بحث نهادن

لغت نامه دهخدا

بحث نهادن. [ ب َ ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) گفتگو پیش کشیدن. مجادله کردن. ایراد گرفتن : خوارزمشاه اندیشید که نباید امیرمحمود بیازارد و بحثی نهد و گوید چرا بی وساطت و شفاعت من اوخلعت ستاند از خلیفه. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 682 ).

فرهنگ فارسی

گفتگو پیش کشیدن مجادله کردن .

پیشنهاد کاربران

دریافت یابشی. دریافت گمانی. دریافت پنداری. دریافت خردی. دریافت روانی:ادراک روحی. ادراک . حسی.
دریافت کالبدی.
دریافت فرا کالبدی.
دریافتها؛
دریافت جاودان.
دریافت ناجاودان.
دریافت جاودانه و دریافت ناجاودانه.
" برهان برنده و گام راست.
براهان برنده و گام راستین"برهان قاطع وقدم صدق.
" مِیلِم:لثه.
میلمِ دندان ":لثهء دندان.
گفتار و نوشتار. جستار و گشتار. گفتارها و نوشتارها. جسارهاو گشتارها.
درهم ریخت. درهم شکست. درهم پوسید. درهمآمد. درهمشد. درهمآمد و شد. درهم کوفت. درهم سوخت. درهم آمیخت. درهم آویخت.
چیز چیزی:مانند چیزی. چونان چیزی. چونان پدیده ای.
کاردان:وکیل.
کاردان گزینشی:وکیل تسخیری.
کاردان همگانی:وکیل همگانی.
کاردان دادگر:وکیل قاضی.
کاردان مطلق:وکیل مطلق.
" نماینده تراش" وکیل تراشی.
" توتم ":موکل.
" توتمیسم ":موکلگرا.
" توتمیسم ":, موکل گرایی.
"شکافت. انفجار.
شکافت بمب:انفجار بمب
. شکافت هسته.
شکافت اتم ":انفجار اتم.
" رشته. رسن. رسانه. رسانش. رسانشی. رسانی. رسشانیدن. رسشانا. رسانا. رسشانایی. رسشا. رسشان. . رسشایه. رسشانه. رسشانگی. رسشانیت. رسشان. رشته. رشتوی. رشتوانی. رشتوان:":سبب. علت.
سیزده:سِزَه ( سرما ) زمانی که پس از سیزده روز از فروردین و سال نو در بهاران رخت برمیبندد.
" سخت ریزکوچکها. سخت ریزکوچکان. ریزسخت کوچکان. کوچک ریز سختکان. سخت کوچک ریزان. سخت کوچک ریزانها. ریزکوچک سخت. ریزهای کوچک سخت. کوچکهای ریز سخت. کوچکهای سخت ریز. کوچکاسخت ریز. ریزکوچان سخت ":ذرات صغار صلبه.
سخنرانی. حرفرانی. چونه رانی. چانه رانی. گفت رانی. گپرانی. گفت و گورانی. گفت و گوران. گفت و شنفت رانی.
"بزرگش. بزرگداشت. گرامیداشت. ارجمندش. ارجمندی. ارجش. ارجایی. ارجاور. ارجاوری. ارجاورش. ارجشاوریت. ارجشمند. ارجشمندی ":تعظیم.
" مردم پیشرفت پذیرند. انسان پیشرفت پذیر است ":انسان قابل ترقی است.
" نهاد کاربردی ":قوهء قضائیه.
" بومهن ":بوم مهان:جایگاه مهان. جای مهان. سرزمین مهان.
" نگاه و نیاز نگاهها و نیازها ":نظر و نور و نظرها و نذر ها.
بازنهاد. . . . . . .
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ٢٠)