سیفون


برابر پارسی: آبشویه

معنی انگلیسی:
siphon, trap

فرهنگ فارسی

لوله خمیده ای به شکل زانو که برای خالی کردن مایعات و جلوگیری از تصاعد گازهای داخلی منابع عفونی ( مستراح و غیره ) به کار برند .

فرهنگ معین

[ فر. ] (اِ. ) لولة خمیده ای به شکل زانو که برای خالی کردن مایعات و جلوگیری از تصاعد گازهای داخلی منابع عفونی (توالت و غیره ) به کار برند، آبشویه (فره ).

فرهنگ عمید

۱. لوله ای خمیده به شکل زانو که با ایجاد خلٲ مایعات را از مخازن غیر قابل دسترس چون باک بنزین اتومبیل به مخزن دیگری منتقل می کند.
۲. ظرف آبی که با کشیدن اهرم آن، به درون لگن توالت تخلیه می شود و آن را می شوید.

فرهنگستان زبان و ادب

[حمل ونقل درون شهری جاده ای، حمل ونقل ریلی] ← منگول

دانشنامه عمومی

سیفون ( به فرانسوی: Siphon ) به وسیله ای گفته می شود که در آن لوله ای مایع را از مخزنی بالاتر به سطحی پایین تر منتقل می کند.
باران سنج
• سرریز سد
قهوه ساز خلاء
• سیفون معکوس یا شترگلو
عکس سیفون
این نوشته برگرفته از سایت ویکی پدیا می باشد، اگر نادرست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید: گزارش تخلف

دانشنامه آزاد فارسی

سیْفون (siphon)
سیْفون
لوله ای به شکل U وارونه ای با بازوهای نامساوی. وقتی سیفون با مایع پر می شود و بازوی کوتاه تر در مخزن یا ظرفی قرار می گیرد، مایع از بازوی طویل تر بیرون می ریزد، به شرط آن که سر این بازو از سطح مایع مخزن پایین تر باشد. به این ترتیب، مایع از سیفون عبور می کند، زیرا با خروج آزادانۀ مایع از بازوی طویل تر، فشار در تاج سیفون کاهش می یابد. اختلاف فشار بین سطح مایع در مخزن (فشار جو) و فشار در تاج سیفون سبب می شود مایع در بازوی کوتاه بالا بیاید و جای مایع خارج شده از بازوی طویل را بگیرد.

جدول کلمات

آبشویه

مترادف ها

siphon (اسم)
زانویی، سیفون، لوله خمیده یا شتر گلو

syphon (اسم)
سیفون

فارسی به عربی

سیفون

پیشنهاد کاربران

سیف ؛
ترجمه ی شمشیر و تیغ یا ساحل رود و دریا یا کناره ی دریا برای بازگردانی معنا و مفهوم کلمه ی سیف به زبان فارسی یک ترجمه ی رایج در زمان ما می باشد که اشاره به مرز جدائی دو چیز از هم دارد که در شعر نظامی هم این تعریف قابل مشاهده است.
...
[مشاهده متن کامل]

زمین فرش سیفور چون درنوشت
برآورد سر صبح با تیغ و طشت.
مصدر و بن واژه ی کلمه ی سیف دو حرف صامت ( س ف ) می باشد که مصوت حرف ( ِ ) در زبان فارسی باعث به جریان افتادن صدای این دو حرف در ساخته شدن کلمه ی سیف می شود.
هر چند که حروف صدادار در زبان انگلیسی ( u o l e a ) در مبحث نگارش حروف، تحلیل جداگانه ی دیگری را ایجاد می کند.
اگر به پیچ و تاب حروف در مسیر ایجاد کلمات در جایگاه های کاربردی مختلف با دو حرف ( س ف ) در مصدر و بن واژه ی کلمه ی سیف و کلمات هم خانواده با کلمه ی سیف دقت کنیم تعریفی که بشود از کلمه ی سیف کرد بدینصورت قابل تحلیل و تبیین خواهد شد ؛
هر گونه سلاحی که با آن به مصاف و صف دشمن زده شود و باعث صاف و سفید شدن و سَوا شدن دشمن سفیه و ایجاد ایمنی و safe و صفا شود.
حرف ف در کلمه سیف از طریق قانون و قواعد ایجاد کلمات، جزیی از حروف سرد در حروف الفبا می باشد که از بیرونی ترین ابزارهای ایجاد کلام واقع شده در دهان آوای آن صادر می شود و نماد وجود یک بار سرد و خشک و خشن و بارگیر و گیرندگی به لحاظ دریافت انرژی می باشد.
در قنات ها و علم قنات شناسی وقتی بین دو میل چاه در عمق این دو میل چاه به صورت افقی با ایجاد حفره ارتباط برقرار می شود برای برقرار شدن مسیر جریان آب تا مظهر قنات اصطلاح سیفه در حال استفاده امروزی و رایج می باشد به گونه ای که تعریف مسیر در یک موقعیت کاربردی دیگر برای کلمه ی سیفه در کلمه ی آسفالت نیز در حال استفاده امروزی و رایج می باشد.
مفهوم و تعریف بارگیری و سَوا شدن به معنی ایجاد مرز و جدا نمودن را در ساختمان کلمه ی سیف در کلمه ی سیفون به عنوان یک سیفه و مسیر جریان سیال که در زمانه ی ما رایج می باشد و در صنعت آب و فاضلاب به عنوان یک لوله ی خاص و دارای انحنا می باشد می توانیم مشاهده و درک کنیم.
لازم به ذکر می باشد در مسیر ایجاد کلمات و آبراه سیال حروف، کلمات مشابهی با یک صورت قابل مشاهده می شود که اگر به مسیر ایجاد این کلمات دقت نکنیم ممکن است معنای این کلمات را باهم اشتباه کنیم مانند کلمه ی اَسَف در کلمه ی تأسف که منشعب و از مسیر کلمه ی آسیب و آزار و اذیت دارای صورت و نما شده است.
ذات آوایی دو حرف سرد ( س ف ) در کلمه ی سیف دارای یک صوت مستمر در مدل صدور آوا می باشد که به لحاظ منطبق شدن حقیقت نهفته در این حرف با واقعیت باعث ایجاد یک عمل دارای استمرار برای ما در درک این کلمه می شود.
اگر از زاویه حکمت نگارگری حروف در نگارش حرف س در مصدر و ریشه ی ساختمان کلمه ی سیف نظر کنیم به مفاهیمی مثل وجود سطح و پهنه ی نسبتاً وسیع که بشود یک سیال در یک مسیر به جریان و سَفَر بیفتد و دارای موضوعیت باشد خواهیم رسید به گونه ای که مدل صدور آوای این حرف از ابزارهای ایجاد کلام واقع شده در دهان به صورت یک پهنه از سطح زبان آوای آن به جریان می افتد.
همچنین مفهوم ایجاد جریان در یک مسیر در مسیله ی از بالا به پایین جاری شدن یا از بالا به پایین افتادن از طریق قانون قلب ها با تبدیل دو حرف ( س ف ) به دو حرف ( ز و ) با توجه به محل و نقطه ی مشترک صدور آوای آنها در کلمه ی خاص زوال با اصطلاح اسفل السافلین قابل مشاهده است.
البته مسیر معنایی زوال و زایل شدن دارای دو مسیر متفاوت با یک مفهوم بسیار نزدیک به هم می باشد.
به طوری که کلمه ی زایل با کلمه ی ذلت و ذلیل شدن و ذلّه شدن منشعب از کلمه ی سیل به معنی از سلامتی افتادن و ناسالم شدن دارای اشتراک مفهوم می باشد.
مفهوم سالم بودن و سلامتی در کلماتی مثل سیلندر سالن سیلو سوله و. . . اشاره به وجود یک سیال در یک فضای سیل شده به معنی آب بندی شده دارد.
و نهایتاً اینکه حکمت و تفاوت نگارش دو حرف ( ص س ) با دو نگارش و یک آوا را در عالم واقع منطبق با یک پدیده ی قابل مشاهده می توان در تفاوت دو علم در دو اصطلاح صیفی جات و سبزی جات مطالعه نمود.
به طوریکه صیفی جات به میوه های دانه دار و مثل گوجه و بادمجان و خربزه و هندوانه و غیره اطلاق می شود و سبزی جات شامل گیاهان که برگه و ساقه و ریشه منظور باشد اطلاق می شود.

غویه. [ ی َ / ی ِ ] ( اِ ) لوله خمیده که بدان مایعی را از ظرفی به ظرف دیگر ریزند و به فرانسه سیفون گویند. ( ناظم الاطباء ) .
" رُوبگَر ":سیفون. آنچه می روبد.
اب شویه
شترگلو
نامواژه ای که از گذشته های دور برای نامیدن لوله های خمیده به کار می رفت.
ابشویه. . . . . .