مهر

/mahr/

مترادف مهر: تعشق، عاطفه، عشق، عطوفت، لطف، محبت، مودت، مهربانی ، آفتاب، خور، خورشید، شمس، شید، میترا ، مهرماه، میزان | توقیع، خاتم، داغ، پرده بکارت، قالب، کیسه زر مهمور، ضبط | صداق، طابع، طباع، کابین، کاوین، مهریه

متضاد مهر: جور، قهر، کین، ماه

برابر پارسی: کابین، نشان
شبکه مترجمین ایران

فارسی به انگلیسی

affection, charity, earmark, emblem, liking, love, punch, seal, signet, stamp

مترادف ها

affection (اسم)
تاثیر، خوی، مهربانی، عاطفه، محبت، ابتلاء، مهر، برخورد، عدم تنافر، عطف، علاقه

liking (اسم)
میل، تمایل، مهر، حساسیت، ذوق، شهوت و میل

love (اسم)
مهربانی، محبت، مهر، عشق، معشوقه، خاطرخواهی

seal (اسم)
مهر، نشان، تضمین، خاتم، سوگند ملایم، خوک ابی، گوساله ماهی

stamp (اسم)
مهر، نشان، نوع، داغ، جنس، نقش، چاپ، استامپ، تمبر، باسمه

signet (اسم)
مهر، انگشتری خاتم دار

cachet (اسم)
مهر، کاشه، خاصیت، کپسول

impress (اسم)
اثر، مهر، نشان، نشانه، نشان گذاردن، نقش

punch (اسم)
قوت، مهر، ضرب، مشت، خپله، استامپ، منگنه، ضربت مشت

sigil (اسم)
مهر، امضاء، علائم رمزی، علامت نجومی

فرهنگ اسم ها

اسم: مهر (پسر، دختر) (فارسی) (طبیعت، کهکشانی) (تلفظ: mehr) (فارسی: مهر) (انگلیسی: mehr)
معنی: خورشید، محبت و دوستی، مهربانی، ماه هفتم سال شمسی، روز شانزدهم از هر ماه شمسی در ایران قدیم، ( در گاه شماری ) ماه هفتم از سال شمسی، ( در عرفان ) محبت به اصل خود با علم و آگاهی از یافت مقصد، ( اَعلام ) مهر ( = میترا ) : ) خدای بزرگ در دین مهر پرستی، ) ( در آیین زرتشتی ) فرشته ی نور و عهد و پیمان، که روز شانزدهم هر ماه و ماه هفتم سال شمسی ایران به نام اوست، هفتمین ماه از سال شمسی، نام روز شانزدهم از هر ماه در تقویم ایران باستان، فرشته نور و عهد و پیمان در آیین زردشتی
برچسب ها: اسم، اسم با م، اسم پسر، اسم دختر، اسم فارسی، اسم طبیعت، اسم کهکشانی

لغت نامه دهخدا

مهر. [ م َ ] ( ع مص ) کابین کردن و کابین دادن زن را. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). کاوین کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( المصادر زوزنی ). || زیرک و رسا گردیدن و استادی کردن در آن. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).

مهر. [ م َ ] ( ع اِ ) کابین. ( دهار ). کابین و آن نقد و جنسی باشد که در وقت نکاح بر ذمه مرد مقرر کنند. ( از برهان ) ( از غیاث ) ( از آنندراج ). صداق ، و آن مال یا نفقه ای است که انتفاع از آن شرعاً جایز باشد و آن را برای زن قراردهند معجلاً یا مؤجلاً. ج ، مُهور، مهورة. ( از اقرب الموارد ). مالی که به واسطه وطی غیرزنائی به عقد نکاح بر عهده مرد قرار می گیرد. دست پیمان. بضع صداق. شیربها. روی گشایان ، ج ، مهور. ( از یادداشتهای مؤلف ) : مهر زن چند کرده ای ؟ ( ترجمه بلعمی ). چهارهزار درم او را ده تا به مهر زن دهد. ( ترجمه بلعمی ).
مهره ندیدی که هست مهر عروس ظفر
مهر فلک را مدام نور از او مستعار.
خاقانی ( دیوان چ سجادی ص 184 ).
یا بسازی به رنج و راحت دهر
یا به زندان شوی به علت مهر.
سعدی.
پسر را نشاندند پیران ده
که مهرت بر او نیست مهرش بده.
سعدی ( بوستان ).
- مهرالسنة ؛ مهری که پیغمبر( ص ) برای زوجات خود معین فرموده بود ( 500 درهم ).
- مهرالمثل ؛ مهر زنی است که مانند زنی دیگر از همان طایفه باشد از هر جهت و مخصوصاً از طایفه پدری که در حسن و جمال و مال و عقل و دیانت و صلاح و از حیث شهرت بلدی و عصر و بکارت یا ثیابت با زن دیگر در یک طراز باشد. پس اگر چنین زنی در آن طایفه یافت نشد ممکن است از طایفه دیگر به همان خصوصیات زنی در نظر گیرند و مخصوصاً از طایفه نادری نباید باشد. ( کشاف اصطلاحات الفنون ).
- مهرالمسمی ؛ مهری که مقدار آن در ضمن عقد نکاح معین شده است.
- مهر دادن ؛ تأدیه و پرداخت مهر. دادن مهریه شوهر زن را.
- امثال :
مهر را که داد که گرفت ؟
مهرش چیست که هشت یکش باشد.( امثال و حکم ).
مهرم حلال جانم آزاد.

