گره رده. گره زده. گره خورده. به هم. با هم. گُش و بند. چَسبا . قد هم. قدیک. قد یکدیگر. قدهمدیگر. یکه. تکه. گی ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" دادگر دادگران. دادگران داد گر ": قاضی القضّات.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ادبیات و رسمهای زندگی و اخلاق زندگی ؛ ۱_بد زبانی . ۲_بد دهانی. ۳_بی ارجی. ۴_بی نگری:بی اعتنایی. ۵_چیست. ۶_بد نیست. که دانستنیهای چهار گانهء. ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خود پرداز. خود رو. خود ران . خود پرواز. خوگاز. خودگیر. خوکار. خوددار. خود بخود. خود جوش. خود نوش. خود خواه. خود پرست. خود کشی. خود خوان. خود رو. خود ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خود پرداز. عابر بانک؛ ۱_" درستش ": تصحیح. ۲_" کلیک ": تایید. ۳_" پشیمان ": انصراف. درستش=درستش کن. کلیک در فارسی و فرس کهن کیک کرد و کلیک نمودن ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" به سان. به مانند. به گونهء. به چون. چونان. چون آن. چون این. هم چون . توگویی. توگفتی. شما گویی. شما گفتی": منزله.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" گلزنی ": پنالتی. " دست گلزنی ": هند پنالت. پس از پایان بازی که دو تیم به تساوی رسیدند کار به مهمانی و ضیافت گلزنی ها رسید. و یکی از تیمها با ضربا ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اصول ؛ : گلزنی ": پنالتی پس از تساوی تیم ها کار به مهمانی و ضیافت گلزنی کشید. و تیمها به گلزنی پرداختند. شو و شوتهای گلزنی. ضربه و ضربه های گلزنی.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

" سخنان پایَوِیان پیرامون چرند و پرند ": اَحرُفِ الاصولیون حَولَ الحُسنِ و القُبح. پایِه:اصول. پایَوِی:اصولی. " پایَوِیان ":اصولیون.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" پنداشتِ پسند ":مفهومِ موافق.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" افزون راسته. افزون راسته ها ":اضافه حقوق.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مسئول:خواسته. پرسیده. خواهش. خواست. خواهان. پرسش. خواستش. خواهشمند. پرسایش. خواهانیت. خواهان. پرسانیت. خواستار. پرسانا. خواستشیت. پرسانش. پرسایی. پُر ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" بهشت واره ":مدینهء فاضله.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

۱_ بهشت آرمانشهر نیکان است. ۲_ دوزخ آرمانشهر بدان است. ۳_ برزخ آرمانشهر نه بد و نه نیکان است. ؛ و. . . . . . . به روند روای خود در همهء تمدنها در ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

افتخار:بالندگی. نازندگی. بالش. نازش. ستایشگری. ستایشگرانه . ستایشگرانگی. ستایشور. ستایشوار. ستایشورز. ستتیشورزی. ستایشگروی. ستایشمندانگی. آبرمندب . ب ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تقلید؛ شهرآورد . شهراورد. شهراوردی. شهراوردش. شهراوردشی. شهراوردشیت. ستیز. ستیزش. ستیزشیت. ستیزشایی. ستیزشاییت. ستیزشمندانه . ستیزشمندانگی وار هایشان ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تقلید؛ خوردنی:قابل خوردن. آشامیدنی:قابل آشامیدنی. خوردنی داشته باشد . آشامیدنی داشته باشد. کشتی رانی دارد:فابل کشتیرانی است. #قابل کشتی رانی نیست: ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
-١

چند و چون ": کم و کیف . چون و چند " : کیف و کم. چندی و چونی ": کمی و کیفی چونش و چندش ": کیف و کم. چونا و چندا. چونایی و چندایی. چونایش و چندایش ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

با نا زندگی و نازش. به خوبی. بابالندگی و بالش. باشدمانی و شادی. به راستی و درستی. باستایش و ستایشگری. با سر فرازی و فرازش. به نیکی . با پارسایی. ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" گمانی آسوده. باگمانی آسوده. گمان آسوده. آسوده گمان ":باخاطر آسوده.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" پایه و پیرو ": مجتهد و مقلد. " کوشش و پیروش ":اجتهاد و تقلید.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رسیدن :نرسیدن. بودن:نبودن. پیوستن:نپیوستن. گسستن:نگسستن. آمده :نیامده. رسیده:نرسیده. هست:نیست. می باشد :نمی باشد. اینجاست:اینجا نیست. بوده:ن ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" اخیر ": کنونی. " اخیر ": پایانی. اخیراً:تازه. تاززگی. تازگیها. اینک. آنک. به این چندی. چندی پیش.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لیلی برفت و مجنون خود را خبر نکرد. تنها برفت و اندیشهء هم سفر نکرد. اندیشه و اندیشیده و اندیشگر یکی است. زین نانما اندیشه هایی مگر نکرد. با خود چ ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لیلی برفت و مجنون خو را خبر نکرد. تنها برفت و اندیشهء هم سفر نکرد. شهرام

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" برابر. هم برابری. هم برابر. برابری ":مواجه.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" دیدن. دیدار. ببینند. ":مواجه.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" بنیادی. بنی. ریشه ای. پایه ای. بیخ. بیخی. ته. تهی. زیر . زیری. زیرش. زیرِیَت. . زیروش. زیرا. زیرایی. زیراییت. زیراها. زیرمن. زیرمندی. زیرمندیت. زیر ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

" از بیخ و بن. ازته. ازته گزاره. از ریشه . ازبن گزاره ": اصولاً. " کار بنیادی ":کار اصولی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" بارکرد. بارکشی . رفت. رفتن. رفتش ": نقل مکان.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" بارکرد. بارکردن ": نقل مکان. جلای مکان. جلای وطن. دورازمیهن:جلای وطن. دوراز خانه:جلای وطن. " دور. دورش. تین. تینش. بید ": تبعید.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" کَند. کندن. کندِش. مال کنان ": نقل مکان.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" جا به جا شدن. جا به جا کردن. جا به جا نمودن. جا به جا. جا به جایی. رفت. رفتن. بارکرد. بارکردن ":نقل مکان.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" دم و باز دم ژرف ": نفس عمیق. " دمِ ژرف ": نفس عمیق. " بازدم ژرف ": نفس عمیق.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" هماورد. همرزم. همزور. همداگ ":طرف. حریف.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" پری. پرانه ":تفرعن. متفرعن. متفرعنانه.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" فَنّی. فنّانه " : تفرعن. تفرعنی. " پَری. پَرانه ": تفرعن. تفرعنی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بِگِس:وَجَب که به لری وِژَه گویند وجب را.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" سال پرتوی " : سال نوری.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یک پروفایل در میان پروفایل من افتاده است خواهشمند است آن را زدایش فرمایید پیشا پیش سپاسانتا.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

همایه ء ( جامعهء ) خود گزیر . همایهء ( جامعهء ) خود گریز. تکایهء خود گزیر. تکایهء خود گریز. تکایهء همایه گزیر. تکایهء همایه گریز.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خدا. خدا انگیز . خدا آمیز. خدا خیز . خدا چیز. خدا تیز. خدا پرهیز. خدا لبریز. خدا شبدیز. خدا واریز. خدا یار. خداکار. خداگار. خدا تار. خد ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" نهادن یا انگیزیت ":جعل یا علیت.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" نیازِ شاید به انگیزه در، ماندن " :احتیاج ممکن به علت در بقا .

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
-٣

" نیازمندیِ شاید به انگیزه ":احتیاجِ ممکن به علت.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" دار و پیچِ نیاز به انگیزه چیست ": ملاک و مناط نیاز به علیت چیست.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" بررسی پرسش انگیزیت ":تحلیل مسئله علیت.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" اثر ":جای . پی. نشان. جاپای.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" نیاز شدنی به اثرمند و انگیزهء بدویی نخستی است ":نیاز ممکن به مؤثر و علت بدیهی اولی است.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" در خور برای چیستی است "امکان لازمهء ماهیت است.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" گُزیر به مرج بُرد ( بار ) ": ضرورت به شرط محمول. ( بردو بار هردو پنداشت و دریافت و معنی محمول را دارند. )

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" واژهء زدادیش در فرزانش اسلامی ":اصطلاح تضاد در فلسفهء اسلامی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" سخن ها پیرامون توانش ":مباحث مربوط به امکان.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" مانندهایی برای گزاره های رویدادی ": مثالهایی برای قضایای اتفاقی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" پیوند بایایی چیزها و گزاره های رویدادی ":رابطهء وجوبی اشیاء و قضایای اتفاقیه.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" گذارده های در پیوند بایکدیگر بایای به چینش هستند ":متضایفین نسبت به یکدیگر وجوب بالقیاس دارند.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" هر رویدادی که درست می شود هستومند به دیگری است ":هر حادثه ای که واقع می شود واجب الوجود به غیر است.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" گفتار به راههای به خودی بودن سه ماده ":دلایل قائلین به عینی بودن مواد ثلاث.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" گزیر و توانش و بازداری پنداره های بدویی اند ":ضرورت و امکان وامتناع مفاهیم بدیهی اند. ( " بدو و با دو ویا دوید ": بدیهی )

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" بودن نیاز و بی نیازی به شناسه ":ملاک نیاز و عدم نیاز به تعریف. " بودن. داشتن ":ملاک.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بخشهای هستی ؛در خودش و نادرخودش:اقسام وجود ؛فی نفسه، لا فی نفسه. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . " هستی برای خود و هستی برای دیگری. ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" واژهء ماده و سمت ":اصطلاح ماده و جهت.

پیشنهاد
٠

هستی همچنان کما بیش در روند پیشرفت و گسترش است.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سُرود؛ اِینک تُو کُجایی بِینک. بِینک تُو کُجایی اِینک. شَهرام. ص.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نامنده. نامنده ای. نامیده. نامیده ای. اسمیده. اسمیده. اسمیده ای : سمیا

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" پهنش و کشش ": طول و امتداد.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" بلندا و کشا. بلندش و کِشِش. بلندایی و کشایی. بلندشا و کشا. بلندگرانه و کشگرانه. بلندشگرایی و کشگرانه ای. بلنمندانه و کشمندانه. بلندک و کشک. بلندوار ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" درازا، پهانا، ژرفا ":طول ، عرض ، عمق. " درازی، پهنی، ژرفی ":طولی، عرضی، عمقی. " دست بالا ":" ید طولا ".

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کالب شکاف. کالبد شکافی. کالبد شناس. کالبدشناسی. کالبدشناسیگرا. کالبدشناسیگرایی. کالبدشناسیگروی. کالبدشناس وار. کالبدشناس ورز. کالبشناس ورز. کالبد شنا ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اگر برادران و خواهران باهم خوب باشند همهء تکایه و دیواره و همایه رستگار خواهند شد.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دانسته که:" هستی همچنان در کار پیشرفت و گسترش خود است ".

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" کارهای سخت ": اعمال شاقه.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دانستیان ( دانشیان ) در دانستنیهای چهارگانهء دانشها، فرزانشها، آیینها و رازوریهای در؛ کارگردان. درسگو. ویراستار. پیراستار. استاد. پیشنماز. پسنم ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فرسنگ = شش کیلو متر. ۳۰۰۰۰هزار گز = پنج فرسنگ.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خوشحالی چونان تندرستی. بدحالی چونان بیماری. خوشبختی چونان شانس. بدبختی چونان بی شانسی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خوشبختانه # ناخوشبختانه. خوشبختانه # بدبختانه. شیرین بختانه # شوربختانه. سفید بختانه # سیاه بختانه. بوم بختانه # شوم بختانه

پیشنهاد
٠

" قهرمان. سر. سرباش . سرکار ":کاپیتان.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زلزله ای به بزرگی، به بزرگندگی، به بزرگش ، به بزرگای. . . . . . ریشتر.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بهداشت در زندگی در خوردنیها و آشامیدنی ها و در ؛ ۱_فرهنگ شناسی. ۲_سرمایه شناسی. ۳_سیاست شناسی. در ؛ ۱_تکایه شناسی. ۲_دیواره شناسی. ۳_همایه شناسی ...

پیشنهاد
٠

" بُنِشِ پرتو کار :" عنصر رادیو اکتیو. " زیانهای بنش پرتوکار = آسیب های عنصر رادیو اکتیو.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" پرتوکار ":رادیو اکتیو.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

غزلواره از کیست، چیست. کَی. کِی. کُو. چی . چون. چند. . . . . شهرام. صمد توحیدی. شهرام. شهرام نیا . ص.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یِک گُلُپ:لا جرعه. یک گلپیش کرد:یک جرعه نوشیدش.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

" درخت نامه . درخته ": شجره نامه.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" نخواهد. دلش نباشد. ندهد ": راضی. دلش نباشد:راضی نباشد. نخواهد این کار بشود. مالش را ندهد. شیر ژیانش را به کس نمیدهد.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" چغانه ":به لری ولکی چَ قُ نَ ( چَقُنَه ) .

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

درست است که خیام برای رباعیات خود ناماور دوران شده است با این همه اگر وی همه چیزدان نبود سروده هایش از پشتوانه ای چندان بهره نداشت و در ترازی پایین م ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" چارچوب ": واکر .

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

روزی که خوش و هوا نه سرد است و نه گرم. آبش بنگر نه سرد و گرم ، هست ولرم. امروز چنین به کلّهء ما زده است. تا می چو بنوشم بنوازد ز سرم. شهرام. ص.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" پندارهء کاردرستی. پندارهء دیباچه سازی ":توهم توطئه.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" دیباچه چینی. کاردرستی ":توطئه.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

هادی#عایق=رسانا#نارسانا. رسانای برق است ( هادی ) # نارسانای برق است ( عایق ) رسانا هست ( هادی#رسانا نیست ( عایق ) .

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" پیمایش ":نیل. " پیمایش به نیر وانا ":نیل به نیر وانا. پیمودن نیروانا. پیمای نیروانا. پیمودش نیروانا. پیمودای نیروانا. پیمودایی نیروانا. پیمو ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دلیل؛ به سه دلیل؛ ۱_نمیشود گفت. ۲_نمیشود شنفت. ۳_نه میشود گفت و نه می شود شنفت. به سه دلیل؛ ۱_میشود گفت. ۲_میشود شنفت. ۳_هم میشود گفت و هم می ش ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آلور. آواز. صدا. دنگ. دنگ ودونگ=سر و صدا. آلور. آلور کشیدن":نحب. نحیب. صدای سگ.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" شهراورد. شهراوردی. شهراوردش. شهراوردک. شهراوردشی. شهراوردشایی. شهراوردشها. همواردی. هموردش. هماوردشایی. هماوردشناک. هماوردشناکی. هماوردشها. هماوردش ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آیین نامه زندگی را انجام دهیم . هم چنانکه آیین نامهء راهنمایی و رانندگی را انجام می دهیم. برای اینکه اینها بهداشت زندگی به شمار می روند.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

راه یافتن. راه یابی. راه یافت. یابیدن. یابش. پسودن. گرفتن. یابش. یابیدن. یافتن. یافت. از آن خود نمودن. داشتن. رفتن. گرفتن. یافت. گشودن. گشود. دست اند ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

" مانند. به مانند. به سان. چون. چونان. همچون ":به منزلهء.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" زمان زیان. زمان زیانی. زیان زمان. زیان زمانی. زمان گذر. زمان گذری. زمان گذرانی. گذر زمان. گذرزمانی. گذری زمان. زمان ول. زمان ولی. ول زمان. ول زمانی ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در لرستان به جانوران و حیوانهای وحشی * جانوران کوهی * مگویند.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" سرود دسته ای. سرود گروهی. سرود جمعی ":سرود دسته جمعی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هستند به دل و دماغ لبریز می روند. یا نیستند بگو به چون زیز می روند. خویشی برای روزبه گام می زنند. خویشی دگر به دربار پرویز می روند. برخی برای معا ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هستند به دل و دماغ لبریز می روند. یا نیستند بگو به چون زیز می روند.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سراینده؛ الف:دوقلم قلم کهن که قلم رودکی است و سرود رودکیایی می سراید و قلم کهن یا سرود و سبک کهن است. و دیگر قلم سرود نو که قلم نیمایی است و سراینده ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به نام تو که با تو گشت آغاز. فرا انجام و آغاز رمز و هم راز. فرا نامی فرای هست و بود است. اگر نیکوش دریابی سرود است. به نام آنکه یاری هست ما را. ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چاغِیکاری:احوالپرسی به لری و لکی. دل و دِ ماغ:دل و مغز. دَماغ:بینی را گویند به لکی و لری پِت میباشد.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پا نورد. پیشوا زاده نورد. پیامبر نورد. پیشوا نورد. خانهء خدا نورد. فرش نورد. قالی نورد. پتو نورد. نهالی نورد. لهاف نورد. لی نورد. استخر نو ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پیما و نورد؛ کوه پیما. کوه نورد. کوهستان نورد. دِن نورد ( قله نورد ) . تپه نورد. دره نورد. دشت نورد. تپه ماهور نورد. راه نورد. بیشه نورد. ش ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عدن:از دان. از دانایی=بهشت=شهر خدا.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" جان دستور ":نفس الامر.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ویا نابودهء مطلق به شمار میرود.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" گِردِش ":محاصره. گِردشِ زمینی ( خاکی ) . گِردشِ آبی ( دریایی ) . گِردشِ هوایی ( آسمانی ) ":محاصرات، محاصره. محاصره ها.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" راه بند هوایی ( آسمانی ) راه بند زمینی ( خاکی ) راه بند دریایی ( آبی ) آبی. آسمانی. زمینی ":محاصره.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

" پیچ راستی در گزاره ها ":مناط صدق در قضایا.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" بستش نهاد به هستی ":تعلق جعل به وجود.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" مرج گِردایی بودن نهاد ":شرط تالیفی بودن جعل.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" پرک بودش و ساختش ":فرق تکوین و ابداع.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" پنداشت انگیزش ":مفهوم علیت.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" سرشتی باب ایساغوجی و سرشتی باب برهان ":ذاتی باب ایساغوجی وسرشتی باب برهان.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" هستی نیازی و هستی هستایی ( هستومندی ) ":وجود فقری و وجود وجوبی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" در شناس و بخش بودگان و شدگان ":در تعریف و تقسیم حدوث و قدم.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" هر شده ای پیشِ به ماده و هنگام است ": کل حادث مسبوق به ماده و مده است.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" مرجهای گذارایی بودن پنداشتها ":شرایط اعتباری بودن مفاهیم.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" گذارایی بودن سه ماد ( سه ماده ) ":اعتباری بودن مواد ثلاث.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هستی خویشا ( خویشایی ) و هستی گرگا ( گرگایی ) :وجود نفسی و وجود رابطی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" گزارهء دومیه و گزارهء سومیه ":قضیهء ثناییه و قضیهء ثلاثیه.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" هستی باری و هستی گرگی ": وجود محمولی و وجود رابط.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" تعلق جعل به وجود ":بستش کردِ به هستی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" آویز ( پیچ ) راست در گزاره ها ":مناط صدق در قضایا.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" مانایی برگشت نابودا ":امتناع اعادهء معدوم.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" نبود جدایش و انگیزش میان نبودها ":عدم تمایز و علیت بین اعدام.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" هستی و بودی ":وجود و ثبوت.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" برابرش هستی و استواری و چیزیت ":مساوات وجود و ثبوت و شیئیت.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" بخشایی هستی به رها و بندا ":انقسام و جود به مطلق و مقید. رها. رهایی. رهایش. رهاوی. راهوار. رهاوارگی. رهاوارش. رهاواره. رهایی. رهاوار. ره ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" اندیشیدای دوم ":معقولات ثانیه.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" هستیِ هوشی ":وجودِ ذهنی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" یکایی و افزونایی هستی ":وحدت و کثرت وجود.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حق برتر هستی مزیده است:حق تعالی وجود محض است.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" دگرایی و یکایی هستی و چیستی ": مغایرت و اتحاد وجود و ماهیت.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

آدمی زاد کجاست و آدمی زادِ کجاست. شهرام. ص. شهرام. ص. صمد شهرام نیا. صمد توحیدی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آدمی

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پری در ادبیات لرستان دو گونه اند؛ ۱_ پری نیک، پری. پریزاد که نام دختران است. ۲_پری بد ( پِری زَش=پری زدش. پریِ بَزنَت:پری بزندت ) .

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سُفره سه گونه است؛ ۱_ سُفرهء خِرَدی. ۲_سفرهء کِشوری. ۳_سفرهء دِینی. و خُوردنی ها و آشامِیدنی ها بر همین پایه است.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پات قایم بنی": پایت را استوار بگذار.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هر کار کارایی دارد. هر اثر مؤثر است. هر انجام انجامگر است. و. . . . .

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" نامهء اندیشی فرزانشی . کار؛ لودویک ویتگنشتاین ":رسالهء منطقی فلسفی. کار؛ لودویک ویتگنشتاین

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" غَلتانَک ":پیستون.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" کوبیده. کوبیده شده. کوبیده شدن. کوبش. کوبیدن. کوبیده شده است ":مورد اصابت قرار گرفته است؛باگلوله، موشک. پهباد و یا برخورد با چیزی مانند زمین ، ابر ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" احیاء کردن و احیاء زندگی":نو زندگی. زنده گری. زنده سازی. زیستگری. زیستمندی. زینمایی. زینما. زنده پردازی. زنده گری. زنده گر. زنده نمایی. زنده نما. ز ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نرم=نرمش. زبر =زبرش. نَرمِشکار# زِبرِشکار.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فلسفه و فیزیک پیشا رستاخیز فناوری بیشتر باورمندی را به دست میداد، با آنکه فلسفه و فیزیک پسا رستاخیز فناوری و امروزین بیشتر شناختشناسی را به دست میدهد ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" سر آیین ":رئیس مذهب.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سپاس . پس از کلیک، پیشنهاد شما پخش می شود.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فرجام:فینال.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گزارش. گزارش نامه:خبرنامج. کاغذ:قرطاس. رویهء گزارش:صفحهء انباء، اخبار. روزنامه ( ها ) :جراید. روزنامه:جریده. زیرا روز پاک است و ناب و مجرد است. ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فرشته:پرهشته. پرهیشته، پر گذاشته و دارای پر.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زنهار:آلترناتیو. هشدار:التیماتوم.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

۱_هنر برای هنر. ۲_هنر برای هنر برای خدا. ۳_هنر برای هنر برای خلق. ۴_هنر برای هنر برای خود. ۵_هنر برای هنر برای خلق و خدا. ۶_ هنر برای هنر خود وخ ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پری:دارای پر برای پرواز.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" زادگاه ":مسقط الراس. " زادروز ":تولد.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" بردباری و پاداش. پاداش و برد باری ":صبر و اجر.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" پاداش و بردباری ": اجر و صبر

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" مانده ":شبهه. ماندهء نابودهء رها. ماندهء نابودهء مطلق":شبههءمعدوم مطلق. آنچه از خود و خدا و از خو د ودیگری نگرنده نداشته باشد نابودهء رها و با ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" نابودهء رها ( نابودهء مطلق ) ":معدوم مطلق.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" سنجش نگریهء گویندگان به میانجی میان هستی و ناهستی ":نقد نظریهء قائلین به واسطهء میان وجود و عدم.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" برابرش هستی و استوارگی و چیزییت ":مساوات وجود و ثبوت وشیئیت.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بخشندِ هستی به رها و بندا ( رهایش و بندش ) .

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" خُودیت و شُدایی از اندیشیده های دومی است ":عینیت و امکان از معقولات ثانیه فلسفی است.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" تعریف معقولات ثانیه و فرق آنها با معقولات دومی ":شناسهء اندیشیده های دومی و پرک آنها با اندیشیده های نخستی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شناسهء اندیشیده های دومی و پَرک آنهابا اندیشیده های نخستی ( اولی ) .

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" اندیشیده چیست ":معقول چیست.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تنگه ها و پشته ها:متضایفان و متکافیان. " تنگه و پشته ":تضایف و تکافاء

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" قوه و فعل ":گوه و پیله. پس قوه و فعل هم فارسی هستند.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" دو گونه یکایش اندیشمند و اندیشیده. خِردمند و خردِیده ": دو نوع اتحاد عاقل و معقول.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" دانش و دریافت ": علم وادراک.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یکایی و پراکندگی هستی ":وحدت و کثرت وجود. یکایی و پراکنایی. یکش و پراکنش. یکشایی و پراکنشایی . نایکش و ناپراکنش. یِکگی و پَراکَنِگی. یکیّت و پ ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" دِگَرِه و یِکِهء هستی و چیستی ":مُغایرت و اِتحاد وجود و ماهیت.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مَز. مزیده. ناب:محض. نقد عقل محض:بررسی اندیشهء پاک. واکاوش اندیشش پاکیزه.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بُدویی هستی:بداهت وجود.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بدو و بدیهیات که بدو و مانند دویدن زودی آنها را دریافت نمایند که دارای شش بخش میباشند؛ اولیات ( نُخُستیها ) . سرشتیها ( فطریات ) . تماشاییها ( مشاهدا ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" تجدید ": باز آزمون. ( در برخی موردها ، آزمون دوباره ) .

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پذیره#ناپذیره=مردود #قبول. پذیره است#ناپذیره است=قبول#مردود.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" طبیعیات ":چاپِیات.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" مطبوع ":چاپی. چاپیده. " مسموع ":گوشی. گوشیده. " سماع طبیعی ":شنود چاپی.

پیشنهاد
٠

فرستاده به پیامبری:مبعوث به رسالت. انگیخته به پیامبری. برانگیخته به پیامبری.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دل بستی از او یافت، درست است. به جای نمودی. از اویافت درست است

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آنچه هست. آنچه باشد. هرچه هست. هرچه باشد: ماحَضَر.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بخت. یاری. سعادت. بخت یاری کند. :سعادت یاری کند. بخت یاری نماید :سعادت یاری نماید. اگر بخت باشد:اگر سعادت باشد. اگر بختی باشد:اگر سعادتی باشد. ب ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بخت. یاری. سعادت

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سیوخاکی:سیب زمینی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

یافت:دریافت. به دست آوردن. دستاورد. دستگیر. نقد. نقدینه. به نقد.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به نام آنکه جان هستی از او یافت. وجاویدان خرد رستی از او یافت. تو پیمان را نگر در این روندش . می نابی که زد مستی از او یافت. به نام او که هستی جا ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پایش. پاییدن. داشتن. پاییدن. بپا. داشتن.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ریزند. ریزندگان. ریزنده ای. ریزندا. ریزندایی. ریزندا:باکتری.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ثبت:استواری. پایداری. نوشتن. استوار. ایستاده. برجای مانده.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دریافت شده. دریافت. گرفته. پرداخته شده. پرداخت شده. آورده. پرداخت. به دست آمد. ریخته شده. ریخته شد. ریخته. رسید . رسیده. داده شد. داده شده. د ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زندانیه:حسبیه. زندانیات:حسبیات.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هوش فنی. هوش دَرَکی:هوش مصنوعی. هوش صنعتی. مانند دندان در کی و دندان مصنوعی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

الدنگ. ابله. کودن. پخمه. پپه. گول. دنگ. ول. رونده. رهگذر. میهمان. راه گم کرده. سراغکن. سراغچی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فرتوت :از کار افتاده.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پیروزان. پیروزی. پیروزی پیروزان. پیروزی پیروزی ها:فتح الفتوح.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

برش. برزدن. یادگرفتن. یادش. یادینه. یادبنگر. نهاده. نهادش. پایداری. پایدارش. خوحشتناک دار. گرفت گونه. گرفتوار. گرفتوارگی. گرفتن. گرفتش.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گرفتن. نگاهداشت. نگاهند. نگاهنده. نگاهش. نگاهشی:ضبط.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نوشت. نوشتن . استوارش. پایدارش. استوار. نهاده:ثبت.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آغوش:آغوش. گوشهء دل. بهجهء دل:شادی دل. دل گُوِه:قوه قلب.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آنالوطیقای اول:بررسی. کاوش نخست. آنالوطیقای:بررسی دوم. کاوش دوم. پژوهش دوم.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کراجه:کره جا.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عصاکه:سُک. سُکزدن.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

صناعه التصفیق:چپزدن. چپله ریزان.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

صدم:آسیب.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مصوتین فی الحروف:گال و رو.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دِرِن دَن. زِرزَر، درینگ دنگ.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مصمت:قارّقرّ. قارِه.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دستکاری:، تصرف. دستکار: متصرف. گرفتن:تصرف کردن.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اخباری:گزارشگراها. اخبارخبری:خبرشناسان. روایت شناسان. روایت دانان. روایت آوران:اخباری. اخباگرا.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تیر نویسندگان:کعب الاخبار. تیر اخبار گراها، تیر گزارشگران.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آرمانشهر؛ زِبَرمرد. زِبَرزن. زِبَرپسر . زِبَر دختر. زبرفرزند. زبر بچه. زبر باوه. زبرنوباوه. زبرنوجوان. زبرجوان. زبر عروس. زبر بی ( عروس به ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آرمانشهر: زبر زن. زبر مرد.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نیا ونسل:سلف و خلف. گذشته و پیوسته:سابق و لاحق. پسینیات و پیشینیان.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کلیک :تایید. پسند . کلیک"تایید. کلیک مرج:تایید شرط.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اخته کرد بمب: خنثی کرد بمب. اخته نمودن بمب. اختش بمب. اختایی بمب. از کار انداختن بمب . خاجش بمب. خاجا بمب. خاجایی بمب. خاجا. افتا. ناکارا:خنثی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دینکرد:فقه . دینکردشناس :فقه شناس. فقیه. مجتهد. مرجع. مرجع تقلید. دینکردشایی. دینکردش. :فقاهت.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پیشامدها و کارایی ها:اتفاقات و عملیات.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جبر و برابرش:"جبر و مقابله.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جرم دیده. جرم شناسه. جرم شنیده. جرم گواهه:جرم مشهود.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

درازیانه:اطناب ممل. درازی و کوتاهی . درازیانه و کوتاهیانه. درازش و کوتاهش. درازشی و کوتاهشی. کوتایانه. درازانه. کمینه گویی و بیشینه گویی. ، ایجاز ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رسا و شیوا: نارسایی و ناشنوایی، نارسا و ناشیوا.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حرف ودرف:محاوره.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فاز ونول:بهره و نابهره. بهره ای و نابهره ای. بهره مند و نابهره مند. بهر مند و نابهرمند.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

راه ورزی. راه ورزیها. راهوری. راه وریها. راهورزیها. راهورزی. راهوری. راهوریها. راهورش. راهورشی. راهور. راهورزش. راهورزشی. راهورزشی. راهورزشیه ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سرود دهشی ( داده ای ) خدایی است. :شعر موهبتی الهی است.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به کشتن رسید:به قتل رسید. به کشت رسید. کشته شد:مقتول شد.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

صداگر چی. رایانه چی. چاپچی: چاپچی:اوپراتور ( ها ) .

