تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

divulge:فاش کردن، لو دادن 🔷 we can not divulge our plans نمی توانیم برنامه هایمان را فاش کنیم

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

divest:واگذاری 🔷divest or invest:واگذاری یا سرمایه گذاری

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

diverge :اختلاف داشتن، فاصله گرفتن 🔷 two speeches didn’t diverge in policy دو سخنرانی از نظر سیاست با هم اختلاف نداشتند

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

distrait:سر به هوا، پریشان 🔷distrait and inattentive سر به هوا و بی توجه

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

distill:تقطیر کردن، عصاره گرفتن 🔷distilled water machine: دستگاه اب مقطر گیری

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

dissolution:انحلال، فسخ dissolution of the company:انحلال شرکت

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

dissimilar:غیر مشابه 🔷dissimilar material مواد غیرمشابه

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

disjointed:از هم گسیخته 🔷disjointed fragments تکه های از هم گسیخته

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

disinterested:بی طرف، 🔷disinterested and confused:بی طرف و سردرگم

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

disingenuous:ریاکارانه 🔷 disingenuous and unseemly ریاکارانه و ناشایست

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

discretion:آزادی عمل، رازداری، احتیاط 🔷 they value privacy and discretion above all آنها بیش از هر چیز به حریم خصوصی و آزادی عمل ارزش می دهند

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

discredit:بی اعتبار کردن 🔷vile and discrediting

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

discomfit:آشفته کردن، نگران کردن 🔷discomfited focus:تمرکز آشفته

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

discerning :نکته سنج، بینا، فهیم، بصیر discerning eyes :چشمان تیزبین

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

digression:انحراف از موضوع اصلی، پراکنده گویی 🔷 simile and metaphor or fanciful digression تشبیه و استعاره یا انحراف خیالی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

diffidence:کمرویی 🔷 typical feline diffidence خجالتی بودن معمول گربه سانان

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

diatribe:زخم زبان 🔷bitter diatribe :زخم زبان تلخ

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

diaphanous:شفاف، روشن 🔷 the novel is diaphanous رمان شفاف است

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

detractors:به انحراف کشاندن 🔷 detraction from the serious matter ‎انحراف از موضوع جدی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

deterrent:بازدارنده 🔷 it will be a powerful deterrent to fraud این یک عامل بازدارنده قوی برای کلاهبرداری خواهد بود

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

desuetude:بیهودگی 🔷sense of desuetude:حس بیهودگی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

deride:به سخره گرفتن 🔷 jack has always been derided for his behavior جک همیشه به خاطر رفتارش مورد تمسخر قرار گرفته است

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

demizen:ساکن 🔷each of denizens هر یک از ساکنان

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

demur: ابراز تردید, خودداری کردن, طفره رفتن demurred from speaking از صحبت کردن طفره رفت🔷

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

defunct:منسوخ شده، منحل، برچیده شده 🔷defunct email address:ادرس ایمیل منحل شده

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

defame:بدنام کردن 🔷degrade and defame :تخریب و بد نام کردن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

dearth :کمبود، قحطی 🔷the oil dearth:کمبود نفت

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

daunt:دلهره آور، بی انگیزه کردن، رعب و وحشت 🔷 in their daunting fight for survival در نبرد دلهره آورشان برای بقا

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

credo:مرام, باور 🔷a popular credo یک باور عمومی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

cozen: اغفال کردن، فریب دادن 🔷 some think to cozen him

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

covetous:طمع کار، دندان گرد 🔷covetous desires: آرزوهای طمع آلود

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

covert:مخفیانه، غیرعلنی 🔹 covert actions and digital surveillance اقدامات مخفیانه و نظارت دیجیتال

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

cornucopia:انبوهی, وفور 🔹 cornucopia of employment opportunities انبوهی از فرصت های شغلی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

copious:زیاد. فراوان 🔹 copious amount of food is available مقدار زیادی غذا موجود است

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

convivial:صمیمانه 🔹convivial socializing:معاشرت صمیمانه

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

contumacious: متمرد، یاغی 🔹contumacious fellow همکار متمرد

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

contrite: پشیمان، نادم 🔹distraught and contrite پریشان و پشیمان

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

contiguous :پیوسته، یکپارچه 🔹contiguous and roughly equal in population پیوسته و تقریباً از نظر جمعیت برابر

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

contend:ادعا کردن، دست و پنجه نرم کردن، ستیزه کردن 🔹they contend with tariffs and lingering economic uncertainty آنها با تعرفه ها و عدم قطعیت اقتصا ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

conjugal:زناشویی 🔹conjugal duties وظایف زناشویی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

congenial:صمیمانه 🔹congenial hospitality مهمان نوازی صمیمانه

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

confound:گیج کننده 🔹 confound searching:جستجوی گیج کننده

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

condone:تایید کردن کار اشتباه، چشم پوشی 🔹do not condone any abuse: هیچ گونه سوءاستفاده ای را تایید نکنید

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

concoct:سرهم کردن، 🔹 he used those records to concoct fanciful allegations of mortgage fraud او از آن سوابق برای جعل ادعاهای واهی کلاهبرداری در وا ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

compunction:ندامت، پشیمانی 🔹 lack of compunction about shunning gambling عدم پشیمانی در مورد اجتناب از قمار

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

complacent:از خود راضی، سهل انگارانه 🔹a complacent attitude towards abuse:نگرش سهل انگارانه نسبت به سو استفاده

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

cognizant:اگاه، باخبر، مطلع 🔹 cognizant of ongoing air quality مطلع از کیفیت هوای فعلی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

codify:تدوین کردن، وضع کردن 🔹codify new regulations:وضع مقررات جدید

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

coalesce:ادغام شدن 🔹 coalesce education and business ادغام آموزش و تجارت

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

clamor:سر و صدا کردن، غوغا 🔹 reflecting global clamor انعکاس غوغای جهانی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

clairvoyant :روشن بین 🔹 even clairvoyants urge caution حتی روشن بینان هم احتیاط را توصیه می کنند

