run of the mill

/ˈrənəvðəˈmɪl//rʌnəvðəmɪl/

برجسته نبودن در جنس، متوسط، عادی

بررسی کلمه

عبارت ( phrase )
• : تعریف: (informal) commonplace; ordinary; basic.
صفت ( adjective )
• : تعریف: ordinary or mediocre.
• متضاد: exceptional, sensational
• مشابه: conventional, mediocre, ordinary, pedestrian, prosaic

- a run-of-the-mill political speech
[ترجمه بهنوش] سخنرانی سیاسی پیش پا افتاده
|
[ترجمه گوگل] یک سخنرانی سیاسی پیش پا افتاده
[ترجمه ترگمان] سخنرانی سیاسی - آسیا - آسیا
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

انگلیسی به انگلیسی

• run-of-the-mine, common, not special in any way, ordinary; ordinary in quality or rarity
if you describe someone or something as run-of-the-mill, you mean that person or thing is very ordinary in ability or quality, with no interesting features.

پیشنهاد کاربران

run of the mill:کسل کننده، تکراری و بی محتوا
بدون ویژگی متمایز
🔸 معادل فارسی:
معمولی | پیش پا افتاده | عادی | سطحی | بی ویژگی | هیچ چیز خاصی نداشتن | متوسط | دم دستی
🔸 مثال ها:
• It was just a run of the mill day at work.
فقط یک روز معمولی و پیش پاافتاده در محل کار بود.
...
[مشاهده متن کامل]

• The restaurant is nice but nothing special — just run of the mill.
رستوران خوب است اما چیز خاصی ندارد — فقط معمولی است.
• He's a run of the mill employee, not a star performer.
او یک کارمند معمولی است، نه یک ستاره ی عملکرد.

run of the Mill👈 خیلی معمولی و تکراری
≠
trendy👈مد روز و جدید
لجام گسیخته
کاری رو فلّه ایی انجام دادن
پیش پا افتاده
ordinary and not special or exciting in any way
معمولی
روزمره ، روتین،
ordinary
has nothing in particular
*معمولی
*متوسط و عادی
کوه معمولی

معمولی ( کل این عبارت یک صفت می باشد )
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Longman :
not special or interesting in any way
متضاد fashionable
همه کسی. چیزی که همه جا پیدا میشه
روزمره، کسل کننده، خسته کننده
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٥)