تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

divulge:فاش کردن، لو دادن 🔷 we can not divulge our plans نمی توانیم برنامه هایمان را فاش کنیم

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

divest:واگذاری 🔷divest or invest:واگذاری یا سرمایه گذاری

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

diverge :اختلاف داشتن، فاصله گرفتن 🔷 two speeches didn’t diverge in policy دو سخنرانی از نظر سیاست با هم اختلاف نداشتند

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

distrait:سر به هوا، پریشان 🔷distrait and inattentive سر به هوا و بی توجه

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

distill:تقطیر کردن، عصاره گرفتن 🔷distilled water machine: دستگاه اب مقطر گیری

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

dissolution:انحلال، فسخ dissolution of the company:انحلال شرکت

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

dissimilar:غیر مشابه 🔷dissimilar material مواد غیرمشابه

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

disjointed:از هم گسیخته 🔷disjointed fragments تکه های از هم گسیخته

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

disinterested:بی طرف، 🔷disinterested and confused:بی طرف و سردرگم

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

disingenuous:ریاکارانه 🔷 disingenuous and unseemly ریاکارانه و ناشایست

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

discretion:آزادی عمل، رازداری، احتیاط 🔷 they value privacy and discretion above all آنها بیش از هر چیز به حریم خصوصی و آزادی عمل ارزش می دهند

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

discredit:بی اعتبار کردن 🔷vile and discrediting

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

discomfit:آشفته کردن، نگران کردن 🔷discomfited focus:تمرکز آشفته

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

discerning :نکته سنج، بینا، فهیم، بصیر discerning eyes :چشمان تیزبین

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

digression:انحراف از موضوع اصلی، پراکنده گویی 🔷 simile and metaphor or fanciful digression تشبیه و استعاره یا انحراف خیالی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

diffidence:کمرویی 🔷 typical feline diffidence خجالتی بودن معمول گربه سانان

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

diatribe:زخم زبان 🔷bitter diatribe :زخم زبان تلخ

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

diaphanous:شفاف، روشن 🔷 the novel is diaphanous رمان شفاف است

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

detractors:به انحراف کشاندن 🔷 detraction from the serious matter ‎انحراف از موضوع جدی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

deterrent:بازدارنده 🔷 it will be a powerful deterrent to fraud این یک عامل بازدارنده قوی برای کلاهبرداری خواهد بود

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

desuetude:بیهودگی 🔷sense of desuetude:حس بیهودگی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

deride:به سخره گرفتن 🔷 jack has always been derided for his behavior جک همیشه به خاطر رفتارش مورد تمسخر قرار گرفته است

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

demizen:ساکن 🔷each of denizens هر یک از ساکنان

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

demur: ابراز تردید, خودداری کردن, طفره رفتن demurred from speaking از صحبت کردن طفره رفت🔷

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

defunct:منسوخ شده، منحل، برچیده شده 🔷defunct email address:ادرس ایمیل منحل شده

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

defame:بدنام کردن 🔷degrade and defame :تخریب و بد نام کردن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

dearth :کمبود، قحطی 🔷the oil dearth:کمبود نفت

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

daunt:دلهره آور، بی انگیزه کردن، رعب و وحشت 🔷 in their daunting fight for survival در نبرد دلهره آورشان برای بقا

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

credo:مرام, باور 🔷a popular credo یک باور عمومی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

cozen: اغفال کردن، فریب دادن 🔷 some think to cozen him

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

covetous:طمع کار، دندان گرد 🔷covetous desires: آرزوهای طمع آلود

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

covert:مخفیانه، غیرعلنی 🔹 covert actions and digital surveillance اقدامات مخفیانه و نظارت دیجیتال

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

cornucopia:انبوهی, وفور 🔹 cornucopia of employment opportunities انبوهی از فرصت های شغلی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

copious:زیاد. فراوان 🔹 copious amount of food is available مقدار زیادی غذا موجود است

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

convivial:صمیمانه 🔹convivial socializing:معاشرت صمیمانه

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

contumacious: متمرد، یاغی 🔹contumacious fellow همکار متمرد

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

contrite: پشیمان، نادم 🔹distraught and contrite پریشان و پشیمان

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

contiguous :پیوسته، یکپارچه 🔹contiguous and roughly equal in population پیوسته و تقریباً از نظر جمعیت برابر

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

contend:ادعا کردن، دست و پنجه نرم کردن، ستیزه کردن 🔹they contend with tariffs and lingering economic uncertainty آنها با تعرفه ها و عدم قطعیت اقتصا ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

conjugal:زناشویی 🔹conjugal duties وظایف زناشویی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

congenial:صمیمانه 🔹congenial hospitality مهمان نوازی صمیمانه

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

confound:گیج کننده 🔹 confound searching:جستجوی گیج کننده

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

condone:تایید کردن کار اشتباه، چشم پوشی 🔹do not condone any abuse: هیچ گونه سوءاستفاده ای را تایید نکنید

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

concoct:سرهم کردن، 🔹 he used those records to concoct fanciful allegations of mortgage fraud او از آن سوابق برای جعل ادعاهای واهی کلاهبرداری در وا ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

compunction:ندامت، پشیمانی 🔹 lack of compunction about shunning gambling عدم پشیمانی در مورد اجتناب از قمار

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

complacent:از خود راضی، سهل انگارانه 🔹a complacent attitude towards abuse:نگرش سهل انگارانه نسبت به سو استفاده

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

cognizant:اگاه، باخبر، مطلع 🔹 cognizant of ongoing air quality مطلع از کیفیت هوای فعلی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

codify:تدوین کردن، وضع کردن 🔹codify new regulations:وضع مقررات جدید

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

coalesce:ادغام شدن 🔹 coalesce education and business ادغام آموزش و تجارت

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

clamor:سر و صدا کردن، غوغا 🔹 reflecting global clamor انعکاس غوغای جهانی