مهر. [ م ِ ] ( اِ ) رحم و شفقت و محبت. ( برهان قاطع ). محبت. ( فرهنگ جهانگیری ) ( غیاث اللغات ) ( انجمن آرا ). دوستی و مودت و محبت و رحم و نرم دلی و شفقت و مروت. ( ناظم الاطباء ). عشق. محبت. حب. دوستی. وداد. ود. رأفت. عطوفت. ( از یادداشتهای مؤلف ) : بیشتر بخوانید ...

فرهنگ فارسی

ده دهستان گله دار بخش کنگان شهرستان بوشهر فرمانداری کل بنادر و جزایر خلیج فارس . در ۹۳ کیلومتری جنوب خاور کنگان . کنار راه فرعی لار به گله دار . جلگه و گرمسیر است و ۱۱٠٠ تن سکنه دارد . محصولش غلات تنباکو و پیاز است .
خورشید
( اسم ) ۱ - آلتی از فلز سنگ عقیق لاستیک و جز آنها که بر آن نام و عنوان کسی یا بنگاهی را وارون کنده باشند و چون بر آن مرکب و جوهر مالند و آنگاه بر کاغذ فشار دهند نام و نقش مذکور بر آن ثبت شود استامپ . یا مهر انگشت . اثر انگشت . یا مهر دهان . روزه . یا مهر دهان روزه داران . آفتاب ( که غروب نکند روزه نتوان گشود ) . یا مهر سلیمان . ۱ - گیاهی است علفی و پایا از تیره سوسنی ها و ازدسته مار چوبه ها . این گیاه دارای یک ساقه زیر زمینی است که هر سال در اول بهار بر روی آن ساقه ای هوایی میروید و جای ساقه های گذشته بر روی ساقه زیر زمینی بصورت یک دایره باقی میماند که بنظر میاید آنرا در نقاط مختلف مهر کرده اند ( علت وجه تسمیه ) . این گیاه در اکثر جنگلها فراوان است و گلهایش سفید رنگند و از یکطرف ساقه هوایی میرویند کثیرالرکب خاتم سلیمان . ۲ - سنگی است که ترکیبش منحصراسیلیس میباشد و از کانی های مجاور کو آرتز است . این سنگ بنظر غیر متبلور میاید و سطح خارجیش ناصاف و مثل گل کلم است امادر زیر میکروسکوپ متبلور بنظر میرسد . علت این امر آن است که سنگ مزبور عبارت از ترکیبی از ذرات متبلور کو آرتز با سیلیس بی شکل است . این سیلیس بی شکل در حدود ۲ تا ۳ درصد آب دارد . بهمین جهت وزن مخصوص مهر سلیمان ا ز وزن مخصوص کو آرتز- که فاقد آب است - کمتر است ( در حدود ۲/۵۵ است ) . این سنگ اقسام مختلف دارد که بر حسب الوانش اسامی متعدد میگیرد . اگر سرخ رنگ باشد آنرا کورنالین یا عقیق سرخ خوانند و اگر قهوه یی باشد آنرا ساردون نامند . یکی از اقسام آن که بسیار زیبا است و منظره مطبقی دارد بنام عقیق شجری یا آگات یا سنگ سلیمانی معروف است و از آن اشیائ زینتی خصوصا دسته های عصا و چتر و غیره میسازند . یا مهر شریعت . حضرت رسالت پناه محمد (ص ) . یا مهر لاستیک ( لاستیکی ) . مهری که از لاستیک ساخته باشند . ۲ - خاتم انگشتری . یا مهر نبوت .