" جان دستور ":نفس الامر.
ویا نابودهء مطلق به شمار میرود.
" پیچ راستی در گزاره ها ":مناط صدق در قضایا.
" بستش نهاد به هستی ":تعلق جعل به وجود.
" مرج گِردایی بودن نهاد ":شرط تالیفی بودن جعل.
" پرک بودش و ساختش ":فرق تکوین و ابداع.
" پنداشت انگیزش ":مفهوم علیت.
" سرشتی باب ایساغوجی و سرشتی باب برهان ":ذاتی باب ایساغوجی وسرشتی باب برهان.
" هستی نیازی و هستی هستایی ( هستومندی ) ":وجود فقری و وجود وجوبی.
" در شناس و بخش بودگان و شدگان ":در تعریف و تقسیم حدوث و قدم.
" هر شده ای پیشِ به ماده و هنگام است ": کل حادث مسبوق به ماده و مده است.
" مرجهای گذارایی بودن پنداشتها ":شرایط اعتباری بودن مفاهیم.
" گذارایی بودن سه ماد ( سه ماده ) ":اعتباری بودن مواد ثلاث.
هستی خویشا ( خویشایی ) و هستی گرگا ( گرگایی ) :وجود نفسی و وجود رابطی.
" گزارهء دومیه و گزارهء سومیه ":قضیهء ثناییه و قضیهء ثلاثیه.
" هستی باری و هستی گرگی ": وجود محمولی و وجود رابط.
" تعلق جعل به وجود ":بستش کردِ به هستی.
" آویز ( پیچ ) راست در گزاره ها ":مناط صدق در قضایا.
" مانایی برگشت نابودا ":امتناع اعادهء معدوم.
" نبود جدایش و انگیزش میان نبودها ":عدم تمایز و علیت بین اعدام.
" هستی و بودی ":وجود و ثبوت.
" برابرش هستی و استواری و چیزیت ":مساوات وجود و ثبوت و شیئیت.
" بخشایی هستی به رها و بندا ":انقسام و جود به مطلق و مقید.
رها.
رهایی.
رهایش.
رهاوی.
راهوار.
رهاوارگی.
رهاوارش.
رهاواره.
رهایی.
رهاوار.
رهامند.
رهامان.
... [مشاهده متن کامل]
رهاماند.
رهاور.
رهاورز.
رهاورزی.
رهاورزندگی.
رهاورزند.
رهاورزا. رهاورزایی.
رهاورزاناکگی وار هایشان.
بند.
بندا.
بندای.
بندایی.
بندایش.
بندیها.
بندایش وار.
بندایشگی.
بندایشک.
بندایشگ.
بنداوار.
بندایشوار.
بندایشوارگی ناک هایشان.
رها.
رهایی.
رهایش.
رهاوی.
راهوار.
رهاوارگی.
رهاوارش.
رهاواره.
رهایی.
رهاوار.
رهامند.
رهامان.
... [مشاهده متن کامل]
رهاماند.
رهاور.
رهاورز.
رهاورزی.
رهاورزندگی.
رهاورزند.
رهاورزا. رهاورزایی.
رهاورزاناکگی وار هایشان.
بند.
بندا.
بندای.
بندایی.
بندایش.
بندیها.
بندایش وار.
بندایشگی.
بندایشک.
بندایشگ.
بنداوار.
بندایشوار.
بندایشوارگی ناک هایشان.
" اندیشیدای دوم ":معقولات ثانیه.
" هستیِ هوشی ":وجودِ ذهنی.
" یکایی و افزونایی هستی ":وحدت و کثرت وجود.
حق برتر هستی مزیده است:حق تعالی وجود محض است.
" دگرایی و یکایی هستی و چیستی ":
مغایرت و اتحاد وجود و ماهیت.
مغایرت و اتحاد وجود و ماهیت.
" مانده ":شبهه.
ماندهء نابودهء رها.
