🔸 معادل فارسی:
• فاصله گرفتن از / دور شدن از
• رویگرداندن از / کنار گذاشتن ( یک سیاست، عقیده، یا رویه )
• تغییر مسیر دادن / عبور کردن از
🔸 مثال:
The administration has decided to move away from its previous policy of maximum pressure on Iran.
... [مشاهده متن کامل]
دولت تصمیم گرفته است از سیاستِ قبلیِ خود مبنی بر فشارِ حداکثری بر ایران فاصله بگیرد.
European allies are moving away from their traditional reliance on US military protection in the region.
متحدانِ اروپایی در حالِ فاصله گرفتن از اتکایِ سنتیِ خود به حفاظتِ نظامیِ آمریکا در منطقه هستند.
The company is moving away from fossil fuels and investing heavily in renewable energy.
این شرکت در حالِ دور شدن از سوخت هایِ فسیلی و سرمایه گذاریِ کلان در انرژی هایِ تجدیدپذیر است.
• فاصله گرفتن از / دور شدن از
• رویگرداندن از / کنار گذاشتن ( یک سیاست، عقیده، یا رویه )
• تغییر مسیر دادن / عبور کردن از
🔸 مثال:
... [مشاهده متن کامل]
دولت تصمیم گرفته است از سیاستِ قبلیِ خود مبنی بر فشارِ حداکثری بر ایران فاصله بگیرد.
متحدانِ اروپایی در حالِ فاصله گرفتن از اتکایِ سنتیِ خود به حفاظتِ نظامیِ آمریکا در منطقه هستند.
این شرکت در حالِ دور شدن از سوخت هایِ فسیلی و سرمایه گذاریِ کلان در انرژی هایِ تجدیدپذیر است.
move away from: فاصله گرفته از
فاصله گرفتن از چیزی
دوری جستن از