تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

amalgamate:در هم آمیختن 🔹 our grief was amalgamating غم و اندوه ما در هم آمیخته بود

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

allure :جذابیت 🔹 The drafters of the initiative try to preserve its allure تدوین کنندگان این طرح سعی می کنند جذابیت آن را حفظ کنند

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

allay: از شدت چیزی کاستن 🔹 seeking to allay customers concerns تلاش برای کاهش نگرانی های مشتریان

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

aggregate :جمع آوری، 🔹aggregate data about Ai داده های جمع آوری شده در مورد هوش مصنوعی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

aggrandize :بزرگ جلوه دادن، 🔹he did everything to feel aggrandize and powerful او هر کاری می کرد تا احساس بزرگ نمایی و قدرت کند

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

admonish:توبیخ کردن 🔹 the court admonished her for blocking access the site and released her without further punishment دادگاه او را به خاطر مسدود ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

adjunct :کمکی، الحاقی as a supplement or adjunct therapies 🔹 به عنوان مکمل یا درمان کمکی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

adamant :سمج، مصمم و سرسخت 🔹 i was so adamant that this would be a career for me من خیلی مصمم بودم که این شغل برای من خواهد بود

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

accrue:تعلق گرفتن، به دست اوردن 🔹 this valu will ultimately accrue to the customers این ارزش در نهایت به مشتریان تعلق خواهد گرفت

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

accretion:افزایش، رشد تدریجی 🔹 Many writers declare that the accretion of knowledge and early preparations would make victory inevitable بسیاری از ن ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

abysmal:بسیار بد، اسفناک کاملا مسخره و اسفناک absolutely ridiculous and abysmal🔹

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

abstinence:خوداری، پرهیز 🔹abstinence from alcohol پرهیز از الکل

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

abstemious:پرهیزکار، 🔹 They tend to be the most abstemious of all, with little desire for consumer goods. آنها معمولاً پرهیزگارترین افراد هستند و ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

abscond:گریختن، فرار کردن 🔹 A third man who is suspected of absconding at the same time was arrested in London on Saturday مرد سومی که مظنون به فرار ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

abscission:ریزش 🔹 fruit ripening and abscission رسیدن و ریزش میوه

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

abjure :دست کشیدن، رد کردن 🔹 he abjured curse and detested his errors او از نفرین دست کشید و از خطاهای خود بیزار شد

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

abject manner:شیوه ای تحقیر آمیز

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

abate:کاهش، فروکش کردن 🔹 despite any doubts, price pressures are abating علیرغم هرگونه شک و تردید، فشارهای قیمتی در حال کاهش است

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

علیرغم هرگونه شک و تردید

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

zealot:متعصب، غیرتی 🔹 a good test of the Ai zealots and doomsayers beliefs آزمون خوبی برای باورهای متعصبان و بدبینان به هوش مصنوعی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

whimsical :عجیب و غریب 🔹whimsical and unique style سبکی عجیب و قریب و منحصر به فرد

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

volatile :بی ثبات، 🔹 The world has become more volatile and dangerous جهان بی ثبات تر و خطرناک تر شده است

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

vituperative :, توهین آمیز 🔹 he was prone to vituperative outbursts and threats او مستعد طعنه ها و تهدیدهای توهین آمیز بود

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

vitiate:تخریب کردن، تباه کردن 🔹 He doesn’t value its own programs by vitiating viewers experience او با تخریب تجربه بینندگان، برای برنامه های خودش ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

viscous: چسبناک 🔹 viscous goo for medicinal purposes and waterproofing boat ماده چسبناک برای مصارف دارویی و ضد آب کردن قایق

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

vible: قابل اجرا 🔹 they unable to define a viable solution , let alone plausible plans to get there آنها قادر به تعریف یک راه حل قابل اجرا نیستند، چ ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

verbose :پر حرفی 🔹 being overly vebose growing up has been a sort of blessing in disguise as well پرحرفی بیش از حد در دوران بزرگ شدن، نوعی موهبت پنه ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

veracious :حقیقت 🔹 soulful and veracious پر از احساس و حقیقت

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

venerated :گرامی داشتن 🔹 venerating indigenous folkways احترام به آداب و رسوم بومی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

vapid:پوچ و بی روح 🔹 vapid admission that has cast her in the grim two - hander playing اعتراف پوچی که او را به بازی دونفره و شوم کشانده است

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

vacillate:نوسان 🔹 vacillate between power and finesse بین قدرت و ظرافت در نوسان است

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

untenable:غیر قابل دفاع، توجیه ناپذیر 🔹 pretexts used to justify such actions are untenable بهانه هایی که برای توجیه چنین اقداماتی استفاده می شوند، ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

turgid:سخت و کسل کننده 🔹 Regulation time was stuffy, extra - time was turgid, and the penalties were remarkably unremarkable. وقت قانونی بازی خفه و ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

truculence:خشونت، وحشیگری 🔹 cunning and shiftiness, truculence and confusion. حیله گری و فریب، خشونت و آشفتگی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

transgressions:تخلف 🔹 latest ethical transgression جدیدترین تخلفات اخلاقی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

tractable: قابل کنترل، مطیع 🔹 he is a tractable and ingenious craftsman او صنعتگری مطیع و مبتکر است

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

tortuous:پر پیج و خم 🔹 after a tortuous and contested process پس از طی مراحلی پر پیچ و خم و جنجالی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

torpor: بی حالی، وارفتگی، کسالت 🔹torpor and boredom: کسالت و بی حوصلگی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

tirade:داد و بیداد 🔹 frequent tirades rather wearying داد و بیداد مکرر و خسته کننده

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

tenuous:ضعیف و شکننده 🔹 Invincible, a word that was so comforting during such a time when everything in life felt tenuous شکست ناپذیر، کلمه ای که در ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

tangential:وابسته، مماسی 🔹 tangential entities and organizations نهاد ها و سازمان های وابسته

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

taciturn: کم حرف 🔹the performance is taciturn and nonverbal اجرا کم حرف و غیرکلامی است

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

tacit. :ضمنی، به ارامی و سکوت، سربسته 🔹in a tacit recognition of shared values. در یک به رسمیت شناختن ضمنی ارزش های مشترک.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

supposition :فرضیه، گمان 🔹 The report has been rejected by the authorities, who said much of it was based on supposition or inaccuracy. این گزارش ت ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

supersede:جایگزین کردن، از دور خارج کردن، منسوخ کردن 🔹 The plasticity of digital information is superseding earlier modes of expression and expertis ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

subsume: تحت تاثیر ی کسی یا چیزی قرار گرفتن 🔹 It's rare to watch an actor contend with their decisions so forthrightly, to admit to and accept the f ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

substantiate:اثبات واقعیت 🔹 There is little scientific evidence to substantiate the claims. شواهد علمی کمی برای اثبات واقعیت این ادعاها وجود دارد.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

striated:مخطط 🔹 from woolen overcoats to striated longbow and a gently curving sword از پالتوهای پشمی گرفته تا کمان بلند مخطط و شمشیری با انحنای ملا ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

stolid:بی احساس، بی روح، سرد 🔹 being what the Times describes as a cautious, stolid, unhysterical figure چیزی که تایمز او را به عنوان شخصیتی محتاط، ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

stipulate :تصریح کرد، طبق، فاش کرد، آشکار کرد 🔹 international law stipulates that ships aren’t permitted to change their flag mid - voyage طبق قوانی ...