ایاب و ذهاب

/~ayAbozahAb/

برابر پارسی: آمد و شد، رفت و آمد

معنی انگلیسی:
traffic, going and returning traffic

جدول کلمات

رفت و آمد

پیشنهاد کاربران

ایاب و ذهاب:
آمد رفت.
آمدن رفتن.
آمد و رفت.
آمدن و رفتن.
رفت و آمد.
رفتن آمدن.
رفتن و آمدن.
رفتامد.
وریس. بنشی.
نشس و برخاس.
نشس وریس.
وریساین او نِشِسِن.
...
[مشاهده متن کامل]

هاتن و چین.
هاتن چین.
هات و چی.
یِهاتِن و چین.
اُمانِ رَت.
اماین و رتن.
اُمِد رَت.
اُما او رَت.
. . . . . . . . . . .

آقا همتون اشتباه گفتین یعنی شد و رفت
آی و شو. آمد و شد. ( یادداشت مؤلف ) : تا کی این رنج ره و گرد سفروین تکاپوی دراز و شو و آی . فرخی . نیز در بیشه و در دشت همانا نبودباز را از پی مرغان شکاری شو و آی . فرخی .
رفت و امد
رفت و برگشت
ترافیک . . . . . .
ایاب از ریشه اَیَبَ یعنی بازگشتن از جائی که رفتی
ذهاب از ریشه ذَهَبَ بمعنی رفتن می باشد.
بنابراین میتوان برای پاس داشت زبان کهن پارسی، ازدوکلمه ساده و پرکاربرد"رفت و آمد" بجای کلمه "ایاب و ذهاب" استفاده کرد
Transportation

رفت و امد

ایاب ذهاب; عربی
ایاب = بازگشتن , برگشتن , بازگشت.
ذهاب = رفتن , گذشتن.
فرهنگ عمید , ابن سینا , 1343