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

circuitous: پر پیچ و خم، گمراه کننده 🔹circuitous debate:بحث و جدل بی هدف

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

chivalry:جوانمردی 🔹 merely out courtesy or chivalry صرفا از روی ادب و جوانمردی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

centripetal:مرکزگرا 🔹centripetal force:نیروی مرکزگرا

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

centrifugal:گریز از مرکز 🔹centrifugal force:نیروی گریز از مرکز

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

caustic:نیش دار، تند و تیز 🔹caustic terms:اصطلاحات تند و تیز

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

causal:سببی، 🔹plays a causal role in development نقش سببی در توسعه دارد

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

categorical: قطعی، مطلق 🔹categorical assurance:تضمین قطعی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

cataclysm: فاجعه، سیل ویرانگر 🔹natural cataclysm:فاجعه طبیعی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

capricious:هوس باز، بی قید و بند 🔹arbitrary and capricious:خودسرانه و هوسباز

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

cantankerous:بد خلق، شاکی در مورد همه چیز 🔹 cantankerous old man

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

calumny:تهمت، افترا 🔹 news calumny and social media vitriol تهمت های خبری و حملات تند رسانه های اجتماعی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

callous:پوست کلفت، بی احساس، سنگدل 🔹callous act:عمل سنگدلانه

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

cadge:تلکه کردن، اخاذی، گدایی 🔹 she cadged pills from friends and cajoled prescription out of psychiatric او از دوستانش قرص تلکه میکرد و با چرب زبان ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

cacophonous:ناهنجار، ناموزون 🔹 a daily cacophonous communal concert of pots and pans banging یک کنسرت دسته جمعیِ روزانه و ناهنجار از به هم کوبیدن ق ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

buttress:تقویت کردن، حمایت کردن 🔹 buttressing belief for a team trying to overcome a rash of starting injuries تقویت باور تیمی که تلاش می کند بر ان ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

burnish:بهبود بخشیدن 🔹 they burnish their personal brand and be an instagram star آنها برند شخصی خود را بهبود می بخشند و یک ستاره اینستاگرام می شوند

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

burgeon: رو به رشد 🔹burgeoning world population :جمعیت رو به رشد جهان

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

broach:مطرح کردن برای اولین بار، پیش کشیدن 🔹 you also broach the subject of money and who make what ‎شما همچنین موضوع پول و اینکه چه کسی چه چیزی را ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

boorish : بی ادب 🔹 self - serving boorish behavior رفتاربی ادبانه و خودخواهانه

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

bolster: تقویت 🔹bolster security:تقویت امنیت

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

blandishments:چاپلوسی 🔹 salesperson’s blandishments

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

bifurcated: دوقطبی، دوپهلو، دوبخشی 🔹bifurcated narrative:روایتی دوقطبی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

banter :شوخی و مزاح 🔹banter and laughter شوخی و خنده

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

axiomatic :بدیهی، مسلم 🔹 announcing axiomatic truth of human equality اعلام حقیقت بدیهی برابری انسان ها

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

avocation :شغل دوم 🔹a fulfilling part - time avocation

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

avarice:حرص و طمع 🔹 as a devoted friend sidelined by inequality and avarice به عنوان یک دوست فداکار که توسط نابرابری و طمع به حاشیه رانده شده است

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

audacious :بی پروا، جسورانه, بی باک 🔹 an audacious flick :یک تلنگر جسورانه

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

atavism :نیاکان گرایی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

astringent :تند و تیز 🔹 the conductor refined the score’s occasionally astringent harmonies and piquant climaxes رهبر ارکستر، هارمونی های گاه تند و ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

assuage :کاهش دادن، رفع کردن 🔹 they should assuage worries about the fiscal deficit آنها باید نگرانی ها در مورد کسری بودجه را کاهش دهند

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

assiduous:کوشا، با پشتکار 🔹 assiduous and conscientious کوشا و وظیفه شناس

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

asperity :تند خویی 🔹contemptuous asperity :تند خویی تحقیر آمیز

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

arrest:دستگیر کردن، جلوگیری کردن، متوقف کردن 🔹

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ardor :تب وتاب 🔹ardor and enthusiasm:تب و تاب و شور و شوق

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

apropose:ناب، به موقع 🔹some apropos nuggets of wisdom برخی از نکات ناب حکمت

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

apprise:مطلع ، اگاهی 🔹staying apprised as to what complications the summer weather may bring can also help مطلع ماندن از عوارض احتمالی آب و هوای تاب ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

apposite:به جا، به موقع، مناسب 🔹an apposite occasions: یک مناسبت به موقع و به جا

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

appellation:لقب، نامگذاری، وجهه 🔹weakening the reputations of appelation تضعیف اعتبار وجهه و نام خانوادگی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

appease :جلب رضایت، دلجویی 🔹in an effort to appease domestic consumers در راستای جلب رضایت مصرف کنندگان داخلی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

apothegm:یک نکته کوتاه یا پند مختصر و مفید 🔹sarcastic apothegm:گفته کنایه آمیز

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

apogee : اوج 🔹 apogee of its toleration اوج بردباری آن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

apex:راس، رده بالا, عالی 🔹 apex court upheld previous ruling دیوان عالی کشور حکم قبلی را تایید کرد

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

anomalous :غیر عادی 🔹anomalous heat and drought conditions شرایط غیر عادی گرما و خشکسالی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

anodyne:آرامبخش 🔹anodyne activities: فعالیت های آرامبخش

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

analogous:مشابه 🔹 farmers faced an analogous situation with the development of pesticides - resistant insects کشاورزان با وضعیت مشابهی در مورد توسعه ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

analgesic: ضد درد، مسکن 🔹 examine the analgesic effect on different levels of pain بررسی اثر ضد درد بر سطوح مختلف درد

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

amenable :مایل 🔹 he is amenable to keep rates او مایل است نرخ ها را پایین نگه دارد

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ameliorate:بهبود، کاهش، رفع 🔹 the attempt to ameliorate market tension came back تلاش برای کاهش تنش بازار دوباره از سر گرفته شد

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ambivalence :دوگانگی 🔹cultural ambivalence:دوگانگی فرهنگی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

amalgamate:در هم آمیختن 🔹 our grief was amalgamating غم و اندوه ما در هم آمیخته بود