نشانه ای که بر شانه محمد (ص ) رسول الله بود ۳ - نگین انگشتری ۴ - قالب چوبی حکاکی شده که در قلمکار سازی بکار میرود ( در قلمکار سازی قالب فقط مختص یک رنگ است و رنگهای مختلف قالبهای متعدد دارد ) . ۵ - داغی که ستور را بدان داغ کنند و نشان گذارند. ۶ - پرده بکارت . ۷ - کیسه ای سر بسته و مختوم محتوی مبلغی معین از زر و سیم : [ پس ساعتی بود غلامان در آمدند و پیش هر یک یک تائ اطلس و مهر زر نهادند . یا مهر زر . کیسه پر از زر . ۸ - زری رایج در هندوستان . ۹ - راست سر راست : [ پسره توی کوچه سنگ انداخت و سنگ مهر آمد توی سر من . ] توضیح جمع مهر بطرز عربی به [ امهار ] و اشتقاق اسم مفعول از آن - یعنی ممهور - از اغلاط مشهور است ولی بواسطه شدت دوران در زبان خاص و عام استعمال آن گویا ابدا عیبی نداشته باشد . یا ترکیبات فعلی : به مهر دهان ( دهن ) کسی را گرفتن .یا مهر بر دهان ( دهن ) کسی نهادن . خاموش شدن سکوت گزیدن : [ ... لب فروبسته ام و هر چند سرد مهری آن مخدوم همه محنتها را که دیده مهر بر نهاده است مهر بر دهان نهاده ام . ] خاموش کردن ساکت کردن : [ آنگه مهر بر دهنهای ایشان نهند .] یا مهر بر نهادن چیزی را . ۱ - چیزی را با مهر نشان کردن . ۲ - سر چیزی را بستن و آن را بیکسو نهادن : [ با آنکه بی التفاتی خداوند همه شداید را که کشیده ام سربسته است لب فرو بسته ام و هر چند سرد مهری آن مخدوم همه محنتها را که دیده مهر بر نهاده است مهر بر دهان نهاده ام ... ] یا مهر ( و ) موم کردن . ۱ - چیزی را بسته بر آن موم چسبانند و سپس مهر بر موم زنند تا دیگری آنرا نتواند گشود . ۲ - ضبط کردن اموال متوفای مدیون یا مجرم از طرف مراجع قضائی . گاهی نیز ممکن است برای تامین دلیل و جلوگیری از امحائ آثار جرم و جنایتی که اتفاق افتاده است ضبط و مهر و موم کنند .
اسب کره . کره اسب و یا بچه نخستین از اسب یا ستوران دیگر .

فرهنگ معین

(مَ ) [ ع . ] (اِ. ) کابین ، مهریه .
(مُ ) (اِ. ) ۱ - آلتی از جنس فلز یا لاستیک که روی آن اسم شخص یا بنگاهی را نقش می کنند و از آن به جای امضاء در پای نامه ها و قراردادها استفاده می کنند. ، ~و موم کردن الف - بستن چیزی از طریق موم چسباندن به در آن و بعد مهر زدن به موم به طوری که به جز فرد مور
(مِ ) (اِ. ) ۱ - آفتاب ، خورشید. ۲ - دوستی ، مهربانی . ۳ - نام ماه هفتم از سال شمسی . ۴ - نام روز شانزدهم از ماه مهر که ایرانیان جشن مهرگان را در این روز بر پا می دارند.

