هنجار / هنگار / انگار / = حساب / محاسبه / مقصد / مسیر / تخمین
در هند قبیله آگوری ها معتقدند اگر کاری انجام دهند که از نظر بقیه نادرست یا تابو باشد، در مسیر تکامل و پیشرفت قرار می گیرند و روح انسان را که همان شیواست، آزاد می کنند. ترسناک ترین رسم هندی که کماکان وجود دارد، به قبیله آگوری مربوط می شود. در این قبیله، شیوا به عنوان ایزد و ارباب، ستایش و پرستیده می شود و طبق عقاید عجیب هندی ها در این مکتب، خدا ( شیوا ) در همه موجودات و اجزا وجود دارد و نباید تبعیضی میان هیچ چیز قائل شد. همچنین به طور کلی هیچ چیز نجسی وجود ندارد و همه چیز مقدس است؛ چه گوشت مرده انسان باشد، چه مدفوع انسان!
... [مشاهده متن کامل]
آگوری ها معمولاً در طبیعت یا کنار محیط های شهری زندگی می کنند و خانه و لباس ندارند. بسیاری از آن ها در نزدیکی محل سوزاندن مرده ها زندگی می کنند و دلیلش هم این است که معتقدند شیوا آنجاست. در هند، معمولاً افراد فقیر در کنار رود گنگ سوزانده می شوند؛ چراکه آن ها پول هیزم ندارند. همین امر باعث می شود که جسد آن ها کامل نسوزد و قطعه هایی از بدنشان باقی بماند که همان ها، سهم خوراک آگوری ها می شود. یکی از اعتقاداتشان این است که با خوردن گوشت انسان های مرده، قدرت او را دریافت می کنند. ضمناً آن ها خاکستر اجساد سوزانده شده را به بدنشان می مالند و هدفشان جوان تر ماندن است. جالب است بدانید که جمجمه اجساد هم کاسه ظرف آب آگوری هاست.
به طور کلی چیزی در اعتقاد آگوری ها تابو محسوب نمی شود و این قوم تمام کارهای خود را برای نزدیکی به شیوا انجام می دهند. مردمان آگوری اعتقادهای قوی به الهه خود دارند و برای نزدیکی به او، زندگی ریاضتمندانه را برگزیده اند.
هنجارورانه.
هنجار وارانه.
هنجارمندانه.
هنجارینه.
هنجارانه.
هنجارش.
هنجار.
هنجاری.
بهنجار.
بیهنجار.
بیهنجار.
نَهنجار.
ناهنجار.
باهنجار.
هنجار آمیز.
هنجار ستیز.
هنجار پرهیز.
هنجارگرا.
فراهنجار.
هنجار.
فرو هنجار.
به هنجار.
بدهنجار.
... [مشاهده متن کامل]
نیک هنجار.
هنجارمند.
هنجاری.
هنجارش.
هنجارمند.
هنجار.
هنجارش.
هنجارا.
هنجارمندانه.
هنجارورزانه.
ناهنجارورزانه.
هنجار گرا.
ناهنجارگرا.
بهنجارمند.
بهنجارگرایانهگی.
هنجارناشکنمندانگیباوری.
منبع. عکس فرهنگ فارسی یافرهنگ عمید
زبان های ترکی�در چند مرحله بر�زبان فارسی�تأثیر گذاشته است. نخستین تأثیر زبان ترکی بر پارسی، در زمان حضور سربازان تُرک در ارتش�سامانیان�روی داد. پس از آن، در زمان فرمان روایی�غزنویان، �سلجوقیان�و پس از�حملهٔ مغول، تعداد بیشتری�وام واژهٔ�ترکی به زبان فارسی راه یافت؛ اما بیشترین راه یابی واژه های ترکی به زبان فارسی در زمان فرمانروایی�صفویان، که ترکمانان�قزلباش�در تأسیس آن نقش اساسی داشتند، و�قاجاریان�بر ایران بود.
... [مشاهده متن کامل]
• منابع ها. تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. اول و دوم، انتشارات ققنوس، ۱۳۷۴
• تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. سوم، انتشارات بدیهه، ۱۳۷۴
• حسن بیگ روملو، �احسن التواریخ� ( ۲ جلد ) ، به تصحیح�عبدالحسین نوایی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹. ( مصحح در پایان جلد اول شرح مفصل و سودمندی از فهرست لغات�ترکی�و�مغولی�رایج در متون فارسی از سده هفتم به بعد را نوشته است )
• فرهنگ فارسی، محمد معین، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۵
• غلط ننویسیم، ابوالحسن نجفی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۸۶
• فرهنگ کوچک زبان پهلوی، دیوید نیل مکنزی، ترجمه مهشید فخرایی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۹
هنجار: رفتار مورد پذیرش افراد جامعه
ماهر، آشنا به رموز
بدان خانه باستانی شدم
به هنجار چون آزمایشگری
منوچهری دامغانی
روش
بایستار: قانون.
بایستار چیزی است که از بایستگی ها و نابایستگی ها پرده برمی دارد و به ما ( باید و نبایدها ) را به ما می گوید: قانون.
بایستار: بایستن، بایست ار؛ به مانند: گفتار، پندار، کردار، ساختار و. . .
پارسی توان واژه سازی بالایی دارد، پارسی را پاس بداریم: )
طرز
norm
هنجارهای اجتماعی: social norms
بایدها و نبایدها
هند. [ هََ ] ( اِ ) راه و طریق و هنجار و قاعده و قانون. ( برهان ) :
گشاده بر ایشان و بر کار من
به هر نیک و بد هند و هنجار من.
فردوسی.
الگوی رفتاری که اکثریت جامعه آن را رعایت میکنند.
[معماری سنتی ] زنجیر مورد استفاده در ساخت گنبد
معیار ، رفتار، روش
ارزش
کردار
سبک شیوه
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ٢٠)