فرزانش


معنی انگلیسی:
philosophy

پیشنهاد کاربران

" لکنَّ الحکمه البحثیه و الذوقیه علی طریقه الاشراقیون ": یگانه بازش و چشش خود بر روش خاورانیان.
لکن:"یگانه، فارسی کهن.
شرح حکمه الاشراق سهروردی،
از علامه محمود ابن مسعود کازرونی.
معروف به قطب الدین شیرازی به اهتمام
...
[مشاهده متن کامل]

عبدالله نورانی و مهدی محقق.
انجمن آثار و مفاخر فرهنگی.
۱۳۸۴

" دارند گامی رخنه در فرزانش. و دارند جایگاهی بلند در فرزانش و دارندبالی استوار در، یافت و چشش تمام در دانست روشناها ": ذو قدم راسخ فی الحکمه و ید طویله فی الفلسفه و جنان ثابت فی الکشف و ذوق تام فی الفقه النوار.
" صاحب الکتاب": دارند نوشت.
" صاحب العظموت":دارند توانش.
" صاحب شریعتنا ": دارند آیینمان. دارند آیین ما.
" صاحب هذهالشریعه ": دارای این آیین.
" صاحب الجزءالذی لایتجزی ": دارندهء پارهء پاره ناپذیر.
" صاحب الاشراق العقلیه ": دارای خاورش های . خردی. دارای خاورانهای اندیشه ای.
" صاحب الاشراق ": دارندهء خاور .
" صاحب الاخوان الصفا ": دارای برادران ناب.
" صاحب الانذار ": هشدارمند.
" الشیخ الفاضل ": بزرگ برتر .
" الشیخ ": بزرگ. شاه .
" السلاک من الامم المختلفه":روندگان از مردمان گونا گون.
" السُلّاک ": روندگان.
" السعداء من المتوسطین": رستگاران میانین.
السعداء الکاملین": رستگاران برین. رستگاران پوشش. رستگاران پوششی.
" السعداء ": رستگاران.
" السایرون فی الارض ":گردشگران در زمین.
" السالکین المحققین ": روندگان پژوهندگان.
" السالکین الی الله ": روندگان به سوی خدا.
" السالکین ": روندگان.
" الحکما الاوایل و الاواخر ":
فرزانگان آغازین و فرجامین.
فرزانگان نخستین و واپسین.
فرزانگان آغازین و واپسین.
فرزانگان نخستین و واپسین.
فرزانگان آغاز ین و انجامین.
فرزانگان جلویین و تهیین.
...
[مشاهده متن کامل]

فرزانگان جلو و ته.
فرزانگان جلویی و تَهی.
فرزانگان زودین و پایانین.
فرزانگان زودین و دیرین.
فرزانگان نهایین و دمایین.
فرزانگان دستانین و پایانین؛ دست به کار شدند و پایان دادند. دست نِه و پایان دِه.

الثنویه":دوگانگان.
یگانه گان. دوگانه گان. چندگانگان. همه گانگان.
. . . . . . .
یگانگان.
دوگانگان.
چندگانگان.
هَمِهگانگان
هَمگانگان.
" الثنویه ": دوگانگان .
" بعض الناس ": برخی مردم .
بعض المفسرین": برخی وارسان. وارسانان. وارسندگان. پژوهندگان. پژوهشگران. بررسیگران. بررسندگان.
" ببعض المشایین": برخی گشتاریان.
" بعض مثبتی الجزء ": برخی استوارگران به تکّه.
" بعض القایلین بالانطباع":برخی گویندگان به چاپِش.
بعض الفهلویه ": برخی پهلوییان.
بعض العلماء ": برخی داشیان. برخی دانشوران.
" بعض العرب ": برخی تازیان .
" بعض الصحابه ": برخی یاران. همراهان. باهمان. همگنان.
" بعض الذاهبین الی کثره صفات ": برخی روندگان به ویژگی بسیار.
بعًض الحکماء من الاخوان الصفاء ": برخی فرزانگان از برادران ناب.
بعض الاهل العلم": برخی آل دانش.
" بعض الاوایل": برخی نخستینان .
" بعض الاکابر الافاضل من المتاءخرین ": برخی بزرگان از پسینیان.
بعض الافافضل من المعاصرین ": برخی باهم های برین.
" الاولین ": نخستینان .
" الاولیاء المذکرین للمبداءو المعاد الرحانی ": دوستان یاد آور آغاز و انجام روانی و تنی.
الاولیاء ":دوستان. سرپرستان.
" الاوایل": پسینیان .
" الاواخر ": پایانیان. پسینیان.
: اهل الشرق ": آل خاور .
" اهل الحکمه ": آل فرزانش.
" الانبیاء الموءید الآیات ": پیامبران یاری شده به نشانها.
" الامم السالفه ": لاین های پایین.
امام الحکمه و رئیسها": پشوای فرزانش و سرش.
" اکابرالعلماء ": بزرگان دانشوران .
آغازندگان از فرزانگان ": الاقدمین من المتالهین.
الاقدمین من المتالهین": آمرزندگان از یزدانیان.
" اصحاب الکمون و البروز ": همگنان. پیدا و ناپیدا. پیدا ونهان. پنهان و ناپنهان. نهان و نمود.
الاشراقیون. الاشراقیین ": خاورنیان. خاورانیها.
الاقدمون، الاقدمین":زود گامان.
" الاطباء": پزشکان .
" اصحاب الیمین ": همگنان راست.
" اصحاب النوامیس ":همگنان قانون.
" اصحاب المناظر ": همگنان نگریدگان.
" اصحاب المعلم الاول": همگنان آموزگار نخست.
" اصحاب المشاهدات ": همگنان گواهها .
" اصحاب الکمون و البروز ": همگنان نانمود و نمود.
" اصحاب الفکره الصحیحه ": همگنان اندیشهء درست.
" اصحاب العروج النفس ": همگنان خود فرارو.
" اصحاب الطلسمات ": همگنان جادو ها.
" اصحاب الشقاوه": همگنان گرفتاری.
" اصحاب السکینه الکبری ": همگنان آسایش بزرگ.
" اصحاب الحقایق النوریه ": همگنان پرتو راستین.
" اصحاب اعتبار و افکار :" همگنان پندار و اندیشه.
" اصحاب الاصنام ": همگنان بتها.
الاشقیاء#الاسعداء ( سعدا ) ":گرفتاران#رستگاران.
فرزانش ها دو گروهند؛
۱_بادستگاه ( با دستگاه منطق صوری ) .
۲_بی دستگاه ( بی دستگاه منطق صوری ) .
که گرم دستگاه و سرد دستگاه نیز گفته شده است.
" پیشاسینویان از فرزانگان ورازوران تا رازوران و فرزانگان پسا صدراییان "
فرزانش داناکا:حکمت فلسفه.
فلسفهءساختاری:دانایشِ ساختاری.
دانامندی ساختاری:فرزانش ساختاری.
داناک ساخت:حکمت ساختا.
" حکمت ساختاری ":فلسفهء سیستمی.
" فرزانش ساختاری ":حکمت سیستمی
" فرزانشگران ":متفلسفین.
" فرزانشگر ": متفلسف
" کُدامیِ فرزانش "=فلسفه چیست. فلسفه کدامی.
کُدامِی فرزانش=چیستی فلسفه.
فرزانِش:فرزانگی است وحکمت!
می تواندبودکه برابرواژه وجایگزین فلسفه باشد!
درگذشته فرزانه نیزبه دانشمندبزرگ میگفتندکه فرهمندی دانش دراوبسیارست. فلسفه نیزکه اوج فروشکوه خردورزیست میتواندبه چم و معنای
...
[مشاهده متن کامل]

فرزانِش باشد!
همچنین درگذشته فرزانه کسی بوده که به همه یا بیشینه واکثردانشهاآگاهی وچیرگی یاتسلط داشته وبه تازی به چنین کس حکیم میگفتند.
درزبانهای لاتینی نیز کسی که دراوج فرزان وآگاهی وعلوم بوده را ، پلیمات گفته ومیگویند!

Philosophy
فلسفه
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ٨٣)