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

allure :جذابیت 🔹 The drafters of the initiative try to preserve its allure تدوین کنندگان این طرح سعی می کنند جذابیت آن را حفظ کنند

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

allay: از شدت چیزی کاستن 🔹 seeking to allay customers concerns تلاش برای کاهش نگرانی های مشتریان

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

aggregate :جمع آوری، 🔹aggregate data about Ai داده های جمع آوری شده در مورد هوش مصنوعی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

aggrandize :بزرگ جلوه دادن، 🔹he did everything to feel aggrandize and powerful او هر کاری می کرد تا احساس بزرگ نمایی و قدرت کند

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

admonish:توبیخ کردن 🔹 the court admonished her for blocking access the site and released her without further punishment دادگاه او را به خاطر مسدود ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

adjunct :کمکی، الحاقی as a supplement or adjunct therapies 🔹 به عنوان مکمل یا درمان کمکی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

adamant :سمج، مصمم و سرسخت 🔹 i was so adamant that this would be a career for me من خیلی مصمم بودم که این شغل برای من خواهد بود

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

accrue:تعلق گرفتن، به دست اوردن 🔹 this valu will ultimately accrue to the customers این ارزش در نهایت به مشتریان تعلق خواهد گرفت

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

accretion:افزایش، رشد تدریجی 🔹 Many writers declare that the accretion of knowledge and early preparations would make victory inevitable بسیاری از ن ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

abysmal:بسیار بد، اسفناک کاملا مسخره و اسفناک absolutely ridiculous and abysmal🔹

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

abstinence:خوداری، پرهیز 🔹abstinence from alcohol پرهیز از الکل

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

abstemious:پرهیزکار، 🔹 They tend to be the most abstemious of all, with little desire for consumer goods. آنها معمولاً پرهیزگارترین افراد هستند و ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

abscond:گریختن، فرار کردن 🔹 A third man who is suspected of absconding at the same time was arrested in London on Saturday مرد سومی که مظنون به فرار ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

abscission:ریزش 🔹 fruit ripening and abscission رسیدن و ریزش میوه

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

abjure :دست کشیدن، رد کردن 🔹 he abjured curse and detested his errors او از نفرین دست کشید و از خطاهای خود بیزار شد

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

abject manner:شیوه ای تحقیر آمیز

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

abate:کاهش، فروکش کردن 🔹 despite any doubts, price pressures are abating علیرغم هرگونه شک و تردید، فشارهای قیمتی در حال کاهش است

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

علیرغم هرگونه شک و تردید

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

zealot:متعصب، غیرتی 🔹 a good test of the Ai zealots and doomsayers beliefs آزمون خوبی برای باورهای متعصبان و بدبینان به هوش مصنوعی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

whimsical :عجیب و غریب 🔹whimsical and unique style سبکی عجیب و قریب و منحصر به فرد

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

volatile :بی ثبات، 🔹 The world has become more volatile and dangerous جهان بی ثبات تر و خطرناک تر شده است

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

vituperative :, توهین آمیز 🔹 he was prone to vituperative outbursts and threats او مستعد طعنه ها و تهدیدهای توهین آمیز بود

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

vitiate:تخریب کردن، تباه کردن 🔹 He doesn’t value its own programs by vitiating viewers experience او با تخریب تجربه بینندگان، برای برنامه های خودش ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

viscous: چسبناک 🔹 viscous goo for medicinal purposes and waterproofing boat ماده چسبناک برای مصارف دارویی و ضد آب کردن قایق

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

vible: قابل اجرا 🔹 they unable to define a viable solution , let alone plausible plans to get there آنها قادر به تعریف یک راه حل قابل اجرا نیستند، چ ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

verbose :پر حرفی 🔹 being overly vebose growing up has been a sort of blessing in disguise as well پرحرفی بیش از حد در دوران بزرگ شدن، نوعی موهبت پنه ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

veracious :حقیقت 🔹 soulful and veracious پر از احساس و حقیقت

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

venerated :گرامی داشتن 🔹 venerating indigenous folkways احترام به آداب و رسوم بومی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

vapid:پوچ و بی روح 🔹 vapid admission that has cast her in the grim two - hander playing اعتراف پوچی که او را به بازی دونفره و شوم کشانده است

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

vacillate:نوسان 🔹 vacillate between power and finesse بین قدرت و ظرافت در نوسان است

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

untenable:غیر قابل دفاع، توجیه ناپذیر 🔹 pretexts used to justify such actions are untenable بهانه هایی که برای توجیه چنین اقداماتی استفاده می شوند، ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

turgid:سخت و کسل کننده 🔹 Regulation time was stuffy, extra - time was turgid, and the penalties were remarkably unremarkable. وقت قانونی بازی خفه و ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

truculence:خشونت، وحشیگری 🔹 cunning and shiftiness, truculence and confusion. حیله گری و فریب، خشونت و آشفتگی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

transgressions:تخلف 🔹 latest ethical transgression جدیدترین تخلفات اخلاقی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

tractable: قابل کنترل، مطیع 🔹 he is a tractable and ingenious craftsman او صنعتگری مطیع و مبتکر است

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

tortuous:پر پیج و خم 🔹 after a tortuous and contested process پس از طی مراحلی پر پیچ و خم و جنجالی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

torpor: بی حالی، وارفتگی، کسالت 🔹torpor and boredom: کسالت و بی حوصلگی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

tirade:داد و بیداد 🔹 frequent tirades rather wearying داد و بیداد مکرر و خسته کننده

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

tenuous:ضعیف و شکننده 🔹 Invincible, a word that was so comforting during such a time when everything in life felt tenuous شکست ناپذیر، کلمه ای که در ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

tangential:وابسته، مماسی 🔹 tangential entities and organizations نهاد ها و سازمان های وابسته

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

taciturn: کم حرف 🔹the performance is taciturn and nonverbal اجرا کم حرف و غیرکلامی است