فرهنگ عمید

پول یا چیز دیگر که هنگام عقد نکاح بر ذمۀ مرد مقرر می شود، کابین، صداق.
۱. دوستی، محبت.
۲. (اسم ) در آیین زردشتی، رب النوع آفتاب.
۳. (اسم ) [قدیمی] خورشید.
۴. (اسم ) [قدیمی] ماه هفتم سال شمسی، پس از شهریور و پیش از آبان.
۵. (اسم ) [قدیمی] روز شانزدهم از هر ماه شمسی: ( روز «مهر» و ماه مهر و جشن فرخ مهرگان / مهر بفزای ای نگار ماه چهر مهربان (مسعودسعد: ۵۴۸ ).
۱. آلت فلزی یا لاستیکی که روی آن اسم شخص یا بنگاهی را نقش کرده و روی کاغذ و پاکت یا زیر نامه ها و قراردادها به جای امضا می زنند.
۲. [قدیمی] کیسۀ سربسته: ( فرستاده را داد مُهری درم / که ختم است بر نام حاتم کرم (سعدی۱: ۹۲ ).

گویش مازنی

/mahar/ مار

واژه نامه بختیاریکا

( مُهر ) بکر
( مُهر ) کمر

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه]
...

[ویکی شیعه] مهر (ابهام زدایی). مهر ممکن است به عناوین ذیل اشاره داشته باشد:

[ویکی شیعه] مهر (ماه). مهر هفتمین ماه در تقویم خورشیدی (شمسی) است. این ماه اولین ماه از فصل پاییز است و در تقویم کنونی ایران ۳۰ روز دارد.

دانشنامه عمومی

مهر می تواند به موارد زیر اشاره کند:
مهربانی
مهر (ایزد)
مهر (ماه)
مهر (نماز)
مهریه، (مَهر یا مِهر) مالی که در عقد ازدواج اسلامی مرد باید به زن پرداخت کند
مهر (ابزار)
مهر (هفته نامه)
بانک مهر اقتصاد
خبرگزاری مهر

مهر (ابزار). مُهر وسیله ای است با انتقال جوهر یا برجسته کردن کاغذ بر روی آن اثر می گذارد با این هدف که بتوان هویت یک سند را مشخص کرد. اما در هر دوره دستگاه ها و ابزارهای ساخت اینچنین مهرها یا برجسته کاری ها برای مُهر متفاوت است. اساساً بودن این نوع قالب ها و ابزارها همچون تصویری در آینه هستند.
مهر ها انواع مختلفی دارند مانند: مهر ژلاتینی، مهر برجسته، لاک و مهر، مهر لیزری و مهر برنجی
هرکدام از این انواع کاربرد متفاوتی دارند.عکس مهر (ابزار)

مهر (ایزد). مهر، میترا یا میثره از ایزدان باستانی هندوایرانی پیش از روزگار زرتشت است، که معنی پیمان و دوستی و خورشید نیز می دهد. نماد او خورشید می باشد. پس از آمدن زرتشت یکی از ایزدان یا فرشتگان آیین مزدیسنا گردید. نیروهای طبیعت مانند خورشید و ماه و ستارگان و آتش و خاک و باد و آب مورد ستایش آریاییان بوده است. خدایانی را هم که نشانهٔ نیروهای طبیعت بوده اند «دئوه» می خوانده اند. در بین این خدایان برتر از همه ایندرا بوده است که اژدهاکش و پروردگار تندر و برق و جنگ به شمار می آمده است. این خدا با این نام در بین آریاهای ایران آن رواج را که میان هندوان می داشت نیافت. نزد ایرانیان آشکارا پرستش میترا (مهر) جای آن را گرفت و ایندرا رفته رفته و به ویژه از زردشت در ردیف دیوان مردود درآمد. در فرهنگ های فارسی مهر را فرشته ای نشان بر مهر و دوستی و خرد در کارهای مالی و مصالحی دانسته اند که در ماه مهر (ماه هفتم از سال خورشیدی) و روز مهر (روز شانزدهم هر ماه) بدو پیوند یافته است و شمارآفریدگان از نیکی و بدی به دست اوست.
مهرپرستی
مزدیسنا
اساطیر ایران
فهرست ایزدان ایرانی
مهر در اوستا و در نوشته های پادشاهان هخامنشی میثره Mithra و در سانسکریت میتره Mitra آمده است. در پهلوی میتر Mitr شده. امروز مهر نامیده می شود.
مهر (از ریشه میثر) از کهن ترین خدایان ایرانی و هندی است، برخی نشانه های پرستش او را در ایران به پیش آریایی برمی گردانند (اگر بخش بندی پیشا آریایی و پسا آریایی را بپذیریم) دربارهٔ آغاز دین مهرپرستی در ایران نمی توان به درستی آن را روشن ساخت ولی می دانیم که بسیار پیش از آنکه کیش زرتشتی و ودایی پدید آیند نژاد ایرانی او را با آیینی راز آمیز ستایش می کردند، امروزه گروهی از پژوهشگران ایرانی توان آن را دارند که پیشینه پیوسته این آیین را تا به امروز در ایران نمایان سازند. پیوند میترا با خورشید و گاو و ماه برای ما روشن است و روشن است که نشان + که آن را چلیپا می گفته اند سمبل خورشید بوده است ولی نزدیکی آن با آتش (هنایش زرتشتی) یا با آمایش تن. (هنایش یونانی که در دیدگاه مهرپرستان ایرانی نکوهیده است) و از این دست را باید پیش از پذیرفتن سبک سنگین کرد.
به درستی نمی شود گفت آیا میترا خدای آفریدگار بوده یا پیامبر، آنچه می توان از خویشکاری او در باور پرستندگانش دریافت این است که او میانجی یا رهایی بخشی در میان مردم بوده و در زمان نبودنش نیز دوستدارانش باید برای باز گشتش به زمین می پیوسیدند (بردبار می بودند). در باور غربی او نماد خورشید بود و در پایان زمان به زمین بازمی گشت. خورداد و خورتات و خور واژگانی وابسته به این خدا یاپیامبر هستند. خورشید از دو واژه خور (خدا) و شید (درخشنده و ماندگار) آمیخته شده است مانند جم شیدعکس مهر (ایزد)