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نماگر :دکوراسیون. نماکار:دکوراتور.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آفرید گار و آفرینش:خالق و مخلوق. ظل و ذی ظل، که آفرید گار و آفرینش بهتر از خالق و مخلوق و ظل و ذی ظل می رساند پیوست وگسست جهان را.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مردی برا:مردی برّا. مردی برشدار. زنی برشدار. مرد و زنی برشدار. زنی برّا:زن و مردی قاطع.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سندی برّا. سندی برشدار. سندی قاطع.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دریافت یابشی. دریافت گمانی. دریافت پنداری. دریافت خردی. دریافت روانی:ادراک روحی. ادراک . حسی. دریافت کالبدی. دریافت فرا کالبدی. دریافتها؛ دریافت ج ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" برهان برنده و گام راست. براهان برنده و گام راستین"برهان قاطع وقدم صدق.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" مِیلِم:لثه. میلمِ دندان ":لثهء دندان.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گفتار و نوشتار. جستار و گشتار. گفتارها و نوشتارها. جسارهاو گشتارها.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

درهم ریخت. درهم شکست. درهم پوسید. درهمآمد. درهمشد. درهمآمد و شد. درهم کوفت. درهم سوخت. درهم آمیخت. درهم آویخت.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چیز چیزی:مانند چیزی. چونان چیزی. چونان پدیده ای.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کاردان:وکیل. کاردان گزینشی:وکیل تسخیری. کاردان همگانی:وکیل همگانی. کاردان دادگر:وکیل قاضی. کاردان مطلق:وکیل مطلق.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" نماینده تراش" وکیل تراشی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" توتم ":موکل. " توتمیسم ":موکلگرا. " توتمیسم ":, موکل گرایی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"شکافت. انفجار. شکافت بمب:انفجار بمب . شکافت هسته. شکافت اتم ":انفجار اتم.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" رشته. رسن. رسانه. رسانش. رسانشی. رسانی. رسشانیدن. رسشانا. رسانا. رسشانایی. رسشا. رسشان. . رسشایه. رسشانه. رسشانگی. رسشانیت. رسشان. رشته. رشتوی. رشت ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سیزده:سِزَه ( سرما ) زمانی که پس از سیزده روز از فروردین و سال نو در بهاران رخت برمیبندد.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" سخت ریزکوچکها. سخت ریزکوچکان. ریزسخت کوچکان. کوچک ریز سختکان. سخت کوچک ریزان. سخت کوچک ریزانها. ریزکوچک سخت. ریزهای کوچک سخت. کوچکهای ریز سخت. کوچک ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سخنرانی. حرفرانی. چونه رانی. چانه رانی. گفت رانی. گپرانی. گفت و گورانی. گفت و گوران. گفت و شنفت رانی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"بزرگش. بزرگداشت. گرامیداشت. ارجمندش. ارجمندی. ارجش. ارجایی. ارجاور. ارجاوری. ارجاورش. ارجشاوریت. ارجشمند. ارجشمندی ":تعظیم.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" مردم پیشرفت پذیرند. انسان پیشرفت پذیر است ":انسان قابل ترقی است.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" نهاد کاربردی ":قوهء قضائیه.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" بومهن ":بوم مهان:جایگاه مهان. جای مهان. سرزمین مهان.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" نگاه و نیاز نگاهها و نیازها ":نظر و نور و نظرها و نذر ها.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" تازی. تازیست. تا زی دارد. تا زی داشته باشد. تا زندگی داشته. تاهست. تاباشد. تامیباشد. تازنده است. تابُوَد. تا میبوَد. تا زنده میباشد. تا زندگی می کن ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رقابت:هماورد. " هماورد پذیر ": رقابت پذیر.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ونیز نسلها را از تن هر کسی بشناسند از روی تن هر کسی.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آیا در تن مردمان تاریخ و شناخت نیاکان را و نسلها را میتوان به دست آورد زیرا پزشکی می تواند سبک زندگی و مرد و یا زن بودن و دیگر ویژگی هر کسی را از روی ...

پیشنهاد
٠

" گواه چشمی. گواه چشم. گواهی چشمی. گواهی باچشم. گواهی چشم. ":شاهد عینی.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" دریافت. پنداشت. دستاورد ":استنتاج.

پیشنهاد
٠

گرفتاری زدایی:مشگل زدایی.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" پِرپَرشناسی ":علم الاختلاج. به زبان لری پِرپَر اختلاج است، چنانکه گِرپ گَرپ بال بال زدن چراغ را گویند، که به گرپ و غرپ و غرب و غروب می گراید.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پدر :پاددار دشمن ِ دشمن خانواده. مادر:ما دار. دارنده و نگهدارندهء خانواده و بچه ها .

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کاخ:گنبد. کوک زده است و قوق زده است:خم گشته است. دولا شده است. کوک :" به زبان لری به کسی که به سن و سال پیری رسیده و هیکلش خم شده باشد و خمش یافته ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" آغاز پا به سن گذاشتن ":اوان کلان.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جوان. اوان جوانی. اوان جوان: بن جوان. از بن جوانی.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" تاوان. آلشت ( عوض ) ":قصاص.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حضور:" آمدش. آمدیت. آمدگی. آمدگیت . آمدینه ". ظهور: آمادش. آمادیت. آمادگی. آمادگیت. آمدینه ".

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

برداشت نیک. نیک برداست. نیک برداشتی. برداشت نیکی:حسن تفاهم

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" نیک ماندها. نانیک ماندها . بد ماند ماندها. نابدماندها . ماند نیک ها. ماند بدها. نانیک ماندها. نابدماند ":باقیات الصالحات

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" رویدادها. پیشامدها. برخوردها. باهم ها ":اتفاقات.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اتفاقا و از قضا :دو واژه ای هستند که پنداشت ودر یافت آنها آشکار و روشن نیست و گویشوران و کاربران فارسی آن پنداشت ودریافت خود را بر آن بار مینمایند با ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" باهمی رویدادها ":تلاقی وقایع.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" گلِ سُرخ ( به زبان لری ) ":شقایق.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گُهش. گهیدن. ریدن. ریدش. رینش. اَن. انیدن. اَنش:دستشویی.

پیشنهاد
٠

" بالانشین ": عالی جناب.

پیشنهاد
٠

" بوستانهای دانستمندان ":بساتین العلما.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" نامه های سه گانه ":رسائل الثلاث.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" نامه های برادران ناب و دوستان باب ":رسائل اخوان الصفا و خلان الوفا.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ابزار آلت:دستگاه؛ فلک دستگاهی ( آلتی ) چوبین بود.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کُجایِش :" نشانی. آدرس. لوکیشن ".

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"سایبری":تَکهَکِش. هکتَکِش. تَکهَکِشی. هَکتَکِشی= ( فرهنگ ) .

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سایبری:" رایانتَک. تَکرایان. قاتی. قاتیگری. قاتیپاشی. قاتیواری. قاتیوارگی. قاتیشه. تَکزَنی. تَکزَنِش= ( فرهنگ ) .

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" پنداشت ":معنی. " دریافت ":معنی. " معنی:مینو. مانا=جاودان. همیشگی ". به جای معنی که فارسی است به کار رود.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پنداشت

پیشنهاد
٠

" دانشوران بزرگ و خداشناسان والا ":علماء الشامخین و صدر المتالهین.

پیشنهاد
٠

" بزرگسواد ":ملا صدرا. سواد:" ملا ". بزرگ : صدرا ".

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یاران به چندی که زهم دور شدیم. آمد گه آن و باز در سور شدیم. اینک که روند روایمان می باشد. با کار نوین دوباره در شور شدیم. شهرام. ص.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دد : " کوهی، در لری جانوران وحشی را جانوران کوهی می گویند ".

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جانور تِیلَه:تولهء سگ. گیاه تولَه:پنیرک، هر دو به زبان لری.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جانور

پیشنهاد
٠

ویر : گیر . گرفتن. گرفتی . جا افتاد . دوریایت جا افتاد. ویر :بیر. بگیر.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جانم از یاد تو پر شد به خدا دوست گرامی است. دلم از مهر تو خور شد به خدا دوست گرامیست. سرم از کوی تو زر شد به خدا دوست گرامی است. پایم از کوی تو بر ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گفتهء مردم فراشناس است گفته ای زیبا به خداوند است. مردم به نگر فرزانگانند آنجا که خواهان خدا ونداست. چون چنین وی را بنموده اند به آرمانش بفزوده اند ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گفتهء مردم فراشناس است گفتهء زیبا به خداوند است.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خوب است

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" سبک آویخته. سبک آویزان. پادر هوا. ماند. مانده . آویزانه. آویختانه. آویخت. آویز. آویخته. آویزه":حالت تعلیق.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
-١

صدای صدا. سیمای سیما. سینمای سینما. تأتر تأتر. روزنامهء روزنامه. مجلهء مجله. تلوبیون تلوبیون. همایش همایش. نشست نشست.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فرو؛ ۱_فرو ماند. ۲_فروکش. ۳_فرا رفت. آیاتیم توپا ( فوتبال ) در شهراوردهای جهانی ؛ ۱_ فروماند. ۲_فرارفت. ۳_فروکش کرد.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

بیا که زندگی ترانه خوان شد نگر به بلبل خوش آوا. برو نگر به باغ لاله ، صبا وزد کنون به گلها. ببین کنون به آب و جوبار چه سر نهاده بر کف خاک. بخوابد ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آدم به هوای تو نهاده رضای جان. جان آزموده بود وفای خدای جان. زان رو که مهر توست مهر وفای من. هموار شد که آشکار شد صفای جان. شیدا بسی به شکفتن گله ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یوسف چاه گوهر خویشیم. غنچه گانیم و دُرر شه وار. کودکانیم وشیر خوارانیم. پلنگیم و شیریم ، اژدر و مار. چون فرشته خود نمایانیم. به اندیشهء کبک در ک ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هستی همه شده به پای و به کام من. گو آسمان بیاورد امروز وام من. آبی که آفرینش شده از آن پدیده وار. خود جرعه ای است که بود لبریز جام من. بنگر به سی ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

برمیزرایانه:descapcempuoter

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Descartes cempuoter:راینهء برمیز. برمیز رایانه. برمیز ریان. رایان برمیز.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

صبحدم هردم می خوانم تو را. نیم روز هر روز می خوانم تو را. شامگاهان در شب روی زمین. سایه در روشن می خوانم تو را. گاه بیداری همی می خوانمت. نیز در ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

صبحدم هر دم می خوانم تورا. نیم روز هر روز می خوانم تو را. شامگاهان در شب روی زمین. سایه در روشن می خوانم تو را. گاه بیداری همی می خوانمت. نیز در ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زمین شد زنده از روی بهاران. زمان شد زنده از بوی بهاران. گشود پیراهن گل از نسیمی. بشد بلبل ستایشگر غزلخوان. سپیده چون زداید روی شب را. هزاران رنگ ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زمین شد زنده از روی بهاران. زمان شد زنده از بوی بهاران. گشود پیراهن گل از نسیمی. بشد بلبل ثنا گوی و غزلخوان. شهرام

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

این نوشته خیالش است. این نوشتهء خیالش بسیار خیالشی است. " خیالش ":رمان. " خیالشی ":رمانتیک.

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" نوشتهء خیالش ":کتاب رمان.

پیشنهاد
٠

[ وسعت:وسط=بسط#قبض=گستره. پهنا. کِش وَر=کشور . باز. بیض. بیضه]

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رَف بی:رفع شد. رَف شد:رفت و شد، رفع شد. پس فارسی میباشد. رفت وشد :رفع شد. رفه هم جای بالاست. =برخاست . بلند شد. کاردرست شد.

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" داوری. اندازه:حکم. ( اندازهء دستور. اندازهء فرمان ":حکم حدود . )

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" دستور ِاندازه ها . فرمان اندازه ها. ":حکمِ حدود. فرمان

پیشنهاد
٠

مشکوک:گمان. گمانی. گمانمند. گمان دار. گمانگن. گمانایی. گمانگی. گمانشی. گمانایی. گمانگی. گمانگین:مشکوک.

پیشنهاد
٠

"افتادن. افتاد. افت. افتش. افتایی. برگشت. بازگشت. درجا ":مردود

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بازیافت. بازیابی. بازیابی. بازآزمون. بازآزما. بازآزمایش. بازنگری. بازنگرش:تجدید. در امتحان بازآزمون شده است. در آزمون افتاده باید باز آمون گردیده ا ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تجدید:" دوباره. از نو. باز ".

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" بازنماییها. بازنمایی. بازنماها. بازنما ":تجدیدات.

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

فرزانه به جای دیوانه.

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بَرمیز:desktop

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تاریخ تاریخی شده است. تاریخ به تاریخ پیوسته است. هر کسی نامش در تاریخ ثبت است با؛ ۱_شناسنامه ۲_با کارت ملی. ۳_با گواهی نامه. ۴_با عابر بانک. ۵_ب ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" گُنجِ انگبین ":زنبور عسل. زنبور انگبین. گُنج عسل.

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

به که این چامه توان گفت که نگردد چو من آن دم. ز چه این خامه توان داشت ز اندرز نیوشم. شهرام. ص.

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بهداشت زندگی در؛ ۱_فرد. ۲_خانواده. ۳_جامعه. ب؛ ۱_سرمایه شناسی. ۲_فرهنگ شناسی. ۳_سیاست شناسی. ج . در؛ ۱_در زندگی. ۲_در تاریخ. ۳_در جاودانگی. ...

پیشنهاد
٠

" کاوَندسازی ایران شرکت ":تراکتور سازی ایران شرکت.

پیشنهاد
٠

نمایهء نماده های آبادیس:فهرست پرفایاهای آبادیس.

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" ریزبخاری برقی. بخاری برقی کوچک. کوچک بخاری برقی. بخاری برقی ریز ":microwave heater.

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گرمایه# ( سرمایه ) . گرماگر. گرمگر:هیتر.

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" بارِ نیرویش ( ها ) ":حاملِ نیرویش ( ها ) ":حامل انرژی ( ها ) .

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" رویک ":صفحک.

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فاضل مآبانه: دانشورانه. روشنگرانه. آگاهانه. دانایانه. خردورزانه. اندیشمندانه.

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

باده ناکی. باده ناک . باده وری. باده ورزی. باده خوری. باده گذاری. باده زنی. باده نوشی. باده بازی. باده سازی. باده ور. باده ورز. باده پیما. باده پی. پ ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" بود نما #نابودنما. تا ( نانما ) بودن را بنماینند. هستی#ناهستی. وجود #ناوجود. بر پایهء وَرزانش شناسی و فَرزانش شناسی و یا سفسطه شناسی و فلسفه شنا ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سپاس. ناسپاس. سپاسگذار. ناسپاسگذار. سپاسدار . ناسپاسدار. سپاسی و ناسپاسی. سپاسمند و ناسپاسمند. سپاسوَر و ناسپاسوَر. سپاسوری و ناسپاسوری. سپاس ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

راند. راندن. ران و مان. راندوماند. رانه و مانه. رانش و مانش. رانه ای و مانه ای. رانشه ای و مانشه ای. راندک و ماندک. راندن و ماندن. رانمندانه ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" گِردهء تاتر. گرده تاتر ":آمفی تاتر.

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وجه تمایز:روی جدایی. صورت جدایی.

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

استامپ:انگشت زنه. رنگ زنه. مهرزنه.

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کندک:گراور. کنده کار : گراور ساز.

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

کلیشه: کندشه. کندشه کار. کندشه ساز:کلیشه ساز.

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

روی :زینک:رویکس ( روی عکس ) ( روی ) =روی نماروینما:زینک.

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ساعت گرد. دقیقه گرد. ثانیه گرد:" ساعت نما. دقیقه نما. ثانیه نما ".

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اصبحت معدوما:برخاست به نیست=لری است وریسا وِنیس.

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قادر متعال:توانا. توانمند. توانای برتر.

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
-١

قاچ:ریف. لیسک. ریف ریف. لیسک لیسک.

پیشنهاد
٠

بردبار پذیر. بردبارانه:قابل تحمل.

پیشنهاد
٠

باز بود. بازکر. بازشعله. بازخم و چم. باز خم. باز چم. خم و چم پذیر. چم و خم پذیر. بردبار. پسند پذیر. بازپذیرفتنی. بازخوانی. قابل قبول. قا ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ولی باز هم دوباره از این که.

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

علم. عالم. معلوم. علم. تعلیم. معلم. اثر. تاثیر. موثر.

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نَمُورزیگاه:mesarch.

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حقیقت مضاعف:چند راسته.

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

" رسیدگی ":سرویس.

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" باده نوش. پیاله نوش:می نوش. می گسار. می پیما. می پیمایی. باده پیمایی. باده زن. باده پیما . باده گسار. باده گساری ":شارب الخمر.

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

باده خور. می خور.

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سِرو:" نوش. باده نوش. باده نوشی ".

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" لرزش گون. لرزش گونه. لرزش نما. لرزش نمایی. لرزشی ":التهاب.

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" کَر :عامل. فاکتور.

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

با گرمگر غذا را درست کن. با گرمگر خوراک را داغ کن. با گرمگر خوراک را بپز. خوراک. غذا . نان. آب و دیگر کارهایی که کار وبارشان با گرمگر است.

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" گرمافزا ":هیتر.

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" درستگر. درستکن. درست نما. درست چی. درستا ": تعمیر کار.

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" درستگری. بازدرست. درست نمایی. درستش. خوب. خوب کُنی. خوب نمایی. خوبکرد. بازدرست. بازدرستی. خوبش. خوبشگری ":تعمیر.

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" نوبت مسافر ": سرویس مسافر. [ که تو عشق را به حکمت بفزودی و منستم. شهرام. ص. صمد توحیدی. ص. شهرام. ]

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" روندگی و چگونگی ":سیر و سلوک. روندش و چونش. راه و روا. گدار و نوار. سوار و سبک. ره وچه. راه وچاه. راهی و چاهی. رهی و چاهی. رهین و چهین. ر ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سیر و سلوک:راه وروش. سُ رِسِ اَو سُل قِسِ:لری است و یا پارسی کهن است.

پیشنهاد
٠

" روندهای آغازین رازوری ":مرحله اول عرفان.

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" رازورانه و باورانه ":عرفانی و عقایدی. نگره شناسانه:ایدئولوژیک . نگره شناسی:ایدیولوژی. نگره ای:ایده ای. نگرشی:ایدیایی. نگرشانه:ایدیانه. نگرورز ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"نونوار. نونواری. نونواریگری. نونواریگرایانه. نونواریگرایانه. نونوارمندانه . نونواریایی. نو. نونو. نونویی. نونومندی. نونومندانه. نونومندانگیهای اینها ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نوین. نوینش. نوینشی. نوینشا. نوینشایی. نوینگرایی. نوینگروی. نوینا. نوینایی. نوینمند. نوینمندا. نوینمندای. نوینمدایی. نوینمنداییانه. نوینایمندی. نوینا ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" ناویژه و ویژه ":همگان و خاصان.

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" همگی و ناهمگی ": عام و خاص. همه و ناهمه ":عوام و خواص.

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اینکه تن زنده است جان است. اینکه انسان جاودان است روان است. اینکه انسان سازنده است اندیشه است. تا دانسته و اندیشیده و سنجیده نماید.

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" خود لیسیده. خود چریده. خودبیخته. خودریخته. خود پرداخته خود ساخته. خود آخته. خود بی غل و غش. خودناآلوده. خود پالوده. خودشالوده. خود پاله. خودناک. خو ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" خود کند. خودکنده. خود کندشی. خود ناب. خود پاک. خود تنها. خود پرداخته. خود پرهیخته. خودفرهیخته. خود خود. خود جدا. خود دیگرنه. خودنادیگری ":نفس مجرد.

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" روانِ کَند. روان کنده. روان کَندِشی. روان ناب. روان پاک. روان ویژه ":روح مجرد.

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" دانست اندیش ":علم منطق. دانست فرزانش:علم فلسفه. دانست ورزانش: علم سفسطه. فرزانه:فیلسوف. حکیم. وَرزانه:سوفیست. ارزانه:غالی ج غُلات.

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نسخه ویرا. نسخه پیرا. نسخه ایرا. نسخه ژیرا. نسخه پرداز. نسخه ساز. نسخه باز. نسخه گان. نسخه بان. نسخه خوان. نسخه سان. نسخه لاین. نسخه پیچ. ...

پیشنهاد
٠

" تاب کسی را ناتاب کردن "طاقت کسا را طاق کردن.

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نسخه پرداز.

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

می وزد خط بر روی کاغذ. نوشتگر خاک است اندر خاک. شهرام. ص. یموج الخط فی القرطاس دهراً. و صاحبه رمیم فی التراب.

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مراجعت:رفتامد. ( رفت و آمد ) رهجویی. ره جویی. رهجو. جویک. رهپو. رهپویی. . پویک. رفتش. آمدش. رفتانه. آمدانه. آمد شد. شدامد. پویگی. جویگی. پایور. پایور ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مراجعت: رفتامد ( رفت وآمد. ) ره جویی. رهجو. رهجویی

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ره جو.

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نسخهء پایه. نسخهء پیرو. نسخهء پیور.

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نسخهء پایه و نسخهء پیرو و نسخهء پیا.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خود بگو کدام گفته را مانی. شنوی و ناشنفته را مانی. آرزوی ز یاد رفته را خواهی. آرزوی به باد رفته را مانی. گر که بیداری و آرزوش کنی. آرزوی زیاد رف ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آنکه مست است بباید دانست. آنکه رست است بباید دانست. می که ناب است بنوشند آن را. ناب و باب است بباید دانست. وجه می را بباید دارند. ور نزارند ببای ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

برخی واژگان در زبانها دریافت و پنداشت درستی ندارند و پنداری وگمانمندانه کاربرد می یابند که در ترجمه و زبان جایگاهی نا دانشورانه به دست می دهند. وبه ت ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١٠

ناتمام. نابود:ناقص ( منقوص ) . ( عادم ) معدوم. ناتمام:ناقص. ( منقوص ) . نابود: ( عادم ) معدوم.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بینایی و بینش. نگاه و نگرش. دید و دیده. چشم و نظر. جهان بین و جهان بینی. چشم و چشایی. دیدگان و دیدگاه. نگر و نگاه. نگاهه و نگرنده.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" رُو و رُخ ": کَمال و جَمال.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مهربان و با وفا و نازنین. یار ما رعنا وزیبا و متین. بهر من آیینه دار زندگی. در هنر او اختر تابندگی. چون سخن گوید در و مرجان بود. در نگاهش کیمیای ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تاریخ سرودن شعر ؛ روز پیروزی ایران شاد باد. شاد باد آن روزگاران شاد باد. ۱۵/۱۱/۱۳۷۵ است. ص شهرام. ۱۳۷۵/۱۱/۱۵ ۱۴۰۴/۶/۷ ص. شهرام.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

به نام آنکه دل را دلبری داد. به نام مهر پیغام آوری داد. سبوی مهر به عاشُق داد روزی. شبی چون آفتابی دل فروزی. به روزی مهر را در کار آورد. شبان تی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گرامی. نازنین. بزرگ. بزرگوار. شایسته. بایسته. شایسته و بایسته. نیک. نیکو. جادار. پایدار. درخور. مردمردان. زن زنان. پسر پسران. گل. خوب. اهل. ارزشمند. ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خیام همواره در کار تلاش و کوشش دانستنیهای چهار گانهء دانشها. فرزانشها. آیینها و رازوریها بوده بوده است زیرا هنگامی که به وی بُخُتم اسماعیلیگری ( فلسف ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دانستنی ها مانند حرفهای الفبا و صفر تا نُه شمار و شکلهای هندسی می باشند که باید همه را درجایگاه خود بکار گرفت .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ارزان نخریده ای گران نفروشی. شهرام صمد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کمی کهن زدگی و کمی کنون زدگی . به چام کهنه و نو جایگاهش هست. شهرام. ص.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سپاسداشت:"سپاسایی. گرامیداشت. بجا آوری. ارج گذاری:سپاسگذاری. گرامینگی. گرامش. گرامشی. گرامیّت.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

الا یا ایها الشاعر ادر علما و ناولها. که چام اول نمود آسان ولی افتاد مشکلها. سرودی گر همی خواهی تو در گاه جوانی دان. نمی ارزد که شاعر شد به پیریت ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ادر علما و ناولها الا یا ایها الشاعر. که شعر اول نمود آسان ولی افتاد مشکلها. شهرام. ص

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

نوبتگذار. نوبتگزار. نوبت نگار. نوبت انگار: تناوب.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

" نوبت نگار. نوبت شمار. نوبت مدار. نوبت ندار ":تناوب

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

نوبت. نوبت پندار . نوبتکردار . نوبتگفتار. نوبتکار. نوبتگار. نوبتسار. نوبتدار. نوبتبار. نوبتباد. نوبتزار. نوبتگمار. نوبت شمار. نوبت بیار . نوبت بیدار. ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

به نوبت. نوبت. نوبتی. نوبت به نوبت. در نوبت. با نوبت. بی نوبت. نوبت و بی نوبت. نوبتیان. نوبتیها. نوبتش. نوبتا. نوبتان. نوبتیانها. نوبت وار. نوبت واره ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

باغِ کاران که نام باغی در شیراز است گویا این نام کاران در برابر بیشه و جنگلهای کانشی باشد که پارک و باغ و بستان بوده اند. مانند آبشار تاف که در زبان ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" یِکِّه و تَکِّه " : وحدت و انسجام.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اَ بر سی صد وسی و سه بود سال؛ اَ:آری. آری سال بر سیصد وسی و سه بود. سرودهء ابو شکور بلخی. ودیگر سرایندگانی که ( اَ ) را آورده اند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نُخُستَن. اَوَّلِش. صفرش ( سپهرش ) :تأویل. از وِل ( صفر ) آغاز نمودن.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سینا:سینایی. خاور:خاورانی. صدرا:والا. والایی. دانشنانهء علایی پور سینا. آواز پر جبریل اثر پادشاه خاور. رساله سه اصل والای یزدانیان ( صدرالمتاله ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

دوات وقلم شد زآب و گلم: گِل:گلِ بودن. آب:آبِ ماندن. . . . . . . . . . . . . . . . . . شهرام ص.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

[همانا زندگی باور و کوشش است: ان الحیاه عقیده و الجهاد. کوشش در اینجا درست است زیرا به گفتهءسعدی ( بکوشید تا لباس زنان نپوشید ) . ]

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" پوش بندی سندها ":طبقه بندی سندها

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

"بست. بستش. بستن. بستنی. بستنش. بستایی. بستایه. بستا. بستای. بستاییش. بستایشی. بستایشک. بستایشگر. بستایشواره. بستایشواری. بستایشوارگی. بستایشگران. بس ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

استخراج:بیرونش. دستاورد. استخراج و وبیرونش و دستاوردِ آب و یا گاز و یا نفت و مانند آن.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به دست آوردن. دست آورد. دستاورد. بیرونش:استحصال. دستاورد آب. دستاورد:نفت. دستاورد:گاز. بیرونش آب. . . . .

پیشنهاد
٠

" نیک گردانی. نیک گردان. دگرش به نیک. دگرش به نیکو نمودن":تبدیل به حسَن نمودن.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

" نیک روِی. نیکرو. نیک نگاه. نگاه نیک. نگاه نیکو":حسن توجه. سرزنده. نیکویش #سرزنش. نکوهش.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نیک نگر. نیک نگری. نیک نگرش. نیک نگرشی:حسن نظر.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نیک خواست. نیک خواسته:حسن مطلب.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نیک بزرگ. بزرگ نیک:حسن بزرگ.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" نیک آغاز. نیک آغازی. آغاز نیک. آغاز نیکی ":حسن ابتداء.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بدبهرگی#نیک بهرگی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

استفاده:بهره. بهره بردن. بهره نبردن. " بد بهرگی" :سوء استفاده. " نیک بهرگی ":حسن استفاده. از شما بدبهرگی نکنند. بگذار از شما نیک بهرگی کنند. وما ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پیرانِ پیرِ سلسلهء مهر پیرِ ماست. ص شهرام.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

چکه چکان. چکه ریز. چکه ریخت. چکه بار. چکه افشا. چکه افشان. چکه ریزان. چکه بیزان. چکه افشان. چکه باران. چکه تازان. چکه بیز. چکه چک . چکه پاش. :قطره چک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

"کَمِش. کما. کمایی. کماوَر. کماورد. کماورز. کماورزی. کمانه. کمانگی. کمانش. کمایش. کما. کمی. کمین. کمینه. کمینگی. کماوردگی. کمادرش. کماوَرَک. کمان. کم ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

"میان. میانه. نامه. میانِش. بَین. بَینِش":مسافت. نامه:به نام کسان. میان کسان. نومه ( نامه ) به لری میان را گویند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

"پیمود. پیمودش. پیموده. پیمودا. پیمودن. پیمودا. پیمودار. پیموداری. پیمودوار. پیمودور. پیمودوری. پیمودوار. پیمودورز. پیمودورزی. پیمودورزان. پیمودوران. ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

رست. رستش. رستشی. رستشیان. رستشیانه. رستشیانوارگی. رستایش. رستایشی. رستایشوارانهگیواریمندیگرایشیانه. رستا. رستینه. رستینگی. رستانه. رستانگی. رستایش. ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" بازیافت. بازیافتها از یک درصد تا صد درصد در هر انگاره ای باشد ":تداعی معانی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" آماده. آمادگی. آمادش. آماد. آمادگر. آمادگری. آمادایی. آمادور. آمادوری. آمادورز. آمادورزی. آمادورزش. آمادورزشگروشگرویگرانگیمندیوارانه هایش":تمرین.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پنداشت انگیزه های مادی و صوری و کنندگی ( فاعلی ) و غایی ( پایانندگی ) . کننده. پایاننده. کنشی. پایانشی. کنان. پایان. انجام:فرجام. انجامگر. فرجا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" الگوی ناب ":اسوهء حسنه. الگوی نیک.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" پیوندِ خویشی ":عصبیتِ قومی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نهج الفصاحه:؛ روش شیوا. روش شیوایی. راه شیوا . راه شیوایی:نهج الفصاحه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

روش رسا. روش رسایی. راه رسا. راه رسایی : " نهج البلاغه ".

پیشنهاد
٠

روشنای شگفت برای اهل سده هفت: الضوء اللامع لاهل القرن التاسع. سخاوی.

پیشنهاد
٠

کتاب الاشاره الی المحاسن التجاره: نوشتهء نشانی در خوبیهای بازرگانی.

پیشنهاد
٠

کتاب المفاتیح العلوم:" نوشت کلیدها ی دانستها ". خوارزمی.

پیشنهاد
٠

کشف الظنون:برداشت گمانها. حاجی خلیفه. ( از نامهای نوشته ها و فن ها. )

پیشنهاد
٠

رسالات المعاد و المعاش: نامه های آمدش و بودش. جاحظ.

پیشنهاد
٠

نوشت نماها و ارزشها در ساخت و گردانش:کتاب الدلایل و الاعتبار علی الخلق و التدبیر. جاحظ.

پیشنهاد
٠

" یافت واژگان فنها ":کشاف اصطلاحات الفنون. تهانوی.

پیشنهاد
٠

نورهای فروده و رازهای نخسته:انوار التنزیل و اسرار التاویل.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نوشتِ دردستِ دیارها:کتاب فتوح البلدان. دردست:فتوح.

پیشنهاد
٠

" سِلکها و مِلکها ":المسالک و الممالک. بلاذری. آورده ایم که؛ سیر وسلوک : سُرِسِه و سُلقِسِه است.

پیشنهاد
٠

کتاب اصول الدین:" نوشت پایه های دین ".

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" ایستگاهها ": المواقف.

پیشنهاد
٠

رهنمود خواهنده به دورترین خواستنده:ارشاد القاصد الی اسنی المقاصد. ایجی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" اندیش ارسطو " :منطق ارسطو.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نوشتهء سیاست در کارگردانی ریاست. نوشت سیاسی در کارگردانی رئیسی. دانسته از ارسطو.

پیشنهاد
٠

کتاب النزهه المشتاق فی اختراع الآفاق:نوشتِ خاست خواهانها در پیگرد کرانها.

پیشنهاد
٠

در استوارش پیامبری و نخستش رمزهایشان:فی اثبات النبوه و تأویل رموزهم

پیشنهاد
٠

فی القوی الانسانی و ادراکاتها:*در قوه های انسانی و درکاهایش*.

پیشنهاد
٠

" نامه ای در رستگاری و راههای دهگانه": رساله فی السعاده و الحجج العشره.

پیشنهاد
٠

در بخشهای دانستهای اندیشه:فی الاقسام العلوم العقلیه.

پیشنهاد
٠

در بخشهای دانستهای خردی:فی الاقسام العلوم العقلیه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نوشتهء یافت از راهای داده، در باورهای ملت و شناسهء آنچه افتامد در آن است بر پایهء نُخُستَنِ از شپهء و نُوِش گمراهنده:کتاب کشف عن منهاج الادله فی عقای ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فصل المقال والتقریر ما بین الشریعه و الحکمه من الاتصال:پاره ای گفته ( ها ) که در میان آیینش و فرزانش از پیوستش هاست.

پیشنهاد
٠

" گِردهء فراکالبد ": جامع مابعد الطبیعه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سه نامه:ثلاث الرسایل.

پیشنهاد
٠

" بررسی فراکالبد ":تفسیر مابعد الطبیعه. کاوش. پژوهش. بازش. بازشگری. بازشوَری. بازشمندی. بازشی. بازوری. بازورزی. بازورزانگی. بازگری. بازنمایی. ب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تلخیص النفس: گزین خود ( خویش ) ( خویشتن ) . گزینش خود. گزینهء خود. چینش خود. گلچین خود. دستچین خود:تلخیص النفس.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" نوشتهء نویسندگان ( نوشتهء نوشتندگان ) " کتاب الکتّاب ابن الرشد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گلهای ستاره پیرامون پادشاهان مصر و قاهره:النجوم الزاهره فی ملوک المصر والقاهره. ابن تیمیه.

پیشنهاد
٠

" تَک کارگردانش ":تدبیر المتوحد. کارگردانش تکایه. کارگردانش همایه. کارگردانش زمایه. کارگردانش دیواره. کارگردانش قاره. کارگردانش کره. کارگردانش ...

پیشنهاد
٠

کتاب عیون الانباء فی طبقات الاطباء: " نوشتِ چشمه های گزارشان در پوشهای پزشکان. "

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" فلسفه ":فرزانش.

پیشنهاد
٠

" تاریخ فرزانگان ": تاریخ الفلاسفه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" تاریخ فرزانش ":تاریخ فلسفه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تاریخ فرزانشی:تاریخ فلسفی.

پیشنهاد
٠

" فرزانشِ نگری تاریخ ":فلسفهء نظری تاریخ.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فلسفهء تاریخ ابن خلدون:فرزانش تاریخ پور خلدون.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" دام و دانه ":منبع و ماخذ. " دامها و دانه ها ":منابع و مآخذ. دامه و دانه. دامک و دانک.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پخشیه:نشریه. پخشیات:نشریات. * دانشنامه ها ودیگر دستانه ها *:دایره المعارفها و دیگر مراجع.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دانست سازندگی:علم عمران، شاخه ها وشیوه های:علم عمران اصول روش های آن. شاخه های دانست سازندگی و آرمان و آماج آن. " دانستِ سازندگی ":علمِ عمران. شنا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

زندگی سرمایه شناسی مانند زندگی جامعه شناسی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

*عصبیت*:پیوند. پیوست . پوستش. پیوندش. پیایی. پیور. پیورز. پیورزندگی:عصبیت. ؛ *علت فاعلی*:انگیزهءکاری. انگیزهء کارایی. انگیزهء کارایان. انگیزهء کارش. ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کباب برگ. بر گ سبز. برگ درویش. بر سبزی است تحفهء درویش. برگ مردم. پوشاک . برگ نظام. ساز و برگ. برگ بی برگی. برگ وبار. برگ رسمی. برگ باری.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

رویه. برگه. نوشته. نوشت. نوشتچه. نوشتار. رویه آرایی. رویه بندی. نوشت پردازی. پیرایش. پیراست. ویرایش. ویراست. ایرایش:گرامر. تا نوشته ها دارای؛ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" زیستنامه ":بیوگرافی.

پیشنهاد
٠

هزارهء ابن مالک را دارد از بر می کند . ابن مالک و فرزندان و نوه هایش هم در همایش هستند. کسی پیایند پور سیناست کاری باهمایش و همایشوندان ندارد او به ک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

محاوره ای:حرفی. لزم حرفی. لفظ حرفی. لفظ قلمی:قلمی . لزم قلمی. لزم قلمی. لزم حرفی. دوگونه سخن را می گویم.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

زندگی باید تمدنی و فراتمدنی و برای جاودانگی و فراجاودانگی باشد و زندگی ساعتی و روز انگی دارای جایگاهی فروارزشی است. روزانگی. روزانه. روزانه ای. روزا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

منعقدشد:" بسته شد. گره خورد. "

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

" خودرسان ":استقلال. در سرمایه شناسی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ریختک:کاریکاتور.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

" ریختکگر ":کاریکاتوریست.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

طرخ:فارسی کهن و لری. " ریختگر تیکه " :طراح کیوت.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

صورتگر کیوت: نقاشی کیوت. صورتگر تیکه:نقاشی کیوت.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" تیکه ":کیوت. cute.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" صورتگری پُزی ":نقاشی فانتزی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

صورت. صورتگر. صورتگری:نقش. نقاش. نقاشی. صورت فارسی است؛ گرت باور نمی آید رو از" صورتگر "چین پرس. حافظ. پس ؛ " صورتگر ":نقاش.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

طرح:ریخت. طراحی:ریختی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" نزدِ من ":به زعم من.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کاربرد گُل در ادب فارسی بیشتر شنیدشی است تا چینشی ( شنیدنی ( سماعی ) تا قیاسی ( چینشی ) .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

گُل یعنی شناخته و آشکار و نمایان و نمونا می گویند گل زیرا گل در هر کجه باشد ادور ونزدیک نمایان و چشم ناز استو میگویند زغالها گل کرده اند یعنی قرمز شد ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سنگلج. سنگله:بَردگِله به لری سنگهای بزرگ، صخره .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

وضع:نهاد. توضیع:نهادن. وضع نمودن:نهادینه کردن. جعل:هلیدن، بهل هر چه شد شد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پخش:اطراد. پخش نیست:اطراد ندارد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ویراست". ویرایش. ویراستار. ویراستاری. ویراستمند. ویراستگر. ویراسته. نو ویراست. نوویرایش. نو ویراستار. نوویراستاری. نوویراستگر. نوویراستمند. نوویراس ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مرج ها به دست می دهد: به اقتًضای شرایط. مرج:شرط. مرج بندی:شرط بندی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سورهء اقراء:" سورهء بخوان ".

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سوره ":زودی برگه ای را سُور ( سوره ) کرد. زودتر به جا آنکه بگویند زودی برگه ای را سیاه کرد . می گفتند زودی برگه ای را سور ( سرخ ) کرد. شاید ، چنین بو ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" باریک بین. باریک گو. باریک نویس. باریک پندار. باریک اندیش. باریکش. باریکشا. باریکشان. باریکشانی. باریکشانیان. باریکشانیانه مندی گرویپندارانگی های ا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فرزانش ها دو گروهند؛ ۱_بادستگاه ( با دستگاه منطق صوری ) . ۲_بی دستگاه ( بی دستگاه منطق صوری ) . که گرم دستگاه و سرد دستگاه نیز گفته شده است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧

" نژاده. نژدگی. نیک گهر. بوته دار. گرامی. باارزش. بامنش. باریشه. با رگ و ریشه. خمیرهء نیک. پایهء نیک. اصل نیکو. پدر مادر دار. پدردار. مادردار ":نجابت.

پیشنهاد
٠

داشته ها و پسران آرایش زندگی دنیایند و نیکماندها نیکند به پاداش نزد پروردگارت و نیک ترین آرمانند. ( نیک ترین آرمان از تمدن تا بهشت. )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نوچه: تازه یادگیر. تازه یادگیری. تازه کلاس. نوکلاس. تازه چه. نو ورزش. تازه آموخته. تازه آموخت. نویادگیر. نویادگیری. نو آموخت. نوآیین. کهنه چه:کهنه ک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-٢

" چِک =چهار گوش کوتاه ":مربع. " چِب =چهارگوش بلند ":مستطل. " چرخَن ":دایره.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" کَرته. کَرت ":مستطیل. " خِشتِه. خِشت ":مربع.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" کدبانو ":hausvife. " کدبابا ":hausehasebande

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" رسیدگی بهداشت ":سرویس بهداشت. بهداشت. بهداشت رسی. کار بهداشت. کار وبار بهداشت. بهداشتش. بهداشتشان. بهداشت ایشان. بهداشتتان. بهداشت شما. . . . . . . ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

" گزینش کانشی ":انتخاب طبیعی. " گزینش کانش ":انتخاب طبیعت.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

هوار. داد و هوار. کمک. امداد:که محاوره را می رساند پس فارسی است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

حَرفی:محاوره ای.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

زیبا. زیباتر. زیباتری. زیباترین. زیباترینِش. زیباترینی. زیباتران. زیباترانه ترین مندی. وارانه مندی . گراییانهگرایی. هایشان. most beautiful. زیباتران ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بیش. بیشتر. بیشترک. بیشتَرَکش. بیشترکشان. بیشترکشانگیوارشی. . بیشتری. بیشترین. بیشترینه. بیشترینگی. بیشتران. بیشترانه. بیشترانگی. بیشترش. بیشترشایی. ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دل و دماغ؛ دل می شکند. دماغ می پرورد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" دُوکُتِه ( دوقطعه ) ":بیسکویت.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دانه با آب بارور گردد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

اخلاق:رفتر. کرداد. گفتار. منش. سرشت. کاروبار. دادوستد. آزمون. آزمایش. هنر. . توان. خمیره. بن. تَه. بیخ. ریشه. پیشه. روند. رند. آرزو. آرمان. آیین. آور ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" رفتار کشور داران ":سلوک الملوک.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ارزشنکه گی. ور. وری. ورزی. مندی. وارانه آیینی:قدر دانی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ارج دان. ارجدانی. ارج دانستن. ارجمند. ارجمندی. ارجا. ارجایی. ارج ور. ارجوری. ارج ورز. ارج ورزی. ارج. ارجش. ارجا. ارجای. ارجایش. ارجایشی. ارجایشمند. ا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

می برازد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بزرگش:متکبر. بزرگش یافت:متکبر شد.

پیشنهاد
٠

نصایح:اندرزها. فضایح:رسوایی ها.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نصایح الصغار:اندرزهای کوچکان. کوچک : می کوچد کمکمک جابجا میگردد. نصایح الکبار:پندهای بزرگان. بزرگان: مبرازد. آشکار است. بزرگ شده است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

برخط بنگر که خود هنر می باشد. چون دانه و کشت برزگر می باشد. مانندهء کار و کارگر میباشد. دریاست ودشت و هم کمر می باشد. شهرام ص . صمد شهرام

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

"شکوهش. شکوهمند. شکوهور. شکوه ور. شکوه ورز. شکوورزا. شکوه ورزان. شکوهورزانه. شکوه ورزانگی. مندی. واران. باشی. گروی. گرانه. مند. ناک. ش. ها. شکواهن. ش ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" فرمانفرما ":اباطره به عربی. امپراتور.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

قدیم و ندیم: کهن و کنون. اکنون. اینک. آنک.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فِرَه ( لری ) فراوان. بسیار. زیاد. بیشمار. افزون. افزونه. افزایش. بیکران. بیمرز.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گونیا:" گونا. ریخت. نوع. شکل. صورت ".

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" رازوریهای نوپیدا. نویافته. نو. نورسیده. نوآمده. تازه یافت":عرفان های نوظهور.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" دانش کهن و شَهرِشِ نوین ":العلم القدیم و المدنیه المحدثه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آنانکه سخنگوی زمان می باشند. دانند سخنگوی کسان می باشند. وآنانکه از این اش یکی را نبوند. گویند نه اینند و نه آن می باشند. شهرام ص.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

با باور یزدان تو دگر شاد بزی. همواره تلاش کن و آزاد بزی. اندیشهء سازندگی هستی کن. ای بندهء او تو به چو او راد بزی. شهرام ص.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بر زن بنگر که مادرت می باشد. یا آنکه عروس پسرت می باشد. از این سه دگر در جهان برتر نیست. دیگر بنگر که همسرت می باشد. شهرام ص

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در هر چه که هست کار انسانی کن. آن هم به روند و راه یزدانی کن. در دولت و در همایه و در تاریخ. جاوید بیندیش و چو می دانی کن. شهرام ص

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مادر سه روند است که روان می باشیم. غمگین و عادی و شادمان می باشیم. پس می نکند فرقی بر انسان کم وبیش. این است روند و جاودان می باشیم. ص شهرام.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" تُهی و پُر ": خلاء و ملاء.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" زیِ خودها ":حیاة النفوس.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" پسانهء گمراهی ":عصر جاهلی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" آخ و لاق بر شمار راه افلاطون و شمار راه ارسطو ":اخلاق حسب رای افلاطون و حسب رای ارسطو.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نسخهء پایه ای = نسخهء اصلی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نسخهء آلشتی در خورد و خوراک و دود و دم آسیب رسان به همگان است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" نسخهء آلشت. نسخهء آلشتی ":نسخهء عوضی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خوراک آلشتی. غذای آلشت:غذای عوضی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

" به نمودشان ":بساحتهم.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" نمودها ":ساحتها.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" نمود الهی ":ساحت ربوبی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" پاکان نمود ":برائت ساحت.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" نابی نمود. پاکش نمود. پاکای نمود. پاک نمود. پاکا نمود. پاکه نمود" :برائت ساحت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" نمود خانه ":ساحت خانه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ساحت: نمود است و در هر پدیده ای نمودی هست.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

: نمود ":ساحت.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

نمود:ساحت.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نمود ناب. نمود پاک:ساحت . . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" تن پیرا. روان پیرا. خرد پیرا. اندیشه پیرا. ذهن پیرا " :پزشک.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خیام ترانه های خوبی می گفت. باخواجه نظام الملک هم بودی جفت. در بخش ریاضیات هم گشت رئیس. بنوشته و اندیشه بسی داد و بخفت. شهرام. ص

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

این کشتی هستی که بر آب روان است. دارندهء آن فرای هر فکر و گمان است. فرزانش خود را به روند خویش داراست. در جایگه و فرای سبک همگان است. شهرام. ص

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ماتریالیسم دیالکتیک:" مادیگری کشمکشی ". " کشمکش ":دیالکتیک.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گفتشان:مذاکره. گفتشانها:مذاکرات.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شنود دانست کالبد؛ شنودکالبد:سمع الکیان. کالبد:فیزیک. طبیعه. طبیعی. طبیعیات . فراکالبد:متافیزیک. ماوراءالطبیعه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

همانند. مانند. مانندها. مانندهای :امثال. امثال او:همانند او. مانندهای او. مثل او:مانند او. در همایشهای دانستی و آکادمی بسا گفته شود اندیشه اش قد ن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فرای چینه و بی چینه گر دد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

مرج. مرجان. مرجا. مرجانه. مرجانِگیوار. مرجی. قمار. قمارش. قمارا. قمارینه. قمارانه. . قماری. برد. بردی. بردانه. باختانه. بردانگی. باختانگی. باخت. باخت ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" ریزه باوری. نِکِه باوری. سرمه سابی. سرمه ساب باوری. سرمه باور. باوری. مندی ":ذره باوری.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

هسته گرایی. اتم گرایی. دانه گرایی. دانِش. بزرگرایی. اَتُخم. اَتُخمگرا. اَتُخمگرایی. تُخم گرایی. خِرمَنِش. خِرمَنگرایی. خرمنگرایانگیوارناکیمندیهایش. ب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

شایسته. بایسته. در خور. درکار. لازم. آویز. حق. بایا. شایا. پیش. پیشه:assumption.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

انگاشته. انگاشت. پنداشت. پنداشته. جایش . جایه. جایا. درست. درسته. درستا. درستیندرستش. درستوار. راست. راستی. راستین. راستانه. راستینه. راستایی. راستش. ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

استوار. استوارش. استوارگی. استوارایی. استواراییناکیمندی گی ها. روا. روایانه. روایانگی. روایانش. روایاوارگی مندی باشی گری وار ناک یها. برجایش. برجایشه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ایرِشت. برخورد. پیشامد. پیشایند. . رویداد. پِت. نوک. پت و نوک. رویارو. رویاروی. برخورد. بهم برخوردن:accident.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آبِسَرد. نابراورد. بی براورد. بیخود. بیجا. بی هیچ:absurd.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

acceptance:دریافت. پنداشت. پندار. دریافتش. دریابش. پندارش. پنداشتش. دریافتش. دریابا. دریاکاری. دریافتاییانگیوارمندانه ها. دریابانه. دریابانه گی ورزی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گرفت. گرفتا. گرفتینه. گرفتینگی. گرفتشی. گرفتشایی. گرفتمند. گرفتمندی. گرفتمندگیواریگی وارش ها. بخودگرفت واریگرا مندی وارانه ورزی ها. گرفتن. گرفتش:abso ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

جهان مرزش. جهان پیما. جهان نورد. جهانگرد. جهان دار. جهان پوش. جهانی. جهانیت. جهانش. جهانمند. جهان ورز. جهان ور. جهان وار. جهان واره. جهان دار. جهان د ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

روا#رویه. رویه:تصدیق. affirmation. روا:تصور. idea ( . concept ) .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

باداباد. روند. دَو. رو. رونق. روش.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

act of thought: هنر اندیشیدن. کار اندیشه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جستار. گفتار. نوشتار. گشتار. گردار. واژار.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سرپا:سر فصل. ؛ فصل:آورده بودیم فصل پای سال است. پاسال که میشود فصل.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تطور : جورواجور. نامانی. روندپذیر. روندناک. روندمند. دگرنده. دگرشو. دگرشونده. دگر شوندگی. دگرورز. دگورورزی. دگرورزندن. دگورزندگی. دگرورزندش. درگرور. ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

دریدانه. دریدورزی. تو. تورو. توروی. توشو. توشد. توور. توورتونما. تونمایی. توگری. تودلی. توبر. توبری. توکری. توکر. توکرد. توکردش. توکردشانه. توور. تور ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

قاتی. قاتیکردن. قاتیگرا. قاتیگرایی. قاتتیور. قاتیورز. قاتیورزی. قاتیورزیگر. قاتیورزیگرا. قاتیورزیگرانه. قآتشکار. قاتیکاری. قاتیباش. قاتیباشی. قاتیباش ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" جهان اندیشه. جهان اندیشگی. جهان اندیشوار. جهان اندیشواری. جهان اندیشوارگی. جهان اندیشایی. جهان اندیشا. جهان اندیشن. جهان اندیشند. جهان اندیشگی. جها ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

وار. وارن. وارانه. وارانا. وارانش. وارانه. وارانیدن. وارانا. وارانایی. ورانور. ورانورز. ورانمند. وارانه. واراندگی. وارانمنش. وارانه سرشت ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

فن شناسی. فناوری. فناورزی:تکنولوژی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

sablimation:فراز. فرازش. فرازنا. فرازناک. فرازین. فرازناک. فرازمند. فرازمندی. فرازور. فرازورز. فرازجا. فرازگاه. فرازند. فراننده. فرازندگی. فرا. فرارَ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بستهء راست#. :باز راست. بستهء راستی#. باز راستی. بستهء راستین. #باز راستین.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آزموده و افتاده. آزمایش و افتش. آزموده و ناآزموده. آزمودن و نا آزمودن. آزما ونا آزما. آزمایشگاه و زایشگاه. آزمایش و زایش. آزمود و رازمود. آزم ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جوهر مدرک:گوهر دریاب. گوهر دریافت. گوهر پنداشت. دریاب:دریابنده. دریافت: دریافتگر. پنداشت:پندارنده. پنداشتگر.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

* گِرد میان راههای دو فرزانه. ( افلاطون الهی وارسطو ) . بابایار فارابی *. الجمع بین الآراء الحکیمین، افلاطون الهی و ارسطو. ابونصر فارابی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فارغ: پایِ رو. پای رفتن. دور شدن. پرداختن.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بوته:بو وته. بن وته . نوشته که می شود بوته. پس بوته فارسی ناب است و لری هم بُتَه می گوییم و لکی هم بِتَه می گوییم.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

همه ای ها:کلیات. " همه ایات در پزشکی ":کلیات فی الطب. همه ای :کلی. همه ها:کل ها. ناهمه ها:نا کل ها.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جمع: گَل. گروه. لِف. بُرّ. قِرِه. شمار. چند. دسته. بسته. مشتی. خیلی. گِرد. انبوه. بسیار. فراوان. افزونی. یِک مِنَتَه. بری. چندی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

همه چیز را همگان دارند و همگان و همه چیز هنوز رونمایی نشده اند. شهرام ص

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" مرز ایست ":حد یقف.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

الاشباح:گمان ها. وقیل بالاشباح الاشیاء انطبعت:و گفته شده. به مانندی، چیزها چاپِش یافته اند. ۲۱//۶۰ images; mental similitude; گمان ها. همانش بُنی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

, اسماء الله الحسنی:ایزد نامهای نیکا. the most beautiful of God. 22/48

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

السماء الله التنزیهیه:ایزد نامهای ناغش. the purifying names of God.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

الاسماء الله التشبیهیه:ایزد نامهای همسانه. the assimilatingname of God. 5/160

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

الاسماء و الصفات: نامها و نشانها. names and attribures. ( Divin ) ۲۱/۶۳

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

الاسماء والرسوم: نام ها و نماها. name and traces. حدث وجدد من المرتبه الاحدیه:شده ای یافته از جایگاه یکایی. ( ۱/۱۱۴

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

الاسماء :نام ها. اسمها. Divin names. کالمبدی المبدع المنشی المکون:مانند آغاز سازنده نشاندهء باشنده.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اس المطالب ( ثلاثه ) :" پایه پرسش ها سه اند. سه پرسشهای پایه ای". the basic question.

پیشنهاد
٠

الاسد و الاخصر:سخت ترین و کوتاه ترین دلیل الاسد و الاخصر یبطل التسلسل:دلیل سختترین و کوتاهترین می تواند زنجیره ( تسلسل ) را بِتِلاند. تسلسل:از سیلی ...

پیشنهاد
٠

الاستیعاب الشمولی: ( converiفراگیرهرکدام فراگیر. ) converting whole without leaving anything. گزارش همه بی انداختن هرکدام. گزارش همه بی انداختن ی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

استعدادات:توانشها. preparedness. عودها بجملتها: برگشتش به گذارده اش. گذارده:جمله.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

الاستعداد:preparedness :توانش. نسبه تهیوء الشیء الی الشیء المستعد: در خور آمادش چیز به چیز آماده. ۳/۱۰۸. یرتفع بطریان الفعلیه: برداشته می شود به ر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

الاستدعاءالمطلق:absolutedemanding. خواستهء مطلق. کما فی وجود المعروف بالنسبه الی عدم العله: چنانکه در هستی شناخته به در پیوسته به نا انگیزه است. ۲/۹۹

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

الاستدعاء بلااقتضاء:خواهش بی رسش. demanding without requirement. کما فی وجودی المتضایفین: مانند آنچه در هستهای هم افزوده.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

الاستدعاء:خوانش. demanding. الاعم من الاقضاء:پوشش تر از تُندا.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

الاستحاله:دگرچون. دگر چونی. qualitativ change. , مثال لمراتب الشدید و الضعیف فی الاشتداد. متل ( مثل ) است برای روندهای سخت و سست در سختیدن.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لازیدیه و الانقصیه:زیادتر و کمترین. من اقسام التشکیک:از بخش های شِکنمایی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

الازمنه؛ المقادیر الحرکات الدوریه ازمنه:اندازه های جنبشهای چرخایی زمانها۲/۲۱۴ . السابق والاحق غیر مستمعین بالذات فیها:گذشته و پیوسته نا گرداینده به ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

الازمنه :" زمانها. "

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ارتسام الاعدام و الوهم: "کشیدن نبودها و گمان ". باعتبار الاضافه الی الممکنات:" به انگار افزودن به شایدها ".

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

الارتباط الحقیقی: پیوند راستین.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

الارتباط الی الجاعل:" پیوند به نهنده . "

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

الادوار الفلکیه:قِرهای چرخایی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

الادراک؛ نحوی الادراک، ای التعقل والاحساس: سبک های دریافت، اندیشیدن و یابیدن. سبک های پنداشت، خردورزی و دریافت.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

الادراک :دریافتها.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

الاخص: ویژه تر.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

الاخبار بلا اخبار:گزارشهای بی گزارش.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

الاخبار :گزارشها.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

الاحوال:جاها.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دستورهای خردی. دستورهای اندیشی:الاحکام العقلیه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دستورهای هستی:احکام الوجود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

الاجناس العالیه: جنسهای برین. المتفاوته بنفس ذواتهاالبسیطه: ناهمسان به خودِ سرشتِ ساده اش.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

الاجسام العالیه:جنسهای فرایین.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

الاجسام:تنها.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

الاجزاء المقداریه:پاره های اندازه ای.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

الاجزاء المرکب الحقیقی:پاره های درهم راستی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

الاجزاء العینیه:پاره های خودشی. پاره های خودی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

الاجزاء العقلیه:پاره های خردی. پاره های اندیشی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

الاجزاء الخارجیه:" پاره های بیرونی . "

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" فرق:باز. بازش. بازشی ". تفاوت:" دور. دورش. دورشی. ".

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تفاوت:دوری. دورش. ناهمسان. ناهمسانی. ناهمانند. ناهمانندی. جدا. جدایی. جدایگی. جدامند. جدامندی. جداوار. جدا واری. جداوارگی. جدایند. جدایندگی. جدایندگی ...

پیشنهاد
٠

" افتامدِ افسونی ":ریالسم جادویی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" ناارگانیک ":ناسامانشی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

" سامانشی ":organic.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" پاره های مرزی ":الاجزاء الحدیه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" همایهء رویاروها ":اجتماع المتقابلین.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

همایه. زمایه:اجتماع. دیواره:خانواده. تکایه:فرد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اثر الجاعل: " جای گذارنده ".

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

الاتصاف:ویژش.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اتحاد المدرک و المدرک:یکش دریافته و دریابنده ( دریافتور و دریافتگر ) .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" یکش ماده و صورت": اتحاد الماده والصوره:unity of matter and forme.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اتحاد الزمانunity of time. یِکِش زمان. شرط الزمان: مرج زمان.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

الاتحاد بحسب الوجود:unity withregard to ( external ) existence. یکه بر پایهء هستی .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

الابداعی:originated. ( with no preceding elemet ) ( کون الفلک ابداعیا:" بودن چرخ آغازند. آغازش ) "

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" پیما. پیمایش ":مسافت. " پیماها. پیمایشها ":مسافتها. " پیمایی. پیمایشی ":مسافتی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

الآنیات:momentary things کالوصولات الی حدود المسافات. آنکها و اینکها. مانند راههای به مرزهای پیما یشها ( پیماها ) .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

الآناتmoments. ; units of time. اوعیه الآنات۷/۱۱۳؛اطراف الآنات. ۷/۱۱۳:آنکهاو اینکها. ژرف های آنَکها و اینکها. گِرد آنَکها و اینکها. ژرف:ظرف.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

الآن:moment; unit of time: اینک. آنک. هو الحدالمشترک فی جزئی الزمان۸/۱۸۰* آن مرز میان در جزهای زمان است. هو حد الزمان کالوصولات و المماسات:۵/۱۸۶* آ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

" بازش دانستهای فراکالبد ":بحث علم ماوراء الطبیعه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

حکمت اولی:" فرزانش والا. فرزانش برین. فرزانش فرا. فرزانش فرازین. فرزانش والایی. فرزانش والایین. فرزانش فرازا. فرزانش فرازنده ".

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بنیاد ساختار فراکالبد فرزانش. ساخت بنیاد فراکالبد فرزانش. ساختار بنیادین فرزانش ساخت سبزواری. بنیاد ساختی ( ذهنی ) فرزانش کالبدی و فرا کالبدی و ان ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مِه آلود :" کَرِّ پی آلود ".

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

راه حل:" راه گُشا. راه گُش. ره گُشا. ره گُش ". نوشته بودیم که حل فارسی است در شهراوردی پهلوانان که آهن را کج و به زبان فارسی کهن و لری کج را حل میگوی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

قندایی:حلوایی. آورده ایم که حلوا فارسی است زیرا با حول وبا حول باش و زود باش درست میشود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-٢

سوداو اندیشه؛ گاهی انسان سودا می کند گمان برده است که می اندیشد. من سودا می کنم پس هستم#من می اندیشم پس هستم. سود برای فردا هم دیبچهء اندیشه برای آ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اخراج:" دست یافت. دست یابی. دست یاب. دست یابش. دست آورد. دستاورد. دستاور. "

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

هنجارورانه. هنجار وارانه. هنجارمندانه. هنجارینه. هنجارانه. هنجارش. هنجار. هنجاری.

پیشنهاد
٠

" دست به کار فرا هنجار ":اقدامات فو ق العاده. دست به کاری فرا هنجار زد. . . . دست به کارهای فرا هنجار زد . . . . دیس به کا هایی فرا هنجار زدند. . ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" فرایاد ":فوق الذکر.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" دانست دیرین و شَهرِش نوین ":علم القدیم و مدنیه الحدیث.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

متخصص فارسی است زیرا اصل وپایهء آن خص است که به زبانش لری و فارسی کهن است و وزن که داناک دهخدا آورده است که از پیش درزبان فارسی بوده و بزرگان ادب خوا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" کارورزشناسی ":کاردیولوژی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" ویژانمَند قلب ":متخصص قلب.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" فراویژانی ":فوق تخصصی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" فرا ویژن ":فوق تخصص.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

من غیر عمد ترونها:از ناستونهایی که دیده ایدشان. ؛ که شاید ستون هایی باشند که تا کنون ندیده ایم. ویا سپس می بینیم. و یا ستونهایی که دیگرانی ببینند که ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ویژگی انسان گوناگونی های بسیار فراوان ژنی. اندیشه ای. آرمانی. سرمایه شناسی. سیاست شناسی. فرهنگ شناسی. خانوادگی. تاریخی. جغرافیایی. هوشی. پسندی. گزینش ...

پیشنهاد
٠

" پیشوا و الگو ":امام و مقتدا.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" پیشوا و پیشوا زاده ":امام و امام زاده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اِعداد:" آمادگی ". در رسانه ها و دِگره ( غیره ) .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اشراف:" نگرش ".

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" پیرویت ":تابعیت.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آیا فرزانگان الهی باور و فرزانگان مادی باور همانندیهایی باهم دارند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سوژه:" ساخته "#اوبژه:" آخته ".

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" سوسهء پایه ای ":سوژهء اصلی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" سوسه ":سوژه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" رگ و ریشه. آب و خاک . ته وتو. تنه و شاخه. سر و ته. سر و بن. شاخه و ریشه. تَنه و بُنه. زیر و رو ":اصل و فرع.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آنچه پایه اش فارسی است و مایه اش فارسی است لفظ ( لَزم ) و وزنش هم فارسی است. داناک دهخدا آورده است که زبان فارسی در آغاز دارای پایانش و گردانش بوده ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" در زمان کُهن کُهَنا ( کهنها ) گفته اند " :از زمان قدیم قُدما گفته اند. بسا که کاهنها به چم ِ کُهنها باشد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

"دریاب. دریابش. دریابانیدن":تفهیم. تفهیم:" آموزش. آموختن. "

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" پنداشت خوانی. پنداشت یابی. پنداشت خوان. پنداشت دان دریافت خوانی. دریافت خوان. دریافتش. پنداشتش. دریافت. پنداشت ":تفهیم. تفهیم کنید:" بگویید. یاد آ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" گوش خوانی. دهان خوانی ":تلقین.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دِچ به لری و لکی یعنی ( یا نه ) پر؛ سیل دچ بیه:استخر پر شده است. دِچادِچ به چم پُرِ پُر.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نزدیِکش. میانِش. دورِش.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پایینِش. بالایِش. فرودِش. فرازش. چپِش. راستِش. اوجِش. تهِش. این ورِش. آن ورِش. درازش. پهنِش. ژرفِش. رویِش.

پیشنهاد
٠

راستش دو رویان در پایینِش دوزخِ از آتشند. و یاوری ایشان را نمی یابی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خدای خوبیها خوبیها را از آن شما نماید. ایدون باد . چنین باد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خدا نیکت بده. خدا نیکتان بدهد. خدا از شما در گذرد. خدا ازت بگذرد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خدا برای شما بهترینها را داشته باشد. خدا برایتان بسازد. خداهمهء نیکیها را پاداشتان نماید. خدای خوبمان پاداش خوبتان دهد. آفریدگار کارتان را درست ک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پاداش نیک شما را از خدا خواهان و خواستار میباشم.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خداوند بزرگ برای شما پاداش فرا ذهن وفرا زبان بنهاد و بدهاد. خدا به شما پاداش نیک بدهد و بنهد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-٢

دیپلماسی:" کاریابشی ". دیپلمات:" کاریابش ".

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

روزگاری بود که نویسندگان و خامه به دستان زبان فارسی زبان از پایانش و گردانش زبان فارسی می زدند . نگو واژگان فراوان در ترجمهء دانشهای نوین و همتاهای و ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

از بهر شما سخت و بر ما ساده است. هر نقشهء شعری که مرا افتاده است. هرگاه قلم گیرم وچامی گویم. گویی که زدیرها مرا آماده است. شهرام ص.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

رستاخیزِ فناوریِ در دست ۵۰ سال پیش. همراه. خودپرداز و . . . . . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تاریخ دانست: تاریخ دانستها:دانش. فرزانش. آیین. راز=دانشها. فرزانشها. آیینها. رازوریها. علم و دانش یکی از رشته های دانستها به شمار میرود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" گل نمودن و گل کردن ":تاریخ شدن.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جغرافی:" جای گردیدن و پی زدن پس فارسی است ".

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تاریخ و جغرافی مانند زمان و مکان هستند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" سراینده و شاعر چند زبانی و یا چند زبانه ":ذولسانین.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خور زی: خورشیدزی. هورزی:خورشید زی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سحاب:" سیاهی و آب. واسه آب ". فارسی است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" کوی ناب ":ناحیهء مقدسه. گر چه ناحیه نیه است مانند قلمرو.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اینکه در زبان لری و لکی به کسی ( قدو ) گفته شود شاید به چم قطع دوغ باشد چون در کهن همهء مردم دوغ داشته اند و اگر تژگاهی و تژگاهایی دوغ را ازدست داده ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دانست ( دانش ) پنهان. دانست نهان. دانست ناآشکار. دانست نانموده. دانست ناشناخته. دانست ناشناس. دانست نایافته. دانست نایافت . دانست نادریافته. ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بنگر که شراب ما لُران دوغ بود. جامی بزنی تا دلت افروغ بود. با سفره ویا بی سفره ای می باشد. در کولکه ای و یا به کولوغ بود. شهرام . ص

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بنگر تو به هر ترانه یک آیین است. از فرزانش و دانش و راز ودین است. خیام سراید رودکی یا بوالخیر. دهری بسراید یا که یزدان بین است. ص شهرام.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گویند که هر که هست همین است که هست. پرهیز ز آب شب مانده و همیشه است. ترسنده و بی باک کنون یکسانند. تا کیست گرفتار و که باشد تا رست. شهرام. ص

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دانسته فرای دیده و بشنیده است. زیرا که خرد فرای گوش و دیده است. اندر دل تو دماغ تو افزون است. آرای کدام یکش بپسندیده است. ص شهرام ( صمد شهرام ) .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

از ششصد وسی و سه کاشی ای دیدند. کز بهر ترانهء خیام بگزیدند. ( کو کوزه گر و کوزه خر و کوزه فروش ) . بگزیده و بنوشته و بپسندیدند. شهرام ص.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کم بود خودت رانگری کم باشی. گرسور بهشت باد به ماتم باشی. وآنگه که پوشش فرا گیرت باد. بی باک ز آتش و آب زمزم باشی. صمد شهرام ( ص . شهرام )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فرزانش هستی بنگر نیک بود. دانش که دانیدهء جبریک بود. یزدان که ویرایش و پیرایش راست. نیکو بنگر کو همه را تیک بود. ص. شهرام ( صمد شهرام )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بنگر که به کار زندگی درکاری. وآنگه به کنار زندگی بیکاری. در پرسش زندگی و در پاسخ آن. اندیشه و آرمان چه می پنداری. شهرام. ص

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

"دشت. داشت. داشته. پهنه. گستره. گسترش. پهنش. باز . بازه. بازش. بیابان ( بی آب. پیداکن ) . بیابانه. چشم انداز. تخت. تختی. تخته. ماهور. کف. کفی. هامون. ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

قلب در زبان مردم گاهی به معنای دیر دریافت است نمونه را می گویند نام قلبی دارد ویا نام کیک کالا قلب است. گاهی هم به معنی آلشتی و عوضی بودن است میگویند ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

اُمَت:از یک مادر . مادراشان یکی است. شاید از باب آسانش و تسهیل باشد. زیرا نمی توان اَبَت را آسان گفت و یا اُبُوَت گفت پس به آسانی اُمَت گفته می شود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تاپیک تاز. تازتاکتیک. تاکتیزتاخت. تاخت تاکتیک:تازیان.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تاریخ به جغرافی خود می گذرد. شهرام. ص مصرع سوم.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اما و اگر را نتوان کرد سرود. بر هر چه سراینده چه گویید درود. تاریخ به جغرافی خود می گذرد. بسرای و ِببُرّ و خود بینداز به رود. شهرام ص. شهرام. ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کین. آز. بخل. رشک. تقاس. دژ. تنگ. کین ود. رو خواه . بداندیش. بد. زشت. زننده. کُشنده. خشم.

پیشنهاد
٠

در زبان و واژگان فارسی چند وجهی بودن جایگاه واژگان را به دست می دهد. و وزن واژگان به راهبرد واژگان نمی پردازد.

پیشنهاد
٠

" اِگهارِ نِگر ":اظهار نظر.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

چم: در زبان لکی به پنداشت و دریافت ومعنی چشم است پس ( به چمِ ) "به چشمِ "معنی می دهد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تاز. تاخت و تاز. تاز و تاخت. تازوتاز. تازش. و تاختش. تیزتک. تیزتاک. تاکتیز. تازتاخت. تازش و تاختش. تیزتکتاز. تیزتاخت تاک. تاخت تیز. تاخت تاز. تازیدن. ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" نام گرامی. نام گرام ":اسم اعظم.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شناخت. شناسنده. شناخته؛ دانش. دانشور . دانشوریده:علم و عالم ومعلوم. دانش. دانشمند. دانسته. معلوم: شناخته. روشن. آشکار. دانسته.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" خورد و خورنده و خورده ":اَکل و آکل و ماءکول.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بزرگواران؛ بزرگ ویران=در یاد وویر بزرگ می نمایند. بزرگواران و ار و ور برگ وبار =دارای میوه هستند. بزرگ بهر =دارای بهرهء بزرگی میباشند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" بادابادجویی ":ماجراجویی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یک رشته از رشته های دانستها بسا برای جا افتادن به سالها و یا دهه ها و یا نسلها زمان نیاز دارد تا شناسه گردد ودر روند دانستوری جا بگیرد پس نباید زود ب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" با این روند . با این روش. با این منش. با این کار و بار ":با این حال. با این کار.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" با این چگونگی ":با این حال.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" با اینها ":با این حال.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

با این: با این حال.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

" برش سرود ":قطعه شعر. به جای قطعه واژهء " بُرِش " را به کار می بریم.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

درست داشت. درست داشتن:صحه گذاشتن. این سخن را درست داشت. آیا این سخن را درست می دارید.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

چامه اندیش. چامه اندیشی. چامه سرا . چامه سرایی. شعر اندیش . چامه اندیشی. چامک اندیش. چامک اندیشی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

چِشِمان:ذوق. چِشِمان زده:ذوق زده. به چِشِمانش خوش آمده است:به ذوقش خوش آمده است. خوش چِشِمان: خوش ذوق. چِشِمان:مذاق. ذوق: چشش.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

عید:جشن. مواعید:جشنانه ها. " جشن و جشنانه ": عید و مواعید. جشنانه:عیدانه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٨

" سرود وساده ":نظم و نثر.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

میانجا. فسیح. " میانجای بهشت ":فسیح الجنه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" یابِشها گِرد " :حواسها جمع.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" یابشگِرد ":حواس جمع.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بپا. بدار. داشته باش. درکارباش. درکارشان باش. نگاه کن. چشم داری. ببین. بنگر. پاس دار. نگاهدار. نگاه بان. فراموش نکن. چشم نینداز. به هوش ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" یِکسانِه:تنظیم ".

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" چاهنما#راهنما ".

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" پُویَک " :دینام.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

پری=فراپری. حور= فراحور.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

گل می وزد زدست و دامانش. می می رسد ز هر دو دستانش. ص. شهرام.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

علت به چم و پنداشت ودریافتِ همه چیز هم هست علتش این است یعنی همه چیزش این است و یا همه چیزش چیست. الکل را رازی اِل کُل و سپس به روند الکل نامید تا هم ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" فرازه ":پوئن.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" برابرِش ":تطبیق. برابرش زبان نوشته با زبان گردانیده. برابرش زبان متن با زبان ترجمه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" بازدید . بازخوانی. برگشت. بازدید ":مراجعه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نُه گانِه ها . گِرد اثر های فلوطین. لطفی تبریزی. چاپ پخشهای خوارزمی. این نوشته ها پنجاه و چهار اثر است که در نه دستهء شش تایی ساختار دارد. انآد ن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

زِک:اگینستagainst.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" به طور کانِشی ":به طور طبیعی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" پر و پیمان " :fullfilment.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

صد آفرین صد آفرین بر این نخستین چامه ات. صد دفتر و دیوان زنی از خامه براین نامه ات. شهرام. ص

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سلپیده. ( سِلپِس به لری ) :گسلیده. لگام سلپیده:لگام گسلیده.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

بنامیزد. بسم الله. نامِ خدا. بِنامَش. بِنامَت:بسمله

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پنهانه کرد. پنهانه کردم. . . . . . استتار.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" پردش ":استتار.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

پنهان. پنهانش. پنهانی. پنهانک. پنهانا. پنهانیت. پنهانور. پنهانورز. پنهانا. پنهانک. پنهانوار. پنهانان:استتار.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

استتار:پوش. پونما. پوشنمایی. پوشش. پوشیدن. پوشاندن . پوشانیدن. پوشان. پوشانش. پوشای. پوشایه. پوشک. پوشَن. پوشاک. پوشا. پوشایه. پوشاکه. پوشینه. پوشانه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

داشتن:مواظب.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" نگاهدار بودن. درکاربودن. سروکار داشتن ":مواظب. مراقب

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بپا:مواظب باش.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یابش گرد:حواس جمع.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سرزمین زبان نباید در دست دیگران باشد. وهر بهانه ای واگذاری سرزمین به بیگانه است. وآنگاه دشمن پیروز است که سرزمین زبان را بگیرد. پس پیروزی زبان درکام ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تیو=تیو:پابرجا . استوار. نیو=نیوا: دلیر.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" لَبی بودن آزمون دانشگاه ":شفاهی بودن آزمون دانشگاه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آموزگار سوم" میر ستا کاوا داماد" دارنده و نگارندهء" اخگرها ". معلم سوم میر محمد باقر داماد صاحب و کاتب" قبسات ".

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" سامانهء فرزانشِ فرزانه پُرا رهجو سبزواری ":منظومهء حکمت حکیم ملا هادی سبزواری.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

من. تو. او. ما. شما. ایشان. هرکسی هر گناهی انجام دهد و بکارد ؛ سه گناه؛ ۱_برای کالبد . ۲_برای فراکالبد. ۳_برای خرد. به سزاواریش دریافت می کند. وسه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

بی قانونی. بی اخلاقی. بی ارزشی. بی ارجی. بی مرجی. بی هنری. بی سنجش. بی دانشی. بی خردی. بی اندیشه. بی آیینی:بی مبالاتی. بی آیین. بی اندیشه. بیخردانه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

"یِکیَّت. ناچند. ناچندی. نادوییت. یکسانیت. یکسان. همسان. همسانیت. همباشیت. یکی. یکواره. یکوار. یکوارگی. هموار. همتا ":بی تفاوت.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

" سر به هوایی. خودسرانگی. خودسری. خودسرانه. خودوارگی":بی مبالاتی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

" بی فرهنگی. نادیده انگاری ":بی مبالاتی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" دیدار و برخورد واژگان ":ملاقات و تلاقی لغات.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خلیفه الله:" جا نشین خدا ". خلیفه الله فی عرضه:"خلیفهء خدا در زمینش. "

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" خلیفه ":جانشین. " خلیفهء مسلمین ":جانشین مسلمین. " خلیفهء سلطان":جانشین پادشاه. " خلیفهء پیامبر":جانشین پیامبر. خلیفهء وقت:جانشین وقت.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دینها به سبک شناور باید در دسترس مردمان باشند تا سود خود را از دستاوردهای آنها به دست آورند. و نیز همهء آیین های دیگر.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مبدا فیض:" بنِ افزا. آغاز افزا. افزا بن . بن افزا. افزا آغاز. بنیاد افزایش. افزونه بُن.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

اقوال:" قول ها. گفت ها. "

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" گفته ":مقوله.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" گُفتِه ها ":مَقُولات.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" ناشناسه ":گنگ.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

منقح:پالش.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فایده# ضرر: سود#زیان.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

زوردار#زورندار. دارا#نادار. توانا#ناتوان. ورزیده است :ورزیده نیست.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

وارو:مخالف. ناهمخوان.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" جست وخیز:دویدن و گریختن. خیزگرفتن و دونهادن. دوِش و خیزش ":فرار و قرار.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

فهرست کامل: نمایهء کام. کامل لام الحاقی و لقی است و کام و کامیابی را می رساند. کام نمایه=کامل نمایه

پیشنهاد
١

" لغت نامهء داناک والا بزرگ دهخدا ":لغت نامهء علامه علی اکبر دهخدا.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

"جست:" گریخت. دوید. فرارکرد. دررفت . "

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" سرعتِ گریز ":سرعتِ فرار.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

" سرعت ناگهانی. ناگهان سرعت. ناگهانی سرعت ":سرعت انفجاری.

پیشنهاد
٠

خردمند و دریافته. اندیشمند و پنداشته. اندیشور اندیسورز اندیشگر. اندیش بهر. اندیش بهره. اندیشناک:عاقل و فهمیده.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" خردمندِ خردمند ":عاقل ِ عاقل=اندیشهء اندیشه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اندیشور و اندیشیده:عاقل و معقول .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" اندیشه است و یا اندیشه نیست ":عاقل است و یا دیوانه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

" برو و بگزین ":به دانشگاه و یا حوزه برو روش دانستوری با خودت.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" درشت و در رو ":عتاب و خطاب. درشت ودر رو گفت:عتاب و خطاب کرد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سرزنش :طعن. کنایه. کناره. لابِردِنگ به لری. به لای وبه سمت چوب زدن مانند کُلَه بِردِنگ:چوبی را به چیزی پرتاب نمودن.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نمایهء گیاهان:فهرست گیاهان. نمایهء جانوران. نمایهء پرندگان. نمایهء مردمان. نمایهء پیشوایان. نمایهء پیشوایان. نمایهء نمایه گان. نمایهء نمایه ها ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سود های گیاهخواری راستین راهورز؛ فواید گیاهخواری از صادق هدایت.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

گِرد کارهای برتر دین مرقی کاشانی ویرایشِ گزین مینوی طهرانی. چاپِ پخشجات خوارزمی: مجموعه آثار افضل الدین مرقی کاشانی. به تصحیح مجتبی مینوی طهرانی. ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" لَزم لبی ":تلفظ شفاهی. لَزم: لفظ. تلفظ= لزم به لری و پارسی کهن.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" پیوست لبی ":ارتباط شفاهی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" سرچشمه های لبی ":منابع شفاهی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" منبع های لبی ":منابع شفاهی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" پخش لبی ":وحی شفاهی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

" آزمون لَبی ":امتحان شفاهی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" دریافت لبی. پنداشت لبی ":مفهوم شفاهی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لبی؛ لبی بگو. لبی بشنو؛ :شفاهی.

پیشنهاد
٠

" نوشتهء آموخته های لَبی ":تعالیم مذهبی شفاهی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" آموخته های آیینی ": تعالیم دینی:

پیشنهاد
٠

کشف الریبه عن احکام الغیبه:" برداشتن دودلی از دستورات ناپدیدی. "

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" برداشتن دودلی ":کشف الریبه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" پایه های معرفت ها ": اصول المعارف.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بالا و پایین: شریف و وضیع. بالاییها و پایینیها. برخاسته و بنشسته. برخاسته و افتاده. بالانشین و پایین نشین. بالاترین و پایین ترین. فراها و فروها ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گرامی داشت. بزرگداشت. ارج گذاری. ارج نهی. بجا آوری. شکوهمندی. سپاس آوری. ستایشگری. سناگری.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نباید به خوار داشت بزرگان پرداخته شود بلکه باید با چاپ و پخش کارهایشان در نوشته و سروده و دگره ( غیره ) به برزگداشت روی آورد وگر نه با سورورزی خود را ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سخت کارها. کارهای سخت:کارمردم بُر:اَعمال شاقه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

چی روح روُ. چی جُم شراو.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

[از روان: on the soul. ARISTOTEL]

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شور. شورآور. شورمند. شورخواه. شوراک. شوراگ. شوراخ. شوراست. شورور. شورورز. شوراندود. شورآمیز. شورگر. شورور . شورورز. شورسان. شوربان. شورجان. شورگان. ش ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سفرنامه. سورنامچ. سورچری. سوربری. سورسری. سور. سورسیری. سور ساری. سورگری. سورورزی. سوروری. سورناکی. سورپزی. سور دار. سورداری. سورانگاری. سورسوری. سور ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سوگنامه. سوگواره. سوگ سرود. سوگچه نامه. سوگوارگی. سوگورزی. سوگوری. سوگ داری. سوگیاری. سوگ انگاری. سوگ اندیشی. سوگ آوری:تعزیه نامه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

سوگ. سوگواره. سوگ دار. سوگناک. سوگ گردان. سوگ گردانی. سوگناکی. سوگوارگی. سوگ نامه. سوگ دینی. سوگ آیینی. سوگ کژایی. سوگی:تعزیه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

" تیر کشی ":قرعه کشی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مشاغبی:"تزور. تزویر. زورشکاری. زورشکار. زورشکاریگویی. زورشکاریگو". [وباشد که مزَوِّر بود سوفسطایی و مشاغبی خوانند. مجموعه آثار افضل الدین مرقی کاشان ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" طلب ":تلو خوردن و تلو تلو خوردن به سمت چیزی مانند دانش ویا هر چیز دیگر.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آزوارش و آزواریدن . هزوارش: دست یافتن به فن ویا هنری در زبان و زبان شناسی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

برخی واژگان عربی در گذارده انداختنش بس است زیرا خود گذاردهء فارسی کامل است. مانند ؛ به امتیاز تبدیل شد که؛ به امتیاز شد است ونیازی به واژه ءتبدیل در ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

" آیا مردم یک افتامد فرزانشی است ":مردم یک واقعیت فلسفی است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" دیگر نژادی. نژاد دیگر . دیگر نژاد. . نژادی دیگر . دیگر. دیگری ":تبعیض نژاد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

رِیت در لری و لکی به پنداشت و دریافت تُنک بودن است مانند کشت کیک تنک بود و کیک کشت تنک بود و راتِه هم میگویند و اگر کشت ندرستیده باشد میگویند راتِه ا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" باداباد کردن ": ریسک کردن. ماجراجویی کردن.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

اندیشه ای به یادم رسید. به من برات شد. به دل من برات شد. به ذهنم رسید. در ذهنم گذشت. به ساخت من رسید":به ذهن من رسید. " ساخت و آخت :ذهن و عین.

پیشنهاد
١

" به پایگاه فرا فرشتگان پیوست ": به ملکوت اعلی پیوست.

پیشنهاد
١

" به جایگاه فرا فرشتگان پیوست ":به ملکوت اعلی پیوست. به فرافرشتگان پیوست.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

" از این گونه کارها. از این ساخت کارها. ازاین دست کارها. از این سبک کارها ":از این قبیل امور.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

" همکاری در کارها ":اشتراک در امور.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

رونویسی از روی دست دیگران نان نکبت و بد سرانجامی و واروگشتن را به دست می دهد. که بهتر است ابله نویسی گفته شود. ومانند سند و مدرک دزدکی پیگرد جاودانگی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فارابی دومین آموزگار خود اندیش و نو آور بوده است و از روی دست دیگران رونویسی ننموده است بلکه نو آور و خردمند و دانشور واندیشور وسنجشگر بوده است. زورک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جمهوریت. مردم سالاری. کشور دوگروه را میخواهد؛ ۱_مردم سالار. ۲_جمهور. جمهوری که جِم و هُرّ است فارسی است. دو گروهش؛ جمهور. و مردم سالار. ساختار ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

واژگان زبان فارسی گسترده هستند و برای هر معنی واژهء آن را دارد پی لازم نیست واژگان تازی را به همهء آنها در یک واژه به دست دهیم و به کار گیریم. واژه ه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سانحه:" گزند. رویداد ناخوشایند. "

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سانحه:" ناپسند. رویداد ناپسند . "

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

برخورد. کنارآمدن. تَکوار= طبق وار. نزدیک. تصادف. توافق. انطباق.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" نوشته و رویداد ":کتاب و ماجرا.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ول شدن در این میان و گرایش های بسیار و فراوان.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

وآشکار است که؛ ضربه و ضربات وجریمه پنداشت ودریافت همدیگر را می رسانند. میگویند کیک را جریمه کردند؛ کسی می گوید که ضربه اش را خورد. ویا؛ می گویند؛ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

استخدام:خدمت؛ خُدَمَت. خودم توایم. خودم تو را می باشم. خودم کار تو را به دست می گیرم.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" خواستهء فرجامین ":تصمیم قاطع.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

عزم جزم:" آهنگ استوار ".

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

برش. داگ. ایستایی. پویایی. رفتار. کردار. پندار. گفتار و پندار و کردار در کاری داشتن.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

از ته دل :از صمیم قلب. تصمیم:گرفت ( به چیزی. ) عزم:آهنگ. قصد:خواسته. هدف:آماج. اراده :آراده. رای:رءای. راسخ:رخنه. . سخت و سفت دست به کار شدن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" نیکِش و بدِش ":تحسین و تقبیح.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خوهان:اراده. خواهش:عزم. خواسته:تصمیم.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

( دستور و نگاهداری ) ونه ( بستگی و شناس و رابطه و ضابطه ) . قانونی و راسته ای نه رابطه ای و شناخت. به جای ضابطه ورابطه؛ قانونی و شناختی. قانون باش ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

" قانونمد و ناقانونمد. قانونی نه بی قانونی ": ظابطه نه رابطه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" دانش آموختهء باارزش ( ارزشمند ) با ارج ومرج ":متخصص و متعهد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گرایش. راه. آماج. گرایش:میل. راه:سبیل. آماج:هدف.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اراده:خواستن.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

قصد:خواست.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

" استوار. استواری. استوارش ":تصمیم.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

عزم :آهنگ. اراده: خواست.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

جِکَّه:نام پرنده ای است در لرستان که برخی کسان نوجوان تله ای از سنگ که به آن برتله=بَردتِله=سنگ تله به فارسی و یا کرم طویله که ملخی را با بالهای قرمز ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ای خوشا. نیکا. خوبا. خرما. خوشا. شیرینا. نسرینا. بهینا. بها. نازا. نازنینا ":حبذا.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

زود سرایی. زودسرا. زودسراینده. زودسرایندگی. زودسرایندگان. دردم. دردمگویی. در دم سرا. در دم سرا. دردم سرایی. دردم سراینده. در دمسرایندگی. سرپایی. سرپا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

از ویژگیهای سرایندگی این است که اگر سراینده سرشت و منش و کانش سرایندگی داشته باشد فراتر از دانست سرود شناسی سرودش جای دارد و جا می افتد گرچه دانست سر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

صحیح الطبع:درست قریحه . درست زخمه زن با سرود بر دل و دماغ تکایه و همایه مانند بوی جوی مولیان رودکی. و دیگر سرودها . هنگامه پرداز و هنگامه ساز بودن سر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

صحیح الطبع:" هنگامه ساز . هنگامه پرداز. "

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" درست قریحه ":نیکو زخمه زننده مانند زخمه بر ساز و یا از نوع ناخنک متکلمین اگر چه بر منابر قُضبان، که درست سرود را برساند و فتح یک قرن به دست یک شعر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اینک هم در لری و لکی به جِردَک " کُلرُنی "می گویند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

انقلاب ( رستاخیز ) مانند انسان است؛ انسان؛ ۱ _در روند زادن به مردن می رسد. ۲_درآغاز به روند به پایان نمی رسد و جوانمرگ می شود. ۳_درروند گرفتار خودک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

انقلاب. ۱_قلابی. ۲_تقلبی. ۳_قالبی. ۴_قلبی. مردم هم چهار گروهند؛ قلابی. قالبی. تقلبی. قلبی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کیک " آمده " در کلاس حاضر است. کیک" نیامده "در کلاس حاضر نیست و غایب است. و هر کجای دیگر چه همایه چه تکایه و چه[ دیواره خانواده]

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

ارزش فرد در همایه برپایهء؛ ۱_گفتار و کردار. ۲_تکایه و همایه و ارزش هر کس در همایه. ۳_آغاز و انجام ودیدگاه آرمانی و کاربردی تکایه ها در روند زندگی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

چاپ رنگی. رنگی چاپ: print colour

پیشنهاد
٠

" چاپِ چهار بیدی ":پرینت چهار بعدی. آورده بودم که بعد لری است و بید گویند[ بید کرد =دورشد]. مانند [ ایت کرد=اوت کرد بیرون شد. ]

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" چاپَش را بگیر ":پرینتش را بگیر.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

"درست. درستیت. درستش. درستا":اصحیّت. دیباچه بر پیشی بودن. دیباچه بر زودتر. ملاک اصحیت بر اقدمیّت:" ملاک درستی را برکهن تر بودن . "

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تلویح، لوح:رُویَک. تجرید:کَندِش. تنزیه:پاکِش.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اخلاق محتشمی گَردانش و گُسترش از خواجه نصیرالدین طوسی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

همّت. همه ات. با همه توانت. باهمهء هست و نیستت. و . . . . مانند خدمت:خُودَمَت. خودم تو رایم. خودم تورا می باشم. خودم در کار شما هستم. . . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

"داد. دادش. دادشانه. دادِن. دادک. دادکانه. دادوری. دادورزی. دادورزانه. دادورزانگی. دادورانگی. . داداور. داداوری. داداورزی. داداورزیگری. داداورزیگرانه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بان مانند" گوشبان " نگهبان "زبانبان " چشمبان ". دستبان ". پابان و . . . "

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تمدن بایسته و شایسته آن است که بر پایهء تکایه به روند اندیشه و دانش وسنجش و نیز دانشوری و سنجشگری و اندیشوری در نهادهای کشور در جایگاه خود نمودار یاف ...

پیشنهاد
٠

نیست و هست کردن. هست و نیست کردن:حاضر وغایب کردن. درکلاس هست. درکلاس نیست. هست در کلاس. نیست در کلاس. حاضر است در کلاس. حاضر نیست در کلاس. غای ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" نماز و نیایش ":نماز و دعا.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

" نماز بردن به تباهی و تباهان در سرازیری فروپاشیدن تکایه و دیوار ه و همایه است . دیواره:خانواده. "

پیشنهاد
٠

" گزارش یابی ":استخراج اخبار.