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

tacit. :ضمنی، به ارامی و سکوت، سربسته 🔹in a tacit recognition of shared values. در یک به رسمیت شناختن ضمنی ارزش های مشترک.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

supposition :فرضیه، گمان 🔹 The report has been rejected by the authorities, who said much of it was based on supposition or inaccuracy. این گزارش ت ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

supersede:جایگزین کردن، از دور خارج کردن، منسوخ کردن 🔹 The plasticity of digital information is superseding earlier modes of expression and expertis ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

subsume: تحت تاثیر ی کسی یا چیزی قرار گرفتن 🔹 It's rare to watch an actor contend with their decisions so forthrightly, to admit to and accept the f ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

substantiate:اثبات واقعیت 🔹 There is little scientific evidence to substantiate the claims. شواهد علمی کمی برای اثبات واقعیت این ادعاها وجود دارد.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

striated:مخطط 🔹 from woolen overcoats to striated longbow and a gently curving sword از پالتوهای پشمی گرفته تا کمان بلند مخطط و شمشیری با انحنای ملا ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

stolid:بی احساس، بی روح، سرد 🔹 being what the Times describes as a cautious, stolid, unhysterical figure چیزی که تایمز او را به عنوان شخصیتی محتاط، ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

stipulate :تصریح کرد، طبق، فاش کرد، آشکار کرد 🔹 international law stipulates that ships aren’t permitted to change their flag mid - voyage طبق قوانی ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

sporadic:نامنظم، پراکنده، 🔹 Her attendance in school was sporadic حضور او در مدرسه نامنظم بود

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

soporific:خواب آلودگی 🔹 soporific endurance test آزمون تحمل خواب آلودگی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

solicitous:دلسوز 🔹 The helpful, solicitous staff happily stows skis in a storage area and presents them efficiently on request کارکنان مفید و دلسوز ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

skeptic : شکاک، 🔹 she is a massive skeptic of stories like this because they pop up frequently and they are never true رند. او به شدت به داستان هایی ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

satiate :سیر کردن، اشباع کردن 🔹 they satiate the appetite for true stories آنها اشتهای داستان های واقعی را سیراب می کنند

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

salutary:آموزنده 🔹 it was stark and salutary lesson to herdsmen این درس عبرتی تلخ و آموزنده برای گله داران بود

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

salubrious:سالم و پاکیزه، 🔹 salubrious appearance of intimacy and commiseration ظاهری دلنشین از صمیمیت و دلسوزی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

sage :حکیم، با تدبیر wild - eyed sage:با تدبیر و تیزبین

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

reverence :تکریم، احترام 🔹 Perhaps what most distinguishes him is his dreverence for the history and his sense of his own place in it شاید چیزی که ب ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

reticent :کم حرف 🔹 he is reticent, refined, never raising his voice or making emphatic gestures. او کم حرف و باوقار است، هرگز صدایش را بالا نمی برد ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

resolved:حل شده، برطرف شده 🔹 manager announced that the issue was resolved and apologized for any inconvenience مدیر اعلام کرد که مشکل حل شده و بابت ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

resolute:مصمم 🔹 staff perceive him as a decisive and resolute manager کارکنان او را به عنوان یک مدیر قاطع و مصمم می شناسند.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

rescind:لغو کردن، فسخ 🔹 He promised to rescind price rises and pay a first instalment of delayed salaries. او قول داد که افزایش قیمت ها را لغو کند ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

repudiate :انکار کردن 🔹renounce and repudiate:انصراف دادن و انکار کردن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

reprobate:فاسد، مطرود 🔹 Both of those reprobates have attracted a following of immense numbers of people - many who simply don't get it. هر دوی این ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

reproach: سرزنش کردن، ملامت کردن 🔹Approaching business challenges with reproach toward our work force is, however, just plain dumb با این حال، نزدیک ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

relegate: تنزل پیدا کردن، سقوط کردن 🔹He was relegated last season but earned his way back at last month's when he claimed one of three qualifying sp ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

refute :نقض کردن، مردود شمردن 🔹The optimistic refute this gloomy thesis خوش بینان این تز ناامیدکننده را رد می کنند

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

refractory :نسوز، سرکش 🔹 refractory cement: سیمان نسوز

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

recondite: مبهم، غامض 🔹complicated and recondite:پیچیده و مبهم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

recant :حرف خود را پس گرفتن 🔹 she recanted hours laterاو ساعاتی بعد حرفش را پس گرفت

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

recalcitrant :چغر، سرکش 🔹recalcitrant troublemakers دردسرسازان سرکش

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

rarefied :نادر، کمیاب 🔹rarefied situation:وضعیت خاص

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

quiescent:غیر فعال، خاموش ( به طور موقت ) 🔹the volcano has been quiescent since 1994 این آتشفشان از سال ۱۹۹۴ غیرفعال بوده است.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

qualified :واجد شرایط، شایسته 🔹 he has this hugely qualified resume او این رزومه بسیار شایسته را دارد

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

proscribe:ممنوع کردن 🔹proscribed organization:سازمان ممنوعه

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

propriety : شایستگی، منش 🔹 any potential propriety هرگونه شایستگی بالقوه

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

propitiate: تسکین دادن، آرام کردن 🔹 There was no fantastic concoction she would not drink, nor any omen she would not propitiate. هیچ معجون خارق ال ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

propensity: تمایل یا گرایش طبیعی و ذاتی 🔹 they have a propensity to become fabulously wealthy آنها تمایل زیادی برای ثروتمند شدن دارند

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

proliferate : ازدیاد شدن، تکثیر 🔹 the Al - generated detritus are proliferating on social networks and video - sharing platforms. زباله های تولید ش ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

profound: عمیق، ژرف 🔹 his choice will have a profound impact on the election’s outcomes انتخاب او تأثیر عمیقی بر نتایج انتخابات خواهد داشت

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

prodigal:ولخرج، فراری، 🔹prodigal and heedless ولخرج و غافل

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

problematic:مشکل ساز 🔹 they still have problematic relationship آنها هنوز رابطه مشکل داری دارند

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

probity :درست کاری، صداقت 🔹 prioritise, fairness, probity and harm minimization اولویت بندی، انصاف، درستکاری و به حداقل رساندن آسیب

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

pristine: درخشان، بکر 🔹 with a pristine record of good manners با سابقه ای درخشان از خوش رفتاری

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

prevaricate :طفره رفتن 🔹 he did not bully, prevaricate or seek blind loyalty او قلدری نکرد، طفره نرفت و به دنبال وفاداری کورکورانه نبود

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

presumptuous :گستاخانه، وقیحانه 🔹 Telling generous people how to give away their money can be a bit presumptuous. گفتن به افراد سخاوتمند که چگونه پ ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٢

precursor :پیش زمینه، مقدمه That was the precursor to my learning 🔹 این مقدمه ای برای یادگیری من بود

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

precipitate: تسریع کردن 🔹 helping to precipitate the slowdown به تسریع رکود کمک می کند

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

precarious :شکننده، متزلزل، بی ثبات 🔹high valuations are precarious ارزش گذاری های بالا، متزلزل هستند

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

pragmatic:کاربردی، عمل گرایانه، 🔹 often pragmatic and timeless styling اغلب سبکی عملگرا و ماندگار

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

plethora :انبوهی، جمعی 🔹 a plethora of music stars جمعی از ستاره های موسیقی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

platitude :کلیشه, ابتذال boiled down to empty platitude 🔹 به ابتذال پوچ و توخالی تقلیل یافته

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

plasticity: انعطاف پذیری 🔹 In younger patients, the brain has greater plasticity and capability for recovery of functions در بیماران جوان تر، مغز ان ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

placate :آرام کردن، دلجویی کردن 🔹 they will need time to placate their own angry staff آنها برای آرام کردن کارکنان عصبانی خود به زمان نیاز خواهند دا ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

phlegmatic :خونسرد، آرام 🔹he was calm, unruffled and phlegmatic او آرام ، بی غل و غش و خونسرد بود

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

pervasive :فراگیر، دربرگیرنده 🔹 As Al becomes more pervasive, it increases vulnerabilities for enterprises, he added. او افزود، با فراگیرتر شدن هوش ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

permeable :نفوذپذیر 🔹 permeable fault zone منطقه گسلی نفوذپذیر

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

perfunctory :سرسری 🔹perfunctory glimpses نگاه های گذرا و سرسری

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

perfidious :خائن 🔹insidious and perfidious:موذی و خائن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

penury :فقر و تنگدستی 🔹sank into penury در فقر و تنگدستی فرو رفت

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

penchant :میل شدید، 🔹 their penchant for accumulating rainy - day funds میل شدید آنها به جمع آوری پول برای روز مبادا

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

pellucid :شفاف، گویا، واضح 🔹an eloquent pellucid:فصیح و گویا

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

pedantic:جزئی نگر 🔹 sometimes conjectural, other times pedantic گاهی حدسی، گاهی جزئی نگر

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

paucity:کمبود، 🔹 paucity of usable real world references کمبود منابع قابل استفاده در دنیای واقعی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

partisan: حزبی 🔹partisan battles:نبرد های حزبی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

paragon : نمونه بارز 🔹 the paragon of devotion and passion. نمونه بارز فداکاری و شور اشتیاق

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ostentatious :متظاهرانه، 🔹 in extravagant and ostentatious style به سبکی مجلل و متظاهرانه

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

oscillate :نوسان 🔹oscillating inflation تورم نوسانی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

opprobrium :ننگ، خفت 🔹outright opprobrium :ننگ آشکار

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٢

onerous: دست و پاگیر 🔹additional onerous rules:قوانین دست و پاگیر اضافی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

officious :فضول، مداخله جو 🔹 smug and officious:فضول و از خود راضی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

occlude:انسداد، پنهان کردن 🔹 she is living in an occluded hallucinations او در توهمات پنهانی زندگی می کند

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

obviate: رفع نیاز، برطرف کردن 🔹 so this basically obviate the need for everybody to own their vehicles بنابراین این اساساً نیاز به مالکیت وسایل نقلی ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

obsequious:چاپلوس، پاچه خوار 🔹 His obsequious attempts to curry favor with new managers تلاش های چاپلوسانه ی او برای جلب رضایت مدیران جدید

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

obdurate : لجوج، سرسخت 🔹 an obdurate and implacable سرسخت و سازش ناپذیر

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

neophyte :تازه کار، نوپا 🔹a neophyte actor: یک بازیگر تازه کار

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

mundane :پیش پا افتاده، دنیوی 🔹 Joking aside, the primary reason is probably much more mundane از شوخی گذشته، دلیل اصلی احتمالاً خیلی پیش پا افتاده ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

morose : بد عنق، عبوس 🔹 She was morose, pale, and reticent او عبوس، رنگ پریده و کم حرف بود

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

mollify:فرونشاندن، خواباندن، آرام کردن 🔹 he should mollify his insatiable chocolate addiction او باید اعتیاد سیری ناپذیرش به شکلات را تسکین دهد

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

mitigate: کاهش دادن 🔹 You have been working very hard to minimize, to mitigate the consequences of deforestation شما سخت تلاش کرده اید تا پیامدهای ج ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

misanthrope: انسان گریز، 🔹 he was a misanthrope, a grumbling recluse, whose work was as morose as his life. او یک انسان گریز، گوشه گیر غرغرو بود که ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

meticulous: دقیق و موشکافانه Old Trafford insiders credited Queiroz with meticulous preparation, modernising training and re - organising United's de ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

metamorphosis: دگردیسی، دگرگونی 🔹 In that short period of time, it's gone through one hell of a metamorphosis در این مدت کوتاه، دگرگونی عظیمی را پشت ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

meretricious:خوش ظاهر، جذابیت بدون ارزش 🔹meretricious allure:جذابیت فریبنده

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

mendacious:دروغین 🔹he ability to portray his mendacious report as the unvarnished truth. توانایی او در به تصویر کشیدن گزارش دروغین خود به عنوان حقیق ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٣

maverick:خودسرانه، خودسر 🔹maverick decision making تصمیم های خودسرانه

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

malleable:انعطاف پذیر، مثل موم 🔹It is obvious that it has value: it is beautiful, portable, enduring, malleable, divisible and scarce. واضح است که ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

malinger: تمارض کردن، ادای ناخوشی even showed signs of malingering, or exaggerating 🔹 حتی نشانه هایی از تمارض یا اغراق نشان می داد

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

magnanimity: بزرگوارانه 🔹act of magnanimity:عمل بزرگوارانه

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

lucid:آشکار، شفاف، آگاهانه 🔹lucid, logical and vivid prose:نثری شفاف، منطقی و زنده

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

loquacious:خوش صحبت 🔹loquacious and intellectual:خوش صحبت و روشنفکر

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

limpid: زلال 🔹The deep, limpid water آب های عمیق و زلال

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

levity: سبکی، شوخی نابجا 🔹 Surely this ordeal has been traumatizing for Jack, but some levity may have helped مطمئناً این مصیبت برای جک آسیب زا بوده ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

lethargic :سست و بی رمق، بی حالی 🔹 He felt too miserable and lethargic او بیش از حد احساس بدبختی و بی حالی می کرد

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

laud: ستایش کردن، تمجدید کردن 🔹 his performances still lauued اجراهای او هنوز هم مورد تمجید است

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

lassitude: کسالت، سستی 🔹 disinterest and lassitude among students بی علاقگی و کسالت در بین دانش آموزان

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

laconic: کم حرف 🔹 from his craggy appearance and laconic style to his directness and honesty از ظاهر زمخت و سبک کم حرفش گرفته تا صراحت و صداقتش

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

juxtapose:کنار یکدیگر قرار گرفتن 🔹 In many ways, they are fundamentally juxtaposed to each other. از بسیاری جهات، آنها اساساً در کنار یکدیگر قرار د ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

irresolute: مردد 🔹irresolute and fearful:مردد و ترسو

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

irascible : تند خو irascible customers:مشتریان تند خو

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

invective: فحش و ناسزا ribald invective: فحش رکیک

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

inured :عادت کردن inured to criticism or reversal به انتقاد یا مخالفت عادت کرده است

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

inundated with:در مواجهه با، مملو از، غرق شدن he was inundated with questions relating to off - track matters. او با انبوهی از سوالات مربوط به مسائل ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

intransigence: سرسختی. یک دندگی He often appeared angry and frustrated by the intransigence of both sides. او اغلب از ناسازگاری هر دو طرف عصبانی و نا ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

intractable : مهارنشدنی، لاینحل they face intractable problems با مشکلات حل نشدنی روبرو هستند

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

insularity: انزوا گرایی culture of insularity and complacency فرهنگ انزوا و خودپسندی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

insipid: بی مزه، نچسب an insipid ballad:یک تصنیف بی مزه :

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

insinuate: جاگیر گردن، تحمیل کردن، they insinuate themselves into a drug - smuggling ring آنها خود را در حلقه قاچاق مواد مخدر جا می زنند

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

insensible: بی احساس، بی تفاوت، becoming rude and insensible: بی ادب و بی احساس شدن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

innocuous:بی ضرر، Their jokes, while juvenile, were innocuous شوخی های آنها، هرچند بچگانه، بی ضرر بود

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

inherent: ذاتی the bias inherent in journalism:تعصب ذاتی در روزنامه نگاری::

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ingenuous: صاف و صادق The examination of a few lines clearly proves that the author is ingenuous in the matter he is writing about بررسی چند خط به وض ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

inert: بی اثر، بی جان They turned out to be pharmacologically inert مشخص شد که آنها از نظر دارویی بی اثر هستند.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ineluctable :اجتناب ناپذیر ineluctable and dire consequences:عواقب اجتناب ناپذیر و وخیم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

indolent: تنبل indolent and work—shy : تنبل و گریزان از کار

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

indigence: فقر و تنگدستی injustice and indigence : بی عدالتی و تنگدستی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

indeterminate: نامعلوم، نا مشخص for an indeterminate length of time: برای مدت زمان نا معلوممی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

incongruity: نا هماهنگی huge incongruity: ناهماهنگی عظیم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

inadvertently: ناخواسته، سهوا hypocritically or inadvertently :ریاکارانه یا ناخواسته

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

implicit :تلویحا، سربسته اشاره شده، ضمنی Implicit in this formula is that your initial idea is going to morph over time در این فرمول سربسته اشاره شده ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

implacable:بسیار مصر و سرسخت بر مخالفت بر کسی یا چیزی The most dangerous and implacable foes : خطرناکترین و سرسخت ترین دشمنان

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

impervious :مقاوم و غیر قابل نفوذ در برابر She seems almost impervious to the criticism from all او تقریباً در برابر انتقادات از هر سو مقاوم به نظر م ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

imperturbable : خونسرد، آرام و متین They were invariably polite, but what was going on behind their imperturbable features? آنها همواره مودب بودند، ا ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

impermeable : نفوذ ناپذیر impermeable patronage arrangements: ترتیبات حمایتی نفوذ ناپذیر

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

impassive : بی احساس، a vacillating mind and an impassive faceذهنی مردد و چهره ای بی احساس

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

immutable: تغییر ناپذیر We change environments, change countries and jobs, change homes, but our essence is immutable. ما محیط ها را تغییر می دهیم، ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ideological: ایدئولوژیک، عقیدتی Physical and ideological barriers موانع فیزیکی و ایدئولوژیکی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

hyperbole : اغراق Calling it a huge step backward is needless hyperbole and more inflamatory than informative. اینکه آن را یک گام بزرگ به عقب بنامیم ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

homogeneous : همگن It also merged a fairly diverse group of immigrants into a single homogeneous group of people همچنین یک گروه نسبتاً متنوع از مهاجر ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

homily :موعظه They make us listen to a homily in the gratified interval between two courses. آنها ما را وادار می کنند که در فاصله ی رضایت بخش بین دو ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Histrionic. : نمایشی Occasionally, a shocking gesture is called for, perhaps even a histrionic one. گاهی اوقات، یک حرکت تکان دهنده، شاید حتی یک حرکت ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

heterodox : دگر اندیش a determinedly heterodox American think - tank that focuses on energy and the environment. یک اندیشکده آمریکاییِ کاملاً دگراند ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

harangue: نطق اتشین، به باد انتقاد گرفت he harangued his friends, called them crybabys, arrogant and cocky. او دوستانش را به باد انتقاد گرفت، آنها ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

gullible :خوش باور، ساده لوح the stories that fed to the gullible public were false داستان هایی که به خورد مردم ساده لوح داده می شد، دروغ بودند.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

guileless : بی تزویر، بی ریا gutless and guileless: بی جرات و بی تزویر

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

gregarious. :اجتماعی Bert is a voluble, gregarious man. برت مردی خوش صحبت و اجتماعی است

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

grandiloquent : پر طمطراق، حرف های توخالی They have made grandiloquent and tactless statements آنها اظهارات پرطمطراق و نسنجیده ای بیان کرده اند

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

garrulous : پرحرف، وراج he is 33, with the open, garrulous demeanor of a perpetual college kid. او ۳۳ ساله است، با رفتاری گشاده رو و پرحرف، مثل یک د ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

gainsay : انکار کردن، رد کردن gainsay the outlandish words کلمات عجیب و غریب را انکار کن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

fulminate : انتقاد شدید، داد و بیداد راه انداختن they can fulminate or brazen it out آنها می توانند آن را مورد انتقاد شدید یا بی احترامی قرار دهند

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

frugality : صرفه جویی obsessive frugality: صرفه جویی وسواس گونه

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

fractious. : کج خلق، سرکش fractious, competitive, mysterious human behavior رفتار انسانیِ کج خلق، رقابتی و مرموز

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

forestall. : ممانعت کردن، جلوگیری کردن Still, most people could forestall this type of diabetes by keeping their weight down and taking some exercise ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

foment: دامن زدن، تحریک کردن it will almost foment a new civil war تقریباً یک جنگ داخلی جدید را دامن خواهد زد

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

fledgling : تازه کار، نوپا fledgling composer: آهنگساز تازه کار

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

felicitous: درخور، فرخنده، سعادتمندانه felicitous choices: انتخابات شایسته

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

fatuous: احمقانه this idea is wicked and fatuous این ایده شیطانی و احمقانه است

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

fallacious : مغالطه، نادرست fallacious or fictitious misrepresentations اظهارات نادرست و ساختگی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

facetious: شوخی بیجا، dont be facetious

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

extrapolation: استنتاج، گمانه زنی false extrapolation: استنتاج نادرست

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

extraneous:نا مربوط، خارجی divisive and extraneous issues: مسائل تفرقه برانگیز و نامربوط

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

extant:موجود، باقی The oldest extant document is dated 1492. قدیمی ترین سند موجود مربوط به سال ۱۴۹۲ است

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

existential: وجودی existential angst: اضطراب وجودی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

exigency : اضطرار exigency leave: مرخصی اضطراری

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

execrable:نفرت انگیز، بسیار بد Accusing us of being disloyal to cover his own sorry behaviour is truly execrable. متهم کردن ما به بی وفایی برای لاپ ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

exculpate: تبرئه کردن، he disputes the allegations and exculpate our client او اتهامات را رد می کند و موکل ما را تبرئه می کند.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

exacerbate: تشدید کردن، وخیم کردن Alcohol may increase levels of hepatic fat and induce or exacerbate liver injury. الکل ممکن است سطح چربی کبد را اف ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

euphemism: حسن تعبیر

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

esoteric:محرمانه، مرموز، غامض cultivation of esoteric knowledge پرورش دانش رمزآلود

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

erudite : متبحر، فرهیخته، He is as illiterate in that subject as he is erudite in the او در آن موضوع به همان اندازه که در موضوع دیگر متبحر است، بی ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

equivocate:دو پهلو حرف زدن but he continued to equivocate اما او همچنان به دوپهلو حرف زدن ادامه داد

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

equanimity. : متانت، آرامش ذهنی good grace and equanimity: لطف و متانت

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ephemeral. : زودگذر، ناپایدار ephemeral joy : شادی زودگذر

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

endemic. : بومی This skewness is apparently endemic to the country. این کج خلقی ظاهراً در این کشور بومی است.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

emulate: تقلید، شبیه سازی Sons are traditionally expected to emulate their fathers. به طور سنتی از پسران انتظار می رود که از پدران خود تقلید کنند.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

empirical. :تجربی empirical evidence: شواهد تجربی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

effrontery: گستاخی. بی شرمی، وقاحت The man had the effrontery to be sarcastic. آن مرد جسارت و گستاخی لازم برای طعنه زدن را داشت

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد

efficacy : اثربخشی Recent medical studies confirm the efficacy of a healthier lifestyle. مطالعات پزشکی اخیر، اثربخشی یک سبک زندگی سالم تر را تأیید م ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

effete : بی رمق، بی روح The network was widely perceived as stuffy and effete این شبکه به طور گسترده به عنوان شبکه ای کسل کننده و بی روح تلقی می شد.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Eclectic: متنوع Rain or shine, this place is busy with browsers scoping out the eclectic shops چه هوا بارانی باشد چه آفتابی، این مکان پر از بازدیدکنن ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Ebullient: شاداب و سرزنده، charismatic and ebullient character : شخصیت کاریزماتیک و شاداب

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Dogmatic. : متعصب: کوته فکر His opponents viewed him as stubborn, dogmatic, and inflexible مخالفانش او را لجباز، متعصب و انعطاف ناپذیر می دانستند

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

doctrinaire: متعصب Devout and doctrinaire: معتقد و متعصب

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Dissonance: نا هماهنگی، ناجوری This is the dissonance, the split, the impossibility of living two lives at once این ناهماهنگی، شکاف، و عدم امکان زیست ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

Dissolution: فروپاشی ، انحلال He stayed on until the dissolution of the firm in 1948. او تا زمان انحلال شرکت در سال ۱۹۴۸ در سمت خود باقی ماند

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Disseminate : منتشر کردن If successful, the team hopes to disseminate these best practices to emergency rooms nationwide در صورت موفقیت، این تیم امی ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

dissemble: ریاکاری، پنهان dissemble and deceive : ریاکاری و فریب دادن:

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

disparate: ناهمگون، مختلف، پراکنده❇️ ✅ Scientists are trying to pull together disparate ideas in astronomy. دانشمندان در تلاشند تا ایده های پراکنده ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

disparage : بی اعتبار کردن disparage and discourage: بی اعتبار و دلسرد کردن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

dismiss. : رد کردن They were quick to dismiss rumours of an off - screen romance آنها به سرعت شایعات مربوط به یک رابطه عاشقانه خارج از فیلم را رد کرد ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

disinterested. : بی علاقه We had both become jaded, disinterested, and disillusioned هر دوی ما خسته، بی علاقه و ناامید شده بودیم.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

discrete:مجزا، محتاطانه. گسسته This simplifies system integration and eliminates the need for discrete antenna placement این امر ادغام سیستم را ساد ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

discrepancy. : تناقض، اختلاف The evident discrepancy in the film تناقض آشکار در فیلم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

discordant : ناهماهنگ، ناموزون discordant melody: ملودی ناهماهنگ

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

diffuse : پراکنده، خنثی، بی اثر But going back to diffuse non - dense agrarian sources for energy is to regress , not progress. اما بازگشت به منابع ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

diffidence: فروتنی، diffidence and ambition : جاه طلبی و فروتنی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

dichotomy : دوگانگی a temperature dichotomy : دو گانگی دما

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

desultory: بی هدف، سرسری desultory conversion: مکالمه بی هدف، سرسری

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

derivative:مشتق ، فرعی original and derivative classification:طبقه بندی اصلی و فرعی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

denouement. : پایان ماجرا Putting up regulatory road blocks might delay the denouement, but ultimately those efforts are pointless. ایجاد موانع نظار ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

denigrate: بدنام کردن، لکه دارکردن، تخریب کردن There are six commonly heard myths that are often used to denigrate this form of instruction. شش افسا ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

delineate. : مشخص کردن، ترسیم کردن As with any rental, the lease should clearly delineate which party is responsible for utilities, general maintenan ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

deference. : احترام، تمکین You can show deference to someone, you can be polite, you can be deferential, but those people have to earn their own resp ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

decorum : ادب و نزاکت He crossed a line of decorum and crassness او از مرز ادب و نزاکت عبور کرده

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

credence : اعتبار بخشیدن Good studies are needed to lend credence to the notion that genuine progress can be made in this important field. برای اعتب ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

craven: بزدلانه They condemned the deal as a craven surrender. آنها این توافق را به عنوان یک تسلیم بزدلانه محکوم کردند

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

cosmology : کیهان شناسی Cosmology, in other words, is a mountain of theory built on a molehill of evidence. به عبارت دیگر، کیهان شناسی کوهی از نظریه ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

convoluted پیچیده convoluted method: روش های پیچیده و مبهم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

conventional: متعارف، مرسوم conventional methods: روش های مرسوم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

conundrum: معما insolvable conundrum: معمای حل نشدنی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

contentious: بحث برانگیز One of the most contentious debates in the seafood community involves the sustainability of fish farming یکی از بحث برانگیزت ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

confound : مخدوش کردن، سردرگم کردن Congress will find a way to avoid, evade, delay, or otherwise confound these spending limits کنگره راهی برای اجتنا ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

concomitant: همزمان Cultures that were better at trading saw a concomitant increase in their wealth. فرهنگ هایی که در تجارت بهتر بودند، شاهد افزایش ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

conciliatory: آشتی جویانه، صلح آمیز The next time he spoke, he used a more conciliatory tone دفعه بعد که صحبت کرد، لحنی آشتی جویانه تر به کار برد

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

compendium: خلاصه، گزارش مختصر Of course, no compendium of congressional golf would be complete without mention of the famous threesome that became a ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

commensurate with : متناسب با Yet, despite their dedication, the pay they receive is not commensurate with their time and effort با این حال، علیرغم ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

beneficent : سودمند، خیرخواهانه beneficent goals: اهداف خیرخواهانه

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

banal demeanor : رفتار مبتذل

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

attenuate :تضعیف کردن، کاهش دادن The two countries' trade relationship was definitely being attenuated روابط تجاری دو کشور قطعاً در حال کاهش است

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

aspersion :تهمت، افترا، کج فهمی، بدگمانی aspersions and misperceptions :تهمت ها و برداشت های نادرست

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ascetic :زاهد They tend to conjure images of monks meditating in the mountains or ascetics living in desert caves آنها معمولاً تصاویری از راهبان در ح ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

unreliable and artless: غیر قابل اعتماد و ناشیانه

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

arduous: پر زحمت، طاقت فرسا The beginning of all things may be difficult, but the path to further gains looks less arduous شروع هر کاری ممکن است دشو ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

approbation: موافقت social approbation: موافقت اجتماعی public approbation: موافقت عمومی official approbation: موافقت رسمی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

apathy: بی تفاوتی Instead of excitement and electricity there was apathy and angst به جای هیجان و شور و شوق، بی تفاوتی و اضطراب وجود داشت

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

condescension: تحقیر And with that comes this kind of condescension and antipathy و با این کار، این نوع تحقیر و انزجار به وجود می آید

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

antipathy : انزجار But I think that sort of antipathy is misplaced : اما من فکر می کنم این نوع انزجار بی مورد است

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

anomalous results : نتایج دور از انتظار/ نتایج غیر عادی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ambiguous situation : وضعیت مبهم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

exacerbate soil erosion : تشدید فرسایش خاک

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Logic and plausibility are held in abeyance : منطق و باورپذیری به حالت تعلیق درآمده

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

prosperity and abundance : رفاه و فراوانی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

aberrant behavior : رفتار ناهنجار

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اجرام سماوی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

معاهده صلح

پیشنهاد
٠

controversial resolution : قطعنامه بحث بر انگیز

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

add nutrients to food substitutes :افزودن مواد مغذی به جایگزین های غذایی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

moral beliefs : اعتقادات اخلاقی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Scientific disciplines رشته های علمی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اینم شانس مایه