تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

sporadic:نامنظم، پراکنده، 🔹 Her attendance in school was sporadic حضور او در مدرسه نامنظم بود

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

soporific:خواب آلودگی 🔹 soporific endurance test آزمون تحمل خواب آلودگی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

solicitous:دلسوز 🔹 The helpful, solicitous staff happily stows skis in a storage area and presents them efficiently on request کارکنان مفید و دلسوز ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

skeptic : شکاک، 🔹 she is a massive skeptic of stories like this because they pop up frequently and they are never true رند. او به شدت به داستان هایی ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

satiate :سیر کردن، اشباع کردن 🔹 they satiate the appetite for true stories آنها اشتهای داستان های واقعی را سیراب می کنند

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

salutary:آموزنده 🔹 it was stark and salutary lesson to herdsmen این درس عبرتی تلخ و آموزنده برای گله داران بود

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

salubrious:سالم و پاکیزه، 🔹 salubrious appearance of intimacy and commiseration ظاهری دلنشین از صمیمیت و دلسوزی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

sage :حکیم، با تدبیر wild - eyed sage:با تدبیر و تیزبین

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

reverence :تکریم، احترام 🔹 Perhaps what most distinguishes him is his dreverence for the history and his sense of his own place in it شاید چیزی که ب ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

reticent :کم حرف 🔹 he is reticent, refined, never raising his voice or making emphatic gestures. او کم حرف و باوقار است، هرگز صدایش را بالا نمی برد ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

resolved:حل شده، برطرف شده 🔹 manager announced that the issue was resolved and apologized for any inconvenience مدیر اعلام کرد که مشکل حل شده و بابت ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

resolute:مصمم 🔹 staff perceive him as a decisive and resolute manager کارکنان او را به عنوان یک مدیر قاطع و مصمم می شناسند.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

rescind:لغو کردن، فسخ 🔹 He promised to rescind price rises and pay a first instalment of delayed salaries. او قول داد که افزایش قیمت ها را لغو کند ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

repudiate :انکار کردن 🔹renounce and repudiate:انصراف دادن و انکار کردن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

reprobate:فاسد، مطرود 🔹 Both of those reprobates have attracted a following of immense numbers of people - many who simply don't get it. هر دوی این ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

reproach: سرزنش کردن، ملامت کردن 🔹Approaching business challenges with reproach toward our work force is, however, just plain dumb با این حال، نزدیک ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

relegate: تنزل پیدا کردن، سقوط کردن 🔹He was relegated last season but earned his way back at last month's when he claimed one of three qualifying sp ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

refute :نقض کردن، مردود شمردن 🔹The optimistic refute this gloomy thesis خوش بینان این تز ناامیدکننده را رد می کنند

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

refractory :نسوز، سرکش 🔹 refractory cement: سیمان نسوز

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

recondite: مبهم، غامض 🔹complicated and recondite:پیچیده و مبهم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

recant :حرف خود را پس گرفتن 🔹 she recanted hours laterاو ساعاتی بعد حرفش را پس گرفت

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

recalcitrant :چغر، سرکش 🔹recalcitrant troublemakers دردسرسازان سرکش

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

rarefied :نادر، کمیاب 🔹rarefied situation:وضعیت خاص

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

quiescent:غیر فعال، خاموش ( به طور موقت ) 🔹the volcano has been quiescent since 1994 این آتشفشان از سال ۱۹۹۴ غیرفعال بوده است.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

qualified :واجد شرایط، شایسته 🔹 he has this hugely qualified resume او این رزومه بسیار شایسته را دارد

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

proscribe:ممنوع کردن 🔹proscribed organization:سازمان ممنوعه

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

propriety : شایستگی، منش 🔹 any potential propriety هرگونه شایستگی بالقوه

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

propitiate: تسکین دادن، آرام کردن 🔹 There was no fantastic concoction she would not drink, nor any omen she would not propitiate. هیچ معجون خارق ال ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

propensity: تمایل یا گرایش طبیعی و ذاتی 🔹 they have a propensity to become fabulously wealthy آنها تمایل زیادی برای ثروتمند شدن دارند

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

proliferate : ازدیاد شدن، تکثیر 🔹 the Al - generated detritus are proliferating on social networks and video - sharing platforms. زباله های تولید ش ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

profound: عمیق، ژرف 🔹 his choice will have a profound impact on the election’s outcomes انتخاب او تأثیر عمیقی بر نتایج انتخابات خواهد داشت

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

prodigal:ولخرج، فراری، 🔹prodigal and heedless ولخرج و غافل

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

problematic:مشکل ساز 🔹 they still have problematic relationship آنها هنوز رابطه مشکل داری دارند

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

probity :درست کاری، صداقت 🔹 prioritise, fairness, probity and harm minimization اولویت بندی، انصاف، درستکاری و به حداقل رساندن آسیب

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

pristine: درخشان، بکر 🔹 with a pristine record of good manners با سابقه ای درخشان از خوش رفتاری

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

prevaricate :طفره رفتن 🔹 he did not bully, prevaricate or seek blind loyalty او قلدری نکرد، طفره نرفت و به دنبال وفاداری کورکورانه نبود

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

presumptuous :گستاخانه، وقیحانه 🔹 Telling generous people how to give away their money can be a bit presumptuous. گفتن به افراد سخاوتمند که چگونه پ ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٢

precursor :پیش زمینه، مقدمه That was the precursor to my learning 🔹 این مقدمه ای برای یادگیری من بود

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

precipitate: تسریع کردن 🔹 helping to precipitate the slowdown به تسریع رکود کمک می کند

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

precarious :شکننده، متزلزل، بی ثبات 🔹high valuations are precarious ارزش گذاری های بالا، متزلزل هستند

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

pragmatic:کاربردی، عمل گرایانه، 🔹 often pragmatic and timeless styling اغلب سبکی عملگرا و ماندگار

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

plethora :انبوهی، جمعی 🔹 a plethora of music stars جمعی از ستاره های موسیقی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

platitude :کلیشه, ابتذال boiled down to empty platitude 🔹 به ابتذال پوچ و توخالی تقلیل یافته

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

plasticity: انعطاف پذیری 🔹 In younger patients, the brain has greater plasticity and capability for recovery of functions در بیماران جوان تر، مغز ان ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

placate :آرام کردن، دلجویی کردن 🔹 they will need time to placate their own angry staff آنها برای آرام کردن کارکنان عصبانی خود به زمان نیاز خواهند دا ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

phlegmatic :خونسرد، آرام 🔹he was calm, unruffled and phlegmatic او آرام ، بی غل و غش و خونسرد بود

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

pervasive :فراگیر، دربرگیرنده 🔹 As Al becomes more pervasive, it increases vulnerabilities for enterprises, he added. او افزود، با فراگیرتر شدن هوش ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

permeable :نفوذپذیر 🔹 permeable fault zone منطقه گسلی نفوذپذیر

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

perfunctory :سرسری 🔹perfunctory glimpses نگاه های گذرا و سرسری

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

perfidious :خائن 🔹insidious and perfidious:موذی و خائن