پیشنهاد
٠

" گزارشگیری ":استخراج اطلاعات.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نان نکبت: "نان نکبت دستاوردش هرزه زبانی و هرزه دهانی است ودیگر خواری ها میباشد نسل را بار کش دشمنی میکند که برای آن دشمن می کوشد و آن دشمن برنامهء سر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

رفیق:" ره پیک=پیک ره. راه پیک. پیک راه. "

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" کاراسازی ":فعال سازی .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" پنداشتن ":تلقین. " دریافتن ":تلقین. پنداشتی. دریافتی. پندارشی. دریافتشی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

کمک=کم ک. کُم:ایستادن. کُم ک:اندکی ایستادن= درکاری همکاری و یاری نمودن. گِرِ نیکی زدن#گیردادن به دیگران.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تبلیغ گات. جات. غات مانندِ ترویج ترشیجات. تروی جات. فارسی اند. تبل ( طبل ) گات. جات. غات.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

واژگان دانستنیهای همگانی بِین ( سایت ) باید فارسی باشند وگرنه ناراستی و نادرستی در کار زبان وادبیات فارسی به شمار میرود. زبان مردم از خون گواههای را ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

واره:وار. وارش. واری. وریدن#داره. دار. دارش. داری. داریدن.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

باز پدید :تولید مجدد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" پدیدش ناب ":تولید ناب.

پیشنهاد
٠

تولید اضافی یا بیش از حد:" پدیدِافزونی یا بیش از مزر ".

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تولیدی:پدیدشی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تولید صنعتی:پدیدش فناوری.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تولید شدن:پدید شدن، گشتن.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" پدید دستاورد ":تولید محصول.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" پدید پایه ای ":تولید اصلی. پدیدش پایوی:تولید اصل. پدیداری ریشه. ای:تولید اصلی. پدیدای شاخه ای:تولید اصلی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" پدیداری اولیه " :تولید اولیه. پدیدای نخست. " پدیدش نخستین ":تولید آغاز.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" پدید نیرو ":تولید نیرو. " پدیدش نیرو ":تولید نیرو. " پدیداری نیرو ":تولید نیرو.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

پدیدش: تولید. پدیدش کالا:تولید کالا. پدید کالا:تولید کالا.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" و هستند از شما گروهی ( پیروانی ) می خوانند به نیکی و واداران به شناسه و بازداران از ناشناسه اند ":ولتکن منکم امه یدعون الی الخیر و یامرون بالمعروف ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آزادی بیان رُکِن. . . . مردم سالاری است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

" بجا آ . بجاآیی. آجا. آجایی " :وقوع الوجوب

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

" بودید بهتر مردمی برون آی برای مردم امر به شناسه و نهی از ناشناسه می کردید. ":کنتم خیر امت اخرجت للناس تامرون بالمعروف و تنهون عن المنکر.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بجا و در خور و پله ای: ترتبی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" درخور و ( وجوب ) خِرَدِی و شَنَوِی ":وجوب عقلی و سمعی.

پیشنهاد
٠

" پژوها و پیشا ":تحقیق و تقدمه. پژوهید وپیشید. پژوهیده پیشیده. پژوهان و پیشان. پژوها و پیشا.

پیشنهاد
١

" مفتاح الباب: کلید درب . " از مخدوم الحسینی. حققه و قدم علیه: ( پژوهید و پیشا ) بر آن دکتر مهدی محقق.

پیشنهاد
٠

النافع یوم الحشر:سودگر روز پاش ( پاشو ) از سیوری.

پیشنهاد
٠

" پاپ ( پوپ ) یازدهم از دانستمند حلی ": باب حادی عشر للعلامه الحلی.

پیشنهاد
٠

" بررسی پاپ یازدهم ":شرح باب حادی عشر.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" پایه های آیین ":اصول مذهب. پایه های دین. فرقه. جدایه.

پیشنهاد
٠

" پایانش شمار":تکمله المجسطی.

پیشنهاد
٠

" پایانشِ راهشِ دُورِش ":تکمله منهاج البراعه.

پیشنهاد
٠

" پایانش گزاره ها. گزارشها":تکمله الاخبار.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" دارندهء پایانش. دارای پایانش. دارند پایانش. دارندِگان . دارایان ":صاحب تکمله.

پیشنهاد
٠

" پایانش راهورز. راهور. راهوری. راهوران. راهورانی. ":تکمله المنهاج

پیشنهاد
٠

" پایانش نکته های گرداورندگان":تکمله معجم مؤلفین.

پیشنهاد
٠

تکمله الاعمال:" پایانش کارها . پایانش کارکردها".

پیشنهاد
٠

" پایانشِ پایاندن ":تکمله الاکمال.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

"تکمله":پایانش. پایانید. پایانیدش. پایاندن. پایانش در بررسی یافته خاوران در بررسی کَند سخن ( کلام ) . فیاض لاهیجی بر خواجهء طوسی.

پیشنهاد
٠

شوارق الالهام فی شرح تجرید الکلام:خاوریافته ها در بررسی کَندِشِ سخن ( کلام ) . متن خواجهء طوسی. و بررسی فیاض لاهیجی دارندهء ( گوهر مراد ) در دانست سخ ...

پیشنهاد
٠

" خاوران یافته ها ":شوارق الالهام. " خاوران دل یافته ها . خاور یافته. دل یافته. دل یافته ها. دل یافتگان. یافتک ها. یافتک. خاورانه ها. خاورانش ها. خا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

" کیک و فلان به کار هستند ":کیک و فلان فعالند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

برگ. برگه ها:جراید. برگش. برگش ها. دفتر . دفتر ها. برگه نا مه :روزنامه. برگه نامه ها:روزنامه ها. برگش نامه:روزنامه. برگش نامه ها:روزنامه ها

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" پسانه گیری ":عصاره گیری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" پسانه گیر ":عصاره گیری.

پیشنهاد
٠

" بیرونش گزارشها. بیرونش خبر ها بیرونش دستاوردها. بیرونش دستگیرها":استخراج اطلاعات.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" بیرونشی ":استخراجی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" بام پَنک. بام پَنکه . پنک بام. بامپنک . پنکه بام":پنکه سقفی. تهویه.

پیشنهاد
٠

" واراگرگرمایی رویه ای. گرماوارا رویه ای ":مبدل حرارتی صفحه ای.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" واراگرگرمایی. گرماوارا. واراگرما ":مبدل گرمایی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" وارنده. واراینده. وارا. واراگر ":مبدل

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دانستنیهای چهار گانهء دانشها فرزانشها آیینها ورازوریها که رشته های ناشمار و ناپایان دارند از آغاز تا به روند ساختاری و پایان یابی جایگاهشان برپایهء د ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پدیدهء مردمان برای زندگی خود باید درباور و یا به سبک الگو ؛ ۱_خود یزدان. ۲_ خود وجدان. ۳_خود سنجان. باشند و اگر باور به خدا و دوستانش و راهش و جاو ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

دیار. زادگاه. سرزمین. زمین. ایستگان:موطن.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

میهن داری. زادگاه داری:دیارداری. آشیان داری. خانه داری. سرزمین داری. میهن بانی. دیاربانی. آشیان بانی. خانه بانی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دیار. خاک. آب و خاک. زاد. زادگاه. سرزمین. سرزمین مادری. سرزمین نیایی. سرزمین نیاکان. سرزمین نیا کانی. سرزمین نسل و نیا . سرزمین دین و آیینی:وطن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

"مَرگاندن. مَرگِش. نیستاندن. کشتاندن. کشتن. دارزدن. تیرباران ":اعدام.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آیین های همایه شناسی. آورش همایه شناسی . روانامهء همایه شناسی :آداب اجتماعی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سبکهای آیینها. روشهای آیینها. نمودار های آیینها. نماهای آیینها. برنامه های آیینها:آداب آداب.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" چشم انداز نامه ":آداب نامه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" روا نامه ":آداب نامه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" خَط نامه. ارزش نامه. ارج نامه ":آداب نامه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" روش نامه. سبک نامه. فرهنگ نامه. برنامه نامه. آیین نامه ":آداب نامه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" روش آموزش. روندآموزش. سبک آموزش. آیین آموزش. روندو روای آموزش ":آداب تعلم.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" شایای فرزانگان. شایست فرزانگان. بایست فرزانگان. درخور فرزانگان. آیَد فرزانگان. نایدفرزانگان. آید و ناید فرزانگان ":آداب الفلاسفه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" فِرز فرزانگان. روای فرزانگان. سبک فرزانگان:نشست و برخاست فرزانگان. چابکای فرزانگان ":آداب فرزانگان.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" همه پیوندا ":روابط عمومی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" جُدایه نامه. پَروانه نامه ":امتیاز نامه.

پیشنهاد
٠

" جُدایهء قهرمانی ":امتیاز قهرمانی.

پیشنهاد
٠

" جُدایهء تنباکو ":امتیاز تنباکو.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سرایگان:روابط عمومی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

" ناسِتانا ":غیر استاندارد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

رسیده. رسنده. رسان. رسانه. رسانده: رسن.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

"بند. قرس. تناب. چله. نخ. پلّه. تابیده. بادآورد؛که برای آب آوردن با مشک است و مانند بافتنیها تخت بافته می شود. باریکان؛رشتهء باریک. رشته. ریسمان":رسن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

پذیرفتنی. خواستنی. پسندیدنی. آرزویی. آرزومندانه. دلپذیرانه. دلپسندانه. پسندش. پذیرانه. آرزویانه. خواستانه. پذیرانه. خوشانه. خوشداشت. خواداشته. خوشداش ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در هر پیشنهادی که از واژگان به دست داده می شود. همه و هر کدام جایگاه خود را دارند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پاسخگران. پاسخگرها. پاسخور. پاسخوران:پاسخورزان. پاسخورز. پاسخورزی. پاسخورزیدگان. پاسخورزنده. پاسخا:مسئولان.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" آمدا ( یِ ) همگانی. رفت و آمد همگانی. آمدگان همگانی. آمدگانی. آمَدِش همگانی. آمدِ همگانی ":روابط عمومی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

" سخنورز ":بحاث. " از سخنورزان بود ":از بحاثان رود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-٢

" بَرگَردان. قَیّ ":تهوع.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" بُنای فرزانش " :مبانی فلسفه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

چیزی در دست است دیر هنگامی است در روزگار به آن می نگرند و چیزی نیافته اند و به روند روزگار ناگهان به آن می نگرند و می بینید آینه است و خود را در آن م ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

چَپلُه ری زُ=چپله ریزان:هلهله.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شِرّدِرّکی:هلهله.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

رِم ِ کُت. هر که برای خودش. قِیژ وِلِن. زِی پُ. دادهَوار. دادِقال:هلهله.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آتشی در نهاد انسان است. آتش ار هست مهر یزدان است. ص شهرام.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" ساختار سیاسی بومیایی ":نظم ژیوپولتیک

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پیریخت. پی ریخت. :آلزایمر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

آنچه خیام را شکوهمند نشان داده است؛ ۱ _شمارشناسی. ۲ _کیهان شناسی. ۳_باده شناسی. . . . . . . زین پیش نبودیم ونبود هیچ خلل. زین پس نباشیم و همان خ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

" برنامهء سوگند ":مراسم تحلیف. یکی. بخشی. برشی از برنامه های این همایش برنامهء سوگند بود. همایش با شکوهی بود . . . . . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

الشواهدالربوبیه فی المناهج السلوکیه: گواهشهای اهورایی در راههای روندایی. نگاشتهء ملا صدرا. آویزهء ملاهادی سبزواری. ویراستهء: سیدجلال الدین آشتیانی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

اگر هر کسی به اندازه شمارش فوتون ها کتاب بنویسد زیاد نیست. زیرا بسا کسی به یک گذارده نیاز داشته باشد که در بِین ( سایت ) زود یافت خواهد شد. ودرخور ول ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ضد و نقیض:" نما و نانما ". " زدا و نازدا ".

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-٢

منطق بی معنی. باور بی معنی. سرمایه شناسی بی معنی. راستهء مادی و معنوی بی معنی. پیشنهاد بی معنی. مهر بی معنی. عشق بی معنی. دوستی بی معنی. تاری ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

کم و بیش و درست کردن. تعدیل درست نیست و معنی وپنداشت ودریافت ندارد مگر پندارشانه و دریافتشانه که درست نیست.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

کتاب کوب. کتابکوب. کتابکوبه. کوبه کتاب. کوبکتاب:بوکمارکت.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" کوبه کتاب . کوبکتاب. ":بوکمارکت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

پلّکانه:فیلم. می پلکد. پلکیدن. پلکانهء ( فیلم ) بهار را بگیر. پلکانهء ( فیلم ) خانواده را بگیر. فیلم فارسی است از گذشته های دور به برخی چیزهای مان ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" درگیر ":فیلم.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

"داگ. دال. دالگه. دالگاه. جا. جای. جایگاه. ایستگاه. ایستایه. ایستواره. ایستوار. ایستا. باش. باشا. گاه. مرز. گِنده ": مقام. منزلت. رنکینگ. مرتبه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" هم ایستا. هم ایستایی. هم ایستایان. هم ایستاده اند. هم ایست. هم ایسته. هم ایستان. هم ایستا. هم ایستشان. هم ایستشانه. هم ایستشانگانگان. هم ایستانگنگا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" ذهنکوره. کوره ذهن. ذهنریخته. ریخته ذهن":الزایمر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پیریخته:عصب فروپاشیده؛ پی ریخته=عصب فروپاشیده.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

واخورده و پذیرفتهء نهادها و ارگانها:مصوب.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

"درخور. درپیوند. درپیوست. شایسته. شایان. بایسته. بایسته و شایسته. درکار. پای کار ":مرتبط.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تصویب شد:واخورد شد. تصویب شده واخورد شده. تصویب کنندگان: واخوردکنندگان. نهاد واخورد گر :ارگان تصویب کننده. واخوردها. واخوردگان: مصوبات. مصوبها.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

واخورد:مصوب. واخورده. واخورده ها.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پسه های فرزانشی: ابن عربی. ( فصوص الحکم )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نوردیدگان:قره العیون. روشنی دیده. . پرتو چشم. نراقی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گزینه هایی از کارهای فرزانگان اهورایی ایران. از پسهء میرداماد و میرفندرسکی تا زمان کنونی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

هر دانشی ناچار از سه چیز است. [نهادها:موضوع]و[مبادی:بنیادها. ]و[مسایل :پرسش ها. ]. هر دانستی ناچار از سه چیز است ۱_نهادها. ۲_بنیادها. ۳_پرسشها. آو ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سردست در بازنمود دانست:تحفه در مباحث علم. ملانظرعلی گیلانی. ویرایش . آویزش. و دیباچه سید جلال الدین آشتیانی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

روهم. روهمگذاری. روهمنهی. روهمنهاد. روهمنهادش. پولهایمان را روهم گذاشتیم. روهنهادیم.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" تووار ":تلفیق. " تووارسخن ": تلفیق سخن. تو وار=تووار. تووارگی. توی هم نمودن سخنان. باهم نمودن سخن و . . . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نابکاشتَک. ؛ نا آب کاشتَک.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نابداشتَک:hydroponics؛ نا آب کاشت . داشت. برداشت.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آبداشت؛ کاشت. داشت. برداشت

پیشنهاد
٠

" گسترندِ واژگان دانستِ اندیش. ":موسوعه مصطلحات علم المنطق.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

سادهء راستی همه ءچیز هاست و . یکتایی هستی:بسیط الحقیقه کل الاشیاء و. وحدت وجود. ملاعلی نوری.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" کارَک های در پایانش ":عوامل فی النحو. کارَک های در گردانش: عوامل در صرف. کارک :عامل. کارک ها:عوامل.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

وحی آمدن و پیک و ( بوکbook ) و پخش و وخش و پیغام و پیغام و پیام و. . . . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

زورگاهی پیش راندگی دارد و گاهی پس خواندگی می آورد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لری لرستان خَلکَه. خلک خاک:خلق خاک لری لرستان لرکوچک.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" حلقهء گمگشته. " :حلقهء مفقوده.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نوشته ای را باشید در نوشتخانه ای جا دارد ودر بِین ، ( سایت ) ارزش آن آرمانی هم به نگر می رسد و ناگهان نیاز به پژوهش می افتد واین نوشته نیز در نیاز ود ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" جهان آفرینش ":تحول خلاق. در زبان فارسی فرهنگ است و فرزانش تازه ای به شمار نمی آید.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

باور. باورمند. باورندی. باورمندانه. باورمندانگی؛ به خدا. به خود. به جهان. به آن جهان. به خرد. وبه پیدا و پنهان. و آشکار وجهان. وبه جاودانگی. ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خود. خویش. خودم. خویشتنم؛نفس. خود سرکش:نفس امّاره. خود سرزنش:نفس لوّامه. خود مطمئنه:خود به راه. خود خوشنود:نفس راضیه. خودخوشناد:خود مرضیّه. خود ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بنگر به خرد که رهبرت می باشد. اندیشه فرا پیامبرت می باشد. زیرا که شناخت هر چه داری از اوست. از اوست که خدا باورت می باشد. شهرام.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خدا آیین روند#واروگشته. آخوندیت دو گروه اند؛ ۱=خداآیین روند پیشرو که دو روزشان در پیشروی یکسان نیست ۲=واروگشته که دوساعتشان در واماندگی یکسان نیست.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" روا. رفتار . روش. ":مذهب. ایاب وذهاب:" آمد وشد. رفت و آمد ".

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مقاطع گِردِ مقطع است به پنداشت ودریافت :برشگاه. جای برش. جای بریدن. بریدگاه. بریدنگاه. بُرانش. بُران.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پیمانش:مقاطعه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اقطاع:بخشی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تقاطع:" بُرّایِه .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

قطع:برش. بریدن. قاطع:برا. برشگر. مقطوع: بریده. قاطعیت:برشدار. برشداری. تقطیع:برشا. برشایی. بریدن. برش زدن.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

" برشگر و برشمند":متقاطِع و متقاطَع.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

" پارِشِ سرود به سنگهای ( وزنهای ) گونه های سرود ":تَقطیع. پارش:تقطیع.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

" هَمُبُرّا ":مُتقاطع. قَطع :بُرّ. بُرّا. بُرّش. تَقطیع:بُرانَدن. بُرانِش. برانِیَّت. برشگری. بُرشوَری. بَرشوَرز. برشوَرزی. بُرِش. بُرّش.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ادب:اَ دَو ازدَو ازتَو ( طَو ) طبع:طبع سرود. طبع شعر.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" ناشناس ":غریب.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ویژش. ویژشیت. ویژشگان. ویژشمند. ویژشا. ویژشایی. ویژشش. ویژششناک. ویژانانه. ویژک. ویژ. شاید ویژه با واژه همریزگ باشد و واژه به دریافت و به پنداشت ویژ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" ویژانِش ":مختصات. ویژانش جغرافیایی. ویژانش:. . . . . . . . . . . . . . . . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" بارگاه خانه ":گالری.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

راه. دلیل. خود دلیل. خودراه.

پیشنهاد
٠

الملل:رواها. النحل:روندها. الملل و النحل:رواها و روندها. ملل : رواها که همه جا هستند و روا می دارندشان چه پسند و پذیرش نمایند چه پذیرش و پسند ننما ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" رواها و روندها":ملل و نحل. ملل:رواها. نحل:روند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مُفرَدات : تَکِش ها. مفردات راغب اصفهانی:تَکِش هایِ راغب اصفهانی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

عنفوان :شاید اونفه که همانا " ناف " جوانی باشد، به فارسی کهن.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تراکم#پراکنده. تیچ. پَر. وله. ریخت و پاش. پاشیده.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

آکنده و پراکنده. تَراکُمش#پراکندش. دورش#نزدیکش. گِرد:پَر ( پراکندن ) . گِرد و پَر. " کوپه و کوپله و کومره. کو ":جمع.

پیشنهاد
١

" بوی پراکنده ":بوی ساطع

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

" کاراگَر ":کاریزماتیک. در همهء زمینه ها ودر همهء آسمانه ها " کاراگر " باشد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ویرایش و پژوهش:تصحیح و تفسیر.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تفتیچ:لری است که گِرد و پخش کردن است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ویراستهء ادبی. پیراستهء ادبی:تنقیح ادبی. ویراستار ادبی:مصحح ادبی. پیراستار ادبی:تنقیح ادبی. پیراسته:منقح.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

الگویانه:تقلید

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

با اخلاق به پزشک بیشتر نیاز میباشد. زیرا رفتن به پزشک از ویژگی های اخلاقی همگان است. پس "دانستِ اخلاق" این ویژگی را به دست میدهد. دانستِ اخلاق:" دا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فرد معتبر:" فرد شمارده ( شمرده ) . فرد شناخته. سرشناس. با ارزش. گرامی . نیک. نیک منش. جوانمرد. مرد ( مردم :مردمی ) .

پیشنهاد
٠

حلال و حرام و مکروه و مباح و واجب ومستحب که در دین آمده است نیک وبد ویا حسن وقبح دینی میباشند. و؛ آنچه اخلاقی ها در اخلاق و فلسفهء اخلاق آورده اند. ...

پیشنهاد
٠

خردمندانِ خویش باید از نیک وبد سخن گویند. نیک وبد چه دینی و چه دانشی از دانستنیهای چهارگانهء دانشها و فرزانشها و آیینها ورازوریها و شایستگان و بایستگ ...

پیشنهاد
٠

" نیک و بد سرشتی و خردی ":حسن وقبح ذاتی و عقلی.

پیشنهاد
٠

چه خردی و چه عرفی:نیک وبد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" نیکش و بدش ":تحسین وتقبیح. نیکیایی و بدیایی:تحسن و تقبح

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

هر چیزی به آزمایشش می ارزد. هر چیزی به آزمایشش می ارزد؟ هر چیزی به آزمون میارزد؟ آیا هر چیزی به آزمون می ارزد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به هنگام بودن:نبوغ. نا به هنگام بودن:پخمه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به هنگام پای کار بودن:نبوغ.

پیشنهاد
١

بودن:تکوین نمودن:تشریع " بودن و نمودن ":تکوین و تشریع. [" نوشتهء بودن و نمودن " :کتاب تکوین و تشریع . ] بود و نمود: کون و شرع. تکون و تشرع:بودی و ن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" رُوبگَر ":سیفون. آنچه می روبد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

مایه:ماده که مادر ِفسادهاست. مایه و ماده اش این است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مَستگَر:مسکرات مشروبات الکلی یا آنچه آدم را مست کند ؛ مانند نسخهء آلشتی پزشک است که مرگ یا دیگر پیامدهای آن را در پی دارد چه باور به حرام و حلال باشد ...

پیشنهاد
٠

" یِکِه ها ":اِستِثناها.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

روغن و رُوقِن است که به پنداشت ودریافت روان و آبکی و سفت و روچ باشد. و روچیده.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

صافی مانند صوفی که صوفی سفتن ویا گوهر جان را سفتن است در مایه و پایهء باستانی خود فارسی هستند. و صافی از همان ماده است چیزی را صافی کردن واز صافی و ی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

کافی و وافی:کافی به دست بودن. مانند به دست باش. وافی برپایی و پاییدن مانند به پا. پس پایه و مایهء هر دو واژه فارسی است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بازسازی راه زندگی:محجه البیضاء فی احیاء الاحیاء. احیاء علوم الدین:زنده داری دانستهای دین. پیشوا محمد غزالی. راه نمایا در زنده داری زنده داری:محجه ا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

راه روشن در پرداخت بودن:المحجه البیضاء فی احیاء الاحیاء. راه روشن در سبک بودن.

پیشنهاد
٠

" راه را برهمه نمودن ":حجت رابر همه تمام کردن .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بسا باشد که ایمان ایما و اشاره و گرا وگرایش به پدیده ای وچیزی باشد. و واژگان رفته رفته در دهان وزبان جایگاه خود را برپایهء جایگاه تاریخی و جایگاه جغر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

کودکی را باشید که جلوی پستان مادر ش به شیرخواری در کار است و گاهی به بر مادر می چسبد وگاهی دیگر به یقهء مادر خود می چسبد به بر آویختن را باور وبه یقن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

عَقیده:عُقده :عَقد:گره. گره زدن. گره بستن:خود را به چیزی گره زدن و یا خود را به چیزی بستن. پس پدیدارها بدینسان به هم می جوشند و می بندند و گره می خور ...

پیشنهاد
٠

پَرکِ راستی و درستی و یا پَرکِ بُنامدی و اُفتامدی. پَرک:فرق. بُنامدی:حقیقت. اُفتامدی:واقعیت. پَرکِ سر:فَرقِ سر.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بُنای فراکالبدی و بُنای کالبدی دانستنیهای چهارگانه دانشها و فرزانشها و آیینها و رازوریها.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

شادی. شیدایی. خوشی. سر دماغی. دماغ چاغی. شادمانی. شادخواری. سروری. خوش و دُشی. آسودگی. آرامی. تخت. آزاد. درست. نیک. ناب. نود. خوشنود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

" سرور بخش. سرور آور " :مسرت بخش.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یک شب در سدد روزگار گذشته بودم و بر زیگار از دست رفته افسوس می خوردم و این بیت ها را در خور دماغ ( حال ) خود می گفتم. دماغ شما :حال شما. زی . زیگار ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" بزرگورزان ":مستکبران. " بزرگورز ":مستکبر.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آنچه چو زمان و چو مکان میباشد. یا آنچه پدیده ای در جهان میباشد چینش به یزدان نتوانش بنمود. دانسته و نادانسته همان میباشد. شهرام. ص

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

( دل پسند مردم هنرمند شده است. شهرام ) [مقبول طبع مردم صاحب هنر شود. حافظ].

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

واژگان چششی:کلمات ذوقیه. بستان دلها:بستان القلوب. سوت سیمرغ:صفیر سیمرغ. در راستش اِشک ، عشق. خرد سرخ. نامه های رازوری:رسایل عرفانی. نامهء پرنده ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

"دارای. گیرندهء. پوش. پوشش. گنجانیدهء. دربرگیرندهء. فراگیرندهء":متضمن. شامل. محتوای.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آسمانی ها. آسمانیات. بالاییات. والاییات. والایان. بالایان. فرازیان. فرازیات. [فرایین ها #فرویین ها. ].

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گردِ نگاشته های پادشاه خاوران سهروردی. مجموعه مصنفات شیخ اشراق. سهروردی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" راهها و نقشه ها":المشارع و المطارحات از سهروردی. تلویحات:برگه ها. سهروردی. کتاب المقاومات:نوشتِ ایستایه ها.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پیگیر :متتبع.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

چاپ:طبع. چاپِیَت:طبیعَت. چاپَم:طبعم.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

" دردست چاپ. در کار چاپ. زیر چاپ " :در دست طبع

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

راست ودر وغ بسیاری از تنهایی های تک و خانواده از درست دریافت نکردن واژگان و دریافت و پنداشتهای آنهاست زیرا درست دریافت ننمودند واژه ها به واکنش واکنش ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" شبی با گروه سُفتیان ":شبی با جماعت صوفیان. خاور سهروردی ( اشراق ) .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

انوار: روشن. اسرار:راز. اشراق: خاور. برای[ آزادش سرود] ویا تخلص شعر. سعدی: رستگاری، رهایی. رستا و رها. حافظ:نگاه. داشت. دار. نگاهداری. نگاهدار.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

الواح عمادی:برگه های ستونی. لبه های ایستایی. کاغذهای افراشتی. ( افراشته کاغذ ها ) . تیکه های نهاده. پاره های نماده. ( نموده ) .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

درس گفته ها و درس نوشته ها:تقریرات و تقریرات.

پیشنهاد
٠

ریخت های نگرشها:مطارح الانظار. پادشاه یاری ( شیخ انصاری ) .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اساطین الحکمه:" ستونهای فرزانش " تیرهای فرزانش. پایهای فرزانش. کول های فرزانش. گزها فرزانش. گزگ های فرزانش.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" اندیش ریختها ":منطق مطارحات از سهروردی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ریخت ها ( مطارحات ) از پادشاه خاوران سهروردی.

پیشنهاد
٠

" دانشنامهء فرایی ":دانشنامهء علایی از پورسینا.

پیشنهاد
٠

دستاورد و دستاورده:الحاصل والمحصول از پورسینا. بانام: ص شهرام؛ نیا، صمد شهرام نیا.

پیشنهاد
٠

گردانیده و پژوهیدهء [هشدار ها و کنشها ازپورسینا. ]=ترجمه و شرح اشارات و تنبیهات اثر ابوعلی حسین بن عبدالله ابن سینا.

پیشنهاد
٠

الاشارات والتنبیهات . الجزء الاول فی علم المنطق :بخش سوم در دانست اندیش . الجزءالثانی فی علم الطبیعه؛ بخش دوم در دانست کالبد. الجزء الثالث فی علم م ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" پادشاه سَر، بابابزرگ، هوشنگ ِپور بنده خدا، پور سینا ":ابوعلی حسین بن عبدالله بن سینا.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خوارج:" دورَک ها ". معتزله:کِنارَکها.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سنی:پایه. شیعه:پیرو. ؛ سنی و شیعه :" پایه و پیرو ".

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خرمسان. =خرمستان:خرمیثن. زادگاه بابابزرگ پورسینا.

پیشنهاد
٠

بخش سوم در دانست پیشا دانست کالبد. الاشارات والتنبیهات ؛ الجزء الثالث فی علم قبل علم الطبیعه. از پورسینا و پژوهش خواجهء طوسی. وپژوهش پژوهشها از ...

پیشنهاد
٠

بازشها و یازشها. بازها و یاز ها. بازه ها و یازه ها. مباحث و محافل.

پیشنهاد
٠

بازشها:پورسینا؛ المباحثات از ابن سینا.

پیشنهاد
٠

بازیهای خاورانی:المباحث المشرقیه از پیشوای شِکورزان فخر رازی. دارندهء بررسیهای قرآن، ( پیسر بزرگ فخر رازی. ) پیسر:تفسیر.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گشایش سختی های ( اشارات و تنبیهات ) =هشدارها و زنشها از خواجه یار دین توسی. حل مشکلات اشارات:گشایش سختی های اشاره ها و تنبه ها. از پور سینا و بررسی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

درّه التاج لغرّهِ الدباج:" درّ تاج برای بزرگِ شناخت ": قطب دین شیرازی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

درمان:از پورسینا. کاری در بارهء؛ اندیش. کالبد. فرا کالبد. گیاه شناسی. جانور شناسی. آسمان وزمین. سازسازی. آوازشناسی. اندازه و شمار. زلزله. اث ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

داوری میان فرزانگان خاور وباختر:الانصاف بین الفلاسفه الشرق و الغرب. کاری از بابابزرگ هوشنگِ پور بنده خدا پور سینا. هوشنگ:حسین. آژنگ:حسن. هوشنگ و آ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

المنطق المشرقیین:" اندیشِ خاورانها " از بابا بزرگ پورسینا.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

حقوق ومزایا:" راسته ها و مزیت ها ". " دستاورد و دستاورده ":الحاصل و المحصول از پور سینا. التحصیل:" دستاورش ". " رهایش با فرار از نهر گمراهی ها ":ا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

معانی:مینوها. بیان:بیان. صور خیال:رخای گمان. بدیع:نومیدی. نومند. فنون فصاحت وبلاغت:" فنهای شیوایی و رسایی. ". منطق صوری:اندیش صوری. [پایه گرفت. ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کین جویی. کشیدن. تقاس. درآوردن:انتقام

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دانشورزان دانشگاه :فارغ التحصیلان. دانشگاه. دانشورزان دانشکدهء:فارغ التحصیلان دانشکده. [دانشورزان=دانشورزیدگان].

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

امید است در آبادیس پیشتر و زودتر و جلوتر از همه واژگان فارسی از آرمانها به کاربردها گرایند. تا ستایش راستین در روند باشد. و پاداش نیک را از خود وخلق ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

تماشا:مشاهده. تماشای ادامهء پیشنهادها:مشاهده ادامه پیشنهادها. خواهشمند است این آرمان را کاربردی نمایید.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دِت ِدتُون. کُرّ کرونِ. ژِن ژِنونِ. پِیا پیاوُن. مَرد مَردونِ.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

زن. مرد. پدر . مادر. پرما ( ها ) پدرها ومادرها به جای پرنسها. دختر. پسر. نوه. نتیجه. نبیره. ندیده. نسل. نیا. تِژگا. دوده. تیره. درخت. بوته. دخترزاده ...

پیشنهاد
٠

زمانهای گذشته. اکنون. آینده. ومردم هم؛ گذشته. گذشتگان. کنون. کنونی. اکنونی. آیندگان. گذشت. اینک. آیند. ( آیا ) . رفت. گذشت. دیرین. آیا. آیند. آین ...

پیشنهاد
٠

سابق: گذشته . لاحق:پیوسته. سابق و لاحق:گذشته و پیوسته. حدیث سابق و لاحق:گفتهء گذشته و پیوسته. روایت سابق و لاحق:خواندهء ( از روی نوشته خواندهء ) گ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مجلس شورای ملی: همایش شورای. ملی. ملت. کشور. میهن. سرزمین. خانه. دیار. خاک. آب و خاک. زادگاه. گستره. آشیان. آشیانه. لانه. لیز. لِیزِنِ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" صندلیهایی که در همایش می گذارند تا آمدگان بر روی آنها بنشینند ":کرسیهایی که در جلسه می گذارند تا حاضران بر روی آنها جلوس نمایند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" صندلی دار. میزدار. کرسی دار. نیمکت دار. مبل دار ":صاحب کرسی ، در دانشگاه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

روندِ درویش و روایِ خاموش.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بهره جویی از هوش و توانمندی و بکارگیری دستگاه دریافتی و پنداشتی و قوای دماغی را بر پایه داشتمانهای ؛ ۱_کالبد ۲_فرا کالبد و ۳_خرد را بهرهء هوشی میگ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

هرکسی دارای ضریب هوش خود است که تکایهء همایه می باشند و هرکس باخود ویا خانوادهء خو در روند روای خود است، و همایه از تکایه و تکایه همین همایه است و با ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بنگر که نماد تو خدای است و خودت. هم آنچه به روزگار دریافت شدت. پنداره نباید بنمایی خود را. زیرا که فریب است که در کار شدت. شهرام ص.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آیا شما میکاریدش یا ماییم کارندگان.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

" رویه آرایی ":صفحه آرایی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" رویه آرا ":صفحه آرا.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جایش سند ها:جعل اسناد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" زیراست ":دانلود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

از ویژگی زبان فارسی این است که گاهی واژه ای نمونا و همان واژه در جای دیگر نا نمونا است و این جایگاه واژگان را گسترش می دهد و گذارده ها را نموداری دیگ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" جایِش فرزانشی ":جعلِ فلسفی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جعل:" جایِش. جا. جای. ". جال:لری است به دریافت جعل به روند جا افتاده است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

برنج:بریان کردن. بریان نمودن=پختن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سخنش تاز:خطیب.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سخَنِش:خطیب.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سخنگویی. سخنورشی. سخن دانگی. سخنورشی. سخنگویگی. سخندانشی:خطیب.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آتش بسیج. آتش آمادگی. آتش یورش. آتش تاخت. آتش تاز. آتش تاخت و تاز. آتش پیش. آتش پیش نیاز. آتش پیش تاز. آتش پیش تاخت . آتش پیش تاخت و تاز. آتش پیش تاز ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کرِّ ستون:خطِّ عمود. کر ستونی:خط عمودی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

عمود منصف:نیمگر. ستون نیمگر. ستون نیمگر. نیمگر کران. کرانمند. کرانه. کرانگی. کرانگر.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ستون کران ( ها ) . ستون کرانی ( ها ) . کران ( های ) ستونی. ستون های کرانی، کرانه ای. کرانا. کرانوی. کرانا. کرانایی. کرانهای ستون، ستونی. ستونایی. ...

پیشنهاد
٠

صمد توحیدی

پیشنهاد
٠

" سددیات ( سددیاتی ) در فرزانش برین ":تاملات ( تاملاتی ) در فلسفهء اولی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" سَدَد در فراکالبد ":تاملات در مابعدالطبیعه. سدد : داد و ستد:تاملات و مدیتیشن.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

عیال به لکی و لری ( اِیال ) لَزم ( تلفظ ) میگردد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ناناءیر شاید به پنداشت نگیر و نشمار به دریافت از خود است باشد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پرورده. نازپرورده. خانواده. خانه:عیال. تمدن هاپروردهء سیبویه هستند. تمدنها خانوادهء سیبویه میباشند. تمدنها خانهء سیبویه می باشند. تمدن ها نازپرور ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" رَزمِش":معرکه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" درخورِ یاد است ":لازم به ذکر است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

هر گذارده ای داری نهاد و گزاره است، میتوان؛ آغازه=مبتدا و گزاره=خبر را سود جست. آغازه=مبتدا. گزاره=خبر.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

آزمایش. آزمایشگاه. آزماینده. آزماییده. آزمایشگر. آزمایشور. آزمایشوری. آزمایشورز. آزمایشورزی. آزمایشورزند. آزمایشورزنده. آزمایشورزندیگرایانگیمنداهوار ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در زبانش لری به ماهیچه ها و تپه ماهور ها و پیز پیزه و فیزیک و فیزیک گفته می شود براین پایه این روند از شناخت را فیزیک شناسی می شود بکار گرفت زیرا کار ...

پیشنهاد
٠

"اندامه نگری. اندام شناسی ":وظایف الاعضا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" پیشاسینویان از فرزانگان ورازوران تا رازوران و فرزانگان پسا صدراییان "

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

وَرزگاه:قرارگاه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" فرا نوبت. بی نوبت. دورازنوبت" :خارج از نوبت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ازرده بیرون:" مردود=ناپذیرفته. " بر رده افزون:" قبول=پذیرفته. "

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جایگاه سلمان چنان والا وبالاشد که از اهل بیت پیامبر به شمار رفت، و سبحه وتسبیه که برای ذکر است از گِل سلمان درست مینموده اند ونیز از گِل سرزمین پیامب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کَت و گُل بندی زنان را در گذشته که بود تَرَه می گفتند که همانندی با نام و هم ریختی با سفره دارد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

زرین تره:" شاید نام سفرهء خسرو پرویز بوده که زربفت بوده و مانند فرش چهار فصل بوده است که در مهمانی ها و درخور ها آن را میگسترده اند . "

پیشنهاد
٠

نهادهای در پی ویا نهاد های پیگیر:نهادهای ذی صلاح. پیگیریها. پیگیران.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مشروح:پیدا و نمایان. مشروح اخبار : گزارشهای نموده. گزارش های نموداری.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بایسته و شایسته ودر خور و زودی و نادِیر. شایان. اهم اخبار:گزارشهای شایان. گزارش های در خور. گزارشهای بایست و در بایست که برپایهء روز وروند نویسنده ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

مهم: اندوه ور. ناشکیبنده. " اخبار و سخنان مهم و بااهمیت:گزارشها و سخنهای ناشکیبا و اندوها" چون که تاب همگان را بیتاب می نماید.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یاقاضی الحاجات:ای رسندهء بر نیازها. رسنده:قاضی. نیازها:حاجات.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بیان حقیقت انسان کامل و کمال جلاء واستجلاء:بیان راستینای مردم کامیاب و کامهء روشنش و روشنشواری. بیان ارتباط فیض مقدس با اشیاء؛ بیان پیوریتانیسم آغاز ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بیان بساطت وجود وشرح مطالب اسفار؛ بیان سادگی هستی وشُرّ خواهشهای های اسفار. نقل کلام وسخن پژوهشگران از پساها در شر سخن اسفار. نایی مرز هستی:، نفی ح ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

[بیان شناسهء هستی و اینکه پوشش به راستینشهای هستی ناشد است؛ بیان تعریف وجود واینکه احاطه بحقایق وجودیه محال است. شرّ کلام وسخن والای الهی ها درنهش گ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بیان مانای گنسی و نایش درهمش از هستی:بیان معنای جنسی و نفی ترکیب از وجود. فرق وپرک بین گنس و پسی ( فصل ) و ماده وصورت. خطبهء کتاب:سخنش نوشته. بیان ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" بیان دورش پایگی هستی و چیستی باهم ":بیان محذورات اصالت وجود وماهیت معاً.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بیان اقسام وحدت: بیان بخشهای یِکایَش.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

استواری همبهر های مینوی هستیآورش و نقل کلمات وسخنان شاه خاور در شِکیتویژه و خاصی. بیان گال و قول رازوران و عرفا درستی و و جود. بیان پیوند درست و حق ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دوشِک بودن بر ( باهم، سمنانی. ) باهم ( ها ) معاصر سمنانی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نمایند و راه آشکارِ پایه ای هستی:دلیل و برهان اصالت وجود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سرره گیری ( نقد وسنجش ) برسخنان و کلمات شاه خاور:اشکال بروکلمان شیخ اشراق.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بیان پایگی هستی:بیان اصالت وجود. بیان دوری ( دورش ) پایگی هستی و چیستی با هم" :اصالت وجود وماهیت. [ ( ناچیستیت راست فرا ) =نفی ماهیت حق تعالی. ]

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سرراه گرفتن بر کلام ویا سخن درمان ( شفا ) ":اشکال بر کلا شفا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نامرزی هستی: نفی حد وجود. بیان پوشش راستین هستی:بیان شمول حقیقت وجود. بیان مازش در هستیها :بیان تمیّز در وجودات.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بیان در سادگی هستی:بیان در بساطت وجود. بررسی سخن ویا کلام اسفار:شرح کلام اسفار. بیان پنداشت جنسی و نادرستی در هستی:بیانیه ای جنسی وندی ترکیب از وج ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پیوند . پیوندی. پیوندا. پیوندان. پیوندها.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پیداش. پیباد. پیکار. پیکاری. پیگار. پیگاری.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پی. پیگرد. پیگیر. پیکش. پیور. پیورز. پیوری. پیورزی. پیگردی. پیکشی. پیگیری. پیار. پیاری. پیابند. پیاور. پیاورز. سراپی. [سراپیت، لری].

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سفارش پیشنهاد. سفارشی. پیشنهادی. سفرش. سپرده. زبانی. زبان. فرستادن. فرستادنی:توصیه. وصیت.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مکتب ویا آیین سفارشی نقاشی وآن نقاشیهای است که کسی ویا کسانی به نقاش سفارش میدهند تا نقاشی کسی یا کسانی و یاچیزی را بکشند که با نقاشی آیین مینیاتور و ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شادمان. خوش. سرخوش. شن. منگ. شنگ و منگ. تازه. تراز . میزان#نامیزان. قبراق. سرحال. دبش. دبشِ دبش. :رضا.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

زنده: بی مرگ. بیمرد. زندگی. تکاپو. جستجو. درکار. درکاروبار. درجنبش. درگردش. درورزش. درپویش. میپلکد. پِلِکِش. پِلک زن.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آیا درست است نیرویش ما بیهوده در کار شود. آیا بهتر نیست که نیرویش ما در کارهای هوده در کارگردد. چه بهتر نیروی خدادادهء در کارهای هوده و پرارج و مرج ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نظرت برای خودت گرامی است. نظرت برای خودت بجاست. نظرت برای خودت رواست. نظرت برای خودت روندا میباشد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧

متوقف:"ایستا. ناجنبا. ناروا. بیکار. ول. بیرونق. ناکارا. بازایستا. ایستاده. مانده. مانا. خاموش. خسته و مانده. ازکارماند. ازکارافتاده. ناگردا. ازرونق ا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" آماج ابزار را صورت می بخشد ":هدف وسیله را توجیه می کند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" دیدگاهت برای خودت بجاست*. نگرت برای خودت ارج دارد*. نظرت برای خودت ارزش دارد * ":[نظرت برای خودت محترم است. *]

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

چشم بینش :چشم بصیرت.

پیشنهاد
٠

ژرفی و زیبایی. زیبایی و ژرفی. ژرف و زیبا. زیبا و ژرف:ظرافت و زیباییت. ژرفش و زیبایش. ژرفایی و زیبایی. ژرفنده وزیبنده. ژرفا وزیبا. ژرف وزیب. ژرفاینده ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ظرافت خاص:" ژرف ناب. ژرفی ناب. ". ژرفی خاص. ژرف اندیش. ژرف ویژه. ژرف مِنش. ژرف مِنشی. منش ژرف.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سلطه: فرمان. " سرمایه شناسی و فرمان ":اقتصاد و سلطه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تسلط:برتری. برتر. " برتری ناب " :تسلط خاص. " برتری خاص ":تسلط خاص.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خودا. خودان. خودانه. خویشانه. خوداورزیگرکارانه. خودوژدانیگرایانگیورزیمندباشیگریباورناکش.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خود. خودش. خودشی. خودشیت. خودشان. خودشانیت. خودشانوی. خودشانِشی. خودانیت. خودیت. خودیتگر. خودیتگری. خودیتگرایی. خودیتگرای. خودیتگرانهم. خودیگرمندانگی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

کنشت: خوردن جای که نذر ونیاز و خوردوخوراک بوده و می داده اند. کنشت: خوردن. دهانش در کنشت است: درکارخوردن است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ایماژیست ها. تصویر گرایان: روگرایان. رخ گرایان. صورتگرایان. وجه گرایان. نم گرایان. نمادگرایان. نمود گرایان. رخشگرایان. ؛ در زبان فارسی چون واژگان چند ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

محفل . مجلس:همایش. نشست. پاتوق. خانه. تالار. خوان. پذیرایی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" دست پیچه ": سوژه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جمال : چهره. صورت. رو. روی. رخ. وجه: جمال#کمال؛ خرد. اندیشه. اخلاق. منش. سرشت. ارزش. ارج. مرج ( شرط ) . خمیره. مایه. راستی و درستی. راست ودرست. راه . ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

چشم انجام می دهم و بجا می آورم چشم دوست داشتنی ترین اندام آدمی به شمار می رود، چنانکه ارسطو هم در نوشت فراکالبد آورده است یعنی اگر چشم هم بخواهی میده ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

چشمداشت. امید. کاری از کسی برآمدن. آرزوخواهی. آرزومندی که کاری انجام گیرد:امیدواری. امیدوارگی. چشم. چشم داری. نگاه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خودنمان. خودنمانی. خودنمانانگی. خودنماور. خودنمناورز. خودنماناورزیگری:تعیین هویت.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

شناسایی. شناسش. شناس. شناسند. شناسندگی:شناسایی کیستایی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

"دیاری":شناس. شناسا. شناسایی. شناخت. شناختی. شناختن. شناختی.

پیشنهاد
٠

گیر و ول: جاذبه و دافعه. گیرایی و وِلایی. گیرش و ولش. گیر و رها. گیرشا. و ولشا. گیرشایی و ولایی. گرفت. و رها. گرفتش و رهایش. گرفتگی و رهایگی. گرفتا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

"ادب آیین. ادب رشته و تاریخ رشته. و تاریخ آیین. ادبورز و تاریخ ورز. ادب شناس و تاریخ شناس. تاریخدان و ادبدان. ادب فرسا و تاریخ فرسا. ادب وز وتاریخ وز ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

مانند خود یا متل خود :مثلی المثلی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

چفت ولی. چفت و لیسی: پی پاره.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پیگر. پیگرانه. پیگیرانه. پیگیریت. پی وارانه:تقلید.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

پیروانه. پیروانگیمندانهوار:تقلید.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

" پیدایش. پیایند . پیامند. پیاپی. پیپامندانگی ":تقلید.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

" پی پوی. پی پویا. پی پایانه. پی پایانی. پیورز. پیورز. پیورزانه. پی ورزیگر. پیورزیگرا. پیورزیگایانگی ":تقلید

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

الگویش. الگومند. الگوورز. الگوور. الگویی. پیروانه. پیگیرانه. پیوارانه. پیدارانهدرپی. درپیه. پیه:تقلید.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به سبک . به طور. به جور. نه نگاه. به فن. به نگاه. به پیروی. به پیرو. پیرو:تقلید.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

" مانا. مینو . مینویی. مینویت. ماندگار. ماند. ماندنی. مانش. ":معنی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" گرفت. گرفتن. گرفتش. گرفتا. گرفتایی. گرفتانگی. زورگیری . بازی ده. بازیدهی. گیرنده و گرفته ": متجاوِز و متجاوَز جنسی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" بار . بارشده. باریاب. باریک. باب. باور. باب و باور. نمونا. نمونش. نمونگی. نمونایی. نمونای. نمون. نمونی. نموناک. نمونایه. نمونایگیوارانه ":اصطلاح.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

"گنگ. گنگی. گنگش. گنگویت. گنگایی. گنگایش. گنگمندانگیواریها ": ابهامات

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

محقری.

پیشنهاد
٠

" در کار درس. دردرس. درسخوانی. ":مشغول درس. اشتغال به تحصیل.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کهن لهجهء خویش را در دهن . به از لهجهء دیگری در سخن. شهرام. ص

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لهجهء خودی. لهجهء دیار. لهجهء بوم. لهجهء بومی. لهجهء خانگی. لهجهء خودی. لهجهء خویش. لهجهء خویشاوندی. لهجهء خودمانی. لهجهء کهن. کهن لهجه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

ترک تَرکه. ترک راه. راه ترک. روش روا. روند نو. نوروند. نوروش. نوآیین. آیین نوین. سبک ساده. سبک سانه. سبک سود. سبک سودورزانه. سود سبک. سور سیر. سیر س ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ریزه کاریهای خودش را دارد. دارای سلیقهء بیمانندی است. ارز و ارج آن والا و بالاست. سرشت هنری دارد. به هنر و به فرهنگ . به خوبی و نیکی. به والایی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ظرافت خاص:هنر ناب. هنرنابی. ناب هنری. ازظرافت خاصی برخورداراست:ازهنر نابی برخورداراست. باهنرنابی ساخته شده است. باریزه کاری زیبایی. با ارج و مرج ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" جایگاهی. جایی ":مقامی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" دارای ارج ":حائز اهمیت. " دارای مرج ( شرط ) ":حائز اهمیت.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" واگذارمندپدافند ":وکیل مدافع. " واگذرمندِواگذارگر ":وکیل موکل

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گیرایشگرا. گیرایی گرا. گیراگرایی:آبسربیزم.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-٢

ناهوش. ناهوشی. ناهوشمندی. ناهوشمندیت. ناهوشمندیگری، یانه:کما، اغما.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

" کوبایشِ کوبایش ":تهافت التهافت. " کوبشِ کوبش ":تهافت التهافت. " کوبهء کوبه ":تهفهء تهفه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" کوبایِش داناکها ":تهافت الفلاسفه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" کوبشناکَگی داناکان ":تهافت الفلاسفه.

پیشنهاد
٠

" صافانه با فرزانگان ":مصارعه الفلاسفه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" واگذارمند و واگذارگر ":وکیل و موکل " واگذارمند ":وکیل. " واگذارگر ": موکل. ( واگذارنده#واگذارشده )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

انداخت . انَداختن. انداختش. انداختایی. انداختا. انداختان. انداختور. انداختوری. انداحتورانه. انداختورانگی. انداختین. انداختینگی. . پَستش. خوارور . خوا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

" پاسخگر ( ها ) ":مسئول ( ها ) " پاسخگری ( ها ) ":مسئولیت ( ها )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

سویه. کویه. دوروبر. سرزمین. گسترهء: منطقه. حکام منطقه:فرمانروایان دور وبر . فرمانروایان گستره. فرمانروایان سویه. فرمانروایان کویهء ما. . ویا کشور ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

حکام منطقه: فرمانروایان سویه .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فرمانروایان:حکّام. درهمایش فرمانروایان . . . . . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" عدم گسترش ":عدم اشاعه. ناگسترش:عدم اشاعه. گسترش ندادن:عدم اشاعه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

انگار=انظار . این همانی دارند یانه. مانند سفید وسفید. سپاهان وسفاهان. فیل و پیل. برگه و ورقه. . و . . . . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" کَلام وَندِی ":دیکلمه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

هوشمندانگی. هوش ورزی. هوشیاری. هوش وری. هوشندگی. هوشنده. هوش ورز. هوشگری. هوشداری. هوشینه. هوشانه. هوشونه. هوشند. هوشا.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آگاهی مردمی. هوش مردمی. هوش انسانی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

فراست. زیرکی. هوش:شعور. شعور اجتماعی:آگاهی اجتماعی. آگاهی همایشی:شعور جلسه ای. آگاهی همایه ای:شعور اجتماعی. آگاهی تکایه ای:شعور فردی. آگاهی خانو ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تنبل جا#زرنگ جا. دیرمند. دیرگار. دیرکار. دیرفن. دیرزن. دیردار. دیرپا. کندرو. کنددو. کندیاب. کندور. کندورز. کُندکَند. کندمند. کندویر. کندکاو. کندگار. ...

پیشنهاد
٠

تندگدار. تندمدار. تندسوار. تندکار. تندگار. تندجا. تند تند. زودزود. :سریع الانتقال.

پیشنهاد
٠

تند رو. تندرفت. تندروش. تندرو. تنددو. تندپیما. تند پیمان. . زودرفت. زودرفتار. زودکردار. زودگفتار:سریع الانتقال.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بهانه :علت. علت العلل:بهانه ای از بهانه ها. سبب:رسن. علت : بهانه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" رسنی از رسنها ": سبب من الاسباب

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" راز و زدا ( راز آلودگی و راز زدایی ) نمود ونهان ":سرّآء و ضرّآء.

پیشنهاد
٠

" نامهء پرنده "اثر پور سینا:رساله الطیر کارِ پورسینا ( ابن سینا ) " پرنده نامه "از بابابزرگ پور سینا.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

هر ساله با آمدن پای بهار مردم خانه های خود رابا رنگ یا گچ ویا خاک سفید نمادگرایی میکردند ونیز گاوها وگوسفند ها را که به آن کوبه میگویند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

زود. زودتر. زودتره. زوترش. زودترشی. زودترشیتمندانگیوارانهگانی ها. #دیر. دیرتر. دیرتره. . دیرتر. دیرترشی. دیرترشیت. دیرترشیتمنانگی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

رخنه. رخنه وار. رخنه زار. رخنه بار. رخنه کار. رخنه بدار ( مدار ) . شکاف. پاره. پارگی. پارش. سوراخ. سورخش. سوراخیت. درش. درشیت. درشانگی. شکافت. شکافتش ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کاشانه :کشیدن به جایی. خانه :کَنه. کنده. جایی را که کنده اند از سنگ و کوه ویا از تپه و زمین.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اینک همگان در جامعهء بشری بر پایهء فرد وخانواده و جامعه و ایل وتبار در کشورها در جایگاه جهانی و تاریخی خوددرسرمایه شناسی و فرهنگ شناسی و سیاست شناسی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" زیان زدایی. آسیب زدایی ": دفع ضرر. آسیب زدا. زیان زدا:دفع ضارّ. دفع ضرززن.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" گزندزدایی ":دفع ضرر.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" میهن گزینی. میهن گزین. میهن پسند. میهن پسندی. میهنش ":توطن.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خواهه. خوهان. خواهش. خواهند. خواستار. خواهمند. خواهورز. خواهی. خوهشناک. خواهشناگ. خواهشیت. . دادا. برایه؛براییت، برای. برایش. برایت. واسهء:مدعی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" خواهه ":مدعی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

رخنه و شکاف در روندهای رواهای نگره ها از پیشا افلاطون تا پسا لایبنیتز. در دانستوریهای چها گانهء دانشها و فرزانشها و آیینها و رازوریها و علم وفلسفه و ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" روند رواها و رخنهء نگره ها ":سرگذشت اندیشه ها و نفوذ ایده ها

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اگر انسان را به رنگ خدا شناسه نماییم ویژگیهای انسان مانند ویژگیهای خداوند است و به هنگام رونمایی وکاربردی می گردند. و هر درنگی به ساختاری نمودار می ی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" انگیزش و انگیختش ":علیت و معلولیت. انگیزه و انگیخته. انگیزش و انگیختش. انگیز و انگیخت. انگیزا و انگیختا. انگیزوی و انگیختگی. انگیزانی و انگیختانی. ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" انگیزیت هیوم ":علیت هیوم.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

انگیزیت از دیدگاه دیوید هیوم. انگیختیت از دیدگاه افلاطون . نگرهء افلاطون.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" زندگیِ اَندیشندِه و پَسودَندِه ":حیات معقول و محسوس. ؛ زندگی اندیشه و یابشه ویا زندگی اندیشی و زندگی یابشی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" فراز زندگی پیشرفت مردمان ": ( تصعید حیات تکامل بشر ) . ( تنزیل حیات تکامل بشر ) :" فرود زندگی پیشرفت مردمان ".

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" هشدار درش پاکش. " وازگذارده گواهشها و مانندشهای این خوانِد روشنهای ایرشتی و زویهء ستارشی است زیرا که روشن به خویش، نمای است و دیگر چیزها به روشن و ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

از گذارده مانندهای گونه های این خواهشهای زمان و زمانیانست، زیرا پیشی و پسی از برای جزهای زمان استوار است در گِندهء خویش خود، به این مانا ( مینو ) که ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نوشتکوبه : بوکمارک

پیشنهاد
٠

باسواد بنده خدا زنوزی :ملاعبدالله زنوزی.

پیشنهاد
٠

لمعات الهیه:" لیمه های الهی ".

پیشنهاد
٠

انی

پیشنهاد
٠

تنبیه کلامی:هشداری کلامی.

پیشنهاد
٠

فصل بیستم در استواری داد است از برای هستومند به سرشت "شکوهمند است نامش". وبیان آن ایستا ست به آمادگی دیباچه هایی. وآن دیباچه از این رونداست که داد ...

پیشنهاد
٠

وبرخی از راههای روشنهء اندیشه و نمایندهای دادش گستره براین داگ والادر پرسش ناشدِ کُنهای سرشت نابا ( نابنده ) برپا نموده ام و بس است در این باره کلام ...

پیشنهاد
٠

دریافت اندیشه ها و پنداشته ها. "درستی شناسی کنه سرشت او بر خردهای ناب و مردم برین نانماینده و نارویدادنده است ":حق معرفت کنه ذاتش بر عقول قدسیه ونفو ...

پیشنهاد
٠

ادراک عقول: دریافت خردها. " درستی شناسِش کنه سرشتش":حق معرفت کنه ذاتش.

پیشنهاد
٠

شکوهمند وار ه:جلَّ شانه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سَربُلندکَدِه:گالری.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

پیروزگان:گالری.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" شُکوهکَدِه ":گالُری.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کتاب ایده آل: نوشتهء بُنامَد. کتاب ره آل. رئال:, نوشتهء اُفتامَد. نوشتهءنگرا:کتاب ایده آل.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" باور ":عقیده. باورشناسی:عقیده شناسی. باورشی:عقیدتی. باورمندانه: معتقدانه. باورند:معتقد. باوری:عقیده ای. باورشناسی: عقیده شنایی. باورمند:عقید ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گزارش روزانه. گزارش شبانه. گزارش شباروزی. گزارش های شب و روز. گزارشهای هفتگی. گزارشهای ماهانه. گزارش های فصلی. گزارش های سالانه. گزارشهای دهه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" گزارشهای فراکشوری ( فرامرزی. میان کشوری. میان ملتی ) ":اخبار بین المللی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" گزارشات امر وز ":اخبار امروز.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

زودا گزارش :خبر فوری. زود گزارش:خبر فوری. زودیت:فوریت. زودیت گزارشی:فوریت خبری زودیت گزارشها:فوریت اخبار.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گزارش زودی:اخبار فوری. زود:فور.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" واپسین گزارشها ":آخرین اخبار=خبر ها.

پیشنهاد
٠

" وزارت سرمایه شناسی و دارایی ":وزارت امور اقتصاد و دارایی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

پایه ( ها ) . ریشه ( ها ) . شاخه ( ها ) :اصول. ( تَک وگِرد هم کاربرد دارند=اصل و اصول )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اصول فقه:پایه های فقه. پایهء فقه. پایهء دین. پایهء دانستها.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پایه های سرمایه شناسی:اصول اقتصاد.

پیشنهاد
٠

اصول ماتریالیسم:" پایه های مادیگری ".

پیشنهاد
٠

اصول فلسفهء رئالیسم:پایه های فرزانش راستین. اصول فلسفه و روش رآلیسم:پایه های فلسفه و روش راستین. اصول فلسفه:پایه های فرزانش. اصول دین : پایه های د ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شعور گِرد شعر است و گفته می شود فارسی است. شعر=چام. شعور :چام ها. شعور فردی:چام فردی. شعور اجتماعی:چام اجتماعی. شعور اجتماع:چام اجتماع. شعور خان ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" دهان. دهانه. دهن. دهنه ":مدخل.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دیباچه. دراغل=در آغُل. زودتر در آغل گاو ها درون خانهء نشست مردم و داراخانه بود تا دزد سرمایهء کلان را به زود ندزدد ( و سپس نمونا شده است برای در خانه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" درگاه. درآمد. دربند. بندِدر. بَندر. آمدگاه. آمدرفت ( آرف ) . رفتامد ( رفت و آمد ":مدخل.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" آموزگاه. آموزانه ":استدیو.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کتابکُوبِه=کتاب کوبه:بوکمارک

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

" آهنگ. خواست. آماج ":اراده " کَرِش. ناگوش. ناشنید ":تصمیم. " استوارش. استوار. آهنه. آهنش. آهنوار. ":عزم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مردم داری کالبد و فراکالبد وخرد میباشند و روانشناسی و روان کاوی وروان باوری و باور به جاودانگی و روانکاوی و خردباوری و خدا باوری و اینها به مردم ساخت ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

" پایین و والا . مانا و آیا . این جهان و آن جهان. جهان خاکی و جهان مانی":دنیا و آخرت. جهان رفتا و جهان مانا. جهان کوتاه و جهان بلند. جهان رفتنی و جها ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" جهان ناپایان ":عالم لایتناهی.

پیشنهاد
٠

ناماده و فراکالبد:غیر مادی و متافیزیک.

پیشنهاد
٠

" رونمای کالبد و رونمای فرا کالبد ":ضرورت فیزیک و ضرورت متافیزیک

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" بُنهء فَراکالبد ":مبادی متافیزیک

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بنه های لازم و درخور.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مبادی مابعدالطبیعی علوم نوین:" بُنه های فراکالبدی دانستهای نوین ".

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" هنگامیتِ فرزانش ":موقعیتِ فلسفه.

پیشنهاد
٠

اهوراییات به پنداشت ودریافت ویژه و ناب*اهوراییات به دریافت و پنداشت ناب و ویژه#اهوراییات به دریافت و پنداشت همه و همگانی و یا پوششی به معنی الاعم.

پیشنهاد
٠

اهوراییات به پنداشت ویژه:الهیات به معنی الاخص. یزدانیات به دریافت ناب. ایزدیات به پنداشت ویژه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" بنهء درگیرند. بنهء گذرنده. بنهء گذرش. بنهء گذرشی ":مبادی متعدی. #بنهء درخور. بنهء لازم.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بنه های چندگانه:مبادی متعدد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" بُنهءآداب ":مبادی آداب.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پیشا بُنه ( ها ) ، بُنه ، پسا بُنه ( ها ) :مبادی ها.

پیشنهاد
٠

" آماجهای فراکالبد ":الاغراض مابعدالطبیعه بابایار فارابی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مدخل:درگاه در رشتهء دانستنیهای آخت و یا ساخت .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دیباچهء نوشته. دیباچهء جایگاه. دیباچهء گفتار کردار. پندار. در آخت و ساخت.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

" گواهشه. گواگاه ":مشهد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" گواهگاه ":مشهد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

درگاه:مدخل.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مدخل :ورودی. ورودش. ورودا. دری. دریش. دَرِش.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

پیوسته جنبش:پیوسته حرکت.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دانشِ آغازین و پایانین:علم اوّلین و آخرین. دانش آغاز و انجام. دانش آغاز و فرجام.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" دانش ِکانش ":علم الطبیعه. " دانش فراکانِش ":علم ماوراءالطبیعه. دانشِ کانِش و فَراکانِش:علمُ الطبیعه و ماوراءالطبیعه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" دانش کانش و پایه های آن ": علم طبیعت و اصول آن.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" جا. تهی. هنگام ":مکان. خلاء . زمان.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

" انگیزهء جنبش ":علت حرکت. انگیزه و جنبش درهم تنیدگیوارِگیهای آن.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" جنبش کانشی ": حرکت طبیعی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" جنبش و نا پایان ":حرکت و نامتناهی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" شناسِش و نمودِش جهان ":معرفت و تبیین جهان.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

"گمان. دریافت. اندیشه":تخیل. ادراک. تفکر.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گوهء و توان یابشه:قوهء حاسه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

واژه ها گاهی هر یک یک دریافت وپنداشت دارند وگاه یک واژه چند دریافت وپنداشت دارد تا چند وجهی بودن آنها رونمایی و آشکار گردد. یک واژه در چند دریافت جور ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سختی. گرفتاری. بدبختی. سرشانس. بد شانسی. بداوردی. بدبیاری. بَدش:مشکلات.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سختیها:مشکلات.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

"همگار. همکار. هموند. همجور. همور. همورز. همداگ. همدار. همیار. همخود. همخویش. همپی. همپا. همخواه. همراه. همرای. همش. همار. هموش":مشترک.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

هموَر. همانه. باهم. همباش. همداگ:مشترک همبهر. همبهره. هَمواِره.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" یابش هَموَر ( باهم ) ":حس مشترک.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" انگیزهء جنبش در بوده های زیمند":علت حرکت در موجودات ذی حیات.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" جایگاه یابشهای جورواجور در نگهداری بودهء زنده ": تاثیر حواس مختلف در حفظ موجود زنده.

پیشنهاد
٠

" توانهای خودشی مردمی ":قوای نفسانی انسانی . "

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

قوای نفسانی:" ( گوه های خُودِشی ". توانهای خودشی. )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جسم ذی حیات مرکب است:کالبد ( زیمند: ذی نفس ) درهم است. ترکیب:تِرکیپ:کیپ دیگر. کاپ دیگر. کوپ دیگر.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

قوای نفس در موجودات مختلف:" توانهای ( گوه های ) خویش در پدیدارهای جورواجور ".

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" خرد کنشی ":عقل فعال. " خرد واکنشی ":عقل منفعل. " خرد کاری ":عقل فعلی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" رُخِش و روآور. نمودش. نمادش":توجیه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" رُخش و اَرج نهاد ":توجیه و اهمیت موضوع

پیشنهاد
٠

فایده واهمیت موضوع:" سود وارج نهاد "

پیشنهاد
٠

" پیوند گُوه های رویی و زیری. نمایی و نانمایی. درونی و بیرونی ":ارتباط قوای باطنی و ظاهری.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" گوهء جُنبنده ":قوهء محرکه.

پیشنهاد
٠

خرد ، یابش، گمان، پنداشت. :عقل ، حس، ظن. و تخیل

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

" نوبت ":سرویس. نوبت خودرو. نوبت خوراک . . . . . نوبت گرفت رفت باخودرو. نوبت خوراک بود رفت ( خود نوبت سلف سرویس ) . سلف سرویس :نوبت خود، خود نوب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

" خردِ گِروی و خردِ نِگری ":عقل عملی و عقل نظری.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

خرد کاری و خرد نگری:عقل عملی و عقل نظری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بیننده است پس دیدا، دیدا نام کننده ( اسم فاعل ) است. ودیده ( نام شده ویا اسم مفعول ) آن است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مبصِر ومبصَر :" دیدا و دیده ". " نامِ کننده دیدا. و نام ِشونده:دیده ) به جای اسم فاعل و اسم مفعول. دیدگر و دیده یا دیدا و دیده. بیننده و دیده شده.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" بیننده و دیده ( دیده شده ) ":باصره و مبصر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" زنده مند ":ذی حیات.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

( اندیشه ) خردکاری. خردپرکار. خردتلاشگر. خردکوشنده. کوششگر.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

چشنده و چشایه:ذایقه و طعم.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" چشایی و چشش ":ذائقه و طعم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نفس حاضر و غایب:خود آماده و خودِ ناآماده.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خرد وانما. خرد بازنما. خردواکنشگر. عقل انفعال:خرد واکنش#کنشگر.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لامسه و ملموس:" پسوایی و پسوده ".

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

متعلقات نفس:" بستش های خویش ".

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اتلاف:افتادن تِلپِید به لری تِلپِس فروافتادن.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" سنجش ازنگرشی که می گوید خود ( خویش ) جنبندهء خویش ( خود ) است ":انتقاد از نظریه ای که میگوید نفس محرک خوداست.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" آمده و نیامده ":حاضر و غایب. است ونیست:حاضر ( است ) و حاضر ( نیست ) .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" تک و توک ":جمع و فرد. توک دسته ای از چیزی مانند پشم و یا مو.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

امن به دستش ندارم:اعتماد به او ندارم. در ( " گِرد و پَر" :جمع و فرد. )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

" بَهر ":قسط. قسط غذای من:بهر خوراک ( غذای ) من.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" گوهء یابشه ":قوهء حساسه. قوهء حاسه:" گوهء یابشگر ".

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گوهء خوراکی و یا گوهءرویندگی:قوهء غازیه ویا گوهء نامیه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

رونمایی شناسهء خود ( خویش ) :توجیه تعریف نفس

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

( " شناسهء خویش ":تعریف نفس. شناسهء خود ) .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" گُوهء یابِش ": قُوِهء حاسه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ناخودور. ناخودورز. ناخودورزند. ناخودورزنده. ناخود ورزندگی. ناخودورزندگیان. ناخودورزندگیانگی. در اینجا پسوندها و پیشوندها جایگاه خود رادر زبان فارسی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دگرگشت. دگرگشته. دگرگشتانه و. . . . . واروگشت. واروگشته. واروگردیده. واروگرانه. واروگران. وارومند. مندان. مندآنه. مندانی. مندانش. مندانشه. :مسخ.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

دگرانه. دگرانگی. دگورزند. دگورزنده . دگرورزندگی. دگورزندگیان. دگرورزندگیانگی ها. ان:مسخ.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

دگرمند. دگرمنده. دگرمندگی. دگرا. دگرور. دگرورز. دگرش. وگرند. دگرنده. دگرامد. دگرامَدِگی. [در زبان شیرین فارسی پیشوندها و پسوند ها جایگاه پایه ای را ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دِگَرِه. دِگَرِشِه. دِگَرِگِی. دیگریده. ناخُود. دِیگرِش. دگرش. دگرش یافت. دگرش یافته. دگرش یاب. دگرش یابی. دگرش یابیده:مسخ.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

هستی که هست وخدا نیست. جهان آفرینش:ماسوا الله. غیر خدا. آنچه خدا آن را آفریده است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ماسوی الله:چیزی که خدا نیست. جهان آفرینش. آنچه را خدا آفریده است. این وآن جهان. همهء آفرینش.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

هست ناخدا. باشِش ناخدا. هست وخدانیست و آفریدهء خداست:ماسوی الله.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سوی الله:آفرینش. جهان آفرینش.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" آفرینشه. آفرینشی ":ماسوی الله

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

گذشت زمان. بازهء زمان. بازهء مکان. بازه های زمانی و مکانی :اقتضا ی زمانی و مکانی. بازهء جایگاهی. بازه های جایگاهی. گذشت مکان. گذشت زمانی. گذشت مکانی. ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

روت به آنها باشد. چشمت به آنها باشد. روبرنگردانی. چشم بر نگردانی :مواظب و مراقب.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" در کِرِّبودن ":مواظب و مراقب هر چیزی بودن. در کرش باش. در کرّ باش . درکرشان باش :مواظبت و مراقبت کن.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

"ویردار":مواظب. مواظبت. مراقب. مراقبت. ویردار کسی بودن. ویردار چیزی بودن:مواظب و مراقب کسی و یا چیزی و یا خود ودیگران بودن.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

" درآمد همه ای. درآمد کلی. درآمد همگانی. درامدا. درآمدا. درامدش. درآمدش ":General interoduction

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آفرینش آگاه. آفرینش آگاهی:عالم ماسوی الله . آگاهی آفرینش آگاهِ آفرینش: آفرینش آگاه:عالم الماسوی. عالم الخلق. عارف المخلوقات. عارف الخلق. بصیرالماسوی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آفرینش شناس. آفرینش دان:علم ما سوی الله.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" آفرینش شناسی. آفرینش شناس ":علم ماسوی الله:آفرینش. جهان آفرینش.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

ساختار. ساختامندانه. ساختش. ساختشی. ساختشیمند. ساختشیمندانه. ساختشیمندانگی. ساختشیمندانگیوار، وارانه. ساختکی. ساختکوار. ساختگرایانگی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

" بودن و نمودن ":کون و مکان. " باش و جاش ":کون و مکان. با و جا:کون ومکان. بایش و جایش. باییدن وجاییدن. بایمان و جایمان . . . . . .

پیشنهاد
٠

ایرشت و آورد:کون وفساد. ایرشت همان عرض است که یورش هم می گوییم. یورش بردن و ایرشت آوردن به پدیده ای. به روند کالبد و فرا کالبد و خرد:فیزیک و متافیزی ...

پیشنهاد
٠

" جهان برف وآفتاب ":عالم کون وفساد.

پیشنهاد
٠

" جهانِ شور وشر " :جهان انگیزه و انگیخته.

پیشنهاد
٠

چه کسانی از نبود آزمایشگاه در رنجش می باشند.

پیشنهاد
٠

خانهء بودن و فرسودن. خانهء بودش و فرسودش. خانهء بودایی و فرسودایی. لیر بین و نین، به لکی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بودایی و فرسودایی:کون و فساد. کونش و فسادش:کون وفساد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بودک وفرسودک:کوین و فساد.

پیشنهاد
٠

" جنبش گوهرین خویش ":حرکت جوهری نفس.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جنبش گوهرین. گوهرین جنبش. گوهر روند. گوهرش روند. گوهرش جنبش. گوهر جنب. جنب گوهر. گوهرا جنبش. گوهرا جنب. جنب گوهرا. گوهرا جنبشا. جنبا گوهرا. گوهرش رون ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" آورد روان ":احضار روح. دانشی که امروزه روز به آن بسیار پرداخته شده است و در پنج قاره روند روای خود را به دست آورده است. تا روان باوری آزمایشگاهی گر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آنجا که شراب لر بگفتند دوغ است. تا آنکه بنوشند چه خوش آروغ است بهتر ز هر آن نوشیدنی می باشد دل را به چو چشمی جهان افروغ است شهرام. ص

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" سَده های پسین ":رنسانس قرون وسطی:قرون آخری. سده های میانی:سده های سپسی. سده های سپسین. سده های سپس. سپسین سدگان. سده های اولی. سده های میانی. سده ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فردای دانشوری:شب صبح دانشوری. زودکار دانشوری. رنسانس.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" ورزانشگری ":سفسطه گری. " فرزانشگری ":فلسفه گری.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

کرانی. ستونی. ؛ کرانی:افقی. کران:افق. ستون: عمود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" هر چه هست. هرچه خودتان می خورید. هرچه خودتان دارید ":ماحضر. ما حضری.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" زِم. گروه. بُرّ . بهره. بیشه. دسته. جَلِّه. بسیار تِلُو. چند. بسی. بستی. ":جماعت.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" نماز تک ":نماز فراداهرکسی برای خود تک وتنها نماز را به جا می آورد و می خواند. " نمازباهم و گروه و گر وهی ":نماز جماعت که پیشنماز در جلو وپسنماز در ...

پیشنهاد
٠

باور ناسخته:اعتقاد غیر جازم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

باور. باورمندی. باورمندان. پذیرش. گردن نهادن:اعتقاد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

درست بی کم و کاست. درست بی کاست وکم. بجا داشتم. بجا دانستم. :اطمینان.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آسوده. آرام. استوار. دلجا. دلگرم. دل بجا. آسوده. دانستم، دانستم کار انجام می گیرد. امید وار. سرراست درست است. راست است. دروغ نیست:اطمینان.

پیشنهاد
٠

" روا و دستنهیی. انگشتنه. انگشتنهی. روا داشت و انگشنمایی نمود ":تصدیق و تایید. روایافت دوستش روند. روا و رو شد. روروا. روارو. روادست. دستروا:تصدیق و ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

رواداشت. روادانی. رواساختی. رواساز. رواسازی. روا باد. رواباش. روامند:تصدیق اقناعی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

روای در پی . رواپیایند. رواپیا. روامندی. روامندی. روامندیگرانا. رواپناری. رواگفتاری. رواگفتاری. روا داشت. رواپنداشت. روا آیی. رواآ:تصدیق تالی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

روای یافته. روایافت. روا. روامند. رواداشت. رواپنداری. رواگفتاری. رواپنداری. می پندارم. پندارش:تصدیق مکتسبه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" برزبان آوردن. گواهش. راست دانی. درستداری. دروغ نیست. هیچ دروغ نیست. درست است. راست است. روا. روااست. ناروا نیست " :تصدیق

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" واداشت نمودن . وادارنمایی. ":تشویق اذعان. واژگان زبان فارسی با پیشوندها و پسوندهای خود همراه است و پیروز شده است تا آنجا که از چها زبان ۱_سانسگریت ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

پذیرفتن. گواهی دادن. گردن نهادن. گردن گرفتن. دانستن. پی بردن. زیربار رفتن. دریافتن. یافتن. خستو شدن. خستویی . اذعان، مادربرابر واژگان بیگانه این همه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

"استوار. استوارش. استواری. ایستایش. ایستایشی. . ماندن. مانش. ایستادن. ایستایی ":تصمیم.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" پدافندورزی ":پدافند عامل ، ورزیدن پدافند. ورزپدافند. پدافند ورز. پدافندورزندگی. پدافندی. پدافندگر. پدافندگرانه. پدافندورزانه. پدافندش. پدافندا.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" به چمِ ":به منزلهء

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

برای خواندن خط های یک تمدن باید جایگاه تاریخی و جغرافی آن راشناخت و ابزاری ساخت تا نشان دهد مخارج حروف گویشوران آن خطها چگونه مخارج حروفشان کار می کر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شهر ساخته. شهرآباد. هرچند بارها سوخته شده است بااین همه شهر ساخته. مانند بم که به چم بام است و خرم آباد و شهر سوخته. ساخته شهر. ویا شهرساخته است. وان ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

onlineدستگاه راه اندازی است ( . باز است ) . . offline. . . راه اندازی نیست. ( بسته است ) .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آفلاین:راه بسته. آنلاین:راه اندازی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شپه ناک :مغالطه آمیز.

پیشنهاد
٠

شپه گیری:مغالطهء استخدام.

پیشنهاد
٠

شپه کانی:مغالطه غیر صوری.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

شپه اندازیگری. شپه ورزی. شپه گری. شپه گرایانگی:مغلطه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شپه اندازش. شپه گری. شپه گرایی:مغالطات.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شپه کِشی. دروغ کِشی. دروغگویانگی :مغالطه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

شپه نمودن. دروغ دادن. دروغ زدن:مغلطه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

برنده. کوبنده. درهم کوبنده. سخت. پاسخ. زود. نزدیک. پشیمان کننده. به هنگام. ناگهانی. قاطع. صعب. جواب. سریع. قریب. بغته. ندادمت.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جازدن. جوزنمودن. درست داشتن. دستور یافتن. فرمان خواستن:اجازه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پشتیبانان. کنندگان. گردنندگان و راه اندازان. حامیان. عاملان. مدیران. مسببان.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پشتیبانان. کنندگان. گردنندگان و . . . . حامیان. عاملان. مدیران.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

وزنهای پایانش و گردانش[صرف و نحو ] در هر زبانی ویژهء همان زبان است و مانند دیگر زبانها نمیباشد. پس همانند سازی درست نیست.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

وزنهای پایانش و گردانش[صرف و نحو ] در هر زبانی ویژهء همان زبان است و مانند دیگر زبانها نمی باشد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

خلق خالق مخلوق: نهاد. نهادگر و نهاده. ساخت. سازنده. ساخته. کرد ، کننده ، کرده. ساخت. سازنده. ساخته. آفرین. آفریننده. آفریده.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

واژگان به لفظ و معنی فارسی را ی باید آسیب ها در نوشته ای به دست دهند تا زمان در کار گفت و گوی و بحث آنها نگردد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

عرف و عارف و معروف:که وزن و افظ این سه فارسی است . آوردیم که علامهء دهخدا در جستار ( مقالات ) های خود آورده است که بسیاری واژگان با لفظ و وزن خود فار ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دانست و داننده و دانسته:علم و عالم ومعلوم. دانش و دانشور و دانشوریده. دان و دانا و دانیده.

پیشنهاد
٠

[تکای خرد و خرد ورز و خردورزیده ]که واژه ای از واژگان ( فرزانش#ورزانش ) است ود رفرزانش باسواد بزرگ والادین شیرازی در سفرهای چها گانه و یا نوشتهای چها ...

پیشنهاد
٠

[تکای خرد و خرد ورز و خردورزیده ]که واژه ای از واژگان ( فرزانش#ورزانش ) است ود فرزانش باسواد بزرگ والادین شیرازی در سفرهای چها گانه و یا نوشتهای چهار ...

پیشنهاد
٠

یکش خردورز و خردورزیده. یکتایی اندیشور و اندیشیده. یِکش. یِکتایی. یِکایی. یِکشایی. یِکّه. تَکه. یِکوار. تَکوار. یکتایش. تکتایش. تکتایه. تکوارش. تکو ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خردورز و خردورزیده. اندیشور و اندیشیده. اندیشورز و اندیشورزیده.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" اندیشیده و یابیده ": معقول و محسوس.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" یابش پرسش می کنند ":احساس مسئولیت می کنند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" یابِشِ پرسش " :احساسِ مسئولیت.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

"دادش. دادن. داد. جابجایی. جابجا. جاجا. بردن. برد. بیار. ببر. بردن. بردش. بردمان. دادمان. بردمان. بردشمان. دادمان. دادشمان. داد. ازجایی به جایی. اینج ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بیشینهء بُرَّنده و بَرَندِه:اکثریت قاطع و فاتح. کمینهء نا بَرَنده و نابُرّندِه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" اندیشهء ساختارمندانه . اندیشهء ساختارا. ساختارانه. ساختاری. ساختی. ساختا. ساختارشی. ساختاروی. ساخت. ساختمند. ":تفکر سیتمی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" نگرش ساختارشی ": نگرش سیستمی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سنگر سخن. پچ پچ سخن. شب سخن. بخارای سخن. هوای سخن. نسیم سخن. روشنای سخن. نماهنگ سخن. نوازندهء سخن. نمایندهء سخن. نمایشگر سخن. نمایش سخن. یار سخن . ب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

سخن پیرا. سخن ایرا. سخن ویرا. سخن سالار. سخن دار. سخن یار. سخن بار. سخن ساز. سخن آواز. سخن ناز سخن باز. سخن راز. سخن تاز. سخن نواز. سخن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فرهنگ واژه. فرهنگ پردازش. واژه پرداز فرهنگ. فرهنگ واژه پرداز. واژه پرداز نامه. نوشت واژه. واژه نوشت. واژه نویس. نویس واژه. واژه نویس پرداز. ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مازیار:یارِماز. مانند کوهیار:یارکوه. یارِ غار.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

چینش خویش:قیاس نفس. چینش خویشی:قیاس نفسی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جاودان کث:جاودان سوراخ. جاودان در ، در جاودان. بهشت گنگ:سوراخ بهشت، دربهشت. لری سوراخ سوزن درزی و خیاطی را کُت می گویند . به شکاف و در ِ خانه یا در ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" بیشتر ":معمولاً.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

پرتونده، پرتوا. پرتوی. پرتوش. پرتوشی. پرتوایی. پرتوین. پرتوانه. پرتوینه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

گوهر:گوی درخشنده. گوی درخشان. گوی رنگین. گوی با آب وتاب. ( بِرق و هُرّ: درخشنده و پَرتُوَندِه )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

هم سنگ . هم وزن. هم ارز. بَرد: ( سنگ به لری )

پیشنهاد
٠

" گوهرها و ویژگی آنها ":الجواهر وصفاتها.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بسیاری بر آنند که جهان افتامدی هسته ای است. =جهان آفرینش درستِ اتمی است. ( راست ودرست=حقیقت و واقعیت ) . ( سابجکت و آبجکت=ذهن وعین=ساخت و آخت )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اَتُم"اتُخم، تخم، بزر جهان آفرینش فارسی است، هسته هم که می گوییم. ( هَستِه:اَتُم=اَتُم:هَستِه. )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" گوهرِ پَرت ":جوهرِ فَرد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دانش بایسته است درونی باشد ونه درکی زیرا دانش درکی مانند دانش درونی از درون نمی تراود و از بیرون می آید. هرچند که دانش درونی اگر نادرست باشد دیگر ارج ...

پیشنهاد
٠

نهایت گام در دانست کلام:نهایه الاقدام فی علم الکلام.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تاریخ وتمدن ما افت ناپذیر است زیرا تاریخ ما چند وجهی شده است، ۱_با یخ زدن در کپسولها در جا میزند ودر جا میماند و۲_ روند پیشین خود را هم داردو ۳_ به د ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" نویسه و ویراسته ( نویس و ویراس ) ":حَررّه و صَحَحَهُ. تحریر و تصحیح. نویس و ویراس=نویسه و ویراسته. نویسش و ویراستش.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آوج:آوگ، آوک، آپک، پک، پیک.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" نَما و روند پیشرفت نگره شناسی سُفتیگری ":منشاء وسیر تکامل ایدئولوژی تصوف

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ابناء عصر :باهمهای پسین. باهمهای روز، روزگار. دوران. فرزندان پسین. فرزندان پسه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ها بِی هارَت:هان شد هان رفت لری که بی ( بود ) به چم ِشد است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بودگیان. بودگیانگی. بودشانگی. بودشایی. نبودشایی. ببودش. ببودشایندگی. بوَدیت. بودیت.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شد. شدش. شدشیت. شدشانیت. شدشورز. شدشورز. شدشناک. شدشناکیگرانه . شدبه شد. شدا. شدایی. شدینگی. شدانگیورزانگیوارانهباورنمدیت. شدانه. شدشانگیها. و هر وا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

چینش. چینشناک. چینشناکگی. چینشورز. چینشورزانه. چینشورزیگریناک. چینشایی. چینشا. چیاشار. چینشکار. چینشگار. چینشورمند. چینا. چینشیبان. چینشی چین.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

چینشناگمچینشناکورزانگیباورانهشوادگرایانه. چینشوارانه باید به واژگان پرداخت و هر کدام خود یک واژهء پوششی و کام یافته وپیروز است وبی کم وکاست می باشد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شدا. ناشدا. شدنی. نشدنی. بشدنی. ناشدا. شدایی. ناشدایی. شود. نشود. ناشود. یاشود. شودان. شوداین. شدشانی. شدشا. ناشدشا. شودمند. ناشودمند ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بهنجار. بیهنجار. بیهنجار. نَهنجار. ناهنجار. باهنجار. هنجار آمیز. هنجار ستیز. هنجار پرهیز. هنجارگرا. فراهنجار. هنجار. فرو هنجار. به هنجار ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" بسیارانگاه ستاره ها ( ستارگان ) ":فوران ستاره ها

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

استبداد:بیداد. بیدادگرایی. بیدادگرا. بیدادگرایان. بیدادگرایانه. بیدادگرایانگی. بیدادگرابانگیور. بیدادگرایانگیورز. بیدادگرایانگیورزیمندانهباورش.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پاکش. پاکیزه. پاکیزگی. پاک. پاکند. پاکنده. پاکندگی. پاکندگیور. پاکندگیورزانه. پاکا. پاکانه. پاکی. پاکین. پاکانگ. پاکایش. پاکمند . پاکایگی. پاکاباشیگر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تعویض:آلشت. آلشتی. آلشتیگری. آلشتیگرانه. آلشتیگرایانگی. آلشتیگرایان. آلشتیگرایانگیمندیوارگی. آلشتیباشیوار.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ارکستر. اشکستن. اشکستگی. اشکاندن. اشکانیدن. شکاند. شکنیدن. شکانیدش. شکست. شکستن . شکستانیدن. شکست. شکستایی. شکستا. شکستند. شکستندی. شکستندیت. شکستاک. ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تضییع:ضایع. پایه فارسی کهن است به چم :زده. زده شده. زدش. زدشیت. زدشانیت. زدندشیت.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

تقبل:پذیر. پذیره. پذیرش. پذیرنده. پذیرندگی. پذرفت. پذیرا. پذیرایی. پذیرایمندانگیوارگیباوری.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تجمل:نما. نمایی. نمایش. نمایشی. نمایشوار. نمایشواریگری. نمایشواریگرایانگیمندانگیورزیانه. نمایانگی. نمایلند. نمایاندن. نمایانش. نماورای. نماورزیگرویان ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پوش. پوشش. پوششی. پوششناک. پوششناکی. پوششناکیگرایانه. پوششناکیگرابانگیمندانگیورزندگی باشی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تصدیق:روا. روا داشت. رواداری. روامندی. روامندیگرا. روامندیگرایانگی. رواباوری . رواباورمندانه. رواباورمندانگیگراییورزی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تصور:رویه. رویه مند. رویهمندی. رویه مندیگرایی. رویه مندیگرایانگی. رویش. رویشی. " رویه کردن ":تصور کردن. تصورنمودن. روی و روا:تصور وتصدیق . رویه کر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

خیال. خرد. گمان. فکر به جای هم در میان مردم کاربرد دارند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تخیل:گمان. گمانمند. گمانمندی. گمانمندییت. گمانمندیگرا. گمانمندیگرایی. گمانمندیگرایانه. گمانمندیگرایانگی. گمانمندیگرایانگیورزندگیباورمنانه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خرد. خردمند. خردمندی. خردمندانگی. خردمندانگیت. خردورزانگی. خردورزانگیمندانه. اندیشناکی . اندیشناکیگراییت. اندیشناکیگراییورزیمندانه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تشخص:کس. کسی. کسش. کسشانی. کسشانیت. کسانشمند. کسانشمندی. کسانشمندانیت. کسانیت. کسانیتمندانه. کسانیتمندانگی. کسانیتمندانگیورزی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تعین:خود. خودش. خودیت. خودانیت. خودشیت. خودشانیت. خودا. خوداییت. خودایشیت. خودشمندانی. خودشمندانیت.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

دُویِه:مثنوی که دارای ویژگی سرودشناسی خود است. سرشناسترین سروده های به دویه؛ ۱_دویهء شاهنامهء فردوسی. ۲_دویهءپنج گنج نظامی گنجوی . ۳_دویهء مینوی ( ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فرا وزن از وزن درست خود بیشتر شدن و بیشتر بودن. overweight وزن. فراوزن. فرووزن.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

چاغی کاری ( به لری ) : چاق سلامتی. حال و احوال. _فرووزن*وزن*فراوزن_ فرووزن =وزن کمتر از وزن پزشکی. وزن=وزن درست پزشکی. فراوزن وزن بیشتر از وزن پزش ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-٢

نمایانش#نانمایانش. نمایانش#نمایانش زدا.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

راه و سَرراه:برهان و ضد برهان. کسی سخنی می گوید و دیگری برآن سخن سخنی می آورد که سرراه گفته می شود؛ راه#سرراه. سرراه#راه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

قیاس و امکان :" چینش و شُدِش ".

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" وَرزانش " :سفسطه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

" فلسفه و سفسطه ":فرزانش و وَرزانش.

پیشنهاد
٠

دریافت های بی امید. بی امیدانه:ادراکات اعتباری. ( ناامیدانه ) .

پیشنهاد
٠

" دریافت های ناامیدانه ":ادراکات اعتباری.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" نادرخور":لاضرورت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" درخور و شدنی ":ضرورت و امکان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

" شاید وشُدن. شاید وشُد. ":امکان و فعلیت.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

وحدت وکثرت:" یکایی و چندانی. یکه و بیشه. یکا و بیشا. "

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جنبشِ پیشرفت :حرکت ِتکاملی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

کثرت:زِیادش. کثرت در علم و ادراک:زیادش در دانش و دریافت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" ارزش دانستنیها ":ارزش معلومات.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

رآلیسم و ایده آلیسم: اُفتامد وبُنامد. درستگرایی و راستگرایی. درستی و راستی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" فرزانش چیست " :فلسفه چیست.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" دانش و دریافت ":علم و ادراک. ؛ ادراک گِردِ دِرک که لری وفارسی کهن است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" بد وتباه ":شرّ و فساد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" پایه های فرزانش درست ": اصول فلسفهء ریالیسم.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" خودشِ هستی و کَسِشِ هستی ":تعین وتشخص وجود. شخص=شاخه است. کَسیِیَت را نیز می توان به جای تشخص به کار برد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دستور برشی. فرمان برشی ( و پایانی ) :حکم قطعی. کُت هم فارسی کهن ویا لری است که به پنداشت و دریافت کُت کُت= قطعه قطعه است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نیک وبد. نیکو کار و بدکار:خیر وشر. سعادت و شقاوت. رستگاری و نارستگاری . رهایی و گرفتارینی:سعادت وشقاوت. سعادت:نیکوکار. شقاوت:بدکار.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گرفتاری را بی کس و کار گویند. هیچ کس بی کس وکار نیست. خدا یار مویه چه حاجت اِ کس.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مردانگی. مردی:رجولیت.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جور است#ناجور نیست

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خوب است. درست است. راست است:مرتب. مرتب است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

" به سامان. به ساختار. سامانمند. ساختارمند ":منظم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" ساختارهء اکنون و آیا ( آینده ) ":منظم حال و مآل.

پیشنهاد
٠

" راست و پاک ":طبق اخلاص

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" روند کار ": طبق معمول

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خُلک ( خُلق ) و خوی خداپسندانه:تخلق به اخلاق الله.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

راه وروش. شیوه. کار وبار:آیین خدا پسندانه. تخلق به اخلاق الله:" روش خدا پسندانه ". منش خداپسندانه. آیین خدا پسندانه. سرشت خدا پسندانه. کردا خداپسند ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نوینیگری و پسا نوینیگری. نوگرایی و پسانوگرایی:مدرنیزم و پسا مدرنیزم.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شادی و شیون. با شیواندن یکی نیست. سور وسوگ:اندوه و آسا= ( آسایش ) . آسایش و اندوهش.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیوانیدن. کلاس شیوس. آزمون شیوس. مهمانی شیوس. کار شیوس به پنداشت و دریافت بهم خوردن ( کنسل ) است که در لغت نامهء دهخدا و فرهنگ معین نگرش نشده است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" پوشین ":نقاب. ماسک. قاب.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مبرد شاید سنگی و برد و بردی که به معنی سنگ به لری است بوده باشد. بَرد:سنگ ( لری ) .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فرزانش داناکا:حکمت فلسفه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فلسفهءساختاری:دانایشِ ساختاری. دانامندی ساختاری:فرزانش ساختاری. داناک ساخت:حکمت ساختا.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" حکمت ساختاری ":فلسفهء سیستمی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" فرزانش ساختاری ":حکمت سیستمی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

حلال:سفید. حرام:سیاه. سفید وسیاه:" حلال و حرام " .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تحریم: ( حرام ) ناروا. نارواداری. ناروایی. تحلیل ( حلال ) : روا. رواداری. روایی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اندوغ. ترنجیدن. تشنیج:رنجیدن:می گویند کیک کار نکرده به کار پرداخته است و تنش به درد آمده و کوفته شده است و " رنجیده" است. رنجیدن: ترنجیدن. تشنیج. ان ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تشنج:انجوغ کردن. ترنجیدن.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اعتراض:پیشدستی. زودانجام.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اندو ه سوزی. دردسوزی:ارتماض.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سروقت. دست یابی:افتراص.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

التماس:جستن. یافتن. پیداکردن. دیدن.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نگاهداری. پاس داری:احتراز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اعتصار:افشره. پَسانه. پناه دادن. آنچه در گلو گیر کردرا با آب فرو دادن . مال ربودن. شیره کشی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

اعتبار:" پندگرفتن. اندرزیافتن. درس گرفتن. آموختن. اندیشناکی. اندیشه داشتن "

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-٣

امنیت و امان داشتن از دیگران :اعتماد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

زور خواهی:اقتراح. پیشاهنگام. پیش هنگام.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جادار. پادار. راه بلد: اعتبار.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بار. برومند. بیا کیا. کیا بیا. ارج. ارجمند. کیا. بیابرو. بروبیا. توش. توان. توش . توان. توانی . توشی . شمرده . سر. سران. دیدار. نگاه . آراست. ارزشمند ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

ریز شایدی:لیست احتمالی. " ریز ِشاید ": لیست احتمال " شاید ریز "=" شایدی ریز ".

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

" پنداشت ویژه ای ":تصحیح تخصصی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" راست منش. درست سرشت ": صحیح الطبع

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" تصحیح اقتضایی ":ویراست فراخوری.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" ویراست کنونی ":تصحیح فعلی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" پنداشتهای درست " :معانی صحیح

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

" پنداشت درست ": معنی صحیح.

پیشنهاد
٠

" تجرید المنطق ":کَندِشِ اندیش

پیشنهاد
٠

" پاکِش در اندیش ":التنقیح فی المنطق.

پیشنهاد
٠

" ویرایش سنجشی ":تصحیح انتقادی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آراست کردن. آراستن. پیراستن:اصلاح کردن. آرایش. پیرایش. ویرایش.

پیشنهاد
٠

" ویراست سندها ": تصحیح الاسانید.

پیشنهاد
٠

" سنجش و ویرایش متنها ":نقد وتصحیح متون.

پیشنهاد
٠

" ویرایش راهها ":تصحیح المنهاج

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" کَند و آراست ":حک و اصلاح.

پیشنهاد
٠

" درستش چراغها ":تصحیح المصابیح ویراست و ویرایش چراغها.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

درستش آزمون. درستکردآزمون. راستنمای آزمون، آزمایش.

پیشنهاد
٠

تصحیح الاعتقاد:" درست باورها. راستین باورها. درستین باورها راست باورها. باورهای راست. باورهای درست. باورهای راستین. باورهای درستین . درستش باورها. د ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

درست است تمدن است اما تمدن پیشرفت راهم دارد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

زورکی مندانه. زورکی ورزانه. زورکی گویانه. زورآمیزانه:تحکم آمیز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" زورکی. زورکیانه ":تحکم. تحکمی.

پیشنهاد
٠

مهندس پرتوشناسی:تکنولوژیست رادیولوژی

پیشنهاد
٠

" فن پرتو شناسی دان . فن شناسی پرتوشناسی. ":تکنولوژیست رادیولوژی.

پیشنهاد
٠

" دستگاه دید و شمارهء چشم": چشم نگار. چشم شمار. چشم نما. چشم بین. چشم پرداز. چشم شناس. چشم انداز.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

" تیرابزارماشین . تیرابزار خودرو . ":اکسل ماشین . اکسل خودرو. " تیرابزار ":اکسل.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در هر کدام از /۵/قاره که بوده باشد ودر هرروزگاری که بوده است. پوست به روند پُست شده است و اینک نیز در جایگاه خود پُست است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شاید پُست در پایه و بیخ وبن و اصل از پوست باشد که پیام ها را ونامه هارا در آن می پیچیده ویا می نوشته اند. وکم کَمک به پُست گراییده است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

برقبار:ژنراتور

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

راه اندازی. راهگر. ":گریدر *راهورز. راهساز:بلدوزر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ترابرندور. ترابرندورز. ترابرندا. تَرابَرند:بلدوزر. ترابرندک.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

"سازندگ. سازندک. سازندکور. سازندکورز. سازندگور. سازندگورز ":گریدر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" سازندور. سازندورز ":گریدر؛ سازندگیورز. سازندگیور.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" راهگَر. راهوَرز ":بولدوزر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

"باش. باشه. باشی. باشیدن. باشش":باجه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" کِیشک ":کیوسک.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیشابزی:شیشه آب زی=شیشابزی. زیشیشاب:زی شیشه آب. ( آبزیشیش:آب زی شیش. ه )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به لکی و لری خوراک را آغِزَه هم می گویند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گارد:گرد. گردشدن. آماده شدن.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" گَردانِه ":راکتور.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

استکبار گزارشی:امپراتوریخبری. امپریالیزم خبری:استکبار گزارشی. خودفرابین گزارشی. فراجهانخودبین گزارشی، خبری.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

پشتیبان:حامی. پشتیبانی:حمایت.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

" سامانهء اندیشه ":منظومهء فکری.

پیشنهاد
٠

دردِبند. دردِبندها:اوجاع المفاصل.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نه کاخ شهنایی؛ نه کوخ بینوایی؛ به نام خدا بایاد خدا با امید وامیدواری خدا تلاش و کوشش با سختکوشی و آسانگیری بردیگران و سادگی خود به ؛ فرهنگ شناسی؛ و ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جغرافیچهء تاریخ. تارخچهء جغرافی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تاریخچهء تاریخ. تاریخ تاریخچه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

زندگی؛ نه باغ اپیکور؛ ونه راغ سینیسور؛ در زندگی به نام خدا وبا یاد خدا تلاش و کوشش باهمهء سختی و گرفتاری رهایی و رستگاری وپیروزی در زندگی و امید وامی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" حیاط ":سرا. سرای . سرایه. گشا. گشای . گشایه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بَنا:بُنا=بُنیاد. ساختمان. سازه. بنّا:سازگر. مبنی:پایه. براین پایه:مبنی براین. کاخ زرین. کاخ شیشه ای. کاخ مرمرین. کاخ#کوخ. حیاه:هوش. محوطه:حیا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سازامند:معمار. سازگر:بنّا. سازورز:مهندس. سر . . . . . کارگر. کارفرما. سرکارگر.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پاکی پِیکی:در آخر کار خرمنی که پایان فصل کار کشاورزی در یکسال است با پاکسازی خرمنجا وآخرین جارویی آن که به خانه می روند می گویند" پاکی پیکی " کردیم و ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" فَنِّ وارُو ":صَنعت ِعَکس. مانند ( شمارش وارو ) سخت گذر. سخت رَو. سخت درمان. بی درمان.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تصحیح و توضیح: ویراسته و پژوهیده. دربارهء نوشته ها. ویراسته و پیراسته و پژوهیده و گردانیده و دیباچه و آویزه و گزیده و نگریسته و نمایه ( فهرست ) ونمو ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

من اگر نیکم اگر بد تو برو خود را کوش. هرکسی آن درود عاقبت کار که کشت. در فرهنگ لرستان به کسی سنجش می گیرند و سخنانی برایش میگویند سفارش ویا سرزنش و ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

"سرشت. سرشتاً. منش. منشاً. ذات. ذاتاً. خو. خوی. خویاً. خمیره. خمیراً. کانش. کانشً": طبیعتاً

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

درختو. درخته. درختک. درختچه. بوته. بوتک . دارو. داره. دارک. ریزدار. ریزدرخت. ریزبوته. ریزنهال. دار. درخت. :درختهای جنگلی. . . . ان. ها. و . . . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

استن. استش. بودن. بودش. آمده . آمدن. آمدش. هست. هستن. هستش. هستا. بودا. استا. آمدایی. آمدا:حاضر.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

همایش. همایه. گردایه ( ها ) . نشست. مهمانی. گردهمایی:مجالس

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

پایگاه. جایگاه. پایه. جا. خانه. کوشک. کوی. کو. نشست. بِنِشین:محافل.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

پیمان پذیر. پاسخگو . پاسخ پذیر. پاسخدار. پاسخمند. پاسخگر. پاسخ ورز. پاسخور. پاسخنما. پاسخچی. پاسخا. :مسئولیت پذیر.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

میانی. دوری. جدایی:تفاوت. بی تفاوت:میانی، دوری و جدایی از چیزی گرفتن.

پیشنهاد
٠

و. . . و " کوچه بانی پس از هلفدانی. " فرج بعد از شدت.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

واژه شناسی در زبان شیرین فارسی بر پایهء پیشوندها و پسوندها می باشد براین پایه هر واژه ای پسوند ها وپیشوندهایی در خود دارند که در شعر ونثر به کار برده ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پیرایه آرایه و آراسته نمودند نوشته ای را که به عروس وداماد میمانست. وهم چنانکه داماد و عروس را آرایش و پیرایش و آراستش می نمایند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مزین و موشح:آرایه و پیرایه . بَزَک و دَستِه؛دسته=مانند دسته گل.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" هَمَندا ":تداخل.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

همشد. یکشد. درشد. قاتی . قاتی واتی. هَمَند:تداخل.

پیشنهاد
٠

" دستاوری . دستاورش. دستاورد. دستاورده . دستاور. بیرونه. بیرونش. دریافت . دریافته ":استنباط. برای دانستنیهای چهارگانهء دانشها ، فرزانشها، آیینها و را ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

احکام فقه در زندگی مانند آیین نامهء راهنمایی و رانندگیست برای رانندگی فقه بر پایهء سنجش وارزش آن.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

چیره. برتر. روا. رو. برین. فرازین. به زور. اَوزِل به لری برتر. برتری. قوی. پیروز. نستوه. . شکست ناپذیر. فیروز. برنده. نابازنده. رام نبر. رامنابر. نار ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شهراوردهایی برای؛ ۱_بالاترین وزن سالم. ۲_پایین ترین وزن سالم. ۳_ میانگین ترین وزن سالم. را برای ورزش راه اندازی کردن.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کُرنِش:تعظیم. " کرنش مینمایم ":تعظیم مینمایم.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بهداشت سه گونه است؛ ۱_بهداشت تن. ۲_ بهداشت روان. ۳_بهداشت خرد. هرچند بهداشت ؛ الف:بهداشت خود. ب: بهداشت خلق. ج: بهداشت خدا. که بجا آوردن این ها ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" کم وبیش زندگی ":که مهرورزی خداوند بزرگ است و هرگز مختصر و اندک نیست

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بیرون#درون. درونه#بیرونه. رو#تو. رویه#تویه. رو#زیر. زِیر#زَبَر. تازیدهء زَبَر می شود ( ظَفَر ) . کتابی از سخنان بزرگمهر حکیم دانسته از بابابزرگ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بیرونی و پور سینا از" باهمهای " سده های چهارم و پنجم بودند و باهم در پیوند بودند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دانست:تفهیم. دانِست کرد:تَفهیم کرد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دانست:تفهیم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بال، بال ها. سمت. سمت ها. سوی. سوی ها. سویه . سویه ها:جناحها. باندها.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پاکنما. پاکگر. پاکوَر. پاکورز. پاکچی. پاکن. پاکان، پاک آن":طاهر.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کَلِک :طَل. کَلِک ها:اطلال. کَلِکهایِ شهر پارسه:اطلال شهر پارسه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جست. خیز . جست و خیز.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

پیمایش. نوردش. حرکت. رفتش. آمدش.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

رانش. حرکت. پیشش.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کشمکش:ناایستایی. پویانش.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

حرکت. جنبش. پویش. رفتش. نامانش. ( دوش. دو ) . ناایستایی. ناایستش. گازش؛ ( گازدادرفت. ) . کشمکش. ( رو. روش ) . جِیل. جِیلش. گرا، گرایش. جستش. گریزش. ت ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

این نوشته هم آمزا بود وهم زیزا، ( هم آموزنده وهم امید به زندگی داشت.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

رسانه؛ ۱برپایهء دانستنیهای چهاگانهء دانشها. فرزانشها. آیینهاو رازوریها باشد. ۲_برپایهء سنجش واندیشه امید و انگیزه برای همگان بر انگیزد. ۳_کشش آن ا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مالاندن. مالیدن. مالش. سَرخَر":اجحاف.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مداهنه:دانی؛هردو به ساخت و پرداخت فارسی هستند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بیراست:مکاذبه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کیراست ( کی راست ) :مفاهمه. بیراست:مکاذبه. راراست ( راسراست =راستراست:مصادقه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

زیراست. تیراست. ییراست:مقایسه. مقابله. مطابقه. زیراست:مقایسه. تیراست:مقابله. ییراست:مطابقه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مقابله تصحیح و تطبیق. بِهَمِش و ویرایش و بَرهَمِش. مقایسه:باهَمش.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" باهُمِش " :مقایسه. بَرهَمِش:مطابقه. بِه هِمش:مقابله

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کلاهخود شاید یک نام بوده باشد کلاخ، کلاخو و کلاخود و کلاهخود شده باشد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خود:خای. خایم. خوایم. دانم. شناسم. وجدانم. خودم. خویشتنم. آنچه بهتر از همگان مدانمش. میشناسمش. مییابمش. می سنجمش. و نقد و نسیهء آن به دست من است. خوی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" ساختش جاسازه ":فرمت فایل

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" جاسازه ":فایل، جاساز. جاسازک.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" ساختِش ":فرمتfomat، ساخته.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" فرزانشگران ":متفلسفین. " فرزانشگر ": متفلسف

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

برخی مردم جز اندیشه زندگی ای ندارند. برخی مردم جز زندگی اندیشه ای ندارند. در روند روا بایسته وشایسته آن است که در اندیشهء زندگی و زندگی اندیشه بود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" تماشا . نگاه. دید. دیدن. نگرش. ":مشاهده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

" نگرهء کلامگرایان که برپایهء نا پذیرش قانون انگیزش بود":نظریهء متکلمین که مبتنی بر انکار قانون علیت بود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" جاهای در خور ":محل های مناسب

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" کلیدِ گشودِ پیچیدگیهای فرزانش ": مفتاحِ حلِ معضلات فلسفی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" نگرِ فرزانگانِ پایه ای هستی ":نظر فلاسفهء اصالت وجود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پرسش های فرزانش:مسایل فلسفه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تاریخ دگرش فرزانش:تاریخ تحول فلسفه. تاریخ روند فرزانش. تاریخ دگرگونی فرزانش. تاریخ دگرش و دگرمندی و واگرایی فرزانش.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پایداری:مقاومت. پایداشت:تقاوم.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شِک و تِردید:شَک وتَردید. تِردید:دیدتِر، دید دیگر.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بنیادهای نُخستی :مبادی اولیه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پایه های پسند:اصول مسلمه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کِرّ به لری و لکی. خراش. خط:خدشه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سمتهای چهارگانه :۱ خاور ( مشرق ) ۲_باختر ( مغرب ) ۳شمال۴جنوب. شمال خاوری. شمال باختری. جنوب خاوری. جنوب باختری.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

۱_انگیزی و انگیختی:علی و معلولی. ۲_انگیزه و انگیخته:علت ومعلول. ۳_انگیزش و انگیختش:علیت و معلولیت. ۴_انگیزگی و انگیختگی:علیتی و معلولیتی. ۵_انگیز ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فرو بدیهی. بدیهی. فرابدیهی. در راه هستی و پیش می روی پشت فرمان یا پیاده به را نمی نگرید در اندیشهء رفتنی و آرمان شما آماج شما میباشد پس راه رفته فرو ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

آوردها:موارد. آورد:مورد.

پیشنهاد
٠

" چینش با جدا . چینش با دور. چینش باقَهر. باکسی که دست قهری داده است. قهرِ قهر ِقهر. باکسی که کنار نمی آید":قیاس مع الفارق.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

نمود:استایل. نمودِش:استایل.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

موزهران :" آموزخواران. آموزگاران که از راه آموزش می خورده اند".

پیشنهاد
٠

" گشایش پس از سختی ":فرج بعد از شدت. بازش پس از بستش. گشایش پس از گیرش. فرازش پس از فرودش. رهایی پس از گرفتاری. آزادی پس از بند. رها پس از قید. یله ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

مکتب کامل:آیین کامل. کامیاب. کام. کامور. کامورز. همه. سراسر. سراسری. پوش. پوشش. پوششی. پوشا. پوشناک. گسترده. گسترا. همگی. هَمَش. همِش. همِناک. همه وا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

انباز. انبازه. انبازا. انبازش. انبازک. انبازینه. انباخت. انباخته. اندوخت. اندوخت. اندوخته. اندوختا. اندوختان. اندوختانه. اندوزش. اندوزشه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گِرد. گردا. گِردان. گِرده. گِرد:کلکسیون.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کلسار. کلسان. کُلسا:کلکسیون.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

چاره:چهار ره. چهاراه. ناچاره:ناچهارره؛ پس چاره و ناچار از چهار راه و ناچهار راه که نا را بر چهارراه افزوده اندبدست آمده است و اندک اندک به خوانشهای ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" جانشینگری ":خلیفه گری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جانشین:خلیفه. جانشین ها:خلفا. جانشینها ی عباسی چند سده جانشین بودند. جانشینهای اموی چند سال جانشینی کردن.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

رُّبَ:بسا. چه بسا. ای بسا. کم و بیش. بیش وکم. تواند بود. میشود گفت. می توان گفت. تاحدودی. آری ونه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

چهاراره. چارواره:مستطیل. مربع. چارواره . چاروار:مربع. چهارواره. چهاروار:مستطیل.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

میانجا. مرکز . مین. مین مینی. مینی مینجایی. هممینجایی. مینجایی مینجایی:وسط. به لری.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

حاصل:دستاورد. محصول:دستاورده.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

حصر:دیوار. چاتمه. محصور:دیواره. چاتمه ای. حاصر:چاتمه گر. دیوارگر. حصار:دیوار.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

محسوس:یابشه. حس:یابش. حاسّ:یابشگر. حسی:یابشی. احساس:یابشها. یابِشَن.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

حرکت:جنبش. روش. گامش. محرک جنبا. روا. گاما. متحرک:جنبنده. رواگر. راننده. گامنده. رواچی. رفتنده. رونده. راهی. راهرو. دررو. درراه. در روند. پیزن. گام ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

محاذات:صورتانه ها. رویانه ها. رخانه ها. وجهانه ها.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

وجهانه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

رورو:محاذ. روبه رو. رخ به رخ . رخارخ. صورتانه. رویانه. رخانه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

محدود:مرزیده. گِندِه دار. مرزدار. هُوردار. متحدد:مرزناک.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

حدّ:مَرز. گِنده. هَور.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کاین:پدیدا. کاینات:پدیداها. کان:پدید.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

قدیم:بوده. قدیم#حادث. حدوث و قدوم:شِوا وبُوا=شونده و بونده.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

حدوث:شده. حادث:شونده. محدث:شدند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

حجت:گواهِه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تجوهر:گوهرش. تجوهرالاشیاء:گوهرشِ چیزها.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مجهول:نادانسته. نادانش. معلوم:دانسته. دانش. معلومات:دانستنیها. مجهولات:نادانستنیها.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جمال:رو. صورت. کمال: راه . سیرت.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

انجلاء:" آشکار. آشکاره. آشکارگی. آشکارش. آشکاری. آشکارا. آشکارند. آشکاریگری. آشکارندانه. "

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

التجزوء:بَخشا. جازم:استوار. اجتماع:گروهش. الاجماع: همه. جلاله القدر:شکوه مند. شکوه مند. مانند نیرومند. الجزیی المفرد:پارهء تَک.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اجزاء لاتتجزاء:بخشهای بخش ناپذیر#بخشهای نابخش پذیر پاره های پاره ناپذیر#پاره های ناپاره پذیر.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تحریر:بازنگاشت. بازنگاشته. . بازنویسه. بازنویسی. نونویس. نونویسه. دوباره نوشت. دوباره نوشتی و. . . . نونگاشت. نونگاری. نونگارش. نگارش. نونگار. نونگار ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

" وپیشواز شد مانند پیشواز سرداران ":والسقبل منه استقبال الابطال. پیرامون میگل اونامونو تعریف. . . . . فارسی:ص شهرام "ص ت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تجرید الاعتقاد: کندو کاو. کندش و کاوش. کندن و کاویدن. کندا و کاوا. کندینه و کاوینه. کندایی و کارایی. کندا و کاوا. کن وکا. کنش وکایش.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مجرد:جریده و چریده مانند محض که مزیده است#تجرد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نُوِش. نومند. نومندی. نومندش. نومندیگرا. نومندیگرای. نومندی گرایانگیورزی ها:" تجدد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ثِقل:ثَقَل. فُروش. فرود. ( سنگول . سنگله. سنگود. سنگوش. )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ثوابت : اِیستان ها. ایستان. ایستا ( ها ) . ستاده ( ها ) . #ناایستاده ها. ناستاده ها. ناایستانها.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ثابت:جا. برجا. درجا. به جا. استوار. پایدار. پایور. پایورز. پامند. پایبود. پایپا. پایجا مند. گر. گرا. مندانه. ش. ان. ها .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فرا پوش. فرا پوشش. فرا پوشا. فراپوشاینده. فراپوشایندگیوارگیورزایی:فوق التمام. مافوق التمام:فراتماما. فراتمامند. فراتمامنده . فراتمامندگیورزیگروی. چه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آراستش. آراستا. آراست. آرایی. آراستشی. آرایا. آراواریگرمندانهگیهاوزرینه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-٢

تابع: درپی . پیا ( پی آ ) . پی برد. پیبر.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بیان للشیء من نفسه:" هویدایی چیز از خودش " ( . هویدامندانش ورزی گرایانه باور ناکِگی ورزانها . )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پیشوای هنر. پیشوای دانستها و دانستنیهای رشته های دانشها و فرزانشها و آیینها و رازوریها در هر کدام از رشته های فراشمار و نابه پایان. پیشوایان هنرهای ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مباین: دور. دورا. دورش. دورایی. دورایش. دورایشی. دورند. دورنده. دوراک. دوراگ مانند بیکار و بیگار. دوروش. دورمند . دورکردن. دورگرد. دورمند. دورباش. دو ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بیّن بنفسه:خود هویدا.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بیّن:هویدا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ماند و مانش گونه ها:بقاع الانواع. گونه مانی. گونه ماند. گونه مانش.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بُعد:بید، لری بِید کِرد: دور شد. اِیت کِرد:خارج شد اوت شد. هردو به زبان لری.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

انگیختش:انبعاث. انگیخت:بعث. انگیخت؛مصدری انگیز انگیخت آن را:باعث مبعوث نمود او را.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اهورایی و اهریمنی. ثواب و گناه:برّ و اثم. سود وزیان. سود و گناه. سود و سیاه. تر و خشک. پول خشک. کیک این اندازه پول خشک داد. تَر شد زیان برد. بریء عن ...

پیشنهاد
٠

برهان لم وان ( لمی و انی ) :بِرِهان دل و دماغ. دلی و دماغی. درونی و برونی. زبانی و ذهنی. قلمی و قلبی. اینی و آنی. این و آن. آن و این. آنی و اینی. راه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تبدل:دال به دال. بِه دِل ، کاری به دل باشد را انجام دادن. جا جا. جاجاش. جاجایی. جاجایش. جابجا. جایند . جاینده. جایندگی. جایندگان. جایندا. جایندای. جا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مبتدع:آغازگر. دستنه گر. دستنه گروی. دستنه گرا. دستنه وار. دستنهورزی. وری . ورا. وران. دستنه گرایی. آفرینگر. آفرینگرا. آفرینگرایی. آفرینا. آفرینش. آف ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آغاز. آغازگر. آغازگری. آغازگرش. آغازگرشی. آغازین. آغازا. آغازش. آغازند. آغازنده. آغازندگی. آغازورز. آغاز ورزی. آغازورزنده. آغازورزندگی. ( ان. تن. ها ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مبادی الکل:بنیاد همگی. بُن همه. بنیاد همه. بنیاد همه ای. بنیاد همگان. بُنایِ همگانی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بُدوِ انجامگری:مبدا فاعلی. بدوانجامگر. آغازگرِ انجامگر.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" مبدا و معاد:" بدو و برگرد . "اول و فرجام. آغاز و انجام. دستنه و دستار.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نیست و است:تاییس وتالیس.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اولی:اَزوِل=ول، یک، دو، سه، چهار، . . . . به جای صفر. نخست، ول و صفر ( سپهر ) ، شمارشها، . . . . . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

انیه:خُودِش. خودیت. خودایی. خودویت. خویش. خویشیت. خویشانیت. خویشانی. خویشش. خویشمندیت. خویشمندی. خویشامند. خویشامندی. خویشاخویشیت. خویشاخویشی. خویشش. ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تامل:سدد، در سدد؛دادوستد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

امور عامه:کاروبار همگانی. کار همگانی. کارهای همگان. بارهمگانی ، همگان امر : کار ، کاروبار. دستور. دساتیر. فرمانهای همگان، دستور همگانی. فرمانهای همه ...

پیشنهاد
٠

" پیشین و پسین. پیش و پس. پیشینی وپسینی. ماند و راند. مانده و رانده. عقب و جلو. سَر و تَه ":تقدم وتاخر فی الازل:در، از اول.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دیگری:اخروی. جهان دیگر: حیاه آخر.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نانبود و ناپایان. *هی*. همواره*. فَراباش*. همیشگی. *بوده و خواهد بود*. ناشده و باشنده*. هستنده. *بودنده*. است*. می باشد*. می نماید*. نماینده. *هست. ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بنگر که دو ریشه است اندیشهء ما. یک پیشهء دیگران یکی پیشهء ما . وان هم که مجازی نبود هرگز خود. تا ریشه دوانده در رگ و ریشهء ما. شهرام ص.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

بی نیاز. صمد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جمل . ابل:شتر یا اشتر.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اشتر. شتر:شب تُر، شب رو. رِیزگ. سِیل. پیسرهم!؟

پیشنهاد
٠

سار:به لری[ سیا کَرک] است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آیاسارگپه:سارِ گپ:سارِبزرگ. ساربزرگه است ویا نام این بالنه می باشد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آسمان:ایستادمان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

نایکسان میباشد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پور ژله به جای ( باباژله ) که همان ابن زیله نویسندهء" الکافی فی الموسیقی" باشد که به فارسی " بَسایِه در ساز "میگوییم. " پورژله" از شاگردان" بابا بز ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" بَسایِه در ساز " از پور ژله؛" الکافی فی الموسیقی" از ابن زیله .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کُت:نیم. تا.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ارزان نخریده ای گران نفروشی. مصرع چهارم.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نفروشی؛ مصرع و نیم بیت؛ ( ارزان نخریده ای گران نفروشی ) . است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نفروشی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

آسمان:اِیستادِمان.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اگر بابا بزرگ پورسینا را تنها در دهها نوشته اش به زبان فارسی انگار نماییم که پیشا فردوسی وپای فردوسی و پسا فردوسی ( شاهنامهء فردوسی ) آنها را به دست ...