مهر (داورزن). مختصات: ۳۶°۱۷′۳۱″ شمالی ۵۷°۰۸′۵۷″ شرقی / ۳۶٫۲۹۱۹۴°شمالی ۵۷٫۱۴۹۱۷°شرقی / 36.29194; 57.14917
مِهر روستایی است از توابع بخش باشتین و در شهرستان داورزن استان خراسان رضوی ایران.
این روستا در دهستان مهر قرار داشته و بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت آن 8٬۳۶۱ نفر (۳۹۴ خانوار) بوده است.
از آثار تاریخی این روستا می توان به رباط شاه عباسی اشاره کرد که دارای معماری خاص می باشد. همچنین می توان از چهارتاقی خانه دیو به عنوان یکی از جاهای احتمالی آتشکدهٔ آذربرزین مهر نام برد که یکی از سه آتشکدهٔ مهم ایران در دوره ساسانی بوده است. از جمله آثار باستانی این روستا می توان به میل خسرو مهر اشاره کرد. از جمله مشاهیر این روستا می توان به حاج شیخ شهید اشاره کرد.

مهر (شهر). مُهر مرکز شهرستان مهر و یکی از شهرهای استان فارس ایران است. جمعیت این شهر بر طبق سرشماری سال ۱۳۸۵، برابر با ۶٫۳۰۷ نفر بوده است.

مهر (علامت). مهر (به انگلیسی: Seal) وسیله ای برای ایجاد اثر در روی موم، خاک رس، کاغذ، یا بعضی از وسایل دیگر، از جمله برجسته کاری بر روی کاغذ، و همچنین ایجاد اثری که بر روی آن ساخته شده است. هدف اصلی آن، تأیید اعتبار یک سند، یک بسته بندی مانند یک پاکت مدرن یا پوشش یک ظرف یا بسته ای است که وسایل باارزش یا اشیاء دیگر درون آن وجود دارد.
قطعه سرب یا موم آب شده ای که برای جلوگیری از دست کاری و سوءاستفاده به سر پاکت یا در مغازه یا خانه یا مکان دیگری مهر شود.عکس مهر (علامت)

مهر (فارس). مُهر مرکز شهرستان مهر و یکی از شهرهای استان فارس ایران است. جمعیت این شهر بر طبق سرشماری سال ۱۳۹۵، برابر با ۷٬۷۸۴ تن بوده است.
اخبار شهرستان مُهرعکس مهر (فارس)

مهر (ماه). مِهر (در زبان فارسی افغانستان: میزان)، هفتمین ماه سال هجری خورشیدی است و در گاه شماری رسمی ایران و افغانستان همواره ۳۰ روز دارد و از روز ۱۸۷م سال آغاز شده و در روز ۲۱۶م سال پایان می یابد و نخستین ماه فصل پاییز است.
۱ - جشن میتراکانا
۵ - روز جهانی جهانگردی
برج فلکی مهرماه برج میزان است که هفتمین برج فلکی از دائرةالبروج است. واژهٔ میزان به معنی ترازو است. نماد ماه مهر، ترازو (در انگلیسی Libra) نامیده می شود.
در گاه شماری رسمی ایران نام این ماه از نام ماه هفتم گاه شماری اوستایی نو که در اوستایی میثرَ و در پهلوی میتْرْ نام دارد، برگرفته شده است. مهر نام یکی از ایزدان است.در گاه شماری زرتشتی شانزدهمین روز هرماه نیز به این ایزد تعلق دارد و روز شانزدهم مهرماه، جشن مهرگان برگزار می شود.
واژهٔ مهر به واژهٔ هندوایرانی miθra برمی گردد که نام ایزدی ودایی، ایرانی و زرتشتی است. این نام در ودا هم به صورت mitra (اسم خنثی) و Mitra (اسم مذکر) به کار رفته است. در اوستا صورت miθra (اسم مذکر) کاربرد دارد. آنتوان میه این واژه را «پیمان» معنا کرد. ولفگانگ لنتس معنی «احترام، دین داری» را در ارتباط با اجرای مراسم آیینی و دینی و رعایت حقوق همسایه مطرح کرد. دلیل او بیشتر واژهٔ فارسی «مهر» در معنی امروزی آن «محبت و دوستی» است که با معنای سنتی آن در هندی کهن به معنی «دوست» مطابق است. هرمان لومل به جنبهٔ دینی و انسان انگارانهٔ میترا تأکید دارد که به عنوان «داور»، «ایزد نور» و «جنگجو» ستایش می شود و از همین رو، «پیمان» جنبهٔ اخلاقی این شخصیت شده است.

مهر (مجله). مهر، عنوان مجله ای بود که از سال ۱۳۱۲ منتشر می شد، مدیر این مجله مجید موقر بود، ایرج افشار هم مدتی سردبیر آن بود.
نویسنده و محققان صاحب نامی با این مجله همکاری می کردند، از جمله: سعید نفیسی، بدیع الزمان فروزانفر، ریچارد فرای، محمد معین ، عبدالحسین زرین کوب، رشید یاسمی، مجید موقر، ایرج افشار، منوچهر ستوده و...

مهر (ملکشاهی). مهر یکی از شهرهای استان ایلام است که در بخش گچی شهرستان ملکشاهی واقع شده است.

مهر (مهران). مهر یکی از روستاهای استان ایلام است که در دهستان گچی بخش ملکشاهی شهرستان مهران واقع شده است.عکس مهر (مهران)

مهر (نماز). مُهر تکه ای گِل شکل داده شده است که مسلمانان شیعه هنگام نماز بر آن سجده می کنند. گرچه مهر نزد شیعه موضوعیت ندارد؛ بلکه ملاک همان سجده بر خاک است و مُهر وسیله ای است که سجده بر خاک را در هر جا و هر مکان سهل و آسان می سازد. مهر نعیمینبو
بر اساس حدیث بسیار مشهوری که معتبرترین منابع فقهی شیعه و سنی و کتب فراوانی در میان مسلمین آن را نقل کرده اند، پیامبر اسلام گفته است:
در این روایت پیامبر اسلام زمین را آشکارا به عنوان سجده گاه معرفی می کند. در عمل نیز پیامبر اسلام شیوهٔ سجده کردن را به اصحاب آموخته است.
برای نمونه، وائل (یکی از صحابه) نقل می کند که پیامبر را دیدم، درحالی که پیشانی و بینی مبارک خویش را به هنگام سجده بر روی زمین گذارده است. ابوهریره و ابوسعید خدری نیز در روایاتی جداگانه می گویند که بر اثر بارش باران، خاک زمین تر شده بود، اما با این حال رسول خدا بر روی زمین سجده نمود و ما خود اثر آن را را بر پیشانی آن بزرگوار مشاهده کردیم. عایشه می گوید که رسول خدا هیچ گاه به هنگام سجده پیشانی خویش را با چیزی نمی پوشاند.عکس مهر (نماز)
گزارش تخلف یا اشتباه در معنی

دانشنامه آزاد فارسی

مَهر
رجوع شود به:مهریه

مهر (نشریه). مِهر (نشریه)
ماهنامۀ ادبی، علمی، اقتصادی، بازرگانی، تاریخی، چاپ تهران. صاحب امتیاز آن مجید موقر (ملقب به مترجم الممالک) و سردبیران هوشنگ میرمطهری، ابوالفضل حاذقی، و سید محمد کاظم امام بودند. از ۱۳۱۲ش منتشر می شد، سپس تعطیل و در ۱۳۳۱، به مدیریت ایرج افشار، مجدداً منتشر شد. اکثر نویسندگان و شعرای معاصر آن دوره در این نشریه مطلب می نوشتند.

فارسی به عربی

تابع , ختم , لکمة , مودة , میل , هب

پیشنهاد کاربران

خورشید
محبت
استمپ
مهر ماه یا ماه مهر
مهر=م ه ر
م= مادر یا ماه
ه= هستی
ر=روان
مهر=مادر روح هستی ( اِلا میترا ) =اله میترا

معنی :مهرابانی و محبت. متضاد :کین ( کینه ) .
محبت آمیز
کیامهر یعنی پادشاه عشق پادشاه آفتاب پادشاه مهربانی
مهر، میترا یا میثره از ایزدان باستانی هند و ایرانی پیش از روزگار زرتشت است، که معنی پیمان و دوستی و خورشید نیز می دهد. نماد او خورشید می باشد، پس از آمدن زرتشت یکی از ایزدان یا فرشتگان آیین مزدیسنا گردید.
نیروهای طبیعت مانند خورشید و ماه و ستارگان و آتش و خاک و باد و آب مورد ستایش آریاییان بوده است.

سوزان

مهرش به دل نشسته بود یعنی عاشق شده بود، محبتش او را به خود جذب کرده بود
عاطفه ، دوستی و عشق ( ( لازم به ذکر است عشق یک واژه کاملاً پارسی است که اصل اوستایی آن َاِسک و تغییر یافته آن اِشک و معرب شده آن عشق است، اعراب از این واژه خیلی کم استفاده می نمایند و بیشتر از واژه مترادف و اصیل آن حب و حبیب ، استفاده می کنند
مهر، هفتمین ماه سال در تقویمخورشیدی و برابر با ماه میزان در تقویم افغانستان و همچنین شانزدهمین روز در هرماه در گاهنامه پارسی است. معنای مهر به چم و معنی محبت و عشق می باشد.
از رویدادهای مهم این ماه:
در تاریخ یکم مهرماه ۱۲۸۱ زادروز امام راحل و بنیادگذار جمهوری اسلامی
در تاریخ یکم مهرماه ۱۳۰۱ زادروز آیت الله حسینعلی منتظری
در تاریخ یکم مهرماه ۱۳۱۹ زاد روز خسرو آواز ایران، استاد شجریان
در تاریخ هشتم مهرماه ۱۳۵۶ زادروز فرشته سجادیه، اولین بانوی دارنده مدرک گریم در استان یزد و هنرمند تاتر، سینما و تلویزیون


علاقه
عشق
محبت
خورشید
مهربانی
مهربان
سخت مهر: استوار در محبت
[ خواجگان بوده اند پیش از ما
در عطا سخت مهر و سُست مهار ]
( تازیانه های سلوک، نقد و تحلیل قصاید سنائی، دکتر شفیعی کدکنی، زمستان ۱۳۸۳، ص۳۸۴. )
از نوشته های آیین مهرپرستی و میترایسم اینگونه فهمیده میشود که کلمه میترا مترادف با خورشید و یا شمس بوده و کلمه مهر مترادف با نور بوده که صادر از میترا است و کلمه مهربان به کسی گفته میشده که خردمند و دانشمند بوده و ربطی به حالات احساسی و عاطفی نداشته
شفقت
به مهر کشیدن چیزی یا جایی: به جای بلند بردن آن
عنبرین طره سرای سپهر
طره ماه درکشید به مهر
یعنی :شب عنبرین زلف ، تخت ماه را به بلند ترین جای سرای سپهر قرار داد . ( شب شد و ماه در بلندترین نقطه ی آسمان قرار گرفت .
( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان، ۱۳۸۷ ، ص 512 )
مهر : خورشید
دکتر کزازی در مورد واژه ی مهر می نویسد : ( ( مهر نامی است دیگر خورشید را . این واژه که در پهلوی متر و مثر mithr بوده است و در اوستایی میثره ، در لاتین میترا mithra شده است . مهر در آغاز بَغ ِ پیمان بوده است و در آیین زرتشتی یکی از ایزدان بزرگ و نیرومند است . برپایه ی مهرْیشت ، مهر هر روز پگاهان بر گردونه ی زرّین خویش از کوه سپند و آیینی البرز بر می آید و آسمان را در می نوردد و با هزاران چشم خانمانهای آریایی را می نگرد ؛ تا مبادا کسی به کژی بگراید و پیمان بشکند ‍! در روزگاران سپسین ، مهر با خورشید که او نیز زرّینه ای است آسمانْپوی در هم آمیخته است و یکی شده است . آیین مهر یا "میترائیسم " در روزگاران اشکانی ، از ایران به باختر زمین رفته است و در زمانی کوتاه که نیک مایه ی شگفتی است آیین فراگیر و رسمی در پهنه ی جهانشاهی روم گردیده است . ) )
خداوند کیوان و گردان سپهر
فروزنده ی ماه و ناهید و مهر
( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، 1385، ص 172 )
مهرmohr : [اصطلاح صنایع دستی] این کار در مورد شانه هایی که به شکل ماهی بود و فرورفتگی هایی داشت، انجام می گرفت. با کمک پیلیس پس از شکل دادن گودی ها، آن را با مهر زدن صاف می کردند.
مهربه معنی نور است
مهر به معنی روح راستی است
مهر به معنی برگزیده پروردگاراست
مهر به معنی محبت و مهربانی است
یکی از مفاخر امروز ملت اصیل ایران متولد بیست وهشتم مهرماه است که وارث حقیقی ملک کیان است وازنسل ونژاد پارسیان باستان ( کوروش بزرگ و داریوش بزرگ ) میباشد. او صاحب هویت ایرانیان میباشد، زیرا بارکد ملی کالاهای ساخت ایران از کد ملی این پارسی آزاده گرفته شده، اما به دلایل نامعلوم بجای روز تولد ایشان که بیست وهشتم مهرماه هست:روز بیست ونهم مهرماه را روز ( ملی صادرات ایران ) نامگذاری کرده اند. البته ایشان شخصی گمنام است که اشتیاقی برای معروفیت ندارد، که این موضوع برمیگردد به روح بلندوبزرگ این شخصیت که درعین تنگدستی وفقر؛حاضربه معرفی خود به ملت آزاده وطن نیست.
مِهر:یعنی ترازوی عدالت
مِهر:یعنی محبت و نیکی کردن
مِهر:یعنی موعود ایرانی آخر زمان
مِهر:یعنی صاحب ووارث مُلک کوروش وداریوش

سلام مهر سه تا معنی دارد یکی یعنی1خورشید 2 ماه مهر 3 مهر و محبت خیلی ممنون
مُهر :
دکتر کزازی در مورد واژه ی " مُهر " می نویسد : ( ( مُهر در پهلوی مدر mudr بوده است و " مهره " مدرگ mudrag این واژه در زبان تازی نیز کاربرد یافته است و از آن ، واژه هایی چون " ماهر " و "ممهور " ساخته شده است . تاج و تیغ و مهر و تخت نشانه ها و بایسته های پادشاهی اند. ) )
( ( بدوداد؛ کو را سزا بود تاج ؛
همان تیغ و مُهر و همان تخت عاج . ) )
( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، 1385، ص 346. )

اولین ماه پاییز
تذرو زرین پر ؛ کنایه از خورشید :
از پی آن تذرو زرین پر
آهنین آشیان کنید امروز.
خاقانی ( دیوان چ سجادی ص 483 ) .


- سیمرغ زرین پر ؛ کنایه از خورشید :
عید همایونفر نگر سیمرغ زرین پر نگر
ابروی زال زر نگر بالای کهسار آمده .
خاقانی ( دیوان چ سجادی ص 388 ) .


رجوع به دیگر ترکیبهای زرین شود.
آف
Mahr
شاخه درخت خرما که برگ های آن زده شود در زبان ملکی گالی بشکرد
مُهر، شهری صنعتی در جنوبی ترین نقته استان فارس
مهر با فتحه روی م
به معنی کابین یا مهریه زن میباشد


مهر با ضمه روی م
به معنی محبت یا خورشید میباشد
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما