exigency

/ˌɛkˈsɪʤənsi//ˈɛksɪʤənsi/

معنی: اضطرار، ضرورت، ایجاب
معانی دیگر: وضع اضطراری، حالت فوق العاده، اورژانس، ابرروالی، حیاتی و مماتی بودن، ناگه آیند (ی)، ناگه آمد، احتیاجات حیاتی، الزامات اساسی (exigence هم می نویسند)، لزوم، پیشامد

بررسی کلمه

اسم ( noun )
حالات: exigencies
مشتقات: exigence (n.)
(1) تعریف: a condition of urgency.
مشابه: pressure, urgency

- He was slow to act, not realizing the exigency of the situation.
[ترجمه ترگمان] او به کندی عمل می کرد، بدون اینکه متوجه مشکل اوضاع شود
[ترجمه گوگل] او آهسته کار کرد، و نه تحقق بخشیدن به وضعیت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: a situation demanding urgent or immediate attention; emergency.
مشابه: emergency, urgency

- The doctor would have been called in if there had been any exigency.
[ترجمه ترگمان] اگر لازم بود دکتر تماس می گرفت
[ترجمه گوگل] در صورتی که هر گونه تقدیر وجود داشته باشد، دکتر در صورتی فراخوانده می شود که نامزد شده باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: (usu. pl.) the pressing demands or needs intrinsic to a given situation.
مشابه: need, requirement, want

- They were not really prepared for the exigencies of taking care of small children.
[ترجمه ترگمان] آن ها واقعا برای مقتضیات مراقبت از کودکان کوچک آماده نبودند
[ترجمه گوگل] آنها برای آمادگی برای مراقبت از کودکان کوچک آماده نبودند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. The people have to accept the harsh exigency of war.
[ترجمه محمد] مردم باید شرایط ناگوار اضطراری جنگ را بپذیرند.
|
[ترجمه ترگمان]مردم مجبورند فشار شدید جنگ را بپذیرند
[ترجمه گوگل]مردم باید به شدت نیاز به جنگ داشته باشند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The people had to accept the harsh exigencies of war.
[ترجمه ترگمان]مردم ناچار بودند که the خشن جنگ را بپذیرند
[ترجمه گوگل]مردم مجبور بودند که نیازهای شدید جنگ را بپذیرند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Many people are forced by exigencies of circumstance to take some part in them.
[ترجمه ترگمان]بسیاری از مردم به دلیل مقتضیات و شرایط لازم برای شرکت در آن ها اجباری شده اند
[ترجمه گوگل]بسیاری از افراد تحت شرایط شرایطی مجبور هستند تا برخی از آنها را بخرند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Economic exigency obliged the government to act.
[ترجمه ترگمان]فشار اقتصادی دولت را مجبور کرد که عمل کند
[ترجمه گوگل]استقلال اقتصادی موظف دولت به عمل است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. He also depended on women to deal with the exigencies of daily living while he wrote.
[ترجمه ترگمان]او همچنین به زنان وابسته بود که با مقتضیات زندگی روزمره سروکار داشته باشند در حالی که او می نوشت
[ترجمه گوگل]او همچنین در رابطه با زنان برای مقابله با اضطراب زندگی روزمره در زمان خود نوشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Unexpected exigencies, alarms, excursions and celebrations occurred as in any other household.
[ترجمه ترگمان]مقتضیات غیر منتظره، هشدارها، گردش های تفریحی و جشن ها در هر خانواده دیگری رخ داد
[ترجمه گوگل]اضطراب، هشدارها، گشت و گذار و جشن های غیرمنتظره مانند هر خانواده دیگر رخ داده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Someday these exigencies will show up as bad skin and collapsed muscle tone.
[ترجمه ترگمان]روزی این نیازها به عنوان پوست بد شکل می گیرند و لحن ماهیچه از بین می روند
[ترجمه گوگل]این روزها این اضطراب ها به عنوان پوست بد و تنش عضلانی فرو می روند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. In the lounge Lord Beddington was taking a short rest after the exigencies of luncheon.
[ترجمه ترگمان]در سالن پذیرایی، لرد Beddington پس از لزوم ناهار استراحت کوتاهی می کرد
[ترجمه گوگل]در لارن لورد Beddington پس از ضرورت ناهار، یک استراحت کوتاه را انجام داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. And if the form changed, it was as a response to the exigencies of content.
[ترجمه ترگمان]و اگر شکل تغییر یافته باشد، پاسخ به مقتضیات محتوای آن بود
[ترجمه گوگل]و اگر فرم تغییر کند، آن را به عنوان پاسخ به اجتناب از محتوا بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. The intended effect seems to be to insulate organizational members from the untidy exigencies of the larger world.
[ترجمه ترگمان]به نظر می رسد که این اثر در نظر گرفته شده است که اعضای سازمان را از exigencies untidy دنیای بزرگ تر جدا کند
[ترجمه گوگل]به نظر می رسد اثر در نظر گرفته شده، استحکام اعضای سازمانی از نیازهای بی نظیر جهان بزرگتر است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. In response, supporters of the act declared that the exigencies of war dictated its promulgation.
[ترجمه ترگمان]در پاسخ، حامیان این قانون اعلام کردند که مقتضیات جنگ promulgation را دیکته می کند
[ترجمه گوگل]در پاسخ، حامیان این اعلان اعلام کردند که ضرورتهای جنگ اعلامیه خود را اعلام کرده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. We live in an intellectual wasteland where creativity is replaced by the exigencies of the marketplace.
[ترجمه ترگمان]ما در یک بیابان عقلانی زندگی می کنیم که در آن خلاقیت جای خود را با مقتضیات بازار جایگزین می کند
[ترجمه گوگل]ما در فضایی فکری زندگی می کنیم که در آن خلاقیت با نیازهای بازار جایگزین می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. The exigencies of administration in governmental, religious, and economic systems breed uniformity, because it simplifies the problem of control.
[ترجمه ترگمان]الزامات مدیریت در سیستم های دولتی، مذهبی، و اقتصادی یکنواختی تولید می کنند، چرا که مشکل کنترل را ساده می کند
[ترجمه گوگل]نیازمندی های اداری در نظام های دولتی، مذهبی و اقتصادی یکنواختی را به وجود می آورند، زیرا مشکل کنترل را ساده می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. The metaphoric juxtaposition of incongruous thematic material is motivated by the exigencies of the main character's job as a simultaneous interpreter.
[ترجمه ترگمان]استفاده از مطالب موضوعی incongruous با توجه به ضرورت شغل اصلی به عنوان مترجم همزمان انگیزه می گیرد
[ترجمه گوگل]همبستگی استعاره ای از مواد موضوعی ناسازگارانه به واسطه ی ضرورت کار اصلی شخصیت به عنوان یک مترجم همزمان مطرح می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

اضطرار (اسم)
constraint, coercion, compulsion, exigency

ضرورت (اسم)
exigence, exigency, necessity, urgency

ایجاب (اسم)
exigency, requirement, need

به انگلیسی

• demand; state of emergency
the exigencies of a situation or a job are the difficulties that you have to deal with as part of it; a formal word.

پیشنهاد کاربران

بلا مصیبت
وضع اضطراری، حالت فوق العاده
اضطرار، ضرورت
احتیاجات حیاتی، الزامات اساسی
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما