پیشنهادهای حامد انوری (٣٧١)
clairvoyant :روشن بین 🔹 even clairvoyants urge caution حتی روشن بینان هم احتیاط را توصیه می کنند
circuitous: پر پیچ و خم، گمراه کننده 🔹circuitous debate:بحث و جدل بی هدف
chivalry:جوانمردی 🔹 merely out courtesy or chivalry صرفا از روی ادب و جوانمردی
centripetal:مرکزگرا 🔹centripetal force:نیروی مرکزگرا
centrifugal:گریز از مرکز 🔹centrifugal force:نیروی گریز از مرکز
caustic:نیش دار، تند و تیز 🔹caustic terms:اصطلاحات تند و تیز
causal:سببی، 🔹plays a causal role in development نقش سببی در توسعه دارد
categorical: قطعی، مطلق 🔹categorical assurance:تضمین قطعی
cataclysm: فاجعه، سیل ویرانگر 🔹natural cataclysm:فاجعه طبیعی
capricious:هوس باز، بی قید و بند 🔹arbitrary and capricious:خودسرانه و هوسباز
cantankerous:بد خلق، شاکی در مورد همه چیز 🔹 cantankerous old man
calumny:تهمت، افترا 🔹 news calumny and social media vitriol تهمت های خبری و حملات تند رسانه های اجتماعی
callous:پوست کلفت، بی احساس، سنگدل 🔹callous act:عمل سنگدلانه
cadge:تلکه کردن، اخاذی، گدایی 🔹 she cadged pills from friends and cajoled prescription out of psychiatric او از دوستانش قرص تلکه میکرد و با چرب زبان ...
cacophonous:ناهنجار، ناموزون 🔹 a daily cacophonous communal concert of pots and pans banging یک کنسرت دسته جمعیِ روزانه و ناهنجار از به هم کوبیدن ق ...
buttress:تقویت کردن، حمایت کردن 🔹 buttressing belief for a team trying to overcome a rash of starting injuries تقویت باور تیمی که تلاش می کند بر ان ...
burnish:بهبود بخشیدن 🔹 they burnish their personal brand and be an instagram star آنها برند شخصی خود را بهبود می بخشند و یک ستاره اینستاگرام می شوند
burgeon: رو به رشد 🔹burgeoning world population :جمعیت رو به رشد جهان
broach:مطرح کردن برای اولین بار، پیش کشیدن 🔹 you also broach the subject of money and who make what شما همچنین موضوع پول و اینکه چه کسی چه چیزی را ...
boorish : بی ادب 🔹 self - serving boorish behavior رفتاربی ادبانه و خودخواهانه
bolster: تقویت 🔹bolster security:تقویت امنیت
blandishments:چاپلوسی 🔹 salesperson’s blandishments
bifurcated: دوقطبی، دوپهلو، دوبخشی 🔹bifurcated narrative:روایتی دوقطبی
banter :شوخی و مزاح 🔹banter and laughter شوخی و خنده
axiomatic :بدیهی، مسلم 🔹 announcing axiomatic truth of human equality اعلام حقیقت بدیهی برابری انسان ها
avocation :شغل دوم 🔹a fulfilling part - time avocation
avarice:حرص و طمع 🔹 as a devoted friend sidelined by inequality and avarice به عنوان یک دوست فداکار که توسط نابرابری و طمع به حاشیه رانده شده است
audacious :بی پروا، جسورانه, بی باک 🔹 an audacious flick :یک تلنگر جسورانه
atavism :نیاکان گرایی
astringent :تند و تیز 🔹 the conductor refined the score’s occasionally astringent harmonies and piquant climaxes رهبر ارکستر، هارمونی های گاه تند و ...
assuage :کاهش دادن، رفع کردن 🔹 they should assuage worries about the fiscal deficit آنها باید نگرانی ها در مورد کسری بودجه را کاهش دهند
assiduous:کوشا، با پشتکار 🔹 assiduous and conscientious کوشا و وظیفه شناس
asperity :تند خویی 🔹contemptuous asperity :تند خویی تحقیر آمیز
arrest:دستگیر کردن، جلوگیری کردن، متوقف کردن 🔹
ardor :تب وتاب 🔹ardor and enthusiasm:تب و تاب و شور و شوق
apropose:ناب، به موقع 🔹some apropos nuggets of wisdom برخی از نکات ناب حکمت
apprise:مطلع ، اگاهی 🔹staying apprised as to what complications the summer weather may bring can also help مطلع ماندن از عوارض احتمالی آب و هوای تاب ...
apposite:به جا، به موقع، مناسب 🔹an apposite occasions: یک مناسبت به موقع و به جا
appellation:لقب، نامگذاری، وجهه 🔹weakening the reputations of appelation تضعیف اعتبار وجهه و نام خانوادگی
appease :جلب رضایت، دلجویی 🔹in an effort to appease domestic consumers در راستای جلب رضایت مصرف کنندگان داخلی
apothegm:یک نکته کوتاه یا پند مختصر و مفید 🔹sarcastic apothegm:گفته کنایه آمیز
apogee : اوج 🔹 apogee of its toleration اوج بردباری آن
apex:راس، رده بالا, عالی 🔹 apex court upheld previous ruling دیوان عالی کشور حکم قبلی را تایید کرد
anomalous :غیر عادی 🔹anomalous heat and drought conditions شرایط غیر عادی گرما و خشکسالی
anodyne:آرامبخش 🔹anodyne activities: فعالیت های آرامبخش
analogous:مشابه 🔹 farmers faced an analogous situation with the development of pesticides - resistant insects کشاورزان با وضعیت مشابهی در مورد توسعه ...
analgesic: ضد درد، مسکن 🔹 examine the analgesic effect on different levels of pain بررسی اثر ضد درد بر سطوح مختلف درد
amenable :مایل 🔹 he is amenable to keep rates او مایل است نرخ ها را پایین نگه دارد
ameliorate:بهبود، کاهش، رفع 🔹 the attempt to ameliorate market tension came back تلاش برای کاهش تنش بازار دوباره از سر گرفته شد
ambivalence :دوگانگی 🔹cultural ambivalence:دوگانگی فرهنگی