کیوسک

/kiyusk/

مترادف کیوسک: اطاقک، دکه

معنی انگلیسی:
booth, kiosk

لغت نامه دهخدا

کیوسک. [ یُس ْ ] ( فرانسوی ، اِ ) اطاقی که هر سوی آن باز است. کلاه فرنگی. || دکه ای در معابر عمومی که در آن روزنامه ، گل و غیره فروشند. ( فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به کوشک شود.

فرهنگ فارسی

دکان کوچک یا آلاچیق که درکنارخیابان درست کنندبرای فروش روزنامه یاچیزدیگر
( اسم ) ۱ - اطاقکی که هر سوی آن باز است کلاه فرنگی . ۲ - دکه ای در معابر عمومی که در آن روزنامه گل و غیره فروشند . توضیح احتراز از استعمال این کلم. بیگانه شده اولی است .

فرهنگ معین

(سْ ) [ فر. ] (اِ. ) اتاقکی که هر سوی آن باز است ، دکه ، دکان کوچک .

فرهنگ عمید

اتاق کوچک در خیابان یا پارک که تلفن عمومی در آن نصب شده، محل فروش گُل، روزنامه، و مانند آن ها.

پیشنهاد کاربران

کوشک و کیوسک:
واژه کوشک بمعنی اطاق تابستانی یا آلاچیق از یک واژه پارسی میانه ( با تقریبا همین تلفظ و معنی ) مشتق شده که در نمودار زیر نشان داده شده. ریشه های قدیمیتر آن معلوم نیست.
واژه کوشک از فارسی وارد زبان ترکی شد و از آنجا وارد زبانهای اروپایی گشت و نهایتا با تلفظ فرانسوی "کیوسک" دو باره به فارسی باز گشت. کیوسک ها در قرن هفدهم در اروپای غربی به عنوان سازه های تزئینی در باغ ها و پارک ها پدیدار شدند. بعدها در سال ۱۸۶۵ به صورت دکه های خیابانی برای فروش روزنامه به کار رفتند. در سال ۱۹۲۸ که کیوسک های تلفن در بریتانیا معمول شدند معنای این واژه کمی تغییر یافت.
...
[مشاهده متن کامل]

کیوسککیوسک
" کِیشک ":کیوسک.
منبع. عکس فرهنگ ریشه واژگان فارسی دکتر علی نورایی
زبان های ترکی�در چند مرحله بر�زبان فارسی�تأثیر گذاشته است. نخستین تأثیر زبان ترکی بر پارسی، در زمان حضور سربازان تُرک در ارتش�سامانیان�روی داد. پس از آن، در زمان فرمان روایی�غزنویان، �سلجوقیان�و پس از�حملهٔ مغول، تعداد بیشتری�وام واژهٔ�ترکی به زبان فارسی راه یافت؛ اما بیشترین راه یابی واژه های ترکی به زبان فارسی در زمان فرمانروایی�صفویان، که ترکمانان�قزلباش�در تأسیس آن نقش اساسی داشتند، و�قاجاریان�بر ایران بود.
...
[مشاهده متن کامل]

• منابع ها. تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. اول و دوم، انتشارات ققنوس، ۱۳۷۴
• تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. سوم، انتشارات بدیهه، ۱۳۷۴
• حسن بیگ روملو، �احسن التواریخ� ( ۲ جلد ) ، به تصحیح�عبدالحسین نوایی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹. ( مصحح در پایان جلد اول شرح مفصل و سودمندی از فهرست لغات�ترکی�و�مغولی�رایج در متون فارسی از سده هفتم به بعد را نوشته است )
• فرهنگ فارسی، محمد معین، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۵
• غلط ننویسیم، ابوالحسن نجفی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۸۶
• فرهنگ کوچک زبان پهلوی، دیوید نیل مکنزی، ترجمه مهشید فخرایی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۹

کیوسککیوسککیوسککیوسک
کلبه
واژه ی " کیوسک " همان واژه ی " کوشک" فارسی می باشد که پس از سیر در زبان های غیر ایرانی با تغییر لهجه و معنی دوباره به زبان فارسی بازگشته است .
کوشک.