دانسته:باورِ درستِ پذیرفتنی
دانستنی:هرآنچه که درست و پذیرفتنی باشد.
دانا ( و هر صفتِ کُناکی از دانستن ) :
چندین معنا می تواند داشته باشد.
- کسی که "بسیار" می داند ( بسیار را خودتان باید شِناسِش ( تعریف ) کنید! سَنجه دستِ شماست )
... [مشاهده متن کامل]
- کسی که چیزی که دل خواهِ ماست و به آن نگر داریم ( مدِ نظرِ ماست ) را می داند. برای نمونه، کسی که می داند A درست است، می گوییم او "به A داناست"
- بن کنونی "دان" هم اگر پس از چیزی مانند X آمد ( واژه ی X - دان ) ، این به معنای "کسی/چیزی که به X داناست"
اینکه در این شِناسِش ( =تعریف ) ، "داناست" به چه معناست، می تواند هرکدام از آن ۲ معنای گفته شده باشد.
خیام همواره در کار تلاش و کوشش دانستنیهای چهار گانهء دانشها. فرزانشها. آیینها و رازوریها بوده بوده است زیرا هنگامی که به وی بُخُتم اسماعیلیگری ( فلسفی ) زدند و گفتند خیام فیلسوف یعنی اسماعیلی ( به ادبیات آن روزگار است . ) چنین سرود؛
... [مشاهده متن کامل]
*دشمن به گمان خود که من فلسفی یم.
ایزد داند که آنچه او گفت نیم.
لیکن چو در این غم آشیان آمده ام.
آخر نه کم از آنکه بدانم که کیم.
خیام. *
یعنی ای مردم، اندیشه های فلسفیم برای شناخت خود وجهان است و خدا و جاودانگی که آموخت فلسفه است می باشدوبه فرقه و گروه بسته نیست.
فرزانش دانست : ( فلسفهء علم )
فرزانش دانستنیها؛
دانستنیها چهارند،
۱ - دانش ( ها )
۲ - فرزانش ( ها ) .
۳ - آیین ( ها ) .
۴ - رازوری ( ها ) .
فرزانش دانشها.
فرزانش فرزانشها .
فرزانش آیینها.
فرزانش رازوریها.
این نموداری از دانستها و فرزانش دانستنیها خواهد بود.
" دریا دانست " اگر سراینده باشد دانستهایش در چامه اش نمودار می یابند و خاورش و رسش وراز نیز بر آنها جای می گذارد.
خاورش: اشراق.
رَسِش: الهام.
راز:عرفان.
دانستنی