ماندهء نابودهء مطلق":شبههءمعدوم مطلق.
آنچه از خود و خدا و از خو د
ودیگری نگرنده نداشته باشد
نابودهء رها و با نابودهء مطلق به شمار میرود.
و آنچه از خود و دیگری نگرنده داشته باشد بودهء رها و بودهء مطلق به شمار میرود.
ماندهء نابودهء رها.
ماندهء نابودهء مطلق":شبههءمعدوم مطلق.
آنچه از خود و خدا و از خو د
ودیگری نگرنده نداشته باشد
نابودهء رها و با نابودهء مطلق به شمار میرود.
و آنچه از خود و دیگری نگرنده داشته باشد بودهء رها و بودهء مطلق به شمار میرود.
" نابودهء رها ( نابودهء مطلق ) ":معدوم مطلق.
" سنجش نگریهء گویندگان به میانجی میان هستی و ناهستی ":نقد نظریهء قائلین به واسطهء میان وجود و عدم.
" برابرش هستی و استوارگی و چیزییت ":مساوات وجود و ثبوت وشیئیت.
بخشندِ هستی به رها و بندا ( رهایش و بندش ) .
" خُودیت و شُدایی از اندیشیده های دومی است ":عینیت و امکان از معقولات ثانیه فلسفی است.
" تعریف معقولات ثانیه و فرق آنها با معقولات دومی ":شناسهء اندیشیده های دومی و پرک آنها با اندیشیده های نخستی.
شناسهء اندیشیده های دومی و پَرک آنهابا اندیشیده های نخستی ( اولی ) .
" اندیشیده چیست ":معقول چیست.
تنگه ها و پشته ها:متضایفان و متکافیان.
" تنگه و پشته ":تضایف و تکافاء
" تنگه و پشته ":تضایف و تکافاء
" قوه و فعل ":گوه و پیله.
پس قوه و فعل هم فارسی هستند.
پس قوه و فعل هم فارسی هستند.
" دو گونه یکایش اندیشمند و اندیشیده. خِردمند و خردِیده ":
دو نوع اتحاد عاقل و معقول.
دو نوع اتحاد عاقل و معقول.
" دانش و دریافت ": علم وادراک.
یکایی و پراکندگی
هستی ":وحدت و کثرت وجود.
یکایی و پراکنایی.
یکش و پراکنش.
یکشایی و پراکنشایی .
نایکش و ناپراکنش.
یِکگی و پَراکَنِگی.
یکیّت و پراکنیّت.
هستی ":وحدت و کثرت وجود.
یکایی و پراکنایی.
یکش و پراکنش.
یکشایی و پراکنشایی .
نایکش و ناپراکنش.
یِکگی و پَراکَنِگی.
یکیّت و پراکنیّت.
" دِگَرِه و یِکِهء هستی و چیستی ":مُغایرت و اِتحاد وجود و ماهیت.
مَز. مزیده. ناب:محض.
نقد عقل محض:بررسی اندیشهء پاک.
واکاوش اندیشش پاکیزه.
نقد عقل محض:بررسی اندیشهء پاک.
واکاوش اندیشش پاکیزه.
بُدویی هستی:بداهت وجود.
بدو و بدیهیات که بدو و مانند دویدن زودی آنها را دریافت نمایند که دارای شش بخش میباشند؛
اولیات ( نُخُستیها ) . سرشتیها ( فطریات ) . تماشاییها ( مشاهدات ) . پیاپیها ( متواترات ) . آزمایشیها تجربیات ) . دریافتها ( حدسیات ) .
اولیات ( نُخُستیها ) . سرشتیها ( فطریات ) . تماشاییها ( مشاهدات ) . پیاپیها ( متواترات ) . آزمایشیها تجربیات ) . دریافتها ( حدسیات ) .
" ورزانشگری ":سفسطه گری.
" فرزانشگری ":فلسفه گری.
" فرزانشگری ":فلسفه گری.
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ٤٧)