🔸 مثال ها:
( شدنی – عمومی )
"The idea of a tunnel under the English Channel seemed impossible, but engineers proved it was viable. "ایده تونل زیر کانال مانش غیرممکن به نظر می رسید، اما مهندسان ثابت کردند شدنی است.
... [مشاهده متن کامل]
( پزشکی – زنده ماندنی )
"After the heart attack, doctors worked to keep his brain tissue viable. "
بعد از حمله قلبی، پزشکان تلاش کردند بافت مغز او را قابل بقا نگه دارند.
( اقتصاد – مقرون به صرفه )
"Small farms are no longer economically viable without government subsidies. "
مزرعه های کوچک بدون یارانه های دولتی دیگر از نظر اقتصادی مقرون به صرفه ( دوام پذیر ) نیستند.
( فناوری )
"Electric cars are becoming increasingly viable as battery technology improves. "
با بهبود فناوری باتری، خودروهای برقی به طور فزاینده ای عملی ( شدنی ) می شوند.
vible: قابل اجرا
🔹 they unable to define a viable solution , let alone plausible plans to get there
آنها قادر به تعریف یک راه حل قابل اجرا نیستند، چه برسد به طرح های قابل قبول برای رسیدن به آنجا.
قابل قبول
چند کلمه شبیه به هم همگی به معنی "شدنی":
viable: شدنی ( متمرکز بر میزان موفقیت در کار یا ایده ای )
feasible: شدنی ( متمرکز بر میزان محال نبودن کار یا ایده ای )
possible: شدنی ( متمرکز بر امکان پذیری )
حالت های منفی هریک:
infeasible
unviable
impossible
جناب آقای سیدمحراب میرکریمی: واژه هایی را که ارائه کرده اید �همگی معادل هم� نیستند. مثلاً �viable� معادل �feasible� نیست. در بهترین حالت می توان گفت که این واژه ها هم سنخ هستند یا به مقوله ی مشترکی مرتبطند
↩️ دوستان لطفاً به این توضیحات خوب دقت کنید:
📋 در زبان انگلیسی یک root word داریم به اسم vi/via
📌 این ریشه، معادل "road" و "way" می باشد؛ بنابراین کلماتی که این ریشه را در خود داشته باشند، به "road" یا "way" مربوط هستند.
... [مشاهده متن کامل]
📂 مثال:
🔘 via: by ‘way’ of a specific route or method
🔘 viaduct: a bridge - like structure that carries a ‘road’ over a valley
🔘 obviate: to remove obstacles from the ‘way’
🔘 deviate: to go off the usual ‘way’ or path
🔘 deviation: the act of straying from the ‘way’ or norm
🔘 previous: occurring before in the ‘way’ of events
🔘 convey: to transport something along a ‘way’
🔘 impervious: not allowing passage through a ‘way’
🔘 viability: the ability to survive or find a ‘way’ forward
🔘 pervious: allowing things to pass through a ‘way’
🔘 viaticum: provisions for a journey along the ‘road’ of life
🔘 trivial: originally meaning "crossroads, " now meaning something of little importance along the ‘way’
🔘 convivial: relating to a lively gathering along the ‘way’ of life
🔘 envoy: a messenger sent along a diplomatic ‘way’
🔘 viator: a traveler on a ‘road’ or journey
🔘 viable: capable of finding a ‘way’ to success or survival
🔘 voyage: a long journey along a ‘way’ or path
🔘 conveyance: the act of carrying something along a ‘way’
🔘 devious: straying from the direct ‘way, ’ often in a dishonest manner
🔘 viameter: an instrument used to measure the distance traveled along a ‘way’
در پزشکی به معنی زنده
💢 دوستان کلمات زیر همگی مترادف هم هستند:
🔘 Feasible
🔘 Possible
🔘 Achievable
🔘 Attainable
🔘 Viable
🔘 Practicable
✅ Definition:
👉 Able to be done or achieved; possible to accomplish.
موفق، پیروز، کامیاب
قابل تعمیم
Capable of doing what it is intended to do
امکان پذیر - شدنی - کارامد
دامپزشکی و علوم دامی
زنده
مانا
کارامد
عملی
امکان پذیر
عملی، شدنی
Viable solution
اقدام عملی
زیست شناسی: بقا - زیستا
قابل اجرا و نتیجه بخش
ماندگار
Workable
قابل پذیرش
CNN. COM@
"The US can curate a portfolio of transactional assurances that can help Iran sell the deal back home as being a 👁️🗨️sustainable and viable👁️🗨️ one, " says Vakil
✅شدنی - عملی - دارای امکان موفقیت
● کارامد، شدنی
● رویش پذیر
کارا - کارآمد - شدنی
adjective1 [more viable; most viable] a : capable of being done or used : workable◀️a viable solution to the problem
◀️He could not suggest a viable alternative/option
... [مشاهده متن کامل]
b : capable of succeeding
◀️? Is she a viable candidate
◀️a viable method
2 technical : capable of living or of developing into a living thing
◀️a viable human fetus
◀️viable seeds/eggs
◀️
There isn't really a viable solution at this moment as far as i can see
ماندگاری، مانایی، پایایی، پایداری
انگلیسی:feasible
شدنی
Is it viable?
شدنیه؟
Viable از دو قسمت تشکیل شده :
vie able "vie" در زبان فرانسوی به معنی زندگیه ( life )
( ضمناخود همین vie هم برگرفته از کلمه لاتین vita به معنای زندگی هست. )
بنایرین ترجمه تحت لفظی viable میشه قابل زندگی یا یه جورایی قابل بقا یا قابل دوام .
... [مشاهده متن کامل]
حالا دقیق تر بخواییم بگیم یعنی هر چیزی یا کسی که می تونه فعالیتی که مربوط به اون هست و ازش انتظار میره رو به درستی انجام بده یا اگه قبلا شروعش کرده ادامش بده . در واقع اگه اینجور نباشه قابل اتکا و اعتماد نیست.
this pen is no longer viable : این خودکار دیگه نمی تونه بنویسه و قابل اتکا نیست . ( اون کاری که ازش انتظار میره رو انجام نمیده دیگه. )
This plan is viable : این برنامه قابل اتکا هست و میشه روش حساب کرد .
ترجمه فارسیش خارج از این دوتا نیست : �قابل اتکا و اعتماد� یا �ماندنی ، ادامه دار و قابل ادامه زیست�
دوام پذیر؛ ماندگار؛ تکرارپذیر؛ چیزی که فقط یک بار اتفاق نمی افتد و می توان آن را تکرار کرد. در مارکتینگ به روشی گفته می شود که بتوان از آن طریق به طور ادامه دار محصول را به نقطه ی مصرف رساند.
- موفقیت پذیر، قابل موفقیت ( طرح، ایده، پروژه. . . )
- زیست پذیر، زیستا ( موجود )
ماندگار، بادوام
کارگشا، رهگشا
دست یافتنی
کارآ
در داستان shooting an elefant جاودانه اثر جورج اورول که برای یکی از پروژه هایم در دوره ارشد، آن را با مدل dynamic equivalent ترجمه کردم، به اصطلاحی برمی خوریم به نام:
insecula secularumکه معنی جاودانگی و ابدیت می دهد که من آن را در داستان با توجه به context ابد آباد ترجمه کردم. دکتر محمدرضا ایوبی صانع
... [مشاهده متن کامل] ابدی
eternal
موفقیت پایدر
کارامد
قابل قبول، ( گزینه ) اقتصادی
ممکن، عملی، شدنی
زنده ( در خصوص بذر )
پایا
مقرون به صرفه
پایدار
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